Samstag, 21. Juni 2014

زندگینامه دکتر گلمراد مرادی


گلمراد مرادی، نويسنده، مترجم و محقق، متولد ٢٠ اسفند ١٣١٩خورشيدی برابر با ١١مارس  ١٩٤١ میلادی در دهكده تپه كچل ذهاب، كردستان ايران متولد شده است. ده سال شاگرد خیاط وخياط بوده است، هشت سال در لباس نظام گذرانده است و دوره ابتدائي و دبيرستان را در اكابر و مدرسه شبانه گذرانده و بعلاوه دیپلم دبیرستان آمریکایی را آنهم شبانه اخذ کرده و دوسال کالج آمریکایی را با موفقیت به پايان برده است. او در دانشگاه هايدلبرگ، آلمان رشته های علوم اقتصادی و جامعه شناسی تا فوق ليسانس و دوره دكترا را درعلوم سياسي طی نموده و تز دوره پروفسوری (فقط در آلمان مرسوم است) درزمينه جنبشهای اجتماعی- مذهبی درايران نگاشته است. ازسال ١٩٨٨ تا سال ١٩٩٣ دردانشگاههای هايدلبرگ، برمن و هامبورگ، سابقه تدريس دارد و پس از آن دفتر مشاور خانواده و ترجمه زبانهای فارسی، کردی، آلمانی و انگلیسی را اداره می کند.

 تاكنون دركنار كار و نگارش مقالات فراوان و سخنرانیهای متعدد به زبان آلماني، فارسي، كردی و انگلیسی، چندین اثر از خود نيز منتشر نموده است، از جمله كتابي زير عنوان؛ "جنبشهاي خلق كرد ازيورش اعراب به ايران تاجمهوري كردستان در مهاباد" به زبان آلماني، "تاريخچه و روايات عید نوروز" به فارسي و آلماني، "تجربه جنبش مهاباد" به فارسي وآلماني، "محاكمه اي مشهور (گاليله اي وگاليه)" ترجمه به فارسي، "نگاهي گذرا به تاريخ و فلسفه يارسان( اهل حق)" به فارسي، "سندي تاريخي در رابطه با كودتاي ٢٨ مرداد" ترجمه به فارسي،. یک رمان زیرنام "چه حقیقت تلخی" از مجموعه رمانهای کوتاه که در کانادا به زبان فارسی منتشر و در کردستان نیز توسط دوست نازنینم سید جلال صالحی به زبان کردی برگردانده شده که در کردستان انتشار یافته است، "مختصری ازتاریخ ادیان" به فارسی و کردی که دوست ارجمندم ناصر رزازی، خواننده مشهور کرد آن را بکردی برگردانده و در کردستان عراق منتشر گردیده است، "ملك جمشير و شورنگ"(رمان) و "بابای چارلي گفت" ترجمه  از آلمانی به فارسي.  لایق ذکر است که ملک جمشیر و شورنگ نیز توسط همولایتی عزیزم رحیم محمدی مقیم لوزان به کردی برگردانده شده که این دو آخری هنوز امکان انتشار نیافته اند.

سه دوره عضو هیئت دبیران انجمن قلم ایران در تبعید و یک دوره عضو جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران در تبعید بوده وهست. از سال ١٩٩٨ تا کنون سخنگوی جامعه فرهنگی یارسان در خارج از کشور و همچنین از سال ٢٠١٢ به این سوی سرپرست مرکز زاگرس برای حقوق بشر انتخاب گردیده است.
سخنرانیهای متعدد بزبان انگلیسی دراجلاس ١٦ تا ٢٥ حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، در دفاع ازحقوق اقلیتهای دینی و ملی و سخنرانی در ششمین اجلاس سازمان ملل در مورد همین اقلیتها در ایران و بویژه یارسانیان که به قول ناصر رزازی آئین اصلی ملت کرد است. علاوه برهمه وظایفی که دارد، اکنون یکی از دبیران بین المللی انجمن قلم ایران در تبعید و فعال است.

لیست زیر تعدادی از مقالات منتشر شده ایشان است:
•  تاریخ جنبشهای کرد از هزاره گذشته تا جمهوری کردستان در مهاباد به زبان آلمانی
•  تاریخچه و روایات عید نوروز به زبانهای آلمانی و فارسی
•  محاکمه گالیله ستاره شناس ایتالیائی ترجمه از آلمانی به فارسی
•  نگاهی گذرا به تاریخ و فلسفه یارسان (اهل حق) به زبان فارسی با پیگفتاری آلمانی و انگلیسی
•  سندی تاریخی در رابطه با کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ترجمه از آلمانی به فارسی
•  تجربه جمهوری کردستان در مهاباد ایران به فارسی و آلمانی در کتابی زیر نام کردولوژی
 •  چه حقیقت تلخی مجموعه رمانهائی به صورت یک کتاب منتشره در کانادا
•  هزاره های زردشت یک مقاله فلسفی در خصوص پیدایش دین کهن ایرانیان به آلمانی
•  سردبیری گاهنامه یارسان (مجله فرهنگی ادبی دو زبانه کردی و فارسی)
 •  شصتمین سالروز بنیانگزاری جمهوری کردستان و مقایسه آن با سیستم نو پای فدرالیسم درعراق امروز
•  تعریف واژه ها
•  فرار از و هوای به وطن
•  چه حقیقت تلخی در سه بخش
•  تشویق جوانان به انتحار، دام عوامفریبی و خرافات است
•  اگر کسی به ناموس خود ما تجاوز کند چکار باید کرد؟
•  نا آگاهی عامل اصلی بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی است!
•  در رابطه با "حفظ ناموس" باید عمیق تر فکر کرد، مگر نه؟
•  روشنفکران و فعالان سیاسی کرد در احزاب خلق حاکم در ایران
•  چهره کریه آخوندهای ناسیونالیست و مسئله ملیتها در ایران  
•  نامه سرگشاده به نخبگان و فرهنگ ورزان جامعه ایران
•  باز هم بحث ملت، مسئله ملی و وحشت مرکزیتگرایان از فدرالیسم!
•  آیا تکرار افترا دشمنان لطمه به خود ما نمی زند؟!
•  پیشنهاد برای اتحاد همه نیروهای معتقد به دمکراسی عمل بس درستی است
•  شناسائی مسئله ملی و شهامت برخی از شخصیتهای دمکرات هموطن، لایق تقدیر
•  آیا در ایران کثیرالملله غیر از سیستم فدرالیسم، دمکراسی می تواند معنی داشته باشد؟
•  دشمنان واقعی ملیتهای اقلیت در ایران را بشناسیم و بشناسانیم
•  باز هم حمله به بد حجابی!
•    ما هم بر اين عقيده ايم كه حقوق ملي خلق كرد مهم تراز پست و مقام دولتي است
•   زنان جهان! عليه كتك خوردن خود يا احمقي برخي از ما، مردها به پا خيزيد
•  چهره كريه پان ايرانيستها و ناسيوناليستهاي كور را در هيئت سياسي حزب كمونيست كارگري بشناسيد و بشناسانيد
•  زنان و اديان! (توجيه گران دين در برخورد با حقوق زنان)
•  نگرشي بر سركوب اقليتهاي مذهبي در ايران بعد از اسلام و بررسي كوتاه تاريخ يارسان ( اهل حق)
•  از موضع سوسياليست حركت نمودن و بر طبل ناسيوناليست زدن
•  رابطه دمكراسي با مسئله ملي و حق تعيين سرنوشت خلقها    
•  تعصبهای ملی و مذهبی آلمانی و فارسی و ترکی  
• واژه کرماشان یا کرمانشاه  
• خرافات و دین   
• آیا اهل حق آنست که حوزه علمیه ای ها تعریف می کنند؟      
• مرگ زود رس                     
• از ماست که بر ماست     
• کردها و مغرضان برتری طلب
• گفتگو با یک سگ آلمانی  
• جنبش سبز و مسئله ملیتهای ایران این سخنرانی ایشان بود  که در یک سیمینار در کلن بتاریخ ششم مارس ٢٠١٠
• افکار سلطنت طلبی افراطی خطرناک است، نه خود سلطنت طلبان
• تعصب های ملی و مذهبی و عواقب خطرناک آن در جوامع مختلف (قسمت دوم)
• تعصب های ملی و مذهبی و عواقب خطرناک آن در جوامع مختلف
• رژیم در حال سقوط است وموتور و محرک انقلاب ملتهای ایران غرق کلنجار با واژه ها
چه حقیقت تلخی (١٥)
•  ٧٥مین کنگره سالانه انجمن جهانی قلم در لینز اتریش و شرکت نگارنده برای اولین بار
•  تحولات اخیر داخل ایران و بویژه انعکاس سفر احمدی نژاد به نیویورک در میان ایرانیان
•  چرا بین دختران و پسرانمان فرق می گذاریم؟
•  مصاحبه با سر دبیر سایت یاران پردیور
•  مصاحبه با آرام قادری روزنامه نگار کرد ایرانی درباره کردهای مناطق گوران نشین کرمانشاهان
 •  آقای لاریجانی گزارش هیئت سه نفره قضائی در رابطه با انکار تجاوز در زندانها خوانده شد
•  اسلامیان شیعه و تجاوز به حریم انسانها
•  چرا برخی از زنان، سخت به اسلام و حزب الله روی می آورند؟
•  مصاحبه با سایت روانیوز در مورد تحولات اخیر در ایران
•  بخاطر مریض شدنم گریه کردی؟ آری، اما اگر هم می دانستی کمکی بتو نمی کرد
• پیرامون نامه ی مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی
• اتحاد برای حل بحران جامعه ایران، مهم تر از حمل پرچم در تظاهراتها است
•  شکایت به مجامع بین المللی علیه قتلهای بی رویه در ایران
•  اعمال جنایتکارانه مزدوران خامنه ای زیر نام اسلام انزجار آور است
•  جمهوری اسلامی و چوپان دروغگو

•  آیا تهدید و زیان بخود رساندن در خانه حلال مشکلات است؟
•  آیا دخترانمان حتما باید با هموطن و همزبان خود ازدواج کنند؟
•  تا چه پایه می توان به حرف فرزندان خود باور کرد؟ آیا درست است که همه ادعاهای آنها را جدی نگیریم؟
•  چه حقیقت تلخی: آیا با تهدید می شود عادت کهنه را به فرزندان، بویژه به دختران قبولاند؟
•  بیست سال از ترور دکتر قاسملوی صلح جو و همراهانش می گذرد
•  اگر جانفشانی مردم دیکتاتوری را از صحنه بردارد، آیا جایز است که جانشین آن دیکتاتوری دگر باشد؟
•  نامه سرگشاده به سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران
•  من بعنوان یک پدر در برابر چشمان خون آلود دختر بیگناه جانباخته وطنم، ندا، سر تعظیم فرود می آورم
•  اعتصاب غذای تعدادی از پناهجویان بی پناه یارسانی در مرز اردن و عراق
•  نامه سر گشاده به سران دولتها و سازمانهای دمکرات جهان در رابطه با به رسمیت نشناختن انتخابات اخیر ایران
•  اسناد باید در باره شخصیتهای تاریخی قضاوت کنند نه یک نویسنده معذور و در قفس
•  مسئله ملی در ایران، فدرالیسم و تجزیه طلبی
•  سه دانشجوی ایرانی در آلمان؛ از سری داستانهای چه حقیقت تلخی
•  افشای حساب بانکی های سران جمهوری اسلامی ایران در خارج
•  نظری کوتاه بر نوشته هموطن عزیزمان آقای دکتر حسین لاجوردی
•  نامه سر گشاده به رئیس قوه قضائیه مملکت: آیا در قرن بیست و یکم خونبها هنوز باید باشد؟!
•  متن سخنرانی در پارلمان اروپا: پیاده کردن دمکراسی، حکومت ایدآل و ساختار جامعه مدنی
•  و مناسبت نزیک بیین سال نو ١٣٨٨خوه رهه لاتی
•  زنان و اديان! (توجيه گران دين در برخورد با حقوق زنان
•  خدا و کاینات از نگاه علی دشتی (روحانی سابق)
•  تهدید غیر مستقیم آقای دکتر داریوش همایون را باید جدی گرفت
•  تمدن و مدنیت در بین النهرین عصر کهن
•  چرا آقای محمد امینی و همفکرانش از جنبش خلق کرد وحشت دارند؟!
•  بررسی سایه های جمهوری مهاباد
•  باراک اوباما، یک سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا شد
ترجمه دو خبر از روزنامه پر تیراژ و جنجالی
•  این است آن حکومت علی که آیت الله خمینی پیاده کرد!!
•  نشست سالانه انجمن قلم ایران (در تبعید) و نگاهی به سه اثر نو از نویسندگان
•  سیه روی شود هرکه در او غش باشد؛ در رابطه با اعتصاب غذای زندانیان کرد
•  ریا کاران تزویرگر
•  چرا تروریستها فقط به نمایندگی های آمریکا در سراسر جهان حمله می کنند؟
•  این فدرالیسم چیست که وحشت در دل برتری طلبان ایجاد نموده؟
•  آیا تهدید و زیان بخود رساندن در خانه حلال مشکلات است؟
•  مطلبی در رابطه با مقاله "انسانهای شیطانی"
•  ماجرای "دکترای افتخاری" وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران
•  شدت بخشیدن به خشونت، بزن و ببند و کشتار
•  بمناسبت نوزدهمین سالگرد ترور دکتر قاسملو
•  درخصوص مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با رادیو فردا
•  انسان که از بی طرفی حرف می زند، باید آن را رعایت کند
•  تراژدی در یک خانواده از وطن آواره
•  خانواده ترکی از آناتولی شرقی (قسمت سوم و پایانی)
•  خانواده ترکی از آناتولی شرقی (قسمت دوم)
•  خانواده ترکی از آناتولی شرقی
•  نقدهای اکادمیک و انتقادات افراد خودساخته از مطالبی
•  نامه ای به مردم یارسان داخل و خارج از کشور
•  عوامفریبی شاخ و دم نداشت و ندارد!
•  اسناد تاریخی سخن می گویند: گفتگوی قاضی محمد رئیس جمهور وقت کردستان با مطبوعات تهران در روز یازدهم ژانویه ١٩٤٦ میلادی
•  یک بیان تلویزیونی در رابطه با جانباختگان و قهرمانان همیشه زنده و جاوید خلق کرد، بمناسبت شصت و یکمین سال اعدام قاضی ها در صبحگاه ٣٠ ام مارس ١٩٤٧ میلادی
•  سخنی با هموطنان و هم مسلکان یارسانی
•  وحشت جمهوری اسلامی از تکنولوژی مدرن و از واقعیت موجود
•  دوکتور گولمراد مرادی له‌ ٦٢ هه‌مین سالیادی کۆماری کوردستاندا، له‌ اسلو پی ته ختی نۆروێژ   
•  راجع به ابتکار یک وبلاگ نویس ایرانی
•  جنگلی زیر نام دنیای متمدن (سیویلیزاسیون) که ما در آن زندگی می کنیم (قسمت سوم وآخر)
•  جنگلی زیر نام دنیای متمدن (سیویلیزاسیون) که ما در آن زندگی می کنیم (قسمت دوم)
•  جنگلی زیر نام دنیای متمدن (سیویلیزاسیون) که ما در آن زندگی می کنیم
•  ضد کثیرالمله بودن ایران می گوید: اگر بجای رضاشاه بود، همان راهی را می رفت که او رفته!!
•  ستاره درخشان دگری از آسمان ادب انقلابی ایران برای همیشه خاموش شد
•  آیا سکوت در برابر هذیانگوئیها و توهین به ملتهای ایران جایز است؟!
•  مصاحبه با مجله کردی زبان گولان در رابطه با آثار مخرب جنگ و ترور در عراق
•  برای جلوگیری از تکرار اشتباه اوایل انقلاب از هم اکنون باید به فکر بعد از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بود
•  آیا آقای داریوش همایون از حمله نظامی آمریکا وحشت دارد یا از واژگان ملتها و فدرالیسم در ایران؟
•  « گفتگوی ِ م- ساقی با آقای گلمراد مرادی (...) پیرامون ...»
•  نقدی دوستانه بر مقاله خانواده، مندرج در شماره های ٣١ و ٣٢ مجله گوناگون کانادا
•  كودتاى ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ خورشيدى در ايران
•  چه حقیقت تلخی (٩)
•  پشتیبانی از اعتراض وزیر فرهنگ کردستان فدرال به حکم اعدام روزنامه نگاران کرد در ایران
•  ترس و تابوهارا بشکنیم و با مردم رو راست باشیم!
•  درخت گردو چه زيباست
•  وقتي گوشت و استخوان سنگ مي شوند!
•  چه حقیقت تلخی(٨)
•  چه حقیقت تلخی(٧) : آیا تن فروشی و دلالی محبت نیز شغل اند؟
•  چه حقیقت تلخی (٦)
•  اعلامیه اعتراضی علیه کارداران جمهوری اسلامی، در رابطه با هتک حرمت و اهانت به مردمان یارسانی
•  باز هم آقای دکتر داریوش همایون و اضطرابش از واژه ملت های ایران،
•  آیا تأیید بر و یا حتا سکوت در مقابل این همه جنایت بمب گذاری لطمه بیشتر بر اسلام وارد نمی کند؟
• 
•  سخنان مسعود بارزانی در پارلمان اروپا مورد تأیید همه روشنفکران کرد است
•  به مناسبت فرارسیدن سال نو ١٣٨٦ و جشن نوروز، عید باستانی خلقهای ایران
•  بیانیه شماره ٢ سال ٢٠٠٧: خطاب به یارسانیان خارج (به فارسی و کردی)
•  چرا برخی از سیاستمردان ترک نمی خواهند حد اقل الفبای دمکراسی را بپذیرند؟
• 
بنده همراه هم ملیتی هایم موافق جدائی مبارزان حزب دمکرات کردستان ایران نبوده و نیستم!
•  سخنی چند در اطاق پالتاکی ادبیات و فرهنگ تحت عنوان «نظری کوتاه بر داستانهای "چه حقیقت تلخی"
•  در رابطه با حرکت اخیر مردم یارسان و خواهان تشکیل یک سازمان سیاسی اجتماعی یارسانی
•  چه حقیقت تلخی!(٥)
•  لطیفه ی سال
•  سیاست اعمال شده جمهوری اسلامی در کردستان ایران
•  هه‌لومه‌رجی سیاسی، یا ره‌وشی سیاسه‌ت دانان له‌ کوردستانی ئیران
•  "ما نویسنده ایم"
•  چه حقیقت تلخی که آخرش شیرین می شود (٤)
•  دانشگاه کردستان - هولیر : اولین مؤسسه آموزشی عالی به زبان انگلیسی در کردستان عراق فدرال
•  تصمیم رئیس حریم کردستان فدرال در عراق در رابطه با پرچم آن کشور کاریست درست
•  حکومت فدرالیسم در کردستان عراق و حضور ارتش آمریکا در این کشور
•  چه حقیقت تلخی (٣ )
•  گفتگو با یک سگ آلمانی
•  باز هم سخنی با هموطنان بنی صدری
•  کردها و مغرضان برتری طل
•  از ماست که بر ماست ** سخنی در رابطه با سرکوب تظاهرات زنان در میدان ٧ تیر و پیشینه آن
•  مرگ زود رس
•  هموطنان بنی صدری، آیا آنچه که موعظه می کنید به آن اعتقاد دارید؟
•  رؤیا طلوعی زن مبارز و با شهامت کرد و زندان بانان جمهوری اسلامی
•  نظرات سیاسی برخی از روشنفکران هموطن و حقوق ملیتها در ایران
•  آقای دکتر پرویز داورپناه و ستایش از قهرمان ملی آذربایجان
•  خرافات و دین
•  تشویق جوانان به انتحار، دام عوامفریبی و خرافات است
•  اگر کسی به ناموس خود ما تجاوز کند چکار باید کرد؟
•  نگاهی کلی به طرح قانون اساسی عراق و تأثیر آن بر کشورهای منطقه
•  وظایف پاسداری از دین با وظایف ریاست جمهوری یک مملکت از زمین تا آسمان متفاوت است!
•  گفتگوهاي گزارشگران با دكتر گلمراد مرادي در مورد مسئله ملی و تمامیت ارضی
•  آفرینش بشر از دید یک آیت الله مرجع تقلید در حدود نود سال پیش 
•  نا آگاهی عامل اصلی بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی است!
•  در رابطه با "حفظ ناموس" باید عمیق تر فکر کرد، مگر نه؟
•  سخنان احمدی نژاد در مقر سازمان ملل بوی عوامفریبی میدهد.
•  آیا ترکیه با سخنان اردوغان گام دگری در راه دمکراسی بر داشته است؟
•  روشنفکران و فعالان سیاسی کرد در احزاب خلق حاکم در ایران 
•  چهره کریه آخوندهای ناسیونالیست و مسئله ملیتها در ایران
•  پیام شادباش به مناسبت انتحاب مام جلال طالبانی به عنوان اولین رئیس جمهور کشور عراق
•  روز ٣١ مارس ٢٠٠٥، پنجاه و نهمین سالگرد جان باختگان راه آزادی کردستان
•  نامه سرگشاده به نخبگان و فرهنگ ورزان جامعه ایران
•  حمایت از تشکیل جبهه خلق ها در ايران
•  باز هم بحث ملت، مسئله ملی و وحشت مرکزیتگرایان از فدرالیسم!
•  آیا تکرار افترا دشمنان لطمه به خود ما نمی زند؟!
•  برخورد واقع بینانه قابل ستایش است
•  انتخابات در عراق و ضرورت شرکت در آن!
•  نامه ای کوتاه به آقای سید محمد خاتمی
•  پیشنهاد برای اتحاد همه نیروهای معتقد به دمکراسی عمل بس درستی است
•   شناسائی مسئله ملی و شهامت برخی از شخصیتهای دمکرات هموطن، لایق تقدیر
•  آیا پاسخ به هر یاوه گوئی در رابطه با ملیتهای ایران، ارزش صرف وقت برای آن را دارد؟
•  آیا در ایران کثیرالملله غیر از سیستم فدرالیسم، دمکراسی می تواند معنی داشته باشد؟  
•  دشمنان واقعی ملیتهای اقلیت  در ایران را بشناسیم و بشناسانیم
•    باز هم حمله به بد حجابی!
•   ما هم بر اين عقيده ايم كه حقوق ملي خلق كرد مهم تراز پست و مقام دولتي است
•  چرا مرده پرستي!؟
•  سوسن همشهري من، بار سفر ابدي بست و رفت!
•  آيا كشور تركيه لياقت ورود بجامعه متمدن اروپا را دارد؟!
•   زنان جهان! عليه كتك خوردن خود يا احمقي برخي از ما، مردها به پا خيزيد
•  من در تعجبم كه چرا دولتمردان آمريكا از تجربيات تلخ و شرم آورشان درسطح جهان چيزي ياد نميگيرند؟!
•  چهره كريه پان ايرانيستها و ناسيوناليستهاي كور را در هيئت سياسي حزب كمونيست كارگري بشناسيد و بشناسانيد
•  آقاي شهردار تهران قباحت هم اندازه اي دارد!
•  طرح مسئله فدراليسم در عراق خاريست آهنين در چشم دشمنان آزادي خلقهاي منطقه
•  زنان و اديان! (توجيه گران دين در برخورد با حقوق زنان)
•  صدام حسين مستبد و قاتل صدها هزار كرد، از مخفيگاهش به چنگ آورده شد!  
•  هنر مبارزه مسالمت آميز كردن و زنده ماندن! 
•  از نظرات درست و منطقي كاك صالح برواري عضو كميته مركزي اتحاديه ميهني كردستان عراق با تمام قوا حمايت كنيم 
•  نگرشي بر سركوب اقليتهاي مذهبي در ايران بعد از اسلام و بررسي كوتاه تاريخ يارسان (اهل حق)
•  از موضع سوسياليست حركت نمودن و بر طبل ناسيوناليست زدن
•  رابطه دمكراسي با مسئله ملي و حق تعيين سرنوشت خلقها   
•  ترانه های اصیل خیام چاپ چهارم گردآوری و ویراستاری این چاپ از دکتر گلمراد مرادی

در سالهای اخیر مقالات متعدد دیگری در روزنامه های ایران گلوبال، روشنگری، پیک ایران و برخی در عصر نو و گیارنگ و آشتی و بیان و پیشمرگه کان و روژهلات و کوردانه و دیگر روزنامه ها مانند شهروند وغیره انتشار یافته اند که در این لیست نیامده اند.  
عکسهایی از دوران مختلف زندگی دکتر گلمراد مرادی
Golmorad Moradi
اولین عکس زندگی، سال دوم اکابر، قصرشیرین
Golmorad Moradi
١٤ سالگی
Golmorad Moradi
١٦ سالگی
Golmorad Moradi
١٧ سالگی
Golmorad Moradi
٢٠ سالگی
Golmorad Moradi
بهمراه دوست اتوکشم، جلوی دوکان خیاطی، پاساژ یونسی قصرشیرین، سال ١٣٣٨
Golmorad Moradi
در حال خیاطی، جلوی دوکان خیاطی، پاساژ یونسی قصرشیرین، سال ١٣٣٨
Golmorad Moradi
شروع خدمت در تهران سال ١٣٣٩
Golmorad Moradi
٢١ ‌آذر در تهران سال ١٣٣٩
Golmorad Moradi
میدان مانور تهران ١٩٦١
Golmorad Moradi
در آموزشگاه شبانه ساسبیل در تهران سال ١٩٦٤
Golmorad Moradi
با یکی از اقوام در جلوی پارک شهری تهران سال ١٩٦٤
Golmorad Moradi
در هواپیما در حال رفتن به آمریکا
Golmorad Moradi
در فورتناکس کنتاکی سال ١٩٦٤
Golmorad Moradi
به همراه همسر اولم که آمریکایی بود سال ١٩٦٤
Golmorad Moradi
همراه دوست و همسر اولم در ایستگاه قطار لویزویل کنتاکی ١٩٦٥
Golmorad Moradi
Golmorad Moradi
زمان برگشت از آمریکا ١٩٦٥
Golmorad Moradi
در گروهان سوم در دزفول به عنوان استاد نظامی، سال ١٩٦٥
Golmorad Moradi
بهمراه مادر، اهواز، سال ١٩٦٥
Golmorad Moradi
Golmorad Moradi
آلمان ١٩٧٤
Golmorad Moradi
بهمراه دانشجویان آمریکایی در ملاقات فرماندار ایالت، سال ١٩٧٥
Golmorad Moradi
دوران دانشجویی در آلمان، مشغول خیاطی، سال ١٩٧٧
Golmorad Moradi
بهمراه دخترم، سال ١٩٧٨
Golmorad Moradi
من و مادرم
Golmorad Moradi
در ملاقات با لیزا لوته وزیر دولت هلموت کل، سال ١٩٨٥
Golmorad Moradi
من و دخترم مریم، سال ١٩٨٧
Golmorad Moradi
آلمان، ١٩٩٩
Golmorad Moradi
بهمراه کاک فلک الدین کاکه ای وزیر روشنبیری حکومت اقلیم کردستان عراق، سال ٢٠٠٧
Golmorad Moradi
در ملاقات دکتر فیشر رئیس جمهور اطریش، سال ٢٠٠٩
 منبع ...http://www.golmoradmoradi.com/biography.php

Freitag, 20. Juni 2014

به قلم آسی فریدون حسینی.. نگاهی گذرا به دیدار مشاوررئیس جمهور درامور اقلیت های مذهبی واقوام ، با عده ای از مردم یارسان در کرمانشاه




درمورخه بیست وپنجم خردادماه سال جاری برابر با پانزدهم ژوئن ، حجت الاسلام یونسی ، نماینده ودستیار رئیس جمهور در اموراقلیت های مذهبی واقوام ، ملاقاتی چندساعته با عده ای از پیروان « دین یاری» که درایران  « اهل حق » نامیده می شوند داشتند. این ملاقات از نگاه بعضی افراد مورد تحلیل وبررسی قرار گرفت واز نگاه عده ی زیادی نیز باسکوت مطلق همراه شد . حساسیت موضوع مرا برآن داشت که بدور از هرگونه تعصب وبدبینی ، نگاهی واقعبینانه به این دیدار ونتایج حاصله بیندازم .
پس از اتمام جلسه،  آقای یونسی گزارش کوتاهی دراینمورد ارائه نمود که در سایت ها وخبرگزاری های مختلف منعکس گردید. آدرس لینک این گزارش درپایان مقاله درج گردیده است . اما خلاصه ولپ مطلب نقطه نظرات ایشان چنین است : آقای یونسی مردم یارسان (اهل حق)را مسلمان وجزء بدنه ی اسلام وتشیع سرخ علوی دانسته اند نه یک اقلیت دینی یامذهبی. اومی گوید   اختلاف اساسی بین شیعه و اهل حق وجود ندارد». ضمنأ ایشان برخوردها ی غیرمنصفانه وناعادلانه وتضییع حقوق مردم یارسان وسایر اقلیت ها واقوام را به عناصر خودسر خارج از حاکمیت نسبت داده اند.ایشان درقسمتی دیگر از گزارششان چنین می گویند: « هیچ مانعی در گزینش و استخدام شما (اهل حق ها)چه در سپاه، چه ارتش و دستگاه قضا وجود ندارد و نباید مانعی حتی برای ارتقای مدیریتی شما باشد. شما همه شرایط را برای استخدام و حضور در مسئولیت ها دارید».
آنطور که از محتوای گزارش آقای یونسی مشاهده می شود ، چنین وانمود می کند که ایشان تحت توضیحات ومستندات ارائه شده یارسانی های شرکت کننده در جلسه به این نتایج جدید وعجیب رسیده اند . لذا باید گفت که متأسفانه بخشی از ذهنیت ایشان ناشی از توضیحات غیرواقعی حاضرین درجلسه است که این موضوع مرا یاد ضرب المثلی می اندازد که می گوید:« ازماست که برماست».بخش دیگر ناشی از عدم تمایل جمهوری اسلامی به ، برسمیت شناختن « دین یاری» ومردم یارسان است ، لیکن قبل از آنکه به تحلیل وبررسی برخورد شرکت کنندگان بپردازم ، لازم می دانم ابتدا توضیحاتی را درباره گزارش جلسه مذکور خطاب به جناب آقای یونسی تقدیم  کنم .
به استناد متون دینی ،  مردم یارسان پیرو « دین یاری » هستند به همین دلیل پیروان این دین « یارسان» نامیده میشوند..پیروان ادیان ابراهیمی متون مقدس خویش را « کتاب مقدس» قرآن ، انجیل، وتورات می نامند .ولی متون دینی یارسان « دفتر پردیوری» یا « دیوان گوره» یا به زبان فارسی « سرانجام»نامیده میشود که به زبان کوردی گورانی یا هورامی وبه نظم نوشته شده است که حاصل گفتگو، بحث ، بررسی و دیالوگ جمعی بنیانگذار این دین یعنی  سلطان سهاک ویارانش می باشد. البته  متون دینی دیگری طی سیصدسال اخیردرتوضیح وتفسیر وتأیید « دفترپردیوری » به زبان های کوردی گورانی، فارسی وترکی نیز آمده که همگی مورد احترام وقبول  مردم یارسان هستند.  مانند « دفتر سی وشش شاعره آسیدبراکه یا زبورحقیقت ،دفتر شیخ امیری به زبان کوردی گورانی، دفتر قوشچی اوغلی به زبان ترکی و....که توضیح آنها دراین مقاله نمی گنجد . نام «دین یاری» برگرفته از نام بنیانگزار این دین یعنی سلطان سهاک  که دارای نام های مختلفی ازجمله « یار» ، «صاحبکار» ، «صاحبکرم»و«خاوندکار» می باشد . درواقع نام وکلمه ی « اهل حق» نامی است که رهبران آیینی دین یاری برای رهایی از نام های ناروا ، جعلی وتوهین آمیز درپنجاه ساله اخیر براین دین نهاده اند. کلیه ی اعتقادات واصول پایه ای  دین یاری کاملأ متفاوت با دین مبین اسلا م است . دین یاری دارای دوتاریخچه است، تاریخ پنهانی که دوره ی مخفی وسر بودن می باشد ، وتاریخ آشکار وظاهر شدن دین یاری. بدین معنی که « یار» یعنی سلطان سهاک ویارانش صلاح دانسته اند که تا تقریبأبیش از هفتصد وپنجاه وهشت سال پیش دین یاری مخفی  و نهانی باشد لیکن بعد از آن  دردوره « پردیور» قراربرآشکار ومکتوب شدن دین یاری گردیده است.
دراینجا سعی دارم جهت اطلاعتان به خلاصه و بخشی ازسرفصل اعتقادات دین یاری اشاره ای کوتاه بکنم .دین یاری اعتقاد به « دونای دون» یا حلول روح  به جسم ها ی تازه دارد که درزبان انگلیسی « ری اینکارنیشن » نامیده می شود.« دون» به معنای جامه یالباس است ومنظوراین است که  روح انسان پس ازمرگ مجددأ درکالبد دیگری به زندگی ادامه خواهدداد. درواقع جسم انسان مانند لباس یا قالبی برای روح است .روح برای پالایش ورسیدن به تعالی درطول زمان چندین قالب را عوض خواهد نمود ودرقالب یا جسم جدید دردنیا به زندگی ادامه می دهد. این پروسه  نردبانی و مرحله ایست ، بدینصورت که  انجام اعمال ورفتار خوب موجب تکامل وتعالی ورفتن به پله های بالاتر بعدی می گردد وبلعکس اعمال ناشایست وبد ، موجب درجازدن وباز ماندن از تعالی ، رشد وتکامل معنوی روح خواهدشد.
عبادت دردین یاری به صورت کاملأ جمعی (حداقل هفت نفر درحال نشسته ودایره وار)همراه با نواختن ساز مقدس تنبور وخواندن سرودهای دینی در مکانی به نام «جم خانه» است واین جمع نشسته دینی ومراسم را « جم » می نامند که به صورت هفتگی انجام می پذیرد.. سرودهای دینی را نیز کلام می نامند. به استناد متون دینی یارسان  قبله ی مردم یارسان « جم » می باشد.یعنی هر جا وهر مکانی که « جم » تشکیل گردد ، قبله آنجاست. دراینباره درمتن مقدس« دفترپردیوری» چنین آمده است:
 « لوام اوکلام ، کلامم وانا ، کعبه ی من جمن ای مهربانا».
 معنی : به کلام ودفتر وسرودهای دینی و« جم»مراجعه کردم وآن را خواندم وفهمیدم که کعبه و قبله «جم» یاری است.
دردین یاری فتوا و کتاب احکام یا توضیح المسائل  وجودنداردودراین رابطه درمتون دینی « دفترسی و شش شاعره آسیدبراکه » درویش نوروزسورانی می فرمایند:
 دل جم درویش جفای جور وشان
 مایه ی عقل وهوش ادب وارکان.
 فکر ومعرفت تجربه وتدبیر
 آراسته ی جهان وسفته ی سریر.
 دراین کلام مقدس به زیبایی وروشنی بیان می کند که هرانسان باید اندیشه کند وبا عقل ، دانش ، تجربه وتفکرخویش خوب وبد ازهم تشخیص بدهد. به همین دلیل است که هیچیک از بزرگان وسادات دین یاری چه درحال حاضر وچه درگذشته اقدام به صدور فتوا ، دستوروتکلیف دینی به صورت شفاهی یا کتبی درقالب کتاب ننموده اند..
دردین یاری ، قصاص ، مقابله به مثل ، و«امر به معروف ونهی از منکر»  وجودندارد . دین یاری دین خون ،شمشیروجهاد نیست ، دین یاری دین صلح وآرامش ، بخشش، آشتی ، دوستی، مهربانی ومودت واندیشه وتفکر است . درمتون دینی « دفترپردیوری » چنین آمده است:
 موچیاریت مکری مکریت وموچیار
 کار ناشایست وخلکان وه موینی سربوزه وه وار
 پادشام حیا مکرو جه میرد حیادار.
معنی : ترا پند می دهم که از کار واعمال بد وزشت دوری کن واگر ازکسی نیزعمل بدی دیدی فقط سرت را پایین بینداز و دوری کن ورازش را نگهدار که اگر چنین کنی حضرت حق از تو راضی وخشنود خواهد شد.
مردم یارسان درمراسم خاکسپاری ، مردگان خویش را با نوای زیبای تنبور وسرودهای دینی وبدون شیون وزاری به خاک می سپارند مردم یارسان درگوش فرزندان تازه متولد شده اذان نمی خوانند بلکه درمراسم خاصی به نام « نام گذاری وجم جوزشکانن یا سرسپردگی» همراه با تنبور ونذرونیاز، کودک را نام گذاری وسرسپرده می کنند.
جناب آقای یونسی یقینأ توضیحات مختصر بخشی از اعتقادات یارسان،  که به استناد متون دینی دین « یاری» می باشند ، دلائل محکم وعاقلانه ای  برای اثبات  استقلال « دین یاری» ومردم یارسان یا به اصطلاح « اهل حق » می باشد ومی تواند اثبات نماید که مردم یارسان یک « اقلیت دینی »با اعتقادات خاص خودشان هستند. این اقلیت دینی  جمعیتی  چندین برابرمجموع اقلیت های دینی مسیحی، یهودی وزرتشتی دارند لیکن از هیچ حقوق شهروندی برخوردار نمی باشد.. البته لازم به ذکر است که مستقل ومتفاوت بودن الزامأ به معنای تقابل ودرتضاد وعناد بودن با سایر ادیان واعتقادات نمی باشد .
شما نوشته اید که «مردم یارسان باور  خاص وویژه به حضرت علی دارند ودرمتونشان نیز به آن اشاره کرده اند ». درواقع باید اعتراف نمودکه درمتون دینی یارسان نه تنها نام حضرت علی بلکه از حضرت عیسی ، حضرت موسی، حضرت ابراهیم ، ،حضرت محمد و بسیاری ازپیامبران و بزرگان سایر ادیان الهی وغیرالهی یاد کرده وبه طور مفصل اعمال و مأموریت های هر کدام را درقالب موضوع« دونای دون» توضیح داده است . اما همچنانکه  درقرآن مجید  بارها وبارها از حضرت عیسی بن مریم و یا حضرت موسی وسایر پیامبران به نیکی نام برده شده ومورد تأیید وتقدیر قرار گرفته ، این موضوع  به این معنا نیست که دین اسلام  شاخه ای از دین مسیح یا دین یهود باشد، بنابراین ذکر نام حضرت علی درمتون دینی یارسان نیز نمی تواند دلیل وابستگی  یارسان به اسلام باشد بلکه همانطور که گفته شد این موضوع ابتدا در چارچوب بیان واقعیات تاریخی ادیان  وازطرفی  درچارچوب اعتقاد به موضوع « دونای دون» وبیان مراحل تاریخ دین یاری قبل از آشکارشدنش می باشد. وازطرفی دیگر نشانه ی وجود تکثرگرایی ، تساهل وتسامح واحترام به سایر اعتقادات دردین یاری  است.
ازبحث دینی که بگذریم به موضع شما درباره ی تبعیض درحق اقلیت های دینی مذهبی وقومی می پردازیم. شما درگزارش خود   تبعیض ها، تضییع حقوق ها ، وهمه ی مشکلات ومظالم برعلیه اقلیت های دینی ومذهبی وقومی ملیتی را به گروه های خودسر خارج از نظام جمهوری اسلامی وروحانیت ربط داده اید. وگفته اید: 

« چنانچه افراد خودسری در این بین باشند ربطی به جمهوری اسلامی و نظام ندارد که البته باید سیستم اطلاعاتی و دادگستری با آنان برخورد کند»

درجایی دیگر به نقل ازخبرگزاری فارس درمورخه 10.02.1393 درجلسه با اصحاب فرهنگ نیزفرموده اید: « ملت بلوچ یا ملت کرد نداریم؛ همه اقوام ایرانی در یک واحد به نام ملت جای می‌گیرند».

جناب آقای یونسی مدارک زیادی در ، رد ادعای شما موجوداست که یکی از مهمترین آنها ،وجود تعداد زیادی زندانیان سیاسی عقیدتی ، کورد ، بلوچ ، ترکمن ،آذربایجانی، اهل تسنن ، بهایی ،مسیحی ، یارسانی، دراویش گناآبادی، خبرنگار ، وبلاگ نویس، فعال حقوق بشر، فعالان کارگری ، دانشجویان دگراندیش درزندان ها می باشد . البته مگراینکه شما بتوانید ثابت کنید که زندانها درحیطه مسئولیت نظام جمهوری اسلامی نبوده بلکه افراد خودسر مسئول آن می باشند. ازطرفی دیگر اگربه گفته شما همه مردم ایران صرفنظراز قومیت یا دیانت ومذهب از حقوق شهروندی برابربرخوردارند چرا درقانون اساسی تصریع گردیده که « رئیس جمهور می بایست از رجل سیاسی وشیعه ی اثنی عشری باشد». آیا یک بلوچ ، یک کورد، یک ترکمن ، یک یارسانی تاکنون توانسته وزیر، رئیس جمهور، قاضی ، رئیس مجلس، استاندار ، فرماندار ویا جزء مدیران ارشد نظام باشد؟ مگر قحط الرجال است که استانداروفرماندار ومدیران ارشد مناطق کوردنشین، مناطق اقلیت های دینی ومذهبی از اصفهان وشیراز وقم برگزیده ی می شوند؟ویا اینکه آیا مگرنه این است که صدا وسیمای جمهوری اسلامی با بیت المال وبودجه عمومی که همه درآن سهم دارند اداره می شود؟ براستی سهم اقلیت های دینی ، مذهبی ، قومی وملیتی از صدا وسیما چه بوده و اکنون چیست؟

جناب آقای یونسی مایارسانی ها شهروندانی قانونمند، صلح جو وآگاه به حقوق خود هستیم لیکن دوست نداریم حقوق شهروندی خود را باتزرع ، خفت ، خواری ودرماندگی ازکسی گدایی بکنیم .حقوق شهروندی را حق طبیعی خودمی دانیم .براساس نص صریح قانون اساسی، هیچ شرط وشروطی برای برخورداری ازحقوق شهروندی تعیین نگردیده وحقوق شهروندی الزامأ نیاز ی به اثبات وفاداری وارادت وسرسپردگی به نظام جمهوری اسلامی ویا شیعه ومسلمان بودن ندارد. باتمام تفاسیر این ملاقات را به فال نیک می گیریم و امیدواریم که شما نیز مانند آقای لاریجانی قول وقرارهایتان توخالی ازآب درنیاید وبه حرف هایتان عمل نمایید هرچند که سی وپنج سال است که ماازمسئولین قول ووعده می شنویم واما عملی نمی بینیم.

واماسخنی با شرکت کنندگان . هر یارسانی حق دارد که این واقعه وعملکرد شرکت کنندگان را مورد نقد وبررسی قراردهد ، لیکن من به جای بررسی وتحلیل ، سئوالاتی ازعزیزان شرکت کننده دراین جلسه دارم . وسعی خواهم نمود این مقاله را به وسیله ی پست برایشان ارسال نمایم . امیدوارم پاسخ های قانع کننده ای دریافت نمایم .

قبل از هر سخنی لازم می دانم مراتب تشکر وقدردانی خویش را از این عزیزان شرکت کننده اعلام نمایم ،زیرا اولأ آنها با هدف ونیت خیر ودرراه حل مشکلات یارسان دراین جلسه شرکت کرده اند . دومأ باوجودکم وکاستی ها وانتقادات وارده ، این جلسه یک دستآورد وپیروزی برای یارسان می باشد که حاصل تلاش ، کوشش وفعالیت های مدنی همه ی یارسانی ها وجانفشانی شهدای یارسان مخصوصأیارسانی هایی که درسال گذشته در اعتراض به تبعیض ها وتضییع حقوق یارسان ، جان خودرا فدا کردند تا ندای یارسان را به گوش همه برسانند. این اقدام سنگ بنا وآغاز پروسه ایست که نهایتأ آنها باید یارسان را به عنوان یک اقلیت دینی با حقوق برابر شهروندی به رسمیت بشناسند.

یاران عزیزوگرامی شرکت کننده درجلسه ، درواقع سئوالات وابهامات بوجودآمده برای من ، ناشی از مطالعه ی گزارش جلسه منتشره درمطبوعات وسایت های اینترنتی ، بیانیه ی « جامعه ی اهل حق قصرشیرین» که نمایندگانشان دراین جلسه بوده اند ونقل قول های مستقیم از دونفراز شرکت کنندگان است که یک روز بعد از جلسه بامن تماس تلفنی گرفتند وتوضیحاتی را ارائه نمودند.

1.هرچند که عامل اصلی جلوگیری از شرکت یاران «مجمع مشورتی فعالان یارسان» دقیقأ استانداری کرمانشاه وشخص آقای یونسی بوده است ، لیکن باتوجه به اینکه یاران شرکت کننده می دانستند که هدف مسئولین تفرقه اندازی بین یارسانی هاست، چرا با این موضوع مخالفت نکردند و خودرا تنها نماینده ی رسمی وقانونی « جامعه ی اهل حق» معرفی نمودند؟.

2.چرا سادات محترم شرکت کنندگان از کلمه ی « اهل حق» و«جامعه ی اهل حق» استفاده کردند و با یکدیگر هماهنگی کرده بودندکلمه ی « دین یاری » وعبارت « مردم یارسان» رابه زبان نیاورند؟در حالیکه به استناد دفترپردیوری وسایر متون نام دین مان « دین یاری» می باشد . ؟
کلام دراینمورد می فرماید :
یاران یار نبو
 هرکس نه جویای دین یار نبو
 ناپیدا خاصن هر دیار نبو
جمی که جم بو
جم یارسان کل تیدا جم بو
 پی چیش یارسان نه جم وارم بو
یارسان خاصن اوجم بنیشو
 دمای دم هامدم ویش وجم کیشو
 نک چوین وفرسرد وارو نه جم 
 هامدین بیزار بو نه دین هامدم


یاری بکران یاری چه وشا
 یاری بشی وه ها گه وره بشا

3.چرا با آقای یونسی از موضع ضعف وناتوانی وخواهش وتمنابرخورد شده است؟ وچرا دربیان خواسته ها از ادبیات تملق آمیز و ستایش وتقدیر وتشکربسیار استفاده گردیده است ؟

4. چرا بیشتر انرژی شرکت کنندگان سعی در اثبات وفاداری واعتقاد مردم یارسان به نظام حاکم وولی فقیه، صرف شده است؟

کلام پردیوری دراینمورد چه می گوید:

هنت گروی چنه مان دویرن
 سجده وشام شان تسبیح ومورن
 چنی یارسان دایم لازورن
هنت گروی مرامان بی رام
 ملان اومزگفت جه صبح تا وشام
ریشخند مکران و واته وکلام

5.چرا هم در اطلاعیه ی «جامعه ی اهل حق قصرشیرین» وهم درمذاکرات جلسه سعی وتلاش فراوانی بعمل آمد تا به انحاء مختلف چنین القاء شود که یارسان ، یک اقلیت قومی به نام « جامعه ی اهل حق»با اعتقادات تشیع سرخ علوی است نه یک اقلیت دینی با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر ومحروم از حقوق شهروندی؟

کلام دراینباره کی گوید: 
چه هفتادودودین برمان کردن
 سرمان ورای یاری سپردن

6.چرا سعی شد که درباره ی شهیدان یارسان که سال گذشته دراعتراض به تبعیض وتوهین خودرا به آتش کشیدند، ویادرباره حکمت صفری کمترین بحث صورت بگیرد وهمه ی حوادث مربوطه تحت الشعاع قرار بگیرد؟

7.سئوال آخر سئوال بسیارمهمی است وامیدوارم آنچه را که درسال گذشته وامسال به من اطلاع داده شد،صحت نداشته باشد لیکن حوادث یک سال گذشته وموضع گیری هادر رابطه با حوادث همدان وصحنه واعتراضات وفعالیت های مدنی قانونی ، چنان بوده که متأسفانه صحت این موضوع را ثابت می کند. ظاهرأ بعد از حادثه خودسوزی یارسانی ها درسال گذشته ،بلافاصله «شورای تأمین استان » با.........تماس هایی می گیرند واکیدأ درخواست می نماید که از شرکت سایر یارسانی ها در مراسم ختم وترحیم و ازهمگانی شدن واعلام همبستگی یارسانی های سایر مناطق و شرکت در اعتراضات ، تحصن وتظاهرات ولو قانونی وبامجوز، جلوگیری بعمل آورده شود. به همین دلیل درسال گذشته جای عده ی زیادی از یارسانی ها در تجمع ها ی اعتراضی ومجالس ترحیم شهیدان یارسانی نیکمردطاهری، حسن رضوی ومحمدقنبری و مخصوصأ در اعتراض وتحصن روبروی ساختمان استانداری خالی بود . براستی آیا چنین موضوعی چه توجیهی میتواند داشته باشد؟

درپایان ضمن آرزوی موفقیت ، سربلندی وسرافرازی برای همه ی کسانی که درراه اتحاد ، همدلی وهمبستگی و احقاق حقوق ازدست رفته ی مردم یارسان تلاش وکوشش می کنند ، امیدوارم که در جلسات وملاقات های آینده با مسئولین، این نکته را فراموش نکنیم که با وجود اختلافات کوچک سلیقه ای وفکری ، همه ی ما منافع واهداف مشترک بزرگی داریم وفعلأ در این پروسه ی حساس تاریخی به صلاح همه است که ازاختلاف بپرهیزیم وحول محور اهداف مشترک متحد شویم . اهدافی همچون به رسمیت شناخته شدن دین یاری به عنوان یک دین مستقل وبه رسمیت شناختن یارسان به عنوان یک اقلیت دینی وبرخورداری از همه ی حقوق شهروندی ورفع وجبران هرگونه تبعیض وتضییع حقوق انسانی.
بااحترام سیدفریدون حسینی . نروژ30.03.1393 برابر با بیستم ژوئیه دوهزاروچهارده
seyedfereidoun@hotmail.com
لینگ خبر : 
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930216001071


Mittwoch, 18. Juni 2014

شعر از محمدرضا مردان پور..گذری به گذشته ی عمر خودم























دل امشو خیال پر اندیش کردنخیال دنیای چل سال پیش کردن

تا مچم ئو فکر و مه که رم خیال

گر گر مسوزم جور کویره ی زغال

دل کفتیه ئو فکر ایام شباب

سخت منالنیگ جور چنگ و رباب

اوسا که ی له فکر سودای پیری بیو

کمتر آرزوش جهانگیری بیو

گاه گاه له حسرت دیدار یار بیو

جور قیص چول گرد غمبار یار بیو

سر پر له هوس جسم پر له توان

هم صفای دیشت داشت هم سیر کوان

هم له گیشت و گیل شاران شریک بیو

درونش له غم مردم غریق بیو

رفیق بی کس و غریب و ژار بوم

دایم له کردار دنیا غمبار بوم

گاهی فکر و خیال قهرمانیش کرد

گاهی خیالات کس نزانیش کرد

دیده ی چمان جام جهان نما بیو

حدود عالم پی ئو پیدا بیو

فکر زاد و مرگ و خلقت له سر داشت

ایده آل یا ماده کام اصل ثمر داشت

یه ی وقت حالی بیو عمرش چل ساله

اسیر پی تلاش مال و عیاله

آری له ای فکر و لی خیالاته

دی بله وه کیش زندگی ماته

گردون مگردی وه دون پروری

پرورده ی گردون پی دون سروری

بازار ناکس بیو وه شهر فرنگ

کالای مکاریل دروشیگ رنگ رنگ

دنیا تقلب و پر ریا و رنگه

ثروتمند راحت ، بی ثروت لنگه

مایه ی عقل له دام ظالم گرفتار

عقل گوشه نشین دانش بی اتبار

کسادی رونق بازار شاران

حکم کفت وه دس ناشی و نادان

سودای له سر داشت وه کام نرسی

نان حاصل نکرد وه نام نرسی

آخر نان و نام هان وه کام شیر

یا دسد قطع بوگ یا تیریده ی گیر

امشو دل سوار کشتی سیرانه

له ی اقیانوسه بی دل حیرانه

هاکو سفره و خان دیواخان داران

صفای بی منت صاحب سفره و خان

رنجیل رنج وه رو جور رنج فرهای

صفا و صداقت کی گرته ی دا بای

ناله ی دل امشو ناله ی آوانه

جور ده نگ دایه ی کورپه لاوانه

دله گم جور یتیم هم کزانه وه

سر تا پای گیانم غم رزانه وه

ار چه شوق و ذوق له لاش ویه رده ن

دل امشو هوس جوانیش کردن

هوای گیشت و گیل زمانش کردن

هر چی پنهانه عیانش کردن

امشو دل هر چی سر به ی ئو دریون

جور کل بایه م ها له دریا ی خیون

وه خوی مه وا چو ویر دای ویرد

نکرده کاران بیو وه داغ درد

گاهی وه خوی ایوشیگ وه دس پتی

ارا چه هاتی ارای کوره چی

امشو دل جور قیص هوای لیلشه ن

هوای دین لیل له دجیلشه ن

امشو دل ویلان دیشت دجیله

جور شونبر له شون پای ناقه ی لیله

دیده ی دل امشو جرگی خیون ریزه ن

مولانای هوای شمس تبریزه ن

دل امشو مهمان گنج خسروه

شویل گشت باطل ، هر امشو شوه

دل امشو مهمان کعبه و قبله شن

مهمانداری لیل له صد حج وه شن

خوشه مهمانی لیل وه میل و ناز

زلف خرمان گل دیده جور شاباز

خوشه اگر لیل حالزان حال بو

خوش گو خوش رفتار دیده غزال بو

هر کسی جور خوم لیل وه کام بو

کی دربند کام نان یاگر نام بو

مردانپور وتی له هزار دستان

هر کسی پیر بو دی نمو جوان

شعر از محمدرضا مردان پور

ملاقات سخنگوى آئين ياري در سوئد با عده اي از رهبران اقليتهاي ديگر مذاهب ساكن سوئددر استكهلم

ملاقات سخنگوى آئين ياري در سوئد با عده اي از رهبران اقليتهاي ديگر مذاهب ساكن سوئددر استكهلم پايتخت
بدعوت قبلي سازمان اديان سوئد مركز استكهلم جلسه اي در كمون آلويك با حضور پروفسور گوران لارسون از دانشگاه يوتبوري و پروفسور سيمون شرنهولم از دانشگاه مالمو با حضور سه نفر از كارمندان سازمان اديان سوئد تشكيل گرديد.
در اين ديدار سئولاتي را در مورد وضعيت زندگي اجتماعي روز انه و مشكلات واتفاقاتي كه ممكن است براي آنها بدليل مذهبشان روخ داده باشد بنوبت از نمايندگانً پيروان اقليتهاي مذهبي در سوئد پرسيدند و هر نماينده مشكلات و احتياجات پيروان دين خودشان را بيان داشتند.
علي اصغر خسروي سخنگوي آئين ياري در سوئد از بي توجهي مسئولين سازمان آئيني كشور سوئد و دولت اين كشور نسبت به پيروان أئين ياري انتقاد نمودند، يادأور شدند كمكهاي رفاهي اين نهاد رسمي مطابق ليستهاي كمك اقتصادي در اختيار بنياده هاي ديني پيروان ادياني كه رسميت دارند قرار مي گيرد اين امر بيانگر يك تبعيض آشكار عليه اقليتهاي است كه امروز در اينجا جمع شده اند.پيروان آئين ياري در سوئد احتياج به مكاني مناسب بنام جمعخانه دارند كه تا بتوانند مراسم أئيني خويش زا در آنجا بر گذار نمايند. ما تا بحال چند بار اين موضوع را به اين مسئولان حاضر در اين جلسه ياد آور شده ايم اما متأسفانه نتيجه اي نگرفته ايم.
قراراست درماه أكتبر نشست ديگري در بر خورده ها اقدامات نژاد پرستانه در جامعه سوئد
عليه خارجيان به نوعي مورد بحث و بر رسي قرار گيرد
رهبران شركت كننده عبارت بودند از.
١-نمايندگان آلويان
٢ نماينده بهائيها
٣ نماينده بودائيها
٤ نمايندگان ايندوها. هندستان
٥. نماينده ايندوها بنگلادش
٦ نماينده زرتشتيان
أئين ياري استكهلم. سوئد دوشنبه تاريخ ١٦/٦/٢٠١٤

Montag, 16. Juni 2014

یونسی (دستیار ویژه ی رئیس جمهور در امور اقلیتهای قومی و مذهبی) دیدار کردند.

اول و آخر یار







در تاریخ 1393/3/25 رأس ساعت 9 صبح، جمع خاصی از سادات محترم به همراه گروه دیگری از مردمِ یارسان که باز به وسیله ی همان ساداتِ محترم انتخاب شده بودند، با آقای یونسی (دستیار ویژه ی رئیس جمهور در امور اقلیتهای قومی و مذهبی) دیدار کردند. لیکن در این جلسه ـ با اقدامی از قبل برنامه ریزی شده ـ نه تنها دعوتی از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان نشد؛ بلکه لیستی را از کسانی که در این تاریخ حق ورود به استانداری نداشتند، در اختیار نگهبانیِ حراست قرار داده بودند تا از ورود اعضای مجمع به هر شکلی جلوگیری شود. چنانکه از ورود آقای خیرالله حقجویان به استانداری ممانعت کرده بودند.(گزارشِ چند و چون این جلسه و دستاوردهای احتمالی آن را به شرکت کنندگان عزیز و برنامه ریزان آن دیدار وا می گذاریم.)
البته، چند روز پیش از مراسم اولین سالگرد شهید نیکمرد طاهری، جناب آقای شاه آبادی (مدیر کل سیاسی استانداری کرمانشاه) با دعوت از اعضای مجمع، جلسه ای را در تاریخ 21/3/93 جهت رایزنی با آنها برای حضورشان در دیدار با آقای یونسی برگزار و از ایشان درخواست کرد که مراسم سالگرد صرفاً به صورت فاتحه خوانی و بدون سخنرانی انجام بگیرد. لیکن، مجمع این توصیه را عملاً نپذیرفت و اهداف و آرمانهای شهدای یاری را بر مصالح و منافع زودگذر ترجیح داد و با شرکت فعال در مراسم سالگرد، ضمن ارائه ی گزارشِ واقعیِ اقداماتِ انجام شده در یکسال گذشته، دستاوردهای مربوطه را چشمگیر ندانست و از خلف وعده ی مسئولان انتقاد نمود. همچنین در پایبندی فعالان مدنی به آرمانهای والای شهیدانمان سخنرانیهای متعددی ایراد شد.
ناگفته نماند که در همان جلسه ی 1393/3/21 مدیر کل سیاسی استانداری اظهار داشت: « ما تعدادی از سادات و بزرگان خاندانهای یارسان را دعوت کرده و انتخاب مدعوینِ ملاقات با آقای یونسی را به ایشان سپرده ایم و خودمان در گزینش دعوت شدگان نقشی نداریم.» خوشبختانه، اعضای شرکت کننده ی مجمع در جلسه ی مذکور، با تیزبینی دریافتند که طراحانِ پشت پرده متوسل به سیاستِ تفرقه اندازی شده، می خواهند از یک سو، مجمع را از حضور فعال در جلسه حذف کنند و از سوی دیگر، واکنش فعالان مدنی را در مقابل سادات عزیز برانگیزند و آنها را در مقابل همدیگر قرار داده، از آب گل آلود ماهی بگیرند. لذا در همان جلسه، نیات مذکور برملا گردید و به مدیرکل استانداری در مورد عواقب زیانبار این سیاست هشدار داده شد.
متأسفانه، گفتگوهای فعالان مجمع با یارانِ گزینش کننده نیز به نتیجه ای نرسید و مجمع به منظور حفظ اتحاد و خنثی کردن سیاستهای تفرقه افکنانه و نیز احترام به سادات محترم، تصمیم گرفت که دست به هیچ اقدامی نزند و پیگیری اجرائی شدنِ توافقات و رساندن فریاد مظلومیت یارسان را به مدیران کلان نظام، به زمان دیگری موکول می کند.
ما ضمن گله مندی از یارانی که مدیریت اجرای این امر را برعهده داشتند، از هرگونه تلاش صادقانه شان برای عملی شدن وعده های مسئولین در رابطه با حقوق مردم یارسان، حمایت می کنیم و با قدردانی از هر کسی که گام مثبتی در این راه برمی دارد؛ آماده ی همکاریِ صادقانه و مستقلانه با کلیه ی کوشندگان راه حق و عدالت هستیم.
با توجه به این که مطالبات یارسان در طول یک سال گذشته کراراً مطرح و فرموله شده و به اطلاع مسئولین رسیده و توافقاتی نیز در این زمینه با قوای مقننه و مجریه صورت گرفته است، از مقامات مسئول می خواهیم که به وعده های خود عمل کنند و بیش از این حقوق ما را به دست فراموشی نسپارند.
روشن است که مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان ـ در جایگاه بخشی از مردم یارسان ـ خویش را مکلف می داند که در پاسخ به ندای وجدان و در راستای اجرای حق و عدالت، تمام توان خود را به کار گیرد و در این راه، همه ی ظرفیتهای قانون اساسی و عرف بشریت را برای احقاق حق به کمک گیرد و همگان را به اتحاد عمل در این حرکتِ عادلانه و مسالمت جویانه دعوت نماید.
اتحاد ما ضامن پیروزی و دستیابی ما به حقوق مشروع و قانونیمان است. پیروز باشید.
مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان ـ بیست و پنجم خرداد 1393.

اول و آخریار یارسان (اهل حق) مسلمان نیستند چون بعضی ها به اشتباه می پندارند آیین یاری از مذاهب وابسته به اسلام است؛ لذا برای روشن شدن موضوع، توجه یاران وخوانندگان گرامی را به نکات زیر معطوف می کنم:



اول و آخریار




یارسان (اهل حق) مسلمان نیستند




چون بعضی ها به اشتباه می پندارند آیین یاری از مذاهب وابسته به اسلام است؛ لذا برای روشن شدن موضوع، توجه یاران وخوانندگان گرامی را به نکات زیر معطوف می کنم:







١- می دانیم که قبل از آمدن اسلام، ایرانی ها سه دین بزرگ توحیدی به جهانیان عرضه نمودند:

الف ـ آیین زرتشتی که با قدمتی چند هزار ساله یکی از پر بارترین آیین های جهان است و تأثیری آشکارا نیز بر دین های پس از خود به جا گذاشته است. چنان که محققین ثابت کرده اند که تقریباً همه ی برداشت های ماوراء الطبیعه ی تورات و دیگر ادیان سامی در مورد بقای روح و رستاخیز و جهان دیگر و حساب و کتاب و کیفر و پاداش و بهشت و دوزخ و شیطان و ملائکه از این آیین مایه گرفته است.

ب ـ آیین مهر

یا میترایی که قرن ها آیین رسمی پادشاهی اشکانی و امپراتوری گسترده ی روم بود و بعد ها نیز در شکل گیری مسیحیت نقشی همه جانبه و زیر بنایی ایفا نمود.

پ ـ آیین مانی که با محتوایی ژرف و عرفانی توانست در زمانی کوتاه از چین تا اسپانیا را زیر نفوذ خود در آورد و تنها با کشتارهای بی سابقه و هولناکی که از پیروانش کردند، آن را از رواج و اقبال عمومی انداختند.

و اما پس از آن که عرب ها ـ با فرصتی که از انحطاط درونی دولت ساسانی یافتند ـ ایران را به اشغال نظامی در آوردند؛ آزادگان ایرانی برای پاسداری از هویت و باز آفرینی مفاخر و فرهنگ گذشته ی خود دست به جنبش ها و قیام های پیگیری زدند. (١) یکی از جنبش های معنوی مردم غرب ایران که تأکید خاصی نیز بر حفظ فرهنگ و آیین و باورهای ملی و ایرانی دارد، همین آیین یاری است. چنان که برای نمونه در کتاب مقدس این آیین می خوانیم: « هنی مگیلین یک یک شاران ـ تا زنده کریم آیین ایران» یعنی: « هنوز هم یکایک شهرها را برای زنده کردن آیین ایران می گردیم. » ایضاً: « چنی ایرمانان مگیلیم هَردان ـ مکوشم پری آیین کردان» یعنی: « همراه درویشان آواره ی بیابان ها شده ایم و برای رواج آیین کردها کوشش می کنیم.» ایضاً: « زردشت پیدا بی و فرمان شام ـ اوِستاش آورد پری خاص و عام ـ چنی گمراهان ستیزا و کوچ ـ مکوشا پری یاری شو و روچ» یعنی: « زرتشت به فرمان خدایم ظهور کرد و اوستا را برای هدایت خاص و عام آورد. وی به وسیله ی گفتار خود [ نه با شمشیر] با گمراهان ستیزه کرد و به خاطر ترویج ((آیین یاری)) شب و روز کوشش نمود.»

****

این که بعضی می گویند و می نویسند که ایرانیان، مسلمان ها و مسلمانی را با آغوش باز پذیرفتند، غلط است. چنان که مثلاً یکی از مردم همان زمان ـ بر پاره چرمی که سال ها پیش به خط پهلوی و گویش گورانی در کردستان عراق پیدا شد ـ گوشه ای از هجوم مسلمین به ایران را این گونه گواهی داده است: « آتشکده ها ویران و آتش ها خاموش گردیدند. بزرگان و سرشناسان پنهان شدند. ستم کاران عرب شهرها و روستاها را نابود ساختند. زنان و دختران به اسیری رفتند. آزاد مردان در خون خود غلتیدند. کیش زرتشتی دیگر بی کس مانده است. گو این که اهورا مزدا هم به هیچ کس رحم نمی کند.» حتی مورخان مسلمانی هم مثل ابوحنیفه ی دینوری در اخبارالطوال، مقدسی در احسن التقاسیم، طبری در اخبار الرسل و الملوک و دیگران هم به این وقایع اشاره کرده و مثلاً نوشته اند: « در جنگ جلولا آن قدر از ایرانیان کشته شدند که تمام دشت و صحرا از اجساد آنان پوشیده شد و از آن رو بود که این جنگ را جلولا (پوشیده) نام دادند، و آن اندازه از زنان و کودکان ایرانی به اسارت گرفته شدند و به بردگی در بازارهای مکه و مدینه فروخته شدند که خدا داند، و گویند که شمار آنان افزون از صد و سی هزار نفر بود،و در همین جنگ سی هزار هزار (سی میلیون) مثقال طلا از جانب فاتحان به غنیمت گرفته شد… .» و باز به گواهی تاریخ نگاران مسلمان، صد و سی شورش پیا پی در قسمت های مختلف ایران علیه مهاجمین عرب صورت گرفت که با خشونت تمام سرکوب شدند. (در این زمینه کتاب ملاحظاتی در تاریخ ایران، نوشته ی علی میر فطروس مطالعه شود.) حتی در قرن چهار و پنج هجری هم زرتشتیان در خیلی مناطق ایران در اکثریت بودند: « اکثریت مردم فارس را در حال حاضر (قرن چهارم هجری) زرتشتیان تشکیل می دهند.» (اصـطخری، مسالک الـممالک). « در جبل (شمال غربی ایران) هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند.» (ابن حوقل، صورۃ الأرض). « در خراسان و نواحی دریای خزر و طبرستان و دیلم و نیز در کرمان عده ی زرتشتیان بسیار زیاد است.» (مسعودی، مروج الذهب). « در بخش غربی ایران جماعت عظیمی از خرم دینان به آیین خود باقی مانده اند.» (مقدسی، تذکرۃ الموضوعات).

٢- چنان که در بند ١ نیز اشاره کردیم، آیین یاری هم از نظر ریشه و ساختار و هم از نظر دسته بندیِ دین ها یکی از آیین های ایرانی و آریایی به شمار می آید؛ اما دین اسلام جزء آیین های سامی محسوب می شود.

٣- کتاب مقدس یارسان « سرانجام » نام دارد و به زبان کردی است؛ ولی کتاب دینی مسلمانان « قرآن» و به زبان عربی می باشد.

٤- مسلمین کتاب دینی خود را کلمه به کلمه حرف خدا می دانند و معتقدند پیامبر اسلام آن را مستقیماً یا به وسیله ی جبرئیل از خود خدا تحویل گرفته است. در صورتی که متون مقدس یارسان گفته ی بزرگانِ دیده دارِ این آیین و حاصل کشف و شهود آن هاست.

٥ ـ اصول دین یاری بیشتر جنبه ی عملی و اخلاقی دارد و آن رعایت چهار اصلِ (( راستی ، پـاکی، نیستی و ردا )) می باشد.

(ردا به معنی یاری رساندن به نیازمندان و همچنین بردباری و تحمل سختی است .) اما اصول دین اسلام جنبه ی نظری و اعتقادی دارد و عبارت است از عقیده به : توحید ، نبوت ، معاد و به قولی عقیده به عدالت خدا و امامت هم .

٦ـ آیین یاری رابطه ی انسان و خدا را تأکیداً رابطه ای صمیمی و دوستانه و بر اساس عشق و محبت دو جانبه می داند و به همین خاطر هم خدا را (( یار)) و دین او را (( دین یاری)) نامیده است؛ اما در اسلام جنبه ی تعبدی این رابـطه بر هر جنـبه ی دیگری می چربد . چنان که در قرآن آمده است : (( ما جن و انسان را فقط برای عبادت کردن آفریدیم. )) (ذاریات/56) . ٧ـ یکی از مسائل مهم اعتقادی یارسان موضوع دونادون و سیر کمال روح از طریق زندگی های متعدد است و بهشت و دوزخ را هم روحانی و به معنای قرب و بعد از خدا و کمال انسانی می دانند . اما مسلمین این عقیده را کفر پنداشته و معتقد به معاد جسمانی هستند. به همین خاطر بهشت را باغ های پر از میوه ای می دانند که در آن غیر از رود های شیر و عسل و آب و شراب ، پسران خوشگل و دختران زیبای همیشه باکره (حور و غلمان) و گوشت پرنده و طلا و ابریشم و غیره دارد . همچنین معتقدند که دوزخیان در زنجیر های هفتاد متری به آتش ابدی انداخته می شوند و خوراکشان چرک و آب داغ است و … ( قرآن: سوره های واقـعه ، حاقه و …). در این رابطه پیامبر اسلام نیز گفته است: ((هر مؤمن را قصری نصیب است در بهشت، از لؤلؤ که در آن 70 خانه است از یاقوت سرخ، و در هر خانه 70 حجره است از زمرد سبز، و در هر حجره هفتاد تخت است، و بر هر تختی 70 فرش از هر رنگی است و بر هر فرشی حورالعینی نشسته است. و در هر حجره 70 خوان طعام است و در هر خوانی 70 قسم طعام، و در هر حجره 70 خادمه، و خدای تعالی چنان قوه ای به مؤمن می دهد که از تمام آن ها بهره می برد (آیت الله دستغیب شیرازی، کتاب معاد).( یعنی به هر مؤمنی 70 خانه با 4900 اتاق و 343000 تخت و بیش از 24 میلیون فرش و 343000 خوان و 343000 خادم زن و بیش از 24 میلیون حور و بیش از 24 میلیون نوع غذا می دهند. روشن است که ماهیت این گونه پاداش ها همه گویای عقیده به معاد جسمانی است.)

**********

٨ـ یکی از ضروریات مسلمین که اگر کسی آن را انجام ندهد مسلمان نیست، به جا آوردن نمازهای معروف پنج گانه در شبانه روز است . حال آن که یارسان چنین نمازی ندارند و حتی نیایش های دینی را هم با نوای موسیقی ـ که از مـحرمات اسلام است ـ همراه می سازند .

٩ـ از واجبات مؤکد مسلمانان روزه ی یک ماهه در ماه رمضان است و اگر کسی بدون عذر شرعی آن را به جا نیاورد باید به جای هر روز دو ماه روزه بگیرد. ولی یارسان روزه ی سه روزه دارند و آن را در وقت دیگری غیر از رمضان انجام مـی دهند .

١٠ـ مناسک حج که از ضروریات اسلام است و برای انجام آن هر ساله میلیون ها مسلمان ثروتمند به عربستان می روند و مثلاً سر می تراشند و جامه ی سفید ندوخته می پوشند و دور کعبه می چرخند و به مجسمه های شیطان سنگ می زنند و میلیون ها گوسفند و گاو و شتر در یک روز و یک جا سر می برند و خیلی چیز های عادی را بر خود حرام می کنند و غیره ، هیچ کدام از این گونه اعمال و مناسک در آیین یاری دیده نمی شود .

١١ـ آیین یاری برای ادیان دیگر و پیروانشان آزادی و احترام کامل قائل است چنان که می گوید : (( اگر دین ویت و خاس مزانی ـ و دین کسی بد نِمَوانی )) یعنی : (( اگر برای دین خود احترام قائلی باید به دین دیگران هم بی حرمتی نکنی. )) اما اسلام به مسلمانان راجع به پیروان ادیان دیگر فرمان جهاد داده است؛ یعنی به دستور قرآن یهودی ها و مسیحی ها به شرطی که تسلیم مسلمین شوند و با اظهار حقارت به آن ها جزیه بدهند؛ حق زندگی کردن دارند. در غیر این صورت مسلمان ها باید آن ها و دیگر غیر مسلمینی را که اسلام نمی آورند از بین ببرند و سرزمین و اموال و زنانشان را به غنیمت بگیرند .(قرآن : توبه 29 و73 ، انفال5 و69 ، نسا25)

١٢ـ دادن خمس و زکات که از فروعات مهم دین اسلام است، در آیین یاری وجود ندارد . فقط به یارسان توصیه شده اسـت که تا می توانند به نیازمندان یاری نمایند. البته پرداخت مالیات به حکومت هم برای اداره ی جامعه امر معقول و لازمی است.

١٣ـ راجع به امر به معروف و نهی از منکر نیز، گرچه این مسئله در همه ی دین ها و جوامع دیده می شود و یارسان هم طبعاً آن را انجام می دهند؛ اما در آیین یاری بیشتر و تأکیداً توجه به خود سازی و اصلاح نفس شده است و لذا مردم بـاید بکوشند عیب و ایراد خودشان را ببینند و کمتر به دیگران دستور بدهند وآن ها را امر و نهی بکنند .

١٤ـ در آیین یاری تعدد زوجات ممنوع است؛ ولی در اسلام گرچه داشتن یک زن اشکالی ندارد، اما توصیه به گرفتن دو یا سه یا چهار زن رسمی شده و در خریدن تعداد کنیز و صیغه کردن تعداد زن ها نیز هر چه بخواهند آزادند. ( قرآن : نسا 3 و 129 ، مؤمنون 6 )

١٥ـ در آیین یاری زن و مرد از مقام و شأ نی برابر برخوردارند و بایستی حقوقی نیز برابر داشته باشند. اما در اسلام این موضوع کاملاً به نفع مردان تمام شده است. چنان که قرآن می گوید : (( مردان را بر زنان برتری و افزونی است.)) (بقره 228) و یا به مردانی که زنانشان مطیع آن ها نیستند اجازه داده که همسرانشان را بزنند. (نسا 34) همچنین زن های مسلمان در اموری مانند ارث وخون بها و قصاص و گواهی دادن و غیره نصف مردان به حساب می آیند. راجع به این مسئله (( در حدیث صحیح از حضرت امام محمد باقر(ع) منقول است که زنی آمد به خدمت حضرت رسول(ص) و گفت یا رسول الله چیست حق شوهر بر زن ؟ فرمود : لازم است که اطاعت شوهر بکند و نافرمانی او نکند و از خانه ی او بی رخصت او تصدق نکند و روزه ی سنت بی رخصت او ندارد و هر وقت اراده ی نزدیکی او کند مضایقه نکند اگر چه بر پشت پالان شتر باشد و از خانه ی او بی رخصت او به در نرود و اگر بی رخصت به در برود ملائکه ی آسمان و زمین و ملائکه ی غضب و ملائکه ی رحمت همه او را لعنت کنند … پرسید که من بر شوهر آن قدر حق ندارم که او بر من دارد ؟ فرمود که از صد تا یکی نه. و حضرت صادق (ع) فرمود که هر زنی که شب به سر آورد و شوهر از او آزرده باشد، نمازش مقبول نباشد. و حضرت رسول (ص) فرمود که اگر امر می کردم که کسی برای غیر خدا سجده کند هر آینه می گفتم که زنان برای شوهران سجده کنند. و در حدیث صحیح از حضرت صادق (ع) منقول است که هر زنی که به شوهرش بگوید که من هرگز از تو نیکی ندیده ام؛ ثواب عمل هایش همه برطرف می شود .)) (ملامحمد باقر مجلسی، حلیه.. المتقین،باب چهارم، فصل ششم).

١٦ـ آیین یاری راجع به نحوه ی پوشش زن و مرد دستور خاصی نداده و تنها تأکید بر پاک دامنی و رعایت شرم و حیا و پرهیز از لباس های مبتذل کرده است؛ اما در اسلام (( حکم حجاب از ضروریات است، و منکر آن، حکم منکر ضروری را دارد، و منکر ضروری محکوم به کفر است .)) از نظرمسلمین (( زن همه ی بدنش عورت می باشد ، ((و انّ النساءَ عوره )) و بر زن واجب است که تمام بدن را بپوشاند .)) حتی (( بنابر احتیاط واجب زن باید صورت و دست های خود را هم از نامحرمان بپوشاند .)) همچنین (( نگاه کردن زن به مرد نامحرم بجز صورت و دست ها تا مچ حرام است . ))

١٧ـ در آیین یاری هر کسی آزادی عقیده دارد و می تواند هر زمانی که صلاح بداند، از دین و عقیده ی خود دست بکشد؛ اما در اسلام اگر کسی از مسلمانی برگردد باید اعدام شود .

**********

١٨ ـ برده دار ی؛ یعنی خرید و فروش انسان، در آیین یاری عملی غیر انسانی و ممنوع است. اما در اسلام هر مسلمانی شرعاً اجازه دارد انسان ها را بخرد و بفروشد. حتی از نظر خدای مسلمین هم هیچ گاه ارزش بردگانِ بی چاره به پای انسان های آزاد نمی رسد: (( آیا یک برده ی ناتوان و مرد آزادی که به او رزق نیکو داده ایم و آشکار و پنهان انفاق می کند، مساوی هستند؟)) (نحل75 ) . (( برای قصاص کردن باید مرد آزاد را در عوض مرد آزاد و برده را در عوض برده و زن را در عوض زن به شمار آورید.)) (بقره178). پیامبر اسلام نیز در نهج الفصاحه گفته است: (( سه کس هستند که دعایشان پذیرفته نمی شود و کار نیکشان را به آسمان نمی برند: برده ای که از صاحبش فرار کرده مگر باز گردد، زنی که شوهرش از او ناراضی است مگر او را راضی کند و مست تا وقتی که به هوش آید.))

١٩ ـ چون احکام دین یاری بسیار ساده و روشن و در حد رعایت اصولی مانند راستی و پاکی و نیستی و ردا و یا انجام پاره ای مراسم و نیایش است؛ لذا عموم یارسان معمولاً وظیفه ی آیینی خودشان را می شناسند و نیازی به تقلید از متخصصان دینی ندارند. اما در اسلام ( به ویژه در فرقه ی تشیع ) به خاطر گستردگی و پیچیدگی ایدئولوژی حاکم بر این دین، باید فقها و مجتهدانی باشند تا مابقی مردم از آن ها تقلید نمایند.

٢٠ ـ آیین یاری در مورد مسائل فردی و اجتماعی معمولاً وارد جزئیات نشده و اغلب با ترسیم خطوط کلی، اختیار امور انسان ها را به خودشان و ترجیحاً به خرد جمعیِ آن ها واگذار کرده است. ولی آیین اسلام این گونه نیست و به قول آیت الله خمینی ، پیغمر اسلام حتی (( برای رفتن به مستراح و خلوت کردن با زن و شیر دادن یک طفل چندین حکم خدایی و آسمانی آورده و برای هیچ چیز کوچک و بزرگ نیست مگر این که تکلیف معین کرده. )) (کشف اسرار، ص107). برای مثال علامه مجلسی در کتاب حلیه.. المتقین راجع به ناخن گرفتن می نویسد: (( در حدیث معتبر از امام محمد باقر(ع) وارد شده که در ناخن گرفتن ابتدا به انگشت کوچک از دست چپ بکنید و به انگشت کوچک دست راست ختم کنید،به شرط این که آن روز چهارشنبه باشد، و اگر پنج شنبه باشد، ابتدا در هر دستی به انگشت کوچک آن دست کنید، و اگر در روز جمعه یا سایر روزها باشد ابتدا به انگشت کوچک دست چپ کنید و ختم به انگشت بزرگ دست راست. و نیز فرمود: هرکه ناخن های خود را در روز پنج شنبه بگیرد و یک ناخن را برای روز جمعه بگذارد، خدا پریشانی را از او زایل گرداند. )) و یا درباره ی شانه کردن ریش می نـویسد : (( حضرت امام جعفر صادق فرمود که: ریش را شانه کردن دندان ها را محکم می کند و فقر را بر طرف می کند و پشت را محکم می کند و بلغم را قطع می کند، و قوت جماع را زیاد می کند. و فرمود: هرکه ریش خود را هفتاد نوبت شانه کند و یکی یکی را بشمارد، شیطان تا چهل روز به نزدیک او نیاید. به شرطی که ریش را از پایین به طرف بالا شانه کند.))

٢١ ـ از نظر آرایش ظاهری، یارسان معمولاً ریش ها را زده و سبیل را براساس دستورهای دینی نمی گیرند. اما مسلمان ها طبق سنت، باید عکس این شیوه عمل نمایند. چنان که مثلاً در حلیه.. المتقین آمده است: (( حضرت رسول اکرم (ص) فرمود که شارب (سبیل) را از ته بگیرید و ریش را بلند بگذارید و خود را به یهودان و گبران شبیه مگردانید که گبران (زرتشتی ها) ریش های خود را چیدند و سبیلان خود را زیاد کردند، ولی ما شارب خود را می چینیم و ریش را می گذاریم.))

شاید همین بیست، بیست و یک مورد برای اثبات نا مسلمانی یارسان کافی باشد.



با تشکر از جناب بهبود فریاد برای مطالبشان 

Sonntag, 15. Juni 2014

جلوگیری از برگزاری گرامیداشت کیانوش آسا در کرمانشاه



جلوگیری از برگزاری گرامیداشت کیانوش آسا در کرمانشاه


استان وایر: سایت کُردپا خبر داده است که "ماموران اطلاعات در شهر کرمانشاه" از برگزاری مراسم گرامیداشت کیانوش آسا از کشته شدگان جنبش سبز جلوگیری کرده اند.


به نوشته این سایت "در حالی که قرار بود روز پنج‌شنبه بیست و دوم خردادماه مراسم سالیاد کیانوش آسا فعال دانشجویی کُرد در شهر کرمانشاه برگزار شود، برگزاری این مراسم با ممانعت نهادهای امنیتی مواجه شد."


کُردپا از قول "یک منبع مطلع" نوشته است: "مراسم سالیاد کیانوش آسا از سوی کانون باران در کرمانشاە تدارک دیده شده بود که با تهدید نهادهای اطلاعاتی لغو شد."


کیانوش آسا دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی دانشگاه علم و صنعت در جریان راهپیمایی 25 خردادماه سال 88 در تهران ناپدید شد و سوم تیر ماه 88 خانواده اش در سردخانه پزشکی قانونی پیکر بی جان او را شناسایی کردند که بر اثر اصابت دو گلوله کشته شده‌بود.


قوه قضائیه جمهوری اسلامی تاکنون به پرونده کشته شدن کیانوش آسا و بسیاری دیگر از کشته شدگان اعتراضات سال 88 رسیدگی نکرده است