Samstag, 27. September 2014

له اشعار شاعر عه زيزمان كا امين سهرابي در وصف زنده يادمرحوم ميرزاحسين سهرابي معروف وه فردوسي گوران

له اشعار شاعر عه زيزمان كا امين سهرابي در وصف زنده يادمرحوم ميرزاحسين سهرابي معروف وه فردوسي گوران




فردوسی گوران
کلام پر معنا فردوسی گوران
شعرت پر نه رمز آشکار و نهان
پری شکاکان تیرت نه کمان
اشعارت تک تک بیت و بیت وانام
گشت نصیحتن پری خاص و عام
ساقی میخانه ی جمع ادیبانی
مرید مکتب شای هورامانی
صدف دیوانت پر نه گوهرن
روشن ضمیران لیش با خورن
ناوت منشورن نه سما تا بحر
بوی عطر شعرت دان له کله ی سر
بانیاران و ناو ویت آوا بین
وینه ت له تاریخ شعر گوران نین
دنگ خوش ناویت نه عالم رین
دریای ادبت بی حد و پین
حسین: تو شاعر تمام کوردانی
فردوسی صفت خاک کوردستانی
قسم و سویره ی مال نه بغدا شار
و نازاری ناو بابا یادگار
تا روژ مردن پیرو راتم
تو هر پای بنه ی من خاک پاتم
امین شانازی و تو مکرو
علم و ادبت و ارث مورو
سهرابی نیشان افتخارشن؛
فردوسی گوران و اجدادشن

له اشعار زنده یاد میرزاحسین سهرابی..(معروف وه فردوسی گوران )

له اشعار زنده یاد میرزاحسین سهرابی..(معروف وه فردوسی گوران )


ترک سرین دیم
سان سپا خیز ترک سرین دیم
نخت کلامات کرده ی ورین دیم
خزای غضبناک نه کرین دیم
جوشیان جوش خون حسین دیم
باز خواست قاتل نرگس العین دیم
ولحاصل جهان تمام و قال دیم
مردان شیر جو نه گالای گال دیم
ابراهیم سویر کمان و دس دیم
پی فوت فانی تیرش نه شس دیم
سان غلامان نه یکجا جم دیم
کویره ی ذکر حق یاری نه دم دیم
یا تاخ مردان نه کو سپا دیم
پا جفت و مل کج دس و رجا دیم
دنگه شاخ نه فیل چل قلندر دیم
حاضر نه پای تخت سان حیدر دیم
برشت دوان تیغ دوسر دیم
شقه ی شست بال ذات قمر دیم
حسین نو مصاف ویم و خور دیم
تویل دس نیشان آقا قمر دیم

له اشعار کا ئه مین سهرابی بانیاران گوران که شئعر در وصف مردم ولاتم قورچی واشی ویته یس

له اشعار کا ئه مین سهرابی بانیاران گوران که شئعر در وصف مردم ولاتم قورچی واشی ویته یس

ئه ی عه کس له سال 1350 شمسی توسط معلم زحمت کیش که معلم کا حاسل مه قسودی بیه س گریایه, وینه ی مردم شریف نیک نام قورچی واشی سرپل زهاب.
که وه داخه وه عده ی له ئه ی عه زیزانه امروزه له بیه مان نیه ن و ده سیان له داوان پیر خویان کوتا نود.
فره سپاس ئه رای کا حاسل مه قسودی عه زیز ئه رای ئه ی وینه قدیمه 




کفتن نه سرم
فکر دوسان دور کفتن نه سرم
گذشته دوران هات و نظرم
نه تنیایی ویم کرد با خورم
چیم وه دون دور دوره منالی
بیم و پادشای بی خم خیالی
رفیقان قدیم گشت نه لام جمع بین
من جور پروانه و اوان جور شمع بین
گشت سفره ی دلمان پی یک واز کردیم
نه خوشی و تنگی دوس آگاه کردیم
هرکس و طوری گرفتار درد بیم
نه جور فلک هناسه سرد بیم
واتم هی دوسان پرسیاریکم هن
من نه ی پرسیاره با خوه ر بکن
ایسه یچ جور جاران صفا و عشق هر هن
خلکان جور جاران یاد دوسان مکن
یا گشت نه دس دوران شکتن؟
دوسی و محبت دی و قیمتن؟
واتن هی علی غریبه ی شاران
عاجز نه دس کرده ی بدکاران
اسیر دنیای ظالم و زورین
نه آگر ظلم وینه ی کوی طورین





این عکس مربوط به سال 1350شمی میباشد دانش اموزان روستای قوشچی باشی کانی عزیز سرپل ذهاب

هزاران درود و قلمت کا ئه مین سهرابی



هزاران درود و قلمت کا ئه مین سهرابی
امیدوارم ئه رای فرهنگ ولاتمان نمونت فره بود ده ست خوه ش قلمت رسا نمونت هزاران هزار درود درود





من دی عاشق جمالت نیم بچو لاچو
اسیر عشق ناپاک وصالت نیم بچو لاچو
له ری وصل گرانبارت هزاران جور کیشامه
نه وصلت توام نه دیدارت خدا هاوار بچو لاچو
پریشان حال و حیرانم له ده س ظلمت گریزانم
نه رحمت توام نه کردارت؛نه نوشدارو بچو لاچو
له دیده م خوین؛له دل ناله؛خوراکم جور ژار ماره
نه شیرینی؛نه فرهادم؛نه کیخسرو بچو لاچو
له دنیا بی نصیبم من ؛بی یار و بی طبیبم من
نه تو لیلی ؛نه من مجنون؛نه لقمانی بچو لاچو
نپرسم دی له کس ناوت؛نکم وصف برو و چاوت
نه تو گلی ؛نه من گلدان؛نه باخه وان بچو لاچو
له قصر شاهیت چیمه؛له در دربارت سیر بیمه
نه تو شاهی ؛نه من نوکر؛نه سربازم بچو لاچو؛؛

عارف بزرگ گوران مرحوم میرزا حسین یکی از شاعران و بزرگان زمان خویش بوده که شعرهای زیبایی میسروند به طوری که ایشان را فردوسی گوران می نامیدند.



عارف بزرگ گوران مرحوم میرزا حسین یکی از شاعران و بزرگان زمان خویش بوده که شعرهای زیبایی میسروند به طوری که ایشان را فردوسی گوران می نامیدند.




قاصدم خور آوردن جه نو
ذات ها نه جوش کویره ی ازل رو

جمع بو ملتان گروهای گروه
دم گری دعوا نیشانه آشو

ذله ذلات فانی بزان بو
سر چون گلای دار ولگه ریزان بو

واویلا و شیون زاری و ظلم و زور
خیزو نی محال مملکت تور

بن بو بندرات بنگه تجاران
نه دیشت بغداد بو و شرواران

قطع بو رای نجات گذرگای یاران
خزانه مخلوق قاطی نه شاران

چن نه و سواران لاو مرکو خاص
دو پاچ بون و ضرب سر مودای الماس

اوسا مخیزو دیده دار نو
پایتخت یاری بو ودالاهو

کلبی چون حسین دالاهو مالن
و زور مولا ظینی ذالالن

Freitag, 26. September 2014

بیانیه مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان

بیانیه مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان
=========================




اول و آخر یار

یاران و همراهان گرامی؛
همانطورکه میدانید تحرکات جدید اسلامگرایان افراطی با چهره ی پوشیده ی سیاه و خونریزی به نام دولت اسلامی یا داعش،و هجوم وحشیانه شان به پیروان آیین های دیگر-مخصوصا پیروان دینهای یاری و ایزدی-علاوه بر تجاوزات و قتل عامهای فیزیکی،فرهنگ و آیینهای اصیل آنها را نیز آماج تهاجم خود قرار داده اند.
روشن است که این پدیده شوم و ویرانگر،دست پرورده صاحبان زر و زور و تزویر است که جزم اندیشان نادان و بیماران عقده ای و بیچارگان بی نان را به خدمت گرفته اند تا با به آشوب کشاندن منطقه،از آب گل آلود به نفع خود ماهی بگیرند.در این میان ،بخشهایی نیز از قدرتهای منطقه ای با سوءاستفاده از این فضای تیره،آن را به عنوان ا هرمی در جهت اهداف ایدئولوژیک و منافع نامشروع خود به کار گرفته اند.
آنچه در اینجا مورد تاکید ویژه ی ماست،پیامدهای تحرکات و تحریکات مذکور بر اقلیت های ملی و آیینی منطقه است.مردمان بی آزاری که بدون آنکه نقشی در ایجاد خشونها داشته باشند،در اوج بی پناهی،قربانی سیاستها و تبعیضات و تعصبات کور و خشن شده و جان و مال و ناموس و فرهنگ و تاریخ و اعتقاداتشان در معرض تجاوز و تهدید است.مثال بارز این این واقعیت تلخ و اسفبار،وضعیت مردم یارسان است که از یک سو در عراق،آماج تجاوز و قتل و غارت قرار گرفته و آواره و دربدر شده اند و از سوی دیگر،دفاع از فرهنگ و هویت و دینشان بقدری هزینه بر و خطرآفرین است که برخی از سرانِ مرعوبشان تن به ریاکاری داده و علاوه بر اینکه هویت مستقل«دین یاری» را انکار کرده اند،در برابر یارانی که تن به استحاله و ژینوساید فرهنگی نمی دهند،موضع گیری می کنند.نمونه اخیر این قضیه،اعلام موضع آقای سید رحیم کرکوکی و جمعی از مریدانش است که البته نظیر آن را پیشتر در کشور ایران هم دیده ایم.
مایه¬ی تاسف و تعجب است که پس از قرنها پاسداری از دینی پرافتخار و هویتی اصیل،بعضی ها از ترس اینکه مبادا جان و مالشان یا حتی شغل و موقعیتشان به خطر بیفتد-بی آنکه یادی از پیمان «سرسپاری» بکنند-نه تنها بازار ریاکاری و دین فروشی را گرم کرده اند،بلکه یاران شجاعی را نیز که خریدار کالای قلب آنها نیستند،تهدید و تخطئه میکنند! البته در اینجا این سوال به ذهن میرسد که این قبیل آقایانی که عموماََ در سن کهولت و پیری به سر می برند و عمری را مدعی هدایت مریدانشان در مسیر جهانبینی خاص یاری بوده اند،چگونه در شرایط عادی به چنین نتیجه گیری هایی نمیرسند و این گونه اعلام موضع نمی کنند؟
قطعاً اشخاص عاقل مرعوب نشده و تطمیع نگردیده با استناد به اسناد تاریخی و منابع دینی و شواهد عینی می دانند که دین یاری با جهان بینی و ضروریاتِ خاصی که دارد-در عین احترامی که برای ادیان دیگر قائل است-دین مستقلی به شمار می آید.این دین دستاورد ارزشمند جمعی از اعضای خانواده بزرگ بشریت در تاریخ و جغرافیایی مشخص است که حفاظت و حراست از آن،وظیفه ی همه ی انسانهاست و هرگونه تلاشی برای محو یا استحاله ی آن نه تنها افتخاری نصیب کسی یا گروهی نخواهد کرد،بلکه خسرانی بزرگ برای فرهنگ و تمدن جهانی است.
ما از همه ی مردم فرهنگ دوست و اندیشمند جهان می خواهیم که مسئولانه با پدیده شوم یکسان سازی و ژینوساید فرهنگی برخورد نمایند تا از دستاوردهای معنوی بشریت پاسداری شود و بیش از این دنیای انسانها جولانگاه زورگویی و تمامیت خواهی و بی¬منطقی و خشونت نگردد.همچنین از نهادهای بین المللی و حقوق بشری انتظار داریم که با تمام توان برای پاسداری از داشته های معنوی انسانها کوشش نمایند.از بزرگان و پیران یارسان هم مصرانه می خواهیم که در مقابل هجمه ها و فشارها ایستادگی نمایند و با حمایت از فرهنگ و هویت مستقل یاری و یارسان،سربلندی و روسفیدی و عزت را برای خود و جامعه شان به ارمغان آورند.
1393/7/3 – مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان

Sonntag, 21. September 2014

اول آخر یار_____ میره‌بیگی ..صحبت از استقلال آئین یاری به معنای این نیست که ما دین یا تفکری را نفی کنیم


اول آخر یار



با عرض ادب و احترام به تمام یارسانیان عزیز



مقاله‌های متنوعی در سایت‌های مختلف در مورد مستقل بودن آئین یارسان نگاشته‌شده است، و در چند روز اخیر نیز، بعد از گفته‌های آن یارسانی محترم شدت بیشتری پیدا نموده است. باید بعرض عزیزان خواننده


برسانم که صحبت از استقلال آئین یاری به معنای این نیست که ما دین یا تفکری را نفی کنیم یا خدای ناکرده توهینی به دینی بنمائیم، زیرا بنابر آموزهای کلامی ما مردم یارسان برای تمام ادیان و تفکرهای انسانی احترام قائل بوده و حقوق شهروندی تمام انسانها را برابر می‌دانیم، و حتی حمایت از محیط زیست را وظیفه خود بحساب می‌آوریم.





یاران مر اوسا تیمور دلشاد بو

 آزادی مخلوق دادرسی داد بو



اگر ما به تاریخ گذشته یارسان نگاه کنیم می‌بینیم در زمانهای مختلف مردمان پیرو این آئین‌کهن ، از یک طرف ناجوانمردانه مورد هجوم بدترین تهمت‌ها و برچسب‌های ناروا قرار می‌گرفتند، و از طرفی‌ دیگر افراد خودی«ژاران» یا برای رسیدن به منافع بیشتر و یا ترس از وضعیت موجود از هر ترفندی برای به انزواع کشیدن و از بین بردن این آئین کهن دریغ نورزیده‌اند تا بتوانند خود را مخلص و وفادار با اکثریت جامعه بویژه حکام نشان بدهند.



قرن 14 هجری شمسی(قرن بیستم ) نیز ما نمونه‌های زیادی از این چنین افراد در بین خود داشته‌ایم.



در سالهای اخیر بارها در مقالاتی که در روزنامه‌ها به چاپ رسیده و یاکتابهای‌ که از طرف افراد غیر یارسانی انتشار پیدا کرده ما را با بدترین توهین‌ها غیر مسلمان، منحرف و مشرک می‌دانند و یا می‌دانسته‌اند، ولی جالب اینجاست، که کسانی که خودشان از این جامعه هستند و به هر بهانه‌ای با انتشار نامه‌هائی می‌خواهند خود را افراد شاخص این جامعه جلوه بدهند، سعی می‌کنند در نوشتن اعلامیه ها و اطلاعیه‌ها از همدیگر سبقت بگیرند، در جلسات خصوصی با مسئولین، با کمال افتخار یارسانیان را مسلمان می‌نامند، و کسانی‌را که پیگیر حقوق شهروندی این جامعه هستند از خود نمی‌دانند و هر گونه همکاری با آنها را تحریم می‌نمایند.



اخیراً نیز این سید محترم کرکوکی! که در چند سال اخیر متأسفانه میداندار تفرقه و تخریب دیگر خاندانهاست، پا را از دیگران فراتر گذاشته و به جای جلسات خصوصی در میدیاها ظاهر می‌شود و گفته‌های به زبان می‌آورد که به اندازه سر سوزنی به آن اعتقاد ندارد برای نمونه ایشان گفته‌اند که ما مسلمان هستیم، بنده از ایشان که یک مسلمان است می‌پرسم آیا میدانید که فاصله بین اسلام و کفر به اندازه به جا آوردن و یا نیاوردن نماز یومیه است، پس شما که نماز نمی‌خوانید پس کافر به اسلام هستیدء اما مردم یارسان اگر نماز نمی‌خوانند به خاطر این است که مسلمان نیستند و عبادات خود را به زبان آئینی خود انجام می‌دهند.



در چند سال گذشته همراه با چند نفر از دوستان سفری به کرکوک داشتیم ، شب در یک جمی که از طرف یاران تدارک دیده بودند شرکت نمودیم، در آنجا به ما گفتند که قرار است این سید محترم نیز در جم شرکت کند، بعد از ساعتی دیدیم یکی با قدی متوسط و عبای کرم رنگی که چند نفر نیز اورا اسکورت می‌کردند وارد جم شدند یکی عبای اورا بر می‌داشت یکی گردو خاک لباسهای اورا می‌تکاند و دیگری خبر می‌داد که جم نشین آگاه باشید که جناب آقا دارند تشریف می‌آورند، ما چند نفری که برای اولین بار او را می‌دیدیم (از قبل آوازه او را شنیده بودیم) این همه سرو صدا و غرور و دنگ و فنگ برایمان تعجب آور بود، فردی را دیدیم با چندین برابر وزنش غرور و خود‌خواهی، همانجا دوستان با هم این کلام سید خاموش را زمزمه نمودیم:



ار مَه شنوينه، ار مَه شنوينه
 موچياريت مكـــري ار مَه شنوينه



هــرگز منيـره دستت و سينه‌
 مواچه ويم خاصه‌نان آي گسه‌نينه



هوهوي سواران باطني موازوت چه آ زينه




سيدخاموش مي‌فرمايند: شما را نصيحت مي‌كنم اگر مي‌شنويد، هرگز دستت را با غرور و تكبر به سينه مگذار و بیان مکن كه من خوب هستم و دیگران بد مي‌باشند، زيرا ياهوي سواران حق شما را از روی اسب غرور و خودخواهي سرنگون خواهد نمود.»



در جم بحث‌های ما با ایشان به درازا کشید از ایشان خواستیم که به تفرقه در بین خاندانها دامن نزند که متأسفانه همچنان بر اسب غرور و خودخواهی سوار بود ولی ما امیدوار بودیم که روزی ایشان از زین غرور و خودخواهی به زمین خواهد افتاد که آبروی از دست رفته‌اش را هیچ موقع به او باز نخواهد گشت. و این همان روزی است که کلام بالا به آن اشاره نموده است.



ما مردم یارسان به دید مثبت به این قضایا نگاه می‌کنیم زیرا سلطان سهاک در هر زمانی برای مردم یارسان آزمونهائی برگزار می‌نماید، در زمان اخیر نیز تمام این رویدادها آزمونی بس بزرگ است اگرهر یارسانی بتواند از این آزمون سربلند بیرون بیاید،می‌تواند به یارسانی بودن خود افتخار نماید.



هر چه موینی دست حق چنه
 حق بین جه حق موینو کج بین چه بنه



مطمئناً در هر آزمونی کسانی هستند که نمره قبولی را کسب نمی‌کنند و از دور خارج خواهند شد.



افراد بالا نیز از زمره چنین کسانی هستند، که سالهای سال براسب مراد سوار بودند، حال به یُمن رسانه‌های ارتباط جمعی دیگر نمی‌توانند با عوامفریبی و تفرقه‌اندازی بین ملت شریف یارسان همچنان به تاخت و تاز خود ادامه بدهند.



وظیفه ما مردم یارسان در این برهه زمان این است بدون هیچگونه تعصبی هر کسی و در هر جایگاهی که به خواسته‌های قانونی این جامعه پشت پا می‌زند و یا باعث تفرقه و تشدد در بین این جامعه می‌شود با کمال ادب آنها را افشا و از خود برانیم..



در پایان عرایضم دین جدید این آقایان را به خود و خانواده‌شان و تمام طرفداران محترمشان تبریک عرض می‌نمایم و آرزوی توفیق برای بجا آوردن احکام دینشان از کتاب احکام«نان به نرخ روز» را دارم.



ما مردم یارسان نیز به یارسانی بودن خود افتخار می‌کنم و کلام پیر شرط و بزرگوار یارسان پیربنیامین را همیشه و در هر حال با خود زمزمه می‌نمائیم، و از هیچ کس و هیچ چیزی نمی‌هراسیم، نان خالی خویش را می خوریم و کتاب احکام «نان به نرخ روزخوردن» شما را هم تحریم می‌کنیم.



ار جهان تنگ بو ، ار جهان تنگ
بو سرانسر جهان پنه‌مان تنگ بو



پرچیــن دوران پــردار و سنگ بو
 نیزه و تورزین غرشت جنـگ بو



ژاران و خاران تیخشان و چنگ بو
 آو سیروانمان و سیـاه رنگ بو



کــوان و روان بار چیو فـرنگ بو
 زر و یاقوت بو بور و نهنــگ بو



چوار حلقه دورمان شیر و پلنگ بو
 اژدهاوماران حلقه‌شان تنگ بو



ایمی امــــــر تـو ماورمی و جــا
 ترسمــان نین پی روژ داوا



دایـــم مـــواچی سلطانمان خــوا
 کرمـــدارنی پی روژ و شــــوا



یارانی جـوز شان دان چه پردیورا
 آشان دی‌ نین‌ و صایو ســــرا



سرشان سپاریان روحشان هن وریا
 مزانان سلطان جای حج و کاوا



هــــرچه میلت بو صــلاتن صـلا
 ار زر واران کی یا باری بلا



پی یاران تو تیــــخ دران جـــلا
 تیخ یار نمـــورو نمـــوو فنا



امیدوارنی صـــــایو هفت سمـــا
 یاران خاصـــت نوزی و دمــا



ار چه کــوه بونان یا چــه ور
 قلا
 فـــرقشان نین سلطان اعـــلا



می‌فرمایند: اگر سراسر جهان به ما یاران تنگ شود، اگر حصاری از موانع و مشکلات ما را احاطه کرده باشد، دشمنان با نیزه و تبرزین با ما جنگ نمایند، ژاران « افراد یارسانی نان به نرخ روز خور» و دشمنان بر علیه ما دست به اقدام بزنند و حقیقت را وارونه جلوه دهند همانطوریکه آب شفاف سیروان را سیاهرنگ توصیف کنند.، کوه و دشت«خشکیها» مانند فرنگ به دریا تبدیل شود و همه جا را آب بپوشاند، و زر و یاقوت و یا ببر و نهنگ باشد«زیباییها را ترسناک جلوه دهند»، دورتا دور ما از شیر و پلنگ«درندگان» پر شود و اژدها و ماران «کنایه از دشمن»حلقه خود را تنگ‌تر کنند، هرچه امر شماست ما آنرا به جا می‌آوریم و برای روبرو شدن با آنها هیچ باکی نداریم، دائماً می‌گوئیم سلطان خدای ماست و بخشنده‌ای است‌که همه زمان لطف او شامل حال ما می‌شود، یارانی‌که طبق قانون پردیور جوز داده‌اند دیگر صاحب سر و مال نیستند، آنها سرسپرده شده‌اند و روحشان آگاه و دانا است و می‌دانند که سلطان کعبه آمال و آرزوهاست، ای سلطان اعلاء هر چه میل شماست برای ما حجت است اگر ما را زر باران کنید و یا ما را دچار بلایا نمائید، اگربرای یاران تو تیغ تیز کنند تیغ یاران شما را نخواهد برید و از بین نمی‌روند زیرا همیشه روحشان زنده و آگاه است و از این راه دست بر نمی‌دارند، ای‌کسی که‌گرداننده سماوات هستی امیدواریم یاران مخلصت را از خودت دور نکنی، در هر موقعیتی چه در کوه باشیم و یا در کاخ همیشه به شکرگزاری درگاهت مشغول خواهیم بود.



توفیق همه یارسانیهای مخلص را از سلطان آرزومندم...                       میره‌بیگی