Montag, 11. November 2019

پیروزبایی جشن خاونکار!..کاک اردلان بهروزی



پیروزبایی جشن خاونکار!
آیین یارسان تنها آیین پستوی جمخانه ها نیست،بلکه آیینی از جنس اصلی سرزمین کوردها است که در جوهره ی بطن خود لعابی مرکب از؛ عشق به همیاری و دوستی،مهربانی و رعایت آیین انسانیت،دوری از تندروی و عدم تمرد و بی احترامی به مذاهب و ادیان دیگر...از گوشه نگاه وابستگی به ملیت،حائز اهمیت است که آورده شود که این آیین گنجینه ای بکر و کهن ملت کورد است که قرنهاست حامل و حافظ فرهنگ،ادب،زبان،جغرافیا و تاریخ ایستادگی ملتی است که امروزه برای نیل به مقصد به شیوه های دیگری برای آن مبارزه می کنند، در واقع بایست یادآور شد که اگر انصاف،عدالت و آگاهی تاریخی را در موازی هم قرار دهیم خواهیم فهمید که همچنان که درختان بر روی ریشه ها قد علم کرده اند بخش اساسی از زبان و فرهنگ ملت کورد را حتا در این عصر دیجیتالی را بدون تکیه بر هیچ شک و گمانی بایست مدیون آن زخیره ی بانکی فرهنگ و زبان بطن دفاتر و حافظان واقعی و ریاضت کش کوردان یارسانی قلمداد کرد و همچنان کوردان یارسانی خود به گونه ای از اجزاء هیکل راستین ملت کورد به شمار می آیند و بر همین استدلال آنچنان هم به دور از منطق نخواهد بود که اگرامروزه کوردان یارسانی حقیقت پیشه و یارسان گونه خودشان را از پیشروان مبارزات بر حق ملت کورد قلمداد کنند، اگر چه امروزه تعدادی از پیروان این آیین با پوشیدن خرقه ای ظاهر نما تحت عناوین آیین مذکور داعیه ی رهبری،جداسازی خیالی از پیکره ی ملت کورد و مجسم نمودن آینده ای ترسناک جهت برجسته کردن خود برای سرنوشت پیروان آیین یارسانی را از راه میدیاهای مجازی امروزی به خورد مردمان یارسانی می دهند!؟
در لب کلام، عید خاونکار(خاوندگار) مرامی برای یادآوری محصول رنج و تلاش و باورها و در همان حال پیوستن امید و آرزوها جهت رسیدن به منزلگاه مورد خواست،منزلگاهی که بتواند انسجام وحدت و شکرگزاری روزهای سخت را ترمیم کند و به برادری و برابری و همیاری مزیتی والا ببخشد و خانه ی کینه و کدورتها را به تمامی جاروب و عشق همخونی،یاری و هماهنگی ملت کورد را یارسان گونه جایگزین آن کند...
عه ێد خاونکار له گشت ملت کورد و فره تر له باوه ڕمه ندێل یارسانی پیروز بودن

Freitag, 1. November 2019

به مناسبت بزرگداشت استاد سیدقاسم افضلی شاه ابراهیمی از اساتیدو قدمای تنبور نوازی منطقه گوران_ کرند

 سید وحید شاه ابراهیمی(صحنه)۲۰ خرداد ماه ۱۳۹۸ خورشیدی

به مناسبت بزرگداشت
 استاد سیدقاسم افضلی شاه ابراهیمی
از اساتیدو قدمای تنبور نوازی منطقه گوران_ کرند

عنوان : تنبور،کاریزما،کارینا

در تاریخ تنبور و تنبور نوازی ایران زمین،اساتید و خنیاگران برجسته ای در دورانهای مختلف همواره زیسته اند و آرمیده اند،ولی از میان آنها کم بوده اند بزرگانی که زیست فرهنگی_هنری و سیر نفوذ آنها پس از مرگشان نیز ادامه پیدا کند.ویژگی زیست هنری و امتداد آن به نسلهای آینده صرفا خاص شخصیتهای تاریخ ساز و کوشنده است و شاید این توانایی و ظرفیت در معدود اساتیدی وجود داشته است.
استاد افضلی را نه تنها صاحب سبک و شیوه ای متفاوت در بین اساتید حوزه گوران و منطقه کرند میتوان دانست بلکه با استناد به واقعیت ها و آثار موجود،میتوان گفت که ایشان در بیان آوازی،شیوه نوازندگی،انطباق کلام با مقام،نوع روایت گری موسیقی روایی و معنوی یارسان،جهت دهی و مدیریت صحیح نوازندگی به سبک قدما در گوران و شهر کرند(همان کارینای باستانی که بعدا سعادت حضور دو ذات اعظم،پیر بنیامین و پیر موسی از فرشتگان مقرب آیین یارسان را یافت) و انتقال حس شورانگیز ،قدرتمند موسیقی تنبور به مخاطب خویش و نفوذ کاریزماتیک خاص،در نوع خود کم نظیر بوده است و لذا نه تنها ایشان را میتوان صاحب سبک بلکه حتی میتوان صاحب مکتبی جداگانه نامید.
از سویی با توجه عمق تاثیری گذاری ایشان در پیرامون خویش،نحوه برخورد با علاقه مندان و طالبان راه موسیقی تنبور و نیز نوع جهت گیری فکری این استاد راجع به اشاعه موسیقی تنبور،به راستی استاد سید قاسم افضلی شاه ابراهیمی را بایستی ستود و با احترام تحسین نمود چرا که با حضور مستمر و مداوم در مراسمات و مناسبات آیینی و با مایه گذاشتن از خود،زمینه های نوعی انقلاب فرهنگی را( در حیطه مد نظر خویش) در موسیقی آیینی و حماسی تنبور فراهم آورد.
@asheghaneshahebrahim
استاد افضلی فرزند و شاگرد بر حق آسید علیار( سیدعزیزی) که از ستون های موسیقی تنبور در تاریخ و جغرافیای خویش بود، با شاگردان و خنیاگران و کلام خوانانی که از خویش بر جای گذارد،دین خود را به آیین و فرهنگش ادا نمود و امتداد این تاثیر شاید تا اعصار آینده به حیات خود ادامه دهد.فرزندان هنرمنداین استاد و ده ها خنیاگر زبردست دیگر که برخی از آنان اکنون کسوت استادی دارند ،همگی ماحصل انرژی ذائدالوصفی بود که آسید قاسم داشت.نسل جوان حال حاضر باید با تاسی جستن ‌و الگو گرفتن از استادان بزرگ،جهت بزرگی،زانوی ادب به زمین زده و از سرمنشا جوشان معنویت بزرگان دوران تا میتوانند بنوشند و زنجیر وار حیات موسیقی مقامی تنبور را تضمین کنند.بدانیم و بنگریم که دورانها باید طی شود و رنج ها بایستی کشیده شود تا شخصیتی همچون استاد افضلی خلق گردد.باشد که قدر سرمایه های معنوی_فرهنگی خویش را بدانیم و راه خویش را گم نکنیم.به راستی مگر دست های توانمند تاریخ این مرز و بوم چندین سیدعلیار،سیدولی،سیدامرالله،استادطاهر،درویش امیر،سیدمحمود،سیدایاز،سیدقدمیار،میرزا صیدعلی و...و....و...میتواند خلق کند.باید و باید قدر دانست و ارج نهاد و الگو گرفت و به درستی مسیر را طی نمود.
در پایان باید گفت که جسم سید قاسم هم اکنون در میانه میدان نیست ولی روح ایشان شاهد به ثمر نشستن بذر هایی ست که او آرام آرام در زمین مستعد فرهنگ تنبور نوازی گوران و کرند به زمین افکنده بود.
به قول سیاوش کسرایی : 
هرشب ستاره ای به زمین میکشند و باز....این آسمان غم زده غرق ستاره هاست.
@asheghaneshahebrahim
روحش شاد یادش گرامی✅

 سید وحید شاه ابراهیمی(صحنه)۲۰ خرداد ماه ۱۳۹۸ خورشیدی

ازکانال کلامی ویاری

عاشقان حضرت شاه ابراهیم سویر
https://t.me/joinchat/AAAAAELgCpW-bQmGP6YBeA

Samstag, 13. Juli 2019

. شاعرکرد زبان کرمانشاه حاج قاسم مرادی ( پهلوان حسین گلزار روحش شاد.)




سینه جور سینه اولادیل سام
جمال وینه ماه دوهفته تمام

پهنایی سینه تا میل گردن
چمان ودلخواه نقاشی کردن

مواتی روسم شیر بچه زالن
سرپنجه ش پنجه ببر بنگالن

ابروش چو کمان ارش کشیده
چوی بال شهباز وپشت دیده

اندام چوی روسم پورزال پیر
حمله جور پلنگ صلابت چوی شیر

پهلوان حسین گلزار روحش
شاد







https://www.youtube.com/watch?v=hvxXCc0Cf3w&feature=youtu.be

. شاعرکرد زبان کرمانشاه حاج قاسم مرادی (اسیر هجران دوس دویر کفته م.)

اسیر هجران دوس دویر کفته م
گیروده اقبال روژ و شو خفته م

گریان ونالان پی عمر بی سود
پری خرمانه خمان بی ودود

مگیلم زار زاز بی یار واغیار
مات وسر گردان ژلیل تا نهار

وینه شم عزا مسوزم تا سو
وبدبختی بخت مکروم رو رو

دایم پر یشان و دم درده وه
چوی جسم بی روح وبان ترموه وه

دوس بی وفا جفا لیم کردن
ذوق زندگی  له مغزم بردن





Mittwoch, 3. Juli 2019

. شاعرکرد زبان کرمانشاه حاج قاسم مرادی (یآر دلنواز..)

یآر دلنواز
ای یار دلنوازم. من چبکم نهایت
تا کی سکوت نشکنم.تاکی نکم شکایت

بی منت ومواجو.هرخدمتی که کردم
خدا نکی کسی بود.نوکربی عنایت

ای دل وچین زلفی. دی خود نکه گرفتار
دوینی سریل بریایه بی جرم وبی جنایت

دلم وتیرغمزد. خوین ودله خود زانی
اخر یه کی قبوله قاتل بودن حما یت

من لاگرم له هرکو لرزی رشیده گیانم
امان له ای بیاوان.لی ری بی نهایت

ای ری پیچ وپیچه .بنی نیه تی واخر
منزل ومنزل بریام.تاکی نیه کی عنایت

هرچن چیه ابروم .دس هل نیگرم ودرگاد
هرچه تو جور بکیدن.من هامه پی رعایت

لی ری عشقه قاسم.چه رنجیلی نکیشام
یا بوبکوشم.اخر. یادی بکه حمایت
قاسم مرادی






شاعرکرد کرمانشاه حاج قاسم مرادی...ساقی بو بساط باده برپا که


شاعر حاج قاسم مرادی

ساقی بو بساط باده برپا که
دمی له محنت دنیا رهام که

برشن لو باده مغزم بایه جوش
تادیر و دوار بکم فراموش

عین زنجیری دیوانه خانه
ساقی داخم که وچن پیمانه

طوری پربکه . پیمانه م له می
زاهد وشفای .درده پی نوی

وهردگ  دسم.پیاله گردمه
برشی یابشکی .بزان مردمه

برشن تاوختی .خیل بچو وخو
جام محبت .سری خالی نو

ساقی پا دا کیش.پیاله می بنوش
تاگر جور قاسم خویند بایده جوش ..

Donnerstag, 2. Mai 2019

شرح مختصری اززندگی نامه.شاعرکردزبان حاج قاسم مرادی

بنام خدا
شرح مختصری اززندگی نامه
شاعرکردزبان حاج قاسم مرادی
این شاعرکرد متولد۱۰/ ۸ /۱۳۳۷ که درروستای کلاه کبود
علیا از توابع منطقه اله یارخانی چشم بجهان هستی
گشودند خانواده پدری ایشان
ازقوم کلهر اسلام ابادغرب واز
طایفه ایل منصوری می باشند
که قبل ازشهریور.  ۱۳۲۰ ازشهر
اسلام اباد به منطقه الهیارخانی کوچ کرده اندودرهمان روستا بکارکشاورزی ودامپروری مشغول گردیده اند حاج قاسم
در۱۳۵۶ به استخدام شهربانی درامدند وی بیشترخدمتش در
اداره اگاهی و اداره گذرنامه سپهری کردند ومدت سی سال
خدمت صادقانه را به پایان رساندندودرسال ۱۳۸۶ به افتخاربازنشستگی نائل امدند
بعداز بازنشستگی شعررا بصورت جدی دنبال کردند وبیش ازهزاربیت شعردرمضامین اجتماعی . سیاسی. مذهبی . ادبی .عاطفی وطنز سروده ا ند که
بادکلمه خودشاعر درکانالهای
مختلف منجمله کانال تیره اله
یارخانی وکانال سنجابی پخش گردیده است ازجمله سروده های وی. شعرساقینامه
شعرمادر. شاگه وخان منصور.
شعرطابوستان .شعرسیلزدگان
شعرپیری وشعردل.شعرعقاب وشعردرشکه چی وشکارچی پیر وشعربی وفایی ومیلاد امام زمان عج وغیره می باشد


شاعرکردزبان حاج قاسم مرادی






Freitag, 25. Januar 2019

شعر له کا وسیخان قاسمی شاعر گرانقدر ولاتمان در وه سف کاکی علی

وش و آ وخته،
 دایم له گلگشت کویه وکمر بیت
نه صفاوسیران آما وگذربیت

 چنی هامفردان نه گشت وگیل بیت
آو ایلاخ نوش راهنمای ایل بیت

شکوفه شوبو چونیر وشبو
نسرین وسوسن لاله دالهو

 گلان رنگین پرمایه وشهدریژ
صحرای بوی عنبردیشت بیوه نیژ

چوین بازششدانگ وسوار بای سرطیل
نه قورچی واشی تا و مربالویل

جای صفاوسیران هامشو رفتت بی
یاگه آرامش شوان خفتت بی

گوش مدای نه سوز صدای مویکشان
مست بیت نه عشوه شیرین مهوشان

هر کو برزی بی نیشتی وپیوه
هر کو گلی بی نی سره ریوه

گل چنینت کرد دماخت بی تر
مست بیت نه باده دنیای پرخطر

گشت کردی گذربرزی دالهو
دیشت حر ولیل تا کویه بمو

والحاصل ای دوس دویرکفته ولات
تقدیرویطوره توش کردن خلات

خلاتت غربت دوری نه یاران
پرورده غربت ویل نه دیاران

بلام او ملکه ملک برینن
ملک آستانه ثابت سرینن

بنوش جام عشق باده و کل دل
پناه بروذات اصل مقابل

کاکی هرفراز فرودی دارو
هرنغمه مغموم سرودی دارو

آخر هرظلمت شفق مدو دم
سیاهی رنگان سفید موبی کم

وسیخان خاکبوس پایه کوش تون
کشته صفاو صدق پاک بی خوش تون

 کرح ساعت 3بامدادای چندخط درهم برهمه فی البداهه تقدیم وکاکی علیمرای عزیز، داوو بالکیش سرخاو خیزانت بو
کا وسیخان  عه زیزشاعر گرانمایه  له  ئه ر  ریدویرو   ده سه کانت ماچ که م  ئه رای ئه ی  اشعار  گوهر بارته بینهایت له  لیت  سپاسگزارم




Montag, 15. Oktober 2018

مقاومت دالاهو نشینان یارسانی.. نقشه شوم رژیم جمهوری اسلامی برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو. نوشته توسط یحیا گاواره


مقاومت دالاهو نشینان  یارسانی..
نقشه شوم رژیم جمهوری اسلامی برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو
در اواخر فصل بهار سال ۱۳۵٨خورشیدی روستاهای یارسان نشین منطقه دالهو (دالاهو) در استان کرماشان مورد حمله همه جانبه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی قرار گرفت. بنابه فرمانی محرمانه مسئولان وقت رژیم در شهرستان اسلام آباد...


در اواخر فصل بهار سال ۱۳۵٨خورشیدی روستاهای یارسان نشین منطقه دالهو (دالاهو) در استان کرماشان مورد حمله همه جانبه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی قرار گرفت. بنابه فرمانی محرمانه مسئولان وقت رژیم در شهرستان اسلام آباد، طرح انجام عملیاتی را مبنی بر ژینوساید روستاهای یارسان نشین منطقه دالهو را به اجرا در آوردند که در نتیجه آن چندین روستا با خاک یکسان شدند، ده‌ها نفر از مردم بی‌دفاع کشته شدند و هزاران نفر از مردم یارسان نیز مجبور به ترک دیار خود و مهاجرت به اقلیم کردستان شدند. و اما روایتی از مقاومت مردم دالاهو در سال ۵۸ از زبان یکی از شاهدان واقعه:



طبق این طرح سپاه اسلام آباد غرب به فرماندهی پاسدار "حسن وند" نیرویی را مجهز به خودروهای زرهی ، توپ ۱۰٦، توپ ۱۰۷، خمپاره انداز و انواع مسلسل‌ها، با پشتیبانی هلکوپترهای ارتش و خلبان معروف "علی اکبر شیرودی" مأمور می‌شود تا با ورود به دشت "بیونیژ" در منطقه دالهو در نخستین مرحله روستاهای ده کهنه، تنوره و قورچی واشی کاکی برا گوره را ژینوساید کنند.



سپاه پاسداران کاروانی متشکل از صدها پاسدار را برای شروع عملیات روانه می‌کند. ظهر یکی از روزهای خردادماه سال ۱۳۵٨ نیروهای سرکوبگر سپاه از راه شهرستان کرندغرب وارد دشت بیونیژ می‌شوند و در مسیر خود به روستای ده کهنه میرسند. به گفته شاهدان عینی و اهالی منطقه در ابتدا یک فروند هلکوپتر ارتش، روستا را بمباران می‌کند. مردم وحشت زده به کوه‌های اطراف پناه می‌برند، نیروهای سپاه وارد روستا شده و بلافاصله اقدام به تخریب منازل و غارت اموال می‌کنند. در مرحله بعد، در سر راه خود روستای تنوره در همان حوالی را نیز اشغال می‌کنند.



نیروهای سپاه در نخستین ساعات آغاز عملیات خود به سمت روستای قورچی واشی پیش می‌روند؛ غافل از اینکه چه لحظات شومی در انتظار آنان است....



در هنگامه انقلاب ۵۷ مردم ایران علیه نظام شاهنشاهی، مردم مناطق یارسان نشین دالهو بخصوص اهالی قلاواری، قلخانی و داره‌رشی به منظور دفاع از خود سازماندهی شده بودند و گروه‌های مسلح تشکیل داده بودند مسئولان سپاه از این امر بی‌خبر بودند و نمی‌دانستند که بسیاری از این نیروها در لحظه حمله در منطقه حضور دارند و پس از اطلاع از ورود نیروهای سپاه به بیونیژ خود را برای دفاع آماده کرده‌اند. نیروهای مقاومت یارسان مخفیانه پس از اطلاع از موضوع تجاوز سپاه در دو طرف تنگه قورچی واشی در میان انبوه درختان و مسیر حرکت نیروهای سپاه کمین کرده و آماده می‌شوند.



نیروهای سپاه به روستای قورچی واشی می‌رسند و به تخریب و غارت روستا می‌پردازند. نیروهای مقاومت دستور دارند که فعلاً اقدامی نکنند تا اینکه تبهکاران سپاه دست به جنایتی وحشتناک می‌زنند. تبهکاران سپاه پاسداران ضمن غارت و تخریب روستاها اقدام به اسیر کردن و تجاوز به زنان می‌کنند برخی زنان و دختران را پس از اسارت به داخل کامیون‌ها انتقال می‌دهند تا با خود ببرند. تا اینکه به نیروهای مقاومت دستور می‌رسد که به دفاع بپردازند.



در آخرین ساعات همان روز و نزدیک غروب نیروهای سپاه غافلگیر شده و در تنگه قورچی واشی دشتِ بیونیژ در منطقه دالهو و حد فاصل باغ الا کرم و روستای قورچی واشی کاکی برا گوره به دام می‌افتند و درژیری‌ها آغاز می‌شود. در چشم بهم زدنی، موجی از گلوله و بمب برسرشان فرو می‌ریزد. نیروهای مقاومت از پشت سر نیز راه فرار را بر متجاوزان سپاه می‌بندند. تمام خودروهای نظامی یکی پس از دیگری منهدم می‌شوند، اجساد پاسداران بر روی هم می‌افتند، اکثر پاسدارها حتی فرصت استفاده از سلاح و سنگر گرفتن را هم پیدا نمی‌کنند. جنگ تمام می‌شود و نیروهای مقاومت محتاطانه از کوه پایین می‌آیند.



در این میان یکی از پاسدارها که زیر یک خودروی نظامی پنهان شده شروع به تیراندازی می‌کند که سبب جانباختن دو تن از نیروهای مقاومت بنام‌های "تالی مراد شکری" فرزند امیر اهل روستای "تینی هواس گلپری" و "فریدون جلالوندی" اهل روستای "جلالوند" و همچنین زخمی شدن سه نفر بنام‌های فریدون حیدری فرزند خلیفه حسین اهل شمشیره داره رشید، کاکی اسفندیار یوسفی اهل قورچی واشی و درویش محمدی فرزند حسین اهل شمشیره داره رشید می‌شود. درگیری ادامه پیدا می‌کند و نهایتاً این پاسدار نیز به هلاکت می‌رسد.



سپس آتش بس اعلام می‌گردد و نیروها شروع به جمع‌آوری اجساد می‌کنند. ۹۰ جسد از تبهکاران سپاه در اختیار نیروهای مقاومت قرار می‌گیرد و تمامی خودروها و زرهپوش‌ها نیز منهدم می‌گردند. بعدها نیز مشخص می‌شود که یکی از افسران سپاه بنام چراغ علی سجادی‌فر اهل اسلام آباد غرب، پنهان شده و توسط فردی بنام صحبت خان تیموری اهل روستای بیامه بیونیژ که خود نیز سپاهی بوده، با لباس زنانه فراری داده می‌شود؛ این تنها فرد نجات یافته از میان متجاوزان جنایتکار سپاه می‌باشد.



شب فرا می‌رسد، نیروهای مقاومت می‌دانند که بزودی نیروهای کمکی سپاه و هلی‌کوپترها باز می‌گردند. مسئولان دستور کوچ صادر می‌کنند تا به مناطق تحت کنترل نیروهای قلاواری منتقل شوند، اهالی قلاواری آوارگان را پناه می‌دهند و همه آن‌ها در میان جنگل‌ها و دره‌های انبوه منطقه پنهان می‌شوند و خود را آماده می‌کنند.



یک ماه قبل از آغاز عملیات زمینی سپاه برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو، و مقاومت تنگه قورچی واشی، به سران منطقه خبر می‌رسد که حکومت جدید، خلبان‌های کُرد که اغلب یارسان بوده‌اند را با خلبان‌های تُرک معاوضه کرده‌اند و باید احتیاط کامل را بجا آورد. چند روز بعد هلکوپترهای جنگی بر فراز منطقه دالهو دشت بیونیژ، تنگه سیاوانه، ارتباعات خۊ لۊت، قله بهلول دانا و مناطق گوران به پرواز در می‌آیند و شروع به بمباران مناطق مسکونی و عشایری می‌کنند. روستاهای دڕکه، درۊت ، بانیاران تیمور در منطقه گوران و مناطق عشایری دالهو و قلخانی مورد تهاجم قرار می‌گیرد.



با بمباران مردم قلاواری (قلعه بهادری) چندین نفر زن و کودک مرد کشته می‌شوند. الماس یاری، طوبی ولدی فرزند کریم و کودک چند ماهه‌اش، طاووس یاری، کدخدا احمد مراد یاری از جمله کشته شدگان مردم قلاواری هستند و اکبر نوری فرزند عارف، مراد یاری فرزند سلطان‌مراد از جمله زخمی شدگان هستند که همگی از یک خانواده بوده‌اند.



در بمباران‌های مناطق عشایری قلخانی هم چندین نفر کشته می‌شوند؛ از جمله صیفی یاری اهل روستای یارولی و یکی از دراویش یارسانی بنام درویش خدامراد اهل دنڴی قلخانی هم ربوده می‌شود که بعدها در شهر قصرشیرین اعدام صحرایی می‌شود. در بمباران روستای خویار نیز ۱۸ تن از اهالی کشته می‌شوند. بمباران‌ها چند روز  ادامه پیدا می‌کند و سپس متوقف می‌شود تا اینکه یک ماه بعد نیروهای زمینی سپاه به منظور اجرای حمله نهایی وارد منطقه می‌شوند.



نیروهای مسلح قلاواری و قلخانی بعد از پایان نبرد قورچی واشی چون می‌دانند که نیروهای کمکی سپاه بزودی می‌رسند، لذای نجات جان روستاییان شب‌هنگام اقدام به کوچاندن اهالی روستای قورچی واشی اییلاغ می‌کنند و آن‌ها را به مناطق عشایری قلاواری می‌برند و در دره‌ها و تنگه‌های آنجا پنهان می‌کنند.



مردم قلاواری و سران آن موفق شده‌اند که علاوه بر سلاح‌های سبک، سه قبضه ضدهوایی کالیبر ۷۵ را از نیروهای کرد عراقی تهیه کنند و در ارتفاعات اطراف سیاوانه مستقر کنند. صبح روز بعد هلکوپترهای نظامی برفراز منطقه به پرواز درمی‌آیند و شروع به بمباران کور نواحی کوهستانی می‌کنند. نیروهای سپاه نیز به منظور بردن جنازه‌های کشته شدگانشان به منطقه می‌آیند. روستای قورچی واشی را که اینک خالی از سکنه است با خاک یکسان می‌کنند و عقب‌نشینی می‌کنند. هلکوپترها به مناطق تحت کنترل مسلحین قلاواری و قلخانی نزدیک می‌شوند که با آتش ضدهوایی روبرو می‌شوند و یکی از هلکوپترها سرنگون می‌شود و مابقی از منطقه عقب‌نشینی می‌کنند.



و این پایانی بود بر نقشه شوم رژیم جمهوری اسلامی برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو. چند روز بعد سران قلخانی و قلاواری دستور کوچ اهالی به باشور کردستان (مناطق کردنشین در عراق) را صادر می‌کنند و از سمت کوه "بَمو" وارد باشور کردستان می‌شوند. با گذشت تقریباً ۴۰ سال از این حمله وحشیانه جمهوری اسلامی به مردم یارسان در کرماشان، هم‌اکنون هزاران تن از مردم یارسان در نتیجه کوچ اجباری در نواحی مرزی باشور و روژهلات کردستان ساکن هستند. آری؛ جمهوری اسلامی از همان ابتدای روی کار آمدن، تاب دیدن آیین و باورداشتی غیر از شیوه تفکر خود را نداشت و به همین دلیل با توپ و تانک و خمپاره و هلی‌کوپتر به روستاهای مردم یارسان حمله کرد و آن‌ها را به خاک و خون کشید. اما پس از ۴۰ سال، مقاومت دالهو هم‌چنان زنده است و جوانان یارسانی ادامه دهنده راه پدران خود...

نوشته  توسط  یحیا گاواره