Montag, 6. Oktober 2014

آسیدفریدون حسینی____آیا مردم یارسان (اهل حق ،کاکه ای) باید مراسم عید قربان را به جا بیاورند؟



آیا مردم یارسان (اهل حق ،کاکه ای) باید مراسم عید قربان را به جا بیاورند؟

باسلام به یاران گرامی






طی روزهای اخیر درفضای مجازی مقالات ونظرات کوتاه وبلندی درباره ی جایگاه « عید قربان دریارسان» مطرح گردیده است وافراد زیادی مستقیمأ به این موضوع پرداخته اند. اما من تصمیم دارم موضوع مذکور را از زاویه ی ومنظر دیگری مورد بحث قرار دهم، زیرا « عید قربان » یک تابع از موضوعات دیگرویا زیرمجموعه ای از یک مجموعه ی اعتقادی دینی دیگراست. درواقع همکنون عید قربان زیرمجموعه یاتابع « سفر حج » دراسلام است .بنابراین اگر بتوانیم ارتباطی بین این مجموعه بااعتقادات مردم « یارسان» پیدا کنیم آنگاه میتوانیم درباره ارتباط زیرمجموعه (یعنی عید قربان)بایارسان نیز نظربدهیم.

ابتدا لازم است یادآوری کنم که اصل موضوع عید قربان مربوط به دین اسلام نبوده است بلکه در دودین ابراهیمی دیگر (یهودومسیحیت)نیز ازآن نام برده شده است ،ولی ازآنجا که بسیاری از قصص ،دستورات واحکام اسلام با تغییرات جزیی از دین یهود کپی برداری شده است، دین اسلام عیدقربان را با تغییراتی به سود خویش تصاحب کرده است.

همکنون عید قربان یکی از مراسم ومناسک واجب ، حج است که صراحتأ در سوره ی حج در قرآن مجید به آن اشاره شده است. سفر حج برهر مسلمانی که وسع مالی داشته باشد واجب شرعی است، پس اگر به بررسی موضع ونظر « دین یاری» درباره ی سفرحج وزیارت کعبه به استناد متون دینی «یارسان » بپردازیم، میتوانیم نتیجه بگیریم که آیا انجام فریضه ی دینی قربانی کردن گوسفند درعید قربان برای مردم یارسان واجب است یا خیر.

در متون دینی یارسان ، دردفتر پردیوری دررابطه با کعبه وسفرحج کلام هایی به شرح ذیل آمده است :

سلطان مرمو:

 ویل نوانی ویل
 باچه غلامان ویل نوانی ویل
روژی صد مینگه نگیلان چوین خیل
 ومیل بنیام هاشیام اوذیل

بنیامین مرمو:
کعبه ی حج ویل
 غلامان مکردی کعبه ی حج ویل
هنگامم نیا هاشیام اوذیل
 شده رشانم کردن اراگیل

معنی کلام : سلطان سهاک می فرمایند : سرگشته وگم ، و ، ویلان نباشید به یاران بگوید که به راه گمگشتگی نروند، وهمانند ایلیاتی وچادرنشینان ( که درپی یافتن چراگاه ،ازیک محل به محل دیگر کوچ می کنند)هرروز صد محل ومنزل را به دنبال پیدا کردن خدای خوددنبال نکنید)که به درستی من در قلب های شما هستم. بنیامیین می فرماید: کعبه وحج بیهوده نروید به یاران بگویید که این راه را نروند ،من قدمی برداشتم (یعنی دریک پروسه دونای دون )به قلب های شما آمدم وآنان که به گرد چادر سیاه کعبه می گردند گمگشته وسرگردانند.

پس نتیجه می گیریم که متون دینی یارسان ،رفتن به حج وطواف کعبه را، راه گم کردن می داند ، یعنی افرادی که این راه را برای دیدن حضرت حق برگزیده اند آدرس را اشتباهی می روند. اما وقتی که به کسی اعلام می کنیم که آدرس راه مقصد ومقصودش را اشتباه می رود ، اخلاق وعقل حکم می کند که آدرس صحیح را به او بدهیم . بنابراین بازهم مجددأ به کلام پردیوری یارسان مراجعه کنیم ببینیم چه آدرسی به ما می دهد؟ :

یادگار مرمو:
 اوذیل بنیام
 بارگای شام وستن اوذیل بنیام
 غلامان بیان چنی سرانجام
 شه ده رشانم کل وستن نه دام
بنیامین مرمو:
 هنت گروی جه عالم اولایی
 نه چه بابا آدم نه چه حوایی
 خدا باآشان آشان با خدایی

مصطفی مرمو:
 هنت گروی یاری منمانان
باقی وقلم موسی مزانان
 سلطان وخدای برحق مزانان
داوو مرمو:
 هنت گروی
 گروی ناجین
 کعبه شان جمن ویشان حاجین

لوام اوکلام کلامم وانا
 کعبه ی من جمن ای مهربانا
 ورتر نه خواجا پیرش نمانا

معنی وتفسیر: بابایادگار می فرمایند: بارگاه وخانه ی حضرت حق را درقلب یاران قرار دادیم وای یاران با کلام سرانجام می آیند وآنگاه همه آنان که قبلأ دور چادرسیاه کعبه زیارت می چرخیدند وزیارت می کردند را در دام معنوی« دین یاری» می اندازم .(یعنی عاقبت آنان درزندگی هاوجامه های ی بعدی درپروسه ی « دونای دون» به یار، ومقصود خویش خواهند رسید وراه درست را پیدا خواهندکرد)
. بنیامین می فرمایند: عده ای از مردم هستند (منظور مردم یارسان است)که از عالم برتر ووالاتری هستند. اینان نه از نسل بابا آدم ونه از نسل حوا هستند .خدا با آنان هست وآنان با خدا(یعنی خدا همواره درقلبشان است وخودشان بخشی ازاو یند).
داوود می فرمایند : عده ای هستند که نیازی به نجات دهنده وناجی ندارند چرا که خودشان ناجی ونجات دهنده هستند، کعبه ی آنان « جم یاری» است بنابراین خودشان همیشه حاجی هستند(زیرا جم یاری کعبه ما است).

به سوی دفتر وکلام یاری رفتم وآن را خواندم // ودریافتم که کعبه ی من «جم یارسان» است وقبل از هرچیز برای ما رابطه ی پیروپادشاهی را (به جای رابطه ی عابد ومعبود) قرارداد.

وچه زیبا«شمس تبریزی» نیز دراین باره می گوید:

 طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
 دلست که معنی تو گل چه پنداری

ای قوم به حج رفته، کجایید؟کجایید؟
 معشوق همین جاست، بیایید! بیایید
معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار
 در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورتِ بی صورت معشوق ببینید
 هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید

سعدی نیز چنین می گوید:

 طواف خانه ی دل کن که کعبه از سنگ است
 که آن بنای نبی واین بنای خداست



بنابراین باتوجه به فاکت هایی که از متون یارسان نقل شد ، کعبه وحج مردم یارسان ،همان گردهمایی ومراسم مذهبی « جم یارسان» است که یاران هرهفته به صورت دایره ای در جمخانه و« جم » دور هم می نشینند ونذر ونیاز خود را همراه با نوای دلنشین تنبور وسرودها وکلام های مذهبی به جا می آورند. مراسم « جم» در هر جا ومکانی با حضور یارسانی ها صورت بگیرد آنجا کعبه وقبله ی یاران یارسانی است. به همین دلیل مراسم عید قربان که زیر مجموعه ی مناسک حج و زیارت، خانه ی کعبه در عربستان سعودی است ، هیچ پیوند وربطی به پیروان « دین یاری »یعنی مردم یارسان وکاکه ای یا اهل جق ندارد. زیرا دین یاری ، دین انسان خدایی است ، به همین دلیل خدا در دوره های مختلف تاریخی درقالب انسان ظاهر گشته است و نهایتأ در دوره پردیور (درحدود 758سال پیش) درجامه سلطان سهاک در اورامانات کردستان ظاهر شده وبه همراه یارانش دین یاری را از حالت دوره پنهانی وسِرّ به حالت آشکار ومکتوب درآورند.

به هر حال به طور یقین میتوان گفت که عیدقربان به ادیان ابراهیمی تعلق دارد ، البته در متون یارسان به عنوان یک واقعه تاریخی وبا تعبیرونتیجه ی کاملأ متفاوت ازآن یاد می کند. متأسفانه گاهی یادآوری واشاره به بعضی از حوادث تاریخی ودینی در متون دینی مردم یارسان ، به تایید ویا انجام آن مناسک ومراسم تعبیروتفسیر می شود، که این اشتباه محض است . مثلأ دردفترپردیوری از حضرت محمد،موسی وعیسی وسایر انبیا یاد می کندوآنان را یک ضرورت تاریخی درپروسه « دونای دون» و آشکار شدن حقیقت دین یاری می داند. اما آیا مفهوم این موضوع این است که ما باید به مسجد،کلیسا یا کنیسه برویم ومراسم دینی آنهارا به جا بیاوریم ؟ . فلسفه ی دین یاری کثرت گرایی ، تعددوتکثر افکارواندیشه واحترام به همه ی اعتقادات دینی وغیردینی است به همین دلیل در دفتر پردیوری حتی برای بت پرستان ارزش قائل شده وبه آنها احترام می گذارد چرا که همه ی اینها را به عنوان یک ضرورت تاریخی وبراساس میل ورغبت حضرت حق میداند، کلام پردیوری دراینباره چنین می گوید:

بت وبتخانه خواجام نیایی
 پوسه مواچان پنش خدایی
معنی : بت وبتخانه نیز با اراده ومیل سلطان سهاک بناشده ونمادی از حق است به همین دلیل به آن خدا می گویند.
به همین دلیل براساس فلسفه ی یارسان حتی دربرخورد با بت پرستان ، اعتقاد به شکستن بت ها ونابودی شان نداریم زیرا فرهنگ یارسان فرهنگ حذف ، فرهنگ خون ،شمشیر وجهاد نیست.

درسال های پایانی عمر پدر عزیزم آقای سید ولی حسینی ، سئوالات وابهامات بسیاری را درباره موضوعات دینی وتاریخی از ایشان پرسیدم وخوشبختانه جواب بیشترسئوالات خود را دریافت کردم . از جمله اینکه از ایشان پرسیدم بااینکه به استناد متون دینی یارسان عید قربان ربطی به یارسان ندارد پس چرا در مناطق یارسان نشین ، عید قربان نذر وقربانی می کنند؟دراین روز معمولأ با استفاده از رسم وسنت « خوین ریژان » به صورت جمعی نذر به جا می آورند.خوین ریژان به این معنی است که مردم هر محله با مشارکت جمعی اقدام به خرید یک گوسفند یا گاو می کنند وبه رسم ورسوم نذر ونیاز یارسان در« جم »دعا می دهند و«نواله وشوربا» را به صورت مساوی بین خودشان تقسیم می کنند. پدرم جواب سئوال مرا چنین دادند:

« بخش های زیادی از شهرها وروستاهای یارسان نشین در جوار وهمسایگی مردم مسلمان بوده وهستند. درروز عید قربان مردم مسلمان گوسفند وگاو قربانی ونذر می کنند وآن را به صورت خام بین همسایگان تقسیم می کنند،ازطرفی براساس اعتقادات مردم یارسان ، معمولأ گوسفند یا هر حیوانی که اسم « نذر» برآن گذاشته می شود بامراسم خاص ذبح وسپس پخته ودر« جم »دعا داده می شود ، لذا از آنجا که یارسانی ها از خوردن گوشت نذری خام اکراه داشته اند، واز طرف دیگر برای رهایی از طعنه، کنایه ونگاه های تکفیری همسایگان مسلمان، ونیز برای حفظ استقلال وعزت نفس خود وخانواده هایشان وعدم وابستگی به دیگران ، با همدیگر همکاری وهمیاری کرده واقدام به جمع آوری پول وانجام نذر ونیاز به سبک وروش یارسانی در روز عید قربان کرده اند .لذا از دیرباز تا کنون این رسم بدون هیچ پایه واساس مستند دینی وبراساس عَرف به صورت یک سنت باقی مانده است».

اینجانب شخصأ نمود وعینیت سخنان پدرم را در روستای « نیلک» از توابع گهواره گوران تجربه کرده ام ، این روستا تقریبأ دارای تقریبأهفتاد خانوار است که از این تعداد شصت درصد مردم مسلمان وچهل درصد یارسانی هستند . یارسانی ها را در این روستا « گوران» ومسلمانان که اهل تسن هستند « جاف » نام دارند. آنها روابط بسیار دوستانه وهمکاری خوبی درزندگی روزمره با همدیگر دارند ،لیکن مردم یارسانی (گوران )روستای نیلک به طور مستقل وبا غرور مراسم عید قربان را به روش نذر ونیازیارسانی انجام می دهند و«جاف ها»نیز به سبک وسیاق خودشان. به یاد دارم درحدود پانزده سال پیش وقتی که با پدرهمسرم مرحوم آ سید حیدرحسینی وپسرانش در باره ی عدم ضرورت انجام نذر وقربانی در روز عید قربان سخن گفتم ، آنها بسیار ناراحت شدند وخطاب به من گفتند ؟« آیا انتظاردارید کاری بکنیم که زن وبچه ما ن دراین روز چشم شان به دستان دیگران باشد وگوشت خام نذری بخورند؟»...... به هر حال من درآن زمان به دلائلی سکوت رابه ادامه ی بحث ترجیح دادم .

به غیراز اجرای مراسم عید قربان، دربعضی مناطق ، بدعت های دیگری بعد از انقلاب، دررسم ورسوم یارسان گذاشته شده که شرکت درمراسم ماه محرم (تاسوعاوعاشورا) ویا شرکت جشن های مذهبی همچون عیدغدیرخم یا جشن ولادت امامان شیعه ازآن جمله اند.متأسفانه بعضی ها معتقدند که نباید دراین رابطه زیاد حساسیت نشان داد آنها می گویند: « خب چه اشکالی دارد حالا ما درروز عاشور، عید قربان یاعید غدیر و....نذر ونیازی بکنیم ویا بادرست کردن یک شربت یا شعله زرد ویا شرکت در مراسم مذهبی عزاداری ماه محرم با تنبورنوازی وکلام خوانی ، با همسایگان مسلمانمان همدلی کنیم ؟» غافل از آنکه این بدعت های خطرناک، آرام آرام زبان ، فرهنگ وآداب ورسوم مردم یارسان را تحت تأثیرقرارخواهدداد. درجواب این عزیزان باید گفت: دین یاری ومردم یارسان به همه ی ادیان وعقاید احترام می گذارد لیکن باید استقلال وهویت خویش را حفظ کند. مفهوم احترام گذاشتن به ادیان ، به معنای شرکت در مراسم مذهبی آنان نمی باشد.همانطور که میدانید عید خاونکار یکی از بزرگترین ومهمترین مناسبت های یارسان است، آیا با وجود چندین میلیون یارسانی درایران ، آیا تا کنون حتی یک بار نامی از این مراسم باشکوه درصدا وسیما وروزنامه ها ی دولتی برده شده است؟ آیا در مناطقی که یارسان اکثریت جمعیتی را دارا است (مانند کرند غرب ،گهواره گوران وقلخانی)، اقدامی ازطرف ادرات دولتی برای تسهیل انجام مراسم خاوندکار همچون تعطیلی روز عید خاونکار صورت گرفته است؟ آیا مسئولین دولتی به خود اجازه داده اند که حتی برای یک بارهم که شده ، این عید بزرگ را به مردم یارسان تبریک بگویند؟چرا سالهاست احترام به مراسم مذهبی فقط یک طرفه از طرف یارسان رعایت می شود؟درماه رمضان سی روزکامل مردم یارسان به احترام مسلمانان در کوچه وخیابان چیزی نمی نوشند ونمی خورند ونهایتأ عید فطر را نیزبه آنان تبریک می گویند.اما آیا این احترام متقابل بوده است؟ آیا نادیده گرفتن رسم ورسوم یارسان تلاشی برای حذف هویت واقعی مردم یارسان نیست؟

درپایان ازاینکه علی رغم قولی که به دوستان عزیز داده بودم ، به دلیل طولانی شدن مقاله نتوانستم به موضوع « تاریخچه نذر و قربانی کردن از دیرباز تا کنون» دراین مقاله بپردازم ، پوزش میخواهم . درآینده نزدیک این موضوع را درقالب مقاله ای جداگانه تقدیم حضورتان خواهدشد.



بااحترام سیدفریدون حسینی . اسلو . نروژ 14.07.1393برابربا ششم اکتبر دوهزاروچهارده میلادی

Sonntag, 5. Oktober 2014

له اشعار مهندس فریدون سهرابی گوران ..شعری در رثای مادری آواره در کوهها و بیابانهای اطراف شنگال و سنجر

له اشعار مهندس فریدون سهرابی گوران
شعری در رثای مادری آواره در کوهها و بیابانهای اطراف شنگال و سنجر
هاوار ،هاوار
ایه چه ترشقه ی بی هاته سراغم
که سوزان ، تمام داریل باغم
آگر چی له گشت بیه گله جار
داریل گیلاس و آلبالو و هنار
کس خور نیری له حال زارم
سوزیا ، له بیخ سیا چنارم
پرچین باغم ودیلی گردن
گل نسترن ونیلوفرم ویغما بردن
گل مخمدیم بردنه تجارت
بیخ و بن چینه م کل دان وغارت
کارم زاریه بیزارم له گیان
جور بایه غش له شون میلکان
صو تا ایواره هر داد بیداد کم
دنگ مظلومیت خوم دیرم فریاد کم
(سهرابی ) گیلانغرب (24/5/1393)

آواره کان شنگال

شاعر ولاتمان مهنس فریدون سهرابی

له اشعار شاعر عه زیزمان کا عه لی کرمی در وصف (یاران بنوره ن وه مردم شنگال )

له اشعار شاعر عه زیزمان کا عه لی کرمی در وصف (یاران بنوره ن وه مردم شنگال )
یاران بنوره ن وه مردم شنگال
ژنان ، منالان گشت بی په رو بال
کوبانی له ای لا گرفتار بیه
منالیان ویلان و مال آوار بیه
ساتی نیه قرار هان له پژاره 
پیاگیان بی دسلات و ژنیان هژاره
هی داد هی بیدادبی میلکان وه خوه م
بی ملک و مکان هه ر ویلان وه خوه م
تا کی بکیشیم ای ظلم و جوره 
ده سم وه داوان ای خوای گوره
ده سم و داوان سلطان سه رجم
ده ر بکی له لامان جنگ و خوسه و خم
دنیا گشت نگران چته و داعشه
داوو آگر بیه ای آلای رشه
مصطفی پر زور ریشگه ت در اری
بکه ی وه دوچارت خم وه خه رواری


علی کرمی



له اشعار کاکی سیامک نجفی

له اشعار کاکی سیامک نجفی
ئەوسا
وەختێ خوەت رەژانی
وەل ماشتەگەد یە کووڵ شەوارە
وە ناو دڵم
پەخشانی
تەفرتووینییم لە ناو کەپەر هەزرەتەم
لەخشانی
قرم،
نەرمەناز نەسرەویانت
لە ناو دڵ نەپەرەژیاگم
چەمانی
وەختێ تووف هاتنت
پاپای وسانیە
لافاو بردنم،
وەردەوەردەی کەنیانیە
ئەوسا
وەختێ چەوت رەژانیای
لار راس وەت
ئەوە راس بی ک چەفت چیا.


شعر کاکی سیامک نجفی 

خه‌و 12
من جەوز سەر
ئەڕا دەنگ زیڕزیڕەک شکانمە
هه‌مرای خەو شوان خەڵەتنە وە ناو چەم نەڕشیاووی
دەنگ زیڕزیڕەک چییە بن
جەوز لە قەی دار کەفت،
وەرجڵە ئەوەییک
خه‌و له‌ چه‌و که‌سێک بشکیا.
کاکی سیامک نجفی






ریز و سپاس دیرم ئه رای برای عه زیز و خوشه ویستم و شاعر ولاتمان کا ئه مین سهرابی که لایق زانسته

ریز و سپاس دیرم ئه رای برای عه زیز و خوشه ویستم و شاعر ولاتمان کا ئه مین سهرابی که لایق زانسته ....
قلمت توانا من له ئه ی ری دویروه چه و ت ماچ که م نمونت فره بود
علی قربان عقل و فامت بام
قربان غریبی دور ولاتت بام
من له بانیاران تاسه ی توم کردن
بلام زمانه تو لیم دور کردن
چه بکیم له ده س زمانه ی دونه
اینه کارشن ای چرخ کونه
لو روژه من توم ناسیه ن وه ناو
لیم حرام بین هم خورد و هم خاو
امیدم ایدن و شای هورامان
جاریک تر بایته باوش نیشتمان
امینم یانه م هاله بانیاران
تاسه ی توم کردن له ولات آلمان
سهرابی نژاد اصل گورانم
وینه ی سیل میو اسر له چمانم

له اشعار شاعر گرانقدر زنده یاد استاد اسد چراخی

له اشعار شاعر گرانقدر زنده یاد استاد اسد چراخی
بی وفا تا کی دوریدتامل کم
زمزمه دورید تسکین دل کم
مرتو نیزانی درد داران
زمزمه مسی وادی وهاران
کرماشان بی توبی رو نق منن
رنج صبورید ریشه دل کنن
صفای طاقوسان بی شو ق وشوره
سراو سر چشمه سراوان کوره
خیال خیمگای ولان مگه دو
شایدپیدای کی گل غنچی چو ن تو
گل چو تو بیه و گل زارو ه ودیشتو وه
دمن دیشت شاروه عریز و دوید دل پر عزاو ه
جرگم لت لته دلم کواوه
خرمانی خیال خو مه چو سنن
عقل و عشق وسر دو راهی منن
اخر بی وفا درد رنج تا کی
تاکی انتظار نی و می و بی کی

دیده خاصان دور له وفا بو
رحم ومرو تی جور و جفا بو
یسه و هجران دوریگی بالات
شراره لیزراشاره الات
سزام برشیام گردم چیه باد
درو نم گر دره جور کوره حداد
شرط وبی تو ننیشم وشاد
بومه جارو کیش طاق که فرهاد
تا بوده تسکین دله پر دردم
عاشقم دربار عاشقان گردم

له اشعار کا علی عسکر خسروی له وصف زنده یاد استاد اسد چراخی




له اشعار کا علی عسکر خسروی له وصف زنده یاد استاد اسد چراخی

ماموسااسد شهرت چراغي
زوي مال آوايي كردي له دلمان داخي
منزلت خير بو ريگت پر ريويار
اشعارت مرحم دواي درد ه يار
شعر دلنشين له ناخ پر دردت
ناكسان شكانن مينا بي گردت
و نيرنگ ناكس گران بوي دردت
وپيت افتخار كيم پي وفا و شرطت
ماموسااسد دل پر له درد
كورد پاكنژاد بي عيب وبي گرد
اي دنياي فاني محل گذرن
بقاي جاودان تنيا هنرن
اشعارتان هنر ني دنيا ديجور
سرايتان بهشت مكانتان پر نوير
منيچ درد ه يار دل و حوينوه
آماده سفر اسب و زينوه
ورجه نه سفر سوار بووم وزين
اجل صيايه. نيشتگه نه كمين
چاوري راه من نيشتن وقين
سوار مه پي كوه له اريچه زين
اوخت من چم و جم رفتگان
بوم هاودم دوير كفتگان
شاي بوم وديار قديم ياران
نو شار آوا دل. پر خمباران
نيشمه كناريان وسيرصفا
و خيال راحت دوير له رنج وجفا
شاي بوم دوين قوم وخويش
بي باك له فاني دولت من و دوريش
ياران بزانن ايدنيا هويچه
محل گذره پر خم و پيچه
دلخوشي نيريت بي مايه پويچه
چوين كشتي غرق له موج وگيجاه
اي دنياي فاني ميدان جنگن
بري دلشاي بري دلتنگن
بري مه لوان دل و بي مراي
بري منيشو چند روژي و شاي
ار كيخسرو بوي پاد شاي كيان
ار رستم بوي جور بور بيان
عاقبت گذرن و ريگه و سفرن
كوچ دير وزوي قضاو قدرن
ياران شاد بوين لي دنياي فاني
و شاي بژين تاگه تواني