Montag, 15. Oktober 2018

مقاومت دالاهو نشینان یارسانی.. نقشه شوم رژیم جمهوری اسلامی برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو. نوشته توسط یحیا گاواره


مقاومت دالاهو نشینان  یارسانی..
نقشه شوم رژیم جمهوری اسلامی برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو
در اواخر فصل بهار سال ۱۳۵٨خورشیدی روستاهای یارسان نشین منطقه دالهو (دالاهو) در استان کرماشان مورد حمله همه جانبه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی قرار گرفت. بنابه فرمانی محرمانه مسئولان وقت رژیم در شهرستان اسلام آباد...


در اواخر فصل بهار سال ۱۳۵٨خورشیدی روستاهای یارسان نشین منطقه دالهو (دالاهو) در استان کرماشان مورد حمله همه جانبه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی قرار گرفت. بنابه فرمانی محرمانه مسئولان وقت رژیم در شهرستان اسلام آباد، طرح انجام عملیاتی را مبنی بر ژینوساید روستاهای یارسان نشین منطقه دالهو را به اجرا در آوردند که در نتیجه آن چندین روستا با خاک یکسان شدند، ده‌ها نفر از مردم بی‌دفاع کشته شدند و هزاران نفر از مردم یارسان نیز مجبور به ترک دیار خود و مهاجرت به اقلیم کردستان شدند. و اما روایتی از مقاومت مردم دالاهو در سال ۵۸ از زبان یکی از شاهدان واقعه:



طبق این طرح سپاه اسلام آباد غرب به فرماندهی پاسدار "حسن وند" نیرویی را مجهز به خودروهای زرهی ، توپ ۱۰٦، توپ ۱۰۷، خمپاره انداز و انواع مسلسل‌ها، با پشتیبانی هلکوپترهای ارتش و خلبان معروف "علی اکبر شیرودی" مأمور می‌شود تا با ورود به دشت "بیونیژ" در منطقه دالهو در نخستین مرحله روستاهای ده کهنه، تنوره و قورچی واشی کاکی برا گوره را ژینوساید کنند.



سپاه پاسداران کاروانی متشکل از صدها پاسدار را برای شروع عملیات روانه می‌کند. ظهر یکی از روزهای خردادماه سال ۱۳۵٨ نیروهای سرکوبگر سپاه از راه شهرستان کرندغرب وارد دشت بیونیژ می‌شوند و در مسیر خود به روستای ده کهنه میرسند. به گفته شاهدان عینی و اهالی منطقه در ابتدا یک فروند هلکوپتر ارتش، روستا را بمباران می‌کند. مردم وحشت زده به کوه‌های اطراف پناه می‌برند، نیروهای سپاه وارد روستا شده و بلافاصله اقدام به تخریب منازل و غارت اموال می‌کنند. در مرحله بعد، در سر راه خود روستای تنوره در همان حوالی را نیز اشغال می‌کنند.



نیروهای سپاه در نخستین ساعات آغاز عملیات خود به سمت روستای قورچی واشی پیش می‌روند؛ غافل از اینکه چه لحظات شومی در انتظار آنان است....



در هنگامه انقلاب ۵۷ مردم ایران علیه نظام شاهنشاهی، مردم مناطق یارسان نشین دالهو بخصوص اهالی قلاواری، قلخانی و داره‌رشی به منظور دفاع از خود سازماندهی شده بودند و گروه‌های مسلح تشکیل داده بودند مسئولان سپاه از این امر بی‌خبر بودند و نمی‌دانستند که بسیاری از این نیروها در لحظه حمله در منطقه حضور دارند و پس از اطلاع از ورود نیروهای سپاه به بیونیژ خود را برای دفاع آماده کرده‌اند. نیروهای مقاومت یارسان مخفیانه پس از اطلاع از موضوع تجاوز سپاه در دو طرف تنگه قورچی واشی در میان انبوه درختان و مسیر حرکت نیروهای سپاه کمین کرده و آماده می‌شوند.



نیروهای سپاه به روستای قورچی واشی می‌رسند و به تخریب و غارت روستا می‌پردازند. نیروهای مقاومت دستور دارند که فعلاً اقدامی نکنند تا اینکه تبهکاران سپاه دست به جنایتی وحشتناک می‌زنند. تبهکاران سپاه پاسداران ضمن غارت و تخریب روستاها اقدام به اسیر کردن و تجاوز به زنان می‌کنند برخی زنان و دختران را پس از اسارت به داخل کامیون‌ها انتقال می‌دهند تا با خود ببرند. تا اینکه به نیروهای مقاومت دستور می‌رسد که به دفاع بپردازند.



در آخرین ساعات همان روز و نزدیک غروب نیروهای سپاه غافلگیر شده و در تنگه قورچی واشی دشتِ بیونیژ در منطقه دالهو و حد فاصل باغ الا کرم و روستای قورچی واشی کاکی برا گوره به دام می‌افتند و درژیری‌ها آغاز می‌شود. در چشم بهم زدنی، موجی از گلوله و بمب برسرشان فرو می‌ریزد. نیروهای مقاومت از پشت سر نیز راه فرار را بر متجاوزان سپاه می‌بندند. تمام خودروهای نظامی یکی پس از دیگری منهدم می‌شوند، اجساد پاسداران بر روی هم می‌افتند، اکثر پاسدارها حتی فرصت استفاده از سلاح و سنگر گرفتن را هم پیدا نمی‌کنند. جنگ تمام می‌شود و نیروهای مقاومت محتاطانه از کوه پایین می‌آیند.



در این میان یکی از پاسدارها که زیر یک خودروی نظامی پنهان شده شروع به تیراندازی می‌کند که سبب جانباختن دو تن از نیروهای مقاومت بنام‌های "تالی مراد شکری" فرزند امیر اهل روستای "تینی هواس گلپری" و "فریدون جلالوندی" اهل روستای "جلالوند" و همچنین زخمی شدن سه نفر بنام‌های فریدون حیدری فرزند خلیفه حسین اهل شمشیره داره رشید، کاکی اسفندیار یوسفی اهل قورچی واشی و درویش محمدی فرزند حسین اهل شمشیره داره رشید می‌شود. درگیری ادامه پیدا می‌کند و نهایتاً این پاسدار نیز به هلاکت می‌رسد.



سپس آتش بس اعلام می‌گردد و نیروها شروع به جمع‌آوری اجساد می‌کنند. ۹۰ جسد از تبهکاران سپاه در اختیار نیروهای مقاومت قرار می‌گیرد و تمامی خودروها و زرهپوش‌ها نیز منهدم می‌گردند. بعدها نیز مشخص می‌شود که یکی از افسران سپاه بنام چراغ علی سجادی‌فر اهل اسلام آباد غرب، پنهان شده و توسط فردی بنام صحبت خان تیموری اهل روستای بیامه بیونیژ که خود نیز سپاهی بوده، با لباس زنانه فراری داده می‌شود؛ این تنها فرد نجات یافته از میان متجاوزان جنایتکار سپاه می‌باشد.



شب فرا می‌رسد، نیروهای مقاومت می‌دانند که بزودی نیروهای کمکی سپاه و هلی‌کوپترها باز می‌گردند. مسئولان دستور کوچ صادر می‌کنند تا به مناطق تحت کنترل نیروهای قلاواری منتقل شوند، اهالی قلاواری آوارگان را پناه می‌دهند و همه آن‌ها در میان جنگل‌ها و دره‌های انبوه منطقه پنهان می‌شوند و خود را آماده می‌کنند.



یک ماه قبل از آغاز عملیات زمینی سپاه برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو، و مقاومت تنگه قورچی واشی، به سران منطقه خبر می‌رسد که حکومت جدید، خلبان‌های کُرد که اغلب یارسان بوده‌اند را با خلبان‌های تُرک معاوضه کرده‌اند و باید احتیاط کامل را بجا آورد. چند روز بعد هلکوپترهای جنگی بر فراز منطقه دالهو دشت بیونیژ، تنگه سیاوانه، ارتباعات خۊ لۊت، قله بهلول دانا و مناطق گوران به پرواز در می‌آیند و شروع به بمباران مناطق مسکونی و عشایری می‌کنند. روستاهای دڕکه، درۊت ، بانیاران تیمور در منطقه گوران و مناطق عشایری دالهو و قلخانی مورد تهاجم قرار می‌گیرد.



با بمباران مردم قلاواری (قلعه بهادری) چندین نفر زن و کودک مرد کشته می‌شوند. الماس یاری، طوبی ولدی فرزند کریم و کودک چند ماهه‌اش، طاووس یاری، کدخدا احمد مراد یاری از جمله کشته شدگان مردم قلاواری هستند و اکبر نوری فرزند عارف، مراد یاری فرزند سلطان‌مراد از جمله زخمی شدگان هستند که همگی از یک خانواده بوده‌اند.



در بمباران‌های مناطق عشایری قلخانی هم چندین نفر کشته می‌شوند؛ از جمله صیفی یاری اهل روستای یارولی و یکی از دراویش یارسانی بنام درویش خدامراد اهل دنڴی قلخانی هم ربوده می‌شود که بعدها در شهر قصرشیرین اعدام صحرایی می‌شود. در بمباران روستای خویار نیز ۱۸ تن از اهالی کشته می‌شوند. بمباران‌ها چند روز  ادامه پیدا می‌کند و سپس متوقف می‌شود تا اینکه یک ماه بعد نیروهای زمینی سپاه به منظور اجرای حمله نهایی وارد منطقه می‌شوند.



نیروهای مسلح قلاواری و قلخانی بعد از پایان نبرد قورچی واشی چون می‌دانند که نیروهای کمکی سپاه بزودی می‌رسند، لذای نجات جان روستاییان شب‌هنگام اقدام به کوچاندن اهالی روستای قورچی واشی اییلاغ می‌کنند و آن‌ها را به مناطق عشایری قلاواری می‌برند و در دره‌ها و تنگه‌های آنجا پنهان می‌کنند.



مردم قلاواری و سران آن موفق شده‌اند که علاوه بر سلاح‌های سبک، سه قبضه ضدهوایی کالیبر ۷۵ را از نیروهای کرد عراقی تهیه کنند و در ارتفاعات اطراف سیاوانه مستقر کنند. صبح روز بعد هلکوپترهای نظامی برفراز منطقه به پرواز درمی‌آیند و شروع به بمباران کور نواحی کوهستانی می‌کنند. نیروهای سپاه نیز به منظور بردن جنازه‌های کشته شدگانشان به منطقه می‌آیند. روستای قورچی واشی را که اینک خالی از سکنه است با خاک یکسان می‌کنند و عقب‌نشینی می‌کنند. هلکوپترها به مناطق تحت کنترل مسلحین قلاواری و قلخانی نزدیک می‌شوند که با آتش ضدهوایی روبرو می‌شوند و یکی از هلکوپترها سرنگون می‌شود و مابقی از منطقه عقب‌نشینی می‌کنند.



و این پایانی بود بر نقشه شوم رژیم جمهوری اسلامی برای ژینوساید مردم یارسان منطقه دالهو. چند روز بعد سران قلخانی و قلاواری دستور کوچ اهالی به باشور کردستان (مناطق کردنشین در عراق) را صادر می‌کنند و از سمت کوه "بَمو" وارد باشور کردستان می‌شوند. با گذشت تقریباً ۴۰ سال از این حمله وحشیانه جمهوری اسلامی به مردم یارسان در کرماشان، هم‌اکنون هزاران تن از مردم یارسان در نتیجه کوچ اجباری در نواحی مرزی باشور و روژهلات کردستان ساکن هستند. آری؛ جمهوری اسلامی از همان ابتدای روی کار آمدن، تاب دیدن آیین و باورداشتی غیر از شیوه تفکر خود را نداشت و به همین دلیل با توپ و تانک و خمپاره و هلی‌کوپتر به روستاهای مردم یارسان حمله کرد و آن‌ها را به خاک و خون کشید. اما پس از ۴۰ سال، مقاومت دالهو هم‌چنان زنده است و جوانان یارسانی ادامه دهنده راه پدران خود...

نوشته  توسط  یحیا گاواره



Samstag, 11. November 2017

اول آخر یار ....هویت قومی و آئینی به قلم سید حشمت میره بیگی (آژنگ)


اول آخر یار
هویت قومی و آئینی


مردم یارسان مردمی هستند خونگرم و بنا به سه اصل پادشاه پیر و دلیل اکثر به اتفاق با هم ارتباط دارند و اکثر جمعیت آن کرد زبان و زبان نیایش تمام یارسانیان زبان کردی می باشد . سلطان سهاک و دیگر پیران ، ارکان و چهار چوب این آئین را در جم های که در پردیور تشکیل شد ، برای ما تدوین نمودند و ما پیروان این آئین موظف به انجام دادن تک تک این ارکانها هستیم . همانطور که سلطان سهاک می فرمایند : 
هفتادو دو قولم پی میرد نهاده 
هــر کــه به راستی بگیرو جاده
چفتیــش نبــو تمام آمــاده
 آنه دوستمن پی وشیــم شاده 
یکی از این ارکانها که جزء ارکان اصلی و هویت ملی و دینی این مردم می باشد ، داشتن سبیل مُهر است یعنی سبیلی که حتی یک تار از آن نیز به هیچ عنوان کنده و یا بریده نشده باشد ، زیرا سلطان سهاک و دیگر پیران ما را به داشتن سبیل مُهرموظف کرده اند وهمچنین باید سبیل نمادی برای این مردم باشد نمادی از تمام خوبیها منجمله محبت ، صلح دوستی ، آزادمنشی ،عدالت ، بردباری و ... 
محبت : ما پیروان این آئین بنا به آموزه های دینیمان مردمانی هستیم با محبت و نسبت به هیچ موجود زنده ای کینه و عداوت نداریم 
هی یار گیانی ، هی یار گیانی
 اِز و فدات بام هی دوس گیانی
یاری و مروت و مهــــربانی 
و صیقه و قروان و گیانای گیانی
صلح دوستی : مردم جامعه یارسانی در طول تاریخ ثابت کرده اند که با هیچ کس و هیچ قومی دشمنی نداشته و بنا به امر بزرگان دین ازحق خود نیز نمیگذرد اما با اعتراض مسالمت آمیز نه با جنگ و ستیز .
هر که و یاری کرو کینه 
و جنگ موَسِیش نفس ، زوان بو لنگ
یاران نکــــران جنگ و هرا 
وینه خلق سامری بوان گمراه
یا
عابدین گفتگو ، عابدین گفتگو 
عابدین شیرینه بی بغض گفتگو
تیکلی مکه دوشاو له گل دو 
بو راست له صلح به دورله آشو
دله درویش بو ، دله درویش
 بو غلام کسیون نه دل درویش بو
مور بی آزار بیگانه و خویش بو 
پیرو کلام راهنمای خویش بو
آزاد منشی : ما پیروان سلطان سهاک ضمن ارزش نهادن به آزادی انسانها ، خود نیز مردمی آزاد منش بوده و از کرنش و نوکر صفتی بیزاریم .
ار مشنوینه ، ار مشنوینه 
موچیاریت مکریم ، ار مشنوینه
هرگز منیره دست و سینه و
 مواچه ویم خاصنان آی گسینینه
یاران مر اوسا تیمور دلشاد بو 
آزادی مخلوق دادرسی داد بو
مبــوشان جهان بدران جلا 
مــرغان خلاص بو نه بند قَلا
عدالت : ما یادگرفته ایم به حقوق هیچ ملتی و هیچ قومی تعرض نکنیم و از حق خود نیز نگذریم . و در جامعه با مردم همدل و هم دم باشیم .
یکرنگ بنیشان هیچ نکران ذم 
هرگز نستانان بش زیاد و کم
بردباری : پیروان آئین یاری مردمان صبور و برد باری هستند و در گذر زمان همیشه با صبر بر مشکلات فائق آمده و توانسته اند این آئین مترقی اجداد خود را تاحال حفظ کرده تا دست آیندگان بسپارند و مطمئناً از این پس جوانان برومند ما این وظیفه را بخوبی انجام خواهند داد. 
یا شاه پی باقی صورمان کردن 
چی راگه باقی جبرمان وردن
و عشق تون دوسان نَمـــردن 
یاران گیروده زمسان ســــردن
یا شاه ای صوره اوگیلن و جخت 
رها کر یاران پی دیــــوان نخت
کرم کر خلات تافته نورین رفت
و .......
اما ما باید در حفظ این نشانه که سمبلی از تمام خوبیها این ملت است و همچنین نشانه ای ازهویت دینی و آئینی ما است کوشا باشیم و این نشان دربین مردم یارسان همان اندازه باید مقدس باشد که پرچمی که در بین مردم کُرد بعنوان نمادی برای تمام مردم کردستان اعم از شیعه ،سنی ، یارسانی ، سکولار وغیر مذهبی مقدس است ، در اصل پرچم نماد مردم یارسان نیز سبیل مُهر است ونه فقط دین مداران و حتی باید سکولارهای این جامعه نیز آنرا به عنوان یک نماد ملی و هویتی ترغیب کنند و بپذیرند . از نظر بنده دلایلی دیگری نیز در این مورد وجود دارد از جمله : 
1 ـ همدیگر را در هرزمان و در هر جایی حتی در بین جمعیت فراوانی قرار گرفتیم ، همدیگر را شناسایی و به کمک همدیگر بشتابیم و همدم و مونس همدیگر شویم .
و ادب و جم بنیشدی بی غم 
پی یک بکردی دسباری و هم
2 _ این نشانه بارز ما را در محل و یا منطقه ای که هستیم مورد توجه تمام عموم قرار داده و این موضوع باعث می شود که مواظب رفتار و اعمال خود باشیم تا باعث زیر سئوال رفتن خود و آئینمان نشویم . و همچنین بنا به اموزه های دینیمان از هیچ طعنه ای نهراسیم .
سیول مورشان پی دین نیشانا 
نیشانه توفیر دوس چه غیرانا
هر کس که میلش و دین یارانا
 مو قایم بودی بی کوم چه طانا
و شون کـــلام اقـرار بویران 
و طعنه باری یاری بجــــوران
و دیدار یک بیمشان بشـوران 
مولام مدو کام بو دیده داران
3 ـ اگر رفتارمان رفتار ارکان و شرط و شون سلطان سهاکی باشد مطمئناً تمام همسایگان و همشهریان از دست ما راضی خواهند بود و این تبلیغی برای برحق بودن این آئین خواهد شد و افتخار خواهند کرد که یک یارسانی همسایه و همدم و همصحبت آنها است . 
ویش جیا کرو چه بد مخلوقن 
اِزیش عاشقم آدیش معشوقن
ویا :
میرد حقیقی ، میرد حقیقی 
هر که و راه بو میرد حقیقی
دویر نه نفس حرص شفیقی 
چنی ایمانش مـــو و رفیقی
اِزیش عاشقم او مو معشوقی 
نه گِرد جامه و دون مدیش مزروقی
4 ـ و از همه مهمتر هر آئینی یکسری قوانین دارد که بیشتر مبنای فلسفی دارد نه علمی ، چون بزرگان دین بر آن تأکید داشته اند لذا موظف به اجرای آن هستند در صورتی قوانین و ارکانی باشد که هیچ ضرری نیز برای فرد یا افرادی نداشته باشد ، و ما مردم یارسان نیز داشتن سبیل یک شرط اصلی واساسی و هویتی است و باید در حفظ و نگهداری آن کوشا باشیم . و بنا به دستور سلطان سهاک نمی توانیم تغییری در آن بدهیم.
ار بیــو بَیوَن هزار خدایی 
هر خداش بوش بیونی بارگاهی
نشانان بی شرط پا چه زیایی 
نشکنان ای قول پیرو پادشاهی
ننیران چه نو مینگه و بارگاهی
 ننیران بی شرط جم و جیایی
پس یاران عزیز باید بدانند که داشتن سبیل مُهر برای هر یارسانی که دم از یارسانی بودن میزند یک وظیفه است و هیچ دلیلی برای تراشیدن و مرتب کردن با قیچی و یا دندان ، در نزد سلطان سهاک پذیرفته نیست و نخواهد بود زیرا با دستکاری کردن آن در واقع هویت آئینی و ملی قوم خود را منکر شده ایم و یکی از مشکلات عمده مردم یارسانی در داخل حفظ این هویت است در غیر اینصورت بر پیشانی ما که ننوشته اند که این شخص پیرو آئین یارسانی است . و با نداشتن آن مشکلی برای وارد شدن به دستگاههای دولتی نخواهیم داشت ، همانطور که کسانی با زیر پا گذاشتن این اصل ، مدارج ترقی را طی کرده و به مقام بالائی رسیده اند ، و اما برعکس افراد زیادی نیز بنده می شناسم که ضمن حفظ این هویت با تلاش و کوشش و خواندن درس و طی کردن مراحل بالای تحصیل یا جذب دستگاههای دولتی شده و فقط به خاطر تخصصش منت او را میکشند و یا اینکه برای خود کار خصوصی جمع و جور کرده و به یکسری افراد نیز نان رسانی می کنند . 
اما بیشتر طرف صحبت اینجانب یاران عزیز خارج نشین است( البته با عرض پوزش فراوان ) که در شبکه های ماهوارهای ظاهر میشوند و یا اینکه با سازمانها و یا ارگانهای بین المللی ملاقات می کنند ، چه عالی بود اصلی که روی آن زیاد تأکید شده است ، رعایت میکردند ، زیرا داشتن سبیل مهر بازتاب خوبی برای مردم یارسانی داخل ایران خواهد داشت و جوانان که شماها را که در رسانه های تصویری می بینند برای خود الگو قرار داده و بیشتر روی هویت دینی و فرهنگی خود پافشاری می کنند و هم ملاقات کنندگان طرف شما تحت تأثیر شما قرار خو اهند گرفت که این ملت با توجه به اینکه در دنیای آزادی قرار گرفته اند ولی به مسائل فرهنگی و دینی خود پایبند هستند ، اکثر افرادی که بنده میشناسم ،با دیدن یاران عزیز بر روی شبکه های ماهواره ای خوشحال می شوند از اینکه این آئین را به مردم غیر یار معرفی میکنند و افسوس می خورند که ای کاش ظاهر را نیز رعایت می کردند تا الگویی برای جوانان داخل شوند . چه خوب بودکه همه شما عزیزان این امر دینی و هویت ملی را رعایت می کردید . 
به گزیده ای ازکلام بزرگان دین ( سلطان سهاک و هفتن ) که تأکید فراوانی بر این اصل هویتی داشته اند اشاره می کنم ..
سلطان مرمو : 
و لیــوه هاما ، و لیــوه هاما 
سیول مورشان و لیــوه هاما
بی سیـــول و جمــم نامــا 
هرکس دل وشن وراگه وراما
سیولشان مورن دم و کــلاما 
بی سیول ننیشو ار صد براما
ار روژی صـد گاو بوش قروانا 
کردش مبو وک پوش و کانا
بنیامین مرمو: 
زر و زرانا ، زر و زرانا 
سیول مــورشان زرو زرانا
هر تالیش وینه کومه طلانا 
هـرکه زر دارو اِز زر ستانا
سیــولشان مورن پی نشانا 
نشانه توفیردوس چه غیرانا
بی سیول بی شرط دور چه ایمانا 
هرکس که میلش و دین یارانا 
مو قایم بودی بی کوم چه طانا
رمزبار مرمو :
و پشت لیوانا ، و پشت لیوانا
سیول مـورشان و پشت لیوانا
شــادی بابلدی پی جمخانانا
هی دس بکـران پی دو دسانا
بنیامین پیر هم شرطش وانا 
چه بی سیولان فری حاشانا
داود دادرس دس و دامـانا 
دادرس هانای گردی یارانا
پیرموسی وزیر و قلم دانا
ثبتش و کردی سیول مورانا
مصطفی مأمور تیر چه کمانا 
تیرش ها جرگ سیول کلانا
اینه بیاوبس چه لیو سیروانا 
بواچه ها داود پی یارسانا
داود مرمو :
چی بر چمانا ، چی بر چمانا
سیول مورشان ، چی بر چمانا
اینه رمـــزیون پی نیشـــانا
نیشانه تشخیص یار چه خارانا
اقــرار پیــــره چنی سلطانا 
سلطان خـدایون ذاتش یگانا
پیرموسی مرمو:
پره گــلانا ، پره گــلانا 
سیول مورشان پره گلانا
امر و ارمای شای هورامانا
کس بی سیول نیو و جمخانانا
کردار ننویسمی پی آ کسانا
تالی چه سیولشان بزان نزانا 
لکه دار کردن لیشان برانا
اَرروژی هزار قوچش قروانا 
یا صد دفعه بیو وی درگانا 
بی طواف بیدی وی ای مکانا
طوافش قبول نین چه لای سلطانا
شاه ابراهیم مرمو :
سیول مورانا ، سیول مورانا
بیدی و جما سیول مورانا
بنیشمی و جم لیو سیروانا
چپ دس بکردی و دو دسانا
بی سیول شرطش نه جم بریانا
پیربنیامین رجا نکرو اینانا
بششــان نــــدو داود دانا
پیر موسی نه ثبت ناوش نوانا
مصطفی تیرش ها چه کمانا
رمزبار پی یاران خذمت کرانا 
پی سکه یاری ناچش پزانا
بابایادگار مرمو :
سکه و شرط یاری ، سکه و شرط یاری
سیول مورشان سکه و شرط یاری
بی سیول و جــم یاری نماری
پیرموسی نکو ثبت کــرداری 
سیول مورشان رای دیره داری
ها ایدن واتم شرط نامچه یاری
پادشام نوخشو ای خطاکاری
بنیامین نمازوش و جم یاری
فریاد رسش نین داود رهبر 
بشش مورو چه ای سر و چه اوسر
کمان باطنیش کیشو مصفا
تیــرش مپیکنو مکــرو جفا
ناچه رزباری پنش مو و ژار
ای شرطه نریان نه ژیر ساج نار
ای شرطه نیان مان نه لیوسیروان
بی شرطان نه جم یاری ناوران
و سیول مور بنیشان و جم
چپ دس بکران و سایه علم
اسید حشمت میره بیگی

Montag, 30. Oktober 2017

اول آخریار ......سیدفرشاد قانون بیگی (دانش)

اول آخریار 
ضمن عرض ادب ویاعلی مدد خدمت تمامی مردم  یارسان سادات خلیفه دلیله ها وتک تک عزیزان کوچک وبزرگ وبانوان مهر که وظیفه سنگین پرورش فرزندان این آیین را برعهده دارند* لحظه به لحظه نزدیک شدن به عید بزرگ یاری عید عشق ایمان وبندگی یاران راستین حق را خدمت شما عزیزان وبزرگواران تبریک وتهنیت عرض مینمایم وازمحضر شما یاران عاجزانه تقاضامندم که در مسیرآیین یاری کلام را آیینه زندگی خود قرار داده ودر جهت اتحاد همدلی وهمبستگی قدم بردارید نگذارید که بذرکینه دردل شما نفوذ کند وآینده فرزندان این آیین را مبهم نماید لذا سادات ودلیله ها وظایفی سنگینی برعهده دارند ونقطه عطف این اتحاد میباشند وهر شکاف وتفرقه ای که گریبانگیر این آیین گردد یا گشته است عواقب آن بیشتر متوجه سادات ودلیل هاخواهد بودپس مراقب باشید ودر راه همدلی واتحاد پیشرو بوده واز مباحث تفرقه انگیز پرهیز نمایید نگذارید شخص پرستی دراین آیین رواج پیدا کند ماهمه تابع سلطان وپیرازلی هستیم وازقوانین وارکان پردیوری تبعیت خواهیم کرد ولاغیر ودرعین حال احترام به همدیگر وتمامی خاندانها که همه دریک سطح بوده وهیچ کسی بردیگری برتری نخواهد داشت نزد حق را سرلوحه راه خود قرار خواهیم داد  امید دارم به ذات سلطان حقیقت وپیر ازلی یارسان همه ملت یارسان از هرگونه شرونفاق دور باشند وهمیشه سلامتی وشادابی نصیبشان گردد دستبوس وخادم  تک تک ملت یارسان ..

سیدفرشاد قانون بیگی (دانش)





Dienstag, 3. Oktober 2017

دیدگاهی آزاد و ناتمام در باره‌ی فلسفه‌ی ارجمندی «مار» در آئین یارسان کیخسرو بابائی

دیدگاهی آزاد و ناتمام در باره‌ی فلسفه‌ی ارجمندی «مار» در آئین یارسان
کیخسرو بابائی
- - -
جهانبینی ادیان ابراهیمی در راستای ستیز با جهانبینی ادیان پیش از خود با بسیاری از نمادها راه دشمنی و ستیز را پیش گرفتند و تلاش نمودند تا جای ممکن این نمادها را زشت سازی کنند، و مار یکی از آن نمادهاست.
مار در آئین هندو بسیار ارجمند است و شیوا(بزرگترین خدای هندو) را می‌بینیم که ماری بر گردن او حلقه زده است.
در آئین بودا می بینیم که مار به عنوان نیروی ایزدی بودا را از مرگ نجات می‌دهد.
در درگاه نیایشگاه ایزدیان نقش برجسته‌ی ماری را می‌بینیم که بخشی از آئین پرستش برای ورود به نیایشگاه است. 
در آئین یارسان، می‌بینیم که هفت تن، باوه نائوس(=سولتان سهاک) را شاه ماران می‌خوانند. 
وارونه‌ی آنها، در جهانبینی ادیان ابراهیمی تلاش شده است تا از مار چهره‌ای زشت و خطاکار ساخته شود. این ادیان مار را همدست ابلیس می‌دانند و حتی با ابلیس این همانی می‌دهند چنانکه در یکی از این روایت‌ها ابلیس به صورت ماری به بهشت وارد شده تا ‌آدم و حوا را به خوردن میوه‌ی ممنوعه اغوا کند.
شاید برخی روشنفکران سکولار ما چنین باورهائی را بخشی از خُرافه پرستی پیشینیان خود بدانند و بدون ژرف اندیشی آن را به باد تمسخر بگیرند و آن را رد کنند، ولی واقعیت آنست که سطحی و ساده اندیشی ما در برخورد با این داستان‌های بنیادی می‌تواند نوع تازه‌ای از خرافه اندیشی باشد. ما نبایستی فراموش کنیم که تصویر اندیشی زبان قدرتمندی برای فلسفی اندیشی در گذشته بوده است و حتی هنوز می‌توان ادعا کرد که تصویر اسطوره‌های کهن ذهن و روان ما را بیش از جملات فلسفی مدیریت می‌کنند، و اگر منصفانه قضاوت کنیم یهوه و پدر آسمانی و الله تنها یک تصویر اسطوره‌ای از خدا در ادیان ابراهیمی هستند که ذهن و روان میلیاردها انسان را به تسخیر خود در آورده‌اند.
در جهانبینی اصیل ایران و در آئین یارسان، مار، یکی از پیکریابی‌های خدا و حقیقت هستند. در این جهانبینی و آئین، خُدا و حقیقت، شکل ناپذیر و ناگنجا و پیچیده، با رنگ‌ها و چهره‌ها و پوسته‌های گوناگون هستند.
اساس فلسفی یارسان بر دونادون است، و دونادون همان پوست اندازی گوهر حقیقت می‌باشد، و پوست اندازی مار با پوست اندازی حقیقت اینهمانی دارد.
بنابراین، هر چیزی حقیقت است، و البته نیست. حقیقت در قالب‌ها و پوسته‌های گوناگون شکل پذیر است، اما، هیچ پوسته و قالبی تنها چهره‌ی حقیقت نیست. حقیقت، ناگرفتنی و فرار و پیچنده است ...
و ویژه گی‌های خُدا و حقیقت در جهانبینی اصیل ایران و آئین یارسان با ویژه‌گی‌های مار اینهمانی دارند، و به همین دلیل، مار یکی از پیکریابی‌های خدا و حقیقت در این جهانبینی و آئین می‌باشند.
***
«حقیقت وجودتان همواره در وَشتَن و گشتن و فَرگشتن ... باد»
«حقیقت وجودتان همواره سبز و تازه باد»

Samstag, 23. September 2017

ایستگاه بعدی، اعلام کشور مستقل کردستان است!


ایستگاه بعدی، اعلام کشور مستقل کردستان است!
شمارە معکوس برای همه پرسی استقلال کردستان و بە تبع آن تجزیه عراق آغاز شدە است. استقبال و حمایت عمومی کردها از برگزاری رفراندم در ٢٥ سپتامبر ٢٠١٧ سیاستگذاران حکومت اقلیم کردستان و در راس آنها، آقای مسعود بارزانی را در عملی کردن آن مصمم کرده است. مسعود بارزانی بعد از انجام این همه پرسی بعنوان پرچمدار آن از وجهە ملی پر رنگتری برخوردار خواهد شد و اعتماد بە نفسش برای ماندن در صحنه سیاسی بە فراز دیگری دست میابد.
آقای مسعود بارزانی طی سخنانی بە روز سە شنبه ١٩ سپتامبر ٢٠١٧ یک فرصت سە روزە بە دولت مرکزی عراق داد تا بتواند طرحی کە استقلال کردستان را با ضمانت اجرایی آن از طرف آمریکا و اروپا تضمین کند، ارائه دهد و گر نه همه پرسی را انجام خواهد داد.
با این اوصاف و بنا بە این اولتیماتوم، تنها راە خروجی مسئله همەپرسی خواە اینکه انجام بشود یا نشود، اعلام استقلال کشور کردستان خواهد بود
دولت مرکزی عراق، استقلال کردستان را نخواهد پذیرفت، بویژه کە تمام آکتورهای منطقەای و فرا منطقەای از جمله آمریکا، انگلیس، سازمان ملل و اتحادیه اروپا مخالفت خود را با برگزاری این رفراندم در تاریخ تعیین شدە اعلام کردەاند. با وجود تمامی مخالفتها و تهدیداتی کە از دور و نزدیک ابراز میشوند، بر این باورم کە رفراندم در موعد مقرر انجام خواهد گرفت. بە این لیل کە امتیازات و دستاوردهای آن برای حکومت اقلیم کردستان بیشتر از زیانهای آن خواهند بود، چیزی کە دولتمردان کرد بر آن واقف هستند. گذشتە از این عقب نشینی در برگزاری همە پرسی میتواند بلحاظ روانی یک شکست ملی تلقی شود و مسعود بارزانی را نیز از تبدیل شدن بە یک قهرمان ملی قبل از بە سر رسیدن زمان زمامداریش باز دارد.
تا آنجا کە بە تهدیدات بر میگردد، باید گفت کە دولتمردان اقلیم کردستان بی گدار بە آب نزدەاند و از قبل مخاطرات و موانع سر راە این همە پرسی را بخوبی مورد مطالعه قرار دادەاند و بە واکنشهای احتمالی همسایگان و جامعه جهانی در قبال آن واقف بودەاند. بە زبان دیگر اگر دولتمردان کرد شک میکردند کە انجام همە پرسی، آنان را در سطح منطقەای با خطر جنگ و مداخله نظامی و تحریمهای اقتصادی همسایگان و انزوا در سطح جهانی روبرو میکند، هرگز دست بە قماری کە نتیجەاش فقط باخت باشد، نمیزدند. اینکه استقلال کردستان کی اعلام شود، بستگی بە ضرورت آن و واکنشها و شرایطی دارد کە اقلیم کردستان بواسطه انجام این رفراندم در آن قرار میگیرد.
دولتمردان اقلیم کردستان بە تهدیداتی از این دست آشنا هستند و از آنها تجربه میدانی کسب کردەاند. اینگونه تهدیدات در مقابل خواست فدرالیت برای عراق نیز مطرح شدند بی آنکه اقدام محسوسی برای ممانعت از آن صورت بگیرد. بر عکس و با وجود شکنندگی حکومت اقلیم در آن برهە زمانی، نه اینکه اقدامی عملی و بازدارنده در مقابل آن انجام نشد، بلکه آکتورهای منطقەای و فرا منطقەای برای وارد شدن در معاملات سیاسی و اقتصادی با حکومت اقلیم کردستان بە رقابت پرداختند و هریک در راستای منافع خود بگونەای با نظام جدید کنار آمدند.
در خلال همین هفتە بود کە شرکت روسی روز نفت علیرغم شناختی کە در ملتهب بودن شرایط روز دارد، وارد یک معامله چندین میلیاردی با حکومت اقلیم شد. فعالیتی کە در سال ٢٠٢٠ شروع خواهد شد و نفت و گاز اقلیم کردستان را از طریق خط لوله بە بازارهای جهانی خواهد رسانید. این معامله فقط یک تفسیر بر میدارد و آن اینکه نفت روز میپندارد کە حوادث خاصی کە سرمایەاش را در آینده در اقلیم کردستان بە خطر بیاندازند بە وقوع نخواهد پیوست.
یک اقدام نظامی از طرف دولت مرکزی عراق نیز از هیچگونه مشروعیت عقلانی برخوردار نخواهد بود. حکومت اقلیم نقش مهمی را در عقب راندن داعش و ایجاد ثبات در کردستان ایفا کرده و در این راستا هم پیمان خوبی برای آمریکا و غرب بودە است. همچنین اقلیم کردستان بە میدانی برای تمرین دمکراسی تبدیل شدە است هر چند در این راستا بطور کودکانەای در حالت افتان و خیزان بودە باشد. برهم زدن ثبات کردستان امکانات تازەای را برای داعش کە آخرین نفسهای خود را تجربه میکند، فراهم خواهد آورد و راە را برای دخالتهای سیاسی و نظامی همسایگان نیز خواهد گشود. منطقه ظرفیت یک جنگ تازه در عراق و در مرزهای سوریه کە هنوز جولانگاه داعش است را ندارد.
کشور مستقل کردستان در حال تشکیل شدن است و حقوق و مسئولیتهای تازەای برای آن تعریف خواهد شد و کردستان باید خود را برای آرایش سیاسی تازەای در سطح داخلی و منطقەای، بویژه در قبال همسایگانی چون عراق، ایران ترکیە و سوریه آماده سازد.
ایران بغیر از مسئله کردها، نگران نفوذ دشمنان و رقبای سوگند خوردە خود، اسرائیل و عربستان سعودی در کردستان خواهد بود و این بابت را بدقت رسد خواهد کرد. یکپارچگی عراق بعنوان یک کشور شیعی تحت نفوذ ایران از اهمیت خاصی برخوردار است، پدیدەای کە ایران برای آن هزینه گزافی پرداختە و ناچار برای ابقای آن خواهد کوشید.
ترکیە و سوریه نیز بخاطر مسئله ملی کردها کە خود عمیقا با آن درگیرند، تلاشهای خود را برای پیشگیری از این رفراندم و تشکیل استقلال کشور کردستان بکار خواهد گرفت، اما بدون تردید زیان استقلال کردستان برای ترکیە و سوریه کمتر از زیان آن برای ایران خواهد بود.
مهار گروههای سیاسی کرد متبوع همسایگان نیز ابعاد تازەای بخود میگیرد و حکومت کردستان بعنوان یک کشور مستقل باید مسئولیت بیشتری در جهت رعایت حقوق ملی همسایگان، از آن جمله کنترل مرزهایش از خود نشان دهد و ناچار بە اتخاذ محدودیتهای بیشتر برای این جریانات اقدام میکند.
در مقابل موقعیت سیاسی کردستان بعنوان یک کشور مستقل بلحاظ سیاسی منسجمتر و از حقوق و حمایت بین المللی بیشتری برخوردار خواهد شد و از این رو میتواند کنترل بیشتری بر اوضاع داخلی و محدود کردن مداخە همسایگان داشته باشد.
موارد سختی در این راستا وجود دارند کە راە حلی برای آنها در کوتاه مدت دیدە نمیشود و از همە مهمتر مسئله سیادت بر کرکوک است. حکومت اقلیم کرکوک را قلب کردستان قلمداد میکنند، ترکمنها و عربها هم بە این نسبت کرکوک را از آن خود میدانند. کرکوک و دیگر مناطق مورد دعوی میروند تا مانند کشمیر هند و پاکستان تا مدتها همچنان مورد منازعە و مناقشە باقی بمانند.
در عرصه داخلی باید دانست کە حمایت عمومی از مسئله همەپرسی و بە تبع آن از استقلال کردستان بە معنی رضایت بر عملکرد حکومت اقلیم نیست. خو گردانی یک حق و آرزوی دیرینه است و کردها بهای گزافی را در جهت بدست آوردنش پرداختەاند.
همەپرسی یک اقدام و تأثیراتش نیز بسرعت گذرا هستند. احساساتی کە انجام این همە پرسی با خود دارد فرو خواهند نشست و مردم بە زندگی عادی خود بر میگردند. توقعات از حکومت اقلیم کردستان در بهبود بخشیدن وضعیت رفاهی و معیشتی، بهبود عدالت اجتماعی، آزادی بیان و اندیشە، جلوگیری از فساد مالی، حقوق زنان و از همە مهمتر تأمین امنیت جانی و مالی شهروندان دوباره بعنوان مسئله و دغدقە روز مطرح و با شدت بیشتری دنبال خواهند شد.
در حال حاضر احزاب کردی بغیر از حزب جنبش تغییر( گۆڕان) و جماعت اسلامی کردستان کە شرایط را مناسب برای برگزاری رفراندم مناسب نمیدانند، دیگر احزاب بنا بر مصلحت ملی در یک سنگر جای گرفتەاند و از همەپرسی استقلال حمایت میکنند. بیاد داشتە باشیم کە چنین رفراندمی و عواقب سیاسی آن مشروعیتش را بطور مستقیم از آراء مردمی میگیرد و تکیه بر آن دارد، نه از احزاب سیاسی آنها. باید اعتراف کە ایستادن در مقابل رفراندم شجاعت فردی و سیاسی فوق العادەای میخواهد، چە این روزها فضای احساسات ناسیونالیستی بسیار پر شور و برچسبهای خیانت برای مخالفان پر چسپند.
فراموش نکنیم کە در ورای خواستهای سیاسی، همچون خودمختاری، خودگردانی دمکراتیک، فدرالیزم و داشتن کشور مستقل مجموعەای از خواستەها، آمال و آرزوها وجود دارند کە از طریق تعامل و همزیستی با دیگر ملل تحقق نیافتەاند، از این روست کە کردها خواهان خودگردانی شدەاند. پیش فرض آنها این بودە است کە یک حکومت خودی میتواند یا میبایستی بتواند کە بە خواستەهای آنها جامه عمل بپوشاند. دستیابی بە آزادی، عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی از جمله دستمایەهایی مبارزاتی کردها بودەاند و گر نه داشتن کشور و پرچم بخودی خود فقط بلحاظ احساسی جوابگو خواهند بود.
میزان مشارکت اقلیتهای دینی و مذهبی، مانند شیعیان، یزیدیها، یارسانها(کاکەیی) زوایای نیمە پنهانی را از رضایت و خشنودی مردم بە نسبت عملکرد حکومت اقلیم بنمایش میگذارد. چون بسیاری تثبیت اقلیم کردستان بعنوان یک کشور مستقل را تداوم وضع موجود میدانند. حکومتی کە نتوانستە است حقوق شهروندی برابر را برای آنان فراهم آورد و از جان و مال و کرامت آنان در مقابل جنایات داعش و دیگر گروههای افراطی دفاع کند. نه تنها در دفاع کردن عاجز بودە است بلکه اتهام خیانت بە ایزدیها را بدنبال خود میکشاند.
حسین خلیفە
اسلو، ٢٢ سپتامبر ٢٠١٧