Donnerstag, 11. Dezember 2014
Dienstag, 9. Dezember 2014
Islamische Republik Iran; eine religiöse Oligarchie(حکومت جمهوری اسلامی یک الیگارشی دینی—فرقه ای است)
Islamische
Republik Iran; eine religiöse Oligarchie
Das iranische Regime ist eine religiöse Oligarchie, in der
die Bürgerrechte hängen von der Religionszugehörigkeit ab. Ein gläubiger Schiit
genießt mehr Bürgerrechte als Seine Mitbürger, die anderen Religionsgemeinschaften
angehören. Diese hierarchisch geordnete Bürgerschaft ist schon in der
Verfassung vorgeschrieben. Die iranische Verfassung erklärt, im Artikel 12, den
Schiitische Islam als Stadtreligion des Landes:
Die offizielle Religion des Iran ist der Islam und die dschafaritische
Rechtsschule_ die Schule der ZwöIfer-Schia. Eine Änderung dieses
Artikels ist nicht zulässig. Andere islamische Rechtsschulen wie die hanefitische, schafiitische, malikitische, hanbalitische und zaiditische Rechtsschule werden
ohne Einschränkung anerkannt; ihre Anhänger sind frei, ihre religiösen
Verpflichtungen gemäß ihrer eigenen Rechtsschule
auszuüben, ….
Und nach Artikel 13 sind nur Angehöriger des Christentums,
Judaismus, und Zoroastrismus als offizielle
religiöse Minderheiten anerkannt:
Iranische Bürger des zaroastrischen, jüdischen und christlichen
Glaubens sind als offizielle religiöse Minderheiten anerkannt, die vollständig
frei ihre religiösen Pflichten im Rahmen des Gesetzes ausüben können. Die
Personenstandsangelegenheiten und die religiöse Erziehung erfolgen nach der
entsprechenden eigenen Religion.
Iranische Regime anerkennt also nur die private
Religionsausübung für die Angehöriger
der Sunniten, aber keine gleiche Bürgerrechte und Religionsfreiheit wie
Schiitische Bürger. Die drei anerkennte religiöse Minderheiten dürfen ihren
Glauben nur im Privatleben frei ausüben. Andere Religionsgemeinschaften bleibt
aber eine solche eingeschränkte Anerkennung versagt. Die Angehörigen der
Religion Yarsan, Bahai, so wie anderen „illegalen“ Gruppierungen haben kein
Recht auf private Religionsausübung und sollen unterdruckt werden.
Das ist eine schamlose religiöse Apartheid mit der
systematischen Diskriminierung. Die Verfassung anerkennt keine staatlichen
Pflichten gegenüber der Yarsan-Gemeinde oder andere nicht-anerkannten religiösen Minderheiten. Es ist gany deutlich im Artikel 14, wo nur von allgemeinen
moralischen Pflichte gesprochen wird:
Die Regierung der Islamischen Republik
Iran und die Muslime sind gemäß der Anweisung des erhabenen Verses:"Allah
verbietet euch nicht, denen, die nicht gegen euch der Religion wegen gekämpft
und euch nicht aus euren Wohnstätten vertrieben haben, Pietät zu zeigen und
Gerechtigkeit angedeihen zu lassen. Allah liebt ja die, die gerecht
handeln."
verpflichtet, gegenüber Nichtmuslimen nach bester Sitte, mit Anstand und unter Wahrung
islamischer Gerechtigkeit zu handeln und ihre Menschenrechte zu achten. Dieser
Artikel gilt nicht gegenüber denen, die sich gegen den Islam und die Islamische
Republik Iran verschwören und engagieren.
Dieser Artikel anerkennt eigentlich keine
positive Rechte für nicht-anerkannte religiöse Minderheiten, lässt aber die Tür
zur willkürlichen Verfolgungen offen. Die Rede von „bester Sitte„ ist hier nur
eine lächerliche Maske für die brutale religiöse Apartheid, die jede
Angehöriger der Yarsan-Gemeinde täglich im Iran unter der Islamische Republik
ertragen muss.
Alimorad Youssofi
Deutschland
ترجمه متن به فارسی
************
حکومت جمهوری اسلامی یک الیگارشی دینی—فرقه ای است
حکومت جمهوری اسلامی یک الیگارشی دینی—فرقه ای است که در آن مفهوم شهروندی تابعی متغیر با باورهای دینی فرقه ای هر شخص است. شخص باورمند به ولایت فقیه از حقوق شهروندی و حضور مدنی بیشتری به نسبت شخص معتقد به شیعۀ دوازده امامی برخوردار است ولی نه به اندازۀ باورمند به “ولایت مطلقۀ فقیه.” گرچۀ همه ساکنان کشور “تابعیت” کشور را به گونه ای دارا هستند ولی حقوق شهروندی (و برخورداری آنان از حقوق بشر) با باورهای دینی و مذهبی شخص تغییر می کند. هرچند اشخاص باورمند به شیعه اثنی عشری، مسلمان سنی مذهب، جامعه های غیر مسلمان “رسمی”، و جوامع غیر رسمی مانند یارسان (اهل حق)، صابئین و بهائیان همه تابعیت ایران را دارا هستند ولی حقوق شهروندی آنها به همین ترتیب چیده شده در بالا به تدریج کمرنگتر و محرومیتهای آنان برجسته تر می شود. در هنجارهای حقوق مدنی شهروند شخصی است که در قلمرو دولت متبوع خود از حقوق سیاسی و برابری در حقوق مدنی برخوردار باشد.
مطابق اصل سیزدهم قانون اساسی ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند. اصل دوازدهم قانون اساسی شیعۀ اثنی عشری جعفریه را دین رسمی کشور معرفی کرده بود و از باورمندان به مذاهب اهل سنت و جماعت مانند حنفی و شافعی و مانند آنها را به عنوان ایرانیانی که در اجرای مناسک دینی ازاد هستند و می توانند با قوانین فقهی خود به سر کنند، نام می برد.
اصل دوازدهم
«دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان ازادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هریک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذاهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب.»
آشکار است که دین رسمی ایران شیعۀ جعفری اثنی عشری است و ادیان و مذاهب دیگر تماما ً غیر رسمی هستند. این اصل در عبارت آغازین تمام عقائد و باورها و دینها و مذاهب غیر از شیعه اثنی عشری را غیررسمی و ناموجه قلمداد می کند و از باورمندان به تمامی ادیان و مذاهب دیگر شهروند درجه دوم و سوم می سازد و تمام حقوق آنان را از ابتدا سلب می کند. سپس خُرد خُرد به دادن چند آزادی کم رنگ و محصور می پردازد. آزادی محصور فرقه های مسلمان غیر شیعه جعفری نیز مانند “اقلیتهای رسمی” در این اصل در احوال شخصیه و انجام مراسم مذهبی است و نه حقوق شهروندی و حضور مدنی. دولت نیز بنابر قانون اساسی هیچ تعهد و وظیفه ای در برابر آنان ندارد و هیچ تکلیفی متوجه حاکمیت نیست.
اصل سیزدهم
«ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل می کنند.»
باز هم زبان قانونی قانون اساسی حاکمیت و نظام را موظف به هیچ موردی نمی کند و ازادی این اقلیتها در حد همان مراسم دینی و احوال شخصیه و تعلیمات دینی است.
این چنین است که اصول دوازدهم و سیزدهم قانون اساسی ایران یک آپارتاید دینی و مذهبی بر ایران تحمیل می کند. اهل جماعت و سنت و اقلیتهای “رسمی” هیچ حقّ مثبت مدنی ندارند. یعنی هیچ حقّ ویژه ای در قانون اساسی برای آنان مندرج نیست و بنابراین از حق شهروندی کمرنگتری برخوردار هستند. آزادی اینان در همان محدودۀ اجرای مناسک دینی است. بنابر تعریف این یک نظام تبعیض حقوقی است. در مورد شهروندان یارسان (اهل حق)،بهائی، صابئین، پیروان آئین هندو یا بودایی حق اجرای مناسک دینی، تعلیمات دینی در حوزۀ شخصی نیز داده نشده است و بنابر تعریف قانونی در احوال شخصیه و تعلیمات دینی نیز تابع دستورهای دلبخواه حاکمیت هستند.
اصل چهاردهم قانون اساسی که در واپسین روزهای مجلس خبرگان نوشته شد و شاید نمودار تلاش گروهی از نویسندگان در تعیین تکلیف برای دیگر جامعه های دینی ایران از جمله بهائیان است از قرار زیر است:
اصل چهاردهم
«به حکم آیة شریفۀ “لاینهیکم الله عن الذین لم یقاتلواکم فی الدین و لم یخرجکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان ّ الله یحب المقسطین” دولت جمهوری اسلامی و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد ّ اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند.»
(معنی آیة: خدا شما را از نیکی کردن و عدالت ورزیدن با آنان که در دین با شما نجنگیده اند و از سرزمینتان بیرون نرانده اند، باز نمیدارد. خدا کسانی را که به عدالت رفتار می کنند دوست دارد.)
این اصل دولت و حاکمیت را و تمام مسلمانان را (به طور کلّی) در برابر افراد غیر مسلمان موظف و تکلیف دار می کند. ولی این تکلیف به صورت حقوق مثبت بیان نشده است. برای نمونه “اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی” شامل کدام حقوق است؟ آیا حق داشتن رسانه و روزنامه و چاپ کتاب را شامل می شود؟ آیا حق تاسیس مدرسه و ارائه تعلیم و تربیت دلخواه به نسل جوان خود را شامل می شود؟ آیا تصمین کنندۀ حق تحصیل جوانان اقلیتهای مذهبی است؟ آیا حق استخدام دولتی صابئین و یارسانیان را ضمانت می کند؟
اصل چهاردهم قانون اساسی شامل یک تحریف تفسیری متن قرآن نیز هست که در زیر به آن خواهم پرداخت. این اصل با استناد به آیة 8 از سورة ممتحنه در مورد روابط مسلمانان با جامعه های غیر مسلمان در صدر اسلام یک رنگ و لعاب سطحی حقوق انسانی بر نظام آپارتاید و تبعیض دینی می زند ولی از نظر عملی توجیهی برای نظام آپارتاید دینی و قوانین تبعیضی آن است. متن اصل چهاردهم و آیة نقل شده در آن شاید ناظر بر این باشد که در ضمیر نویسندگان قانون اساسی نیازی به رعایت هنجارهای حقوق بشر و تعهد اجرایی به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نبوده و از این رو “حقوق انسانی” جایگزین “حقوق بشر” شده است. متن اصل چهارهم هیچ حق مشخصی را به اقلیت یارسان و دیگر جامعه های دینی عطا نمی کند و هیچ حقّی به صورت مثبت مطرح نشده است و حاکمیت در مورد اجرای هیچ یک از موارد حقوق بشر ضمانت اجرایی متعهد نمی شود و با یک اشارۀ کلّی و گذرا و کمرنگ از حقوق شهروندی اقلیتهای غیر رسمی و تمامی دگراندیشان دینی می گذرد.
متن تاریخی آیة مورد نظر اصل چهاردهم ناظر بر قرائتی عدل جویانه در صدر اسلام است و مسلمانان دعوت شده اند که در برابر کسانی که در کشتار و مقاتله علیه مسلمین شرکت نکرده اند نیکی کنند و عدالت ورزند. اصل چهاردهم با اندکی ترجمه و تلخیص و تفسیر مقاتله و کشتار را تبدیل به “اقدام و توطئه” علیه جمهوری اسلامی تبدیل می کند. البته منظور آیة در چارچوب تاریخی استثناء نمودن کسانی است که علیه مسلمانان مقاتله نکرده اند و آنها را از دیارشان بیرون نکرده اند. متن تحریف شده به سیاق معنوی این آیة قرآن حال نوعی نوشته شده که مطالبات شهروندی و مدنی و حقوق بشری شهروندان از دولت متبوع را نیز هم سطح مقاتله و کشتار مسلمانان تعریف می کند. این مسالۀ توطئه و اقدام علیه جمهوری اسلامی دست حاکمیت را در بسط و گسترش تبعیض دینی باز می گذارد. برای نمونه اگر یک جوان محروم از تحصیل اقلیت یارسانی با یک رسانه خارجی در مورد محرومیت از تحصیل و تبعیض دینی صحبت کند این اقدام حقوق بشری و مطالبۀ شهروندی در چشم وزارت اطلاعات و مراجع قانونی جمهوری اسلامی به نوعی دلبخواه قابل تعبیر است و هرگونه نقض حقوق بشر علیه او را توجیه می کند. به مراتب دیده شده که مطالبات حقّه شهروندی و مطالبات حداقلی حقوق بشری و حتی فرستادن یک پیام اس.ام.اس نیز در پی آمد انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اتهامات سنگینی مانند اقدام علیه امنیت ملی و اقدام علیه نظام مواجه شده است.
کوتاه سخن اینکه منشاء قانونی تبعیض و آپارتاید دینی در ایران به اصول دوازده تا چهارده قانون اساسی بر می گردد. سرچشمۀ این قوانین تبعیض آمیز در انحصارطلبی دینی و فرقه ای روحانیت حاکم شیعه است. حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در پیشگاه جهانیان مسوولیت اجرای کامل و تمام موارد حقوق بشر را دارد، بخصوص ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که دولت ایران در برابر آنها ضمانت اجرایی و مسوولیت قضایی دارد.
نویسنده :علیمراد یوسفی
در کشور المان
Samstag, 29. November 2014
شب یلدا یا جشن چلە درکوردستان یارسان نشین
شب یلدا یا جشن چلە درکوردستان یارسان نشین
مقدمە: در ابتدا مایلم کە نگاهی بە سمبل ها و المنت هایی کە در شب یلدا در ایران باستان بکار گرفتە شدە است، اشارەایی بکنم و بعد از آن شباهت آنرا در کوردستان و عمدتا مناطق یارسان نشین برسی کنم.
هندوانە، آجیل و انار ٣ جیزی است کە در شب یلدا گذاشتە میشود و با آن شب یلدا را جشن می گیرند. و بعدها هم فالگیری و عمدتا گرفتن فال حافظ در این شب رایج شدە است. ریشەی این المنتها از کجا آمدە است، و چرا از این ٣ مورد اسفتادە می شود زیاد مورد بحث من نیست، ولی نزدیکی این جشن با جشن چلە در مناطق یارسان نشین چگونە است برای بحث کنونی من حائز اهمیت است.
هندوانە: وانە یک کلمەی هندی است کە هندی ها آنرا بە هندوانەی ما میگویند، و هند وانە در واقع میوەایی کە از هند آمدە است. در نزد مردمان یارسان، هندوانە در جشن چلە جای خاصی ندارد.
آجیل: یکی از مواردی است کە در اكثر جشن های باستانی ایرانی برای صرف کردن و سپری وقت گذاشتە می شود. جشن هایی چون چهارشبنە سوری، عید نوروز هرکدام آجیل صرف می شود. صرف آجیل در مناطق یارسان نشین جای خاصی نداشتە است.
انار: در فرهنگ ایرانی جایی ولا در میان میوەها داشتەا ست. سرخی انار در اشعار شاعران مختلف ایرانی، چون فردوسی، حافظ بە کرات مورد بهرە برداری قرار گرفتە است. دانەهای سرخ انار بە خورشید نزدیک دانستەاند و آنرا یک میوەی بهشتی میدانند.
در آینن یارسان انار یک میوەی مقدس است کە بعنوان قربانی نذر می شود، و چون نقش و دون بابایادگار نقش قربانی بودن است، بنابراین انار ذات بابایادگاری دارد. (بابا یادگار از امامان و پیرهای مقدس در آئین یارسان است)
گاو: در فرهنگ هندی و ایرانی قدیم گاو بە عنوان سمبل برکت بودە است. گاو برای یک کشاورز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بودە است. گاو مادە یک منبع شیردهی، زایندە و تولید کنندەی گوشت، و گاو نر برای کار و شخم زدن و اسفتادە از گوشت آن دارای اهمیت ویژە بودە است. در مناطق یارسان نشین زمستانان خوراکی بە اسم آدانە کوڵانە می پزند و آنرا دعا میدهند. در پایان چلەها، یعنی پایان چلەی کوچک کوردی گورانی کشکک درست می شود. چیزی شبیهە حلیم است، یعنی دانە کولانە کە از دانەهای گندم و نخود کشکک مواد اصلی آن است، گوشت گاو نیز بە آن زیاد می شود کە بە عنوان یک خوارکی مقوی و گرم در این شب صرف می شود.
شب یلدا در واقع جشنی است کە ایرانیان برای پایان یافتن تاریکی و فصل سرما و آغاز بلند شدن روزها، گرفتە می شود. یلدا بە معنای زایش و سمبل زایش خورشید است کە از دست اهریمن تاریکی رهایی پیدا کردە است. آغاز زمستان یعنی اول دیماه مصادف است با طولانی ترین شب سال، و شاید آجیل برای آن باشد کە برای صرف در این شب طولانی گذاشتە شود کە با آن، این شب بلند را بە پایان برسانند.
خورشید در آئین یارسان مظهر پیر بنیامینی (پیر بنیامین از بنیان گذاران دوبارەی آینن یاری در دورەی سلطان سهاک است، و از چهار یار اصلی سلطان سهاک است. پیر بنیامین، پیر موسی، داود کەوسوار، مصطفا داوان (دودان)) دارد و یکی از سوگند و قسم هایی است کە مردم بە آن پایبندند. وقتی می گویند: "وەی پرشەی خوەر نازارە" یعنی بە این نور نازنین آفتاب قسم.
خورشید سبمل گرمی و روشنایی و زایش آن در پایان کوتاه ترین روز سال یعنی پایان چلە کوچک زمستان کوردی گورانی یا کوردی گرمسیری سلطانی بهانەاییست برای گرفتن جشن چلە. برای روشن شند موضوع جشن جلە در مناطق یارسان نشین بە دو موضوع اشارە میکنم، یکم زمستان کوردی گورانی چلەها در این فرهنگ چگونە است و دیگر اینکە ریشەی گذاشتن کشکک در این روز از نظر فرهنگی و فلکلور گوران برسی میکنم.
زمستان کوردی گورانی: زمستان کوردی گرمسیری دیگر نام آن است. زندە یاد سید خلیل عالی نژاد در این راه برای بە ثبت رساند تقویم گرمسیری سلطانی و تهیە و تنظیم آن زحمت زیادی کشید. زمستان کوردی از آخرین روز مهر ماه، یا اول آبانماه شروع میشود. زمستان ٣ ماه طول می کشد و تا آخر دی هاه طول می کشد. این است کە در واقع ٢ ماه جلوتر از تقویم خورشیدی است.
چلە بزرگ یا چلەی اول بە حساب آوردن ٤٠ روز و ٤٠ شب است کە تا ١٠ آذر ماه بە درازا می کشد. جشن بزرگ آئین یاری در چلە بزرگ انجام می شود. ١٢ سفیدی از چلە بزرگ. یعنی ١٢ همین روز از ماه در آسمان کە در اول چلە بزرگ است بە انجام می رسد.
چلە کوچک بە حساب آوردن ٢٠ روز و ٢٠ شب است. کە بە همین خاطر بە آن چلە کوچک یا چلەی دوم می گویند. چلە کوچک تا آخر آذرماه طول می کشد. اول دیماه در واقع جشن پایان چلەها در مناطق یارسان نیشین است، کە در آن شب کشکک درست می شود و صرف می شود. این شب کە مصادف است با طولانی ترین شب سال، بە عنوان جشن پایان چلە در مناطق یارسان نشین است. و زایش خورشید و تولد و دون دوبارەی پیرنیامین در آئین یاری است.
برای این شب فلولکوریکی است در میان مردم یارسان نشین بە اسم شب "گاهوویل" یا "شب گاو سرخ". کە در اینجا خواهم آورد.
نقل است کە در دوران قدیم پیری فرزانە در یکی از آبادیهای یارسان نشین زندگی می کردە. بە قولی یا از آبادیهای قورچی واشی یا وەر مانگ و گولە زەرد کە از آبادیهای دور و بر کوە بلند داڵاهو است. در این روز یعنی پایان چلە کوچک زمستان کوردی روز آفتابی و هوای گرمی بودە است. مردم آبادی بە رسم آنوقت تو کوچەها و روی پشت بامها جمع بودند و از وجود آفتاب لذت بردەاند. پیر فرزانە می گوید، امشب برف سنگینی خواهد آمد، اگر خوابمان ببرد زیر برف همە خفە می شویم. مردم بە آن پیرمرد می خندند. او بە خانە بر میگردد و ٦ پسر داشتە، آنها را جمع می کند، و می گوید بیایید کە تنها گاوی کە داریم سر ببریم، کە برای امشب و چند روز بعد برای خوردنی نیاز خواهیم داشت. با اسرار بچەها، کە گاو آنها تنها امید ما برای شخم زدن است بگذار سرش نبریم، پدر قبول نمی کند. و گاو سرخشان (گاهوویل) را سر می برند و کشک بزرگی را از آن درست می کند. شب براستی برف سنگینی می زند و همەی آبادی زیر برف خفە می شوند بە غیر از آن پیر مرد کە تا صبح بە نوبە پسرهاش برف پارو می کردند و دور و بر خانە و روی خانە را پارو می زدنند کە زیر برف خفە نشوند. و کشکک این خوارکی گرم مقوی بە آنها تا صبح گرمی و انژی می دهد.
(اگر چە تاریخ شب گاهوویل، را من بە دو تاریخ از میان مردم جمع آوری کردم، یکی اینکە ١٥ آخر ماه زمستان کوردی یعنی ١٥ دیماه خواهد بود و اینکە آخر چلە کوچک یا پایان چلەها، یعنی اول دیماه)
فصل ها در آئین یارسان هر کدام بە یکی از ملایکەهای اصلی آئین یارسان تعلق دارد.
رهبرم داود شای کوسوارن= هر فصلی یاری هر یاری یارن
فصل بهار متعلق به داوو کەوسوار
فصل تابستان متعلق به پیر بنیامین
فصل پائیز متعلق به پیرموسی
فصل زمستان متعلق به مصطفی داوان و بهلول دانا میباشد.
مقدمە: در ابتدا مایلم کە نگاهی بە سمبل ها و المنت هایی کە در شب یلدا در ایران باستان بکار گرفتە شدە است، اشارەایی بکنم و بعد از آن شباهت آنرا در کوردستان و عمدتا مناطق یارسان نشین برسی کنم.
هندوانە، آجیل و انار ٣ جیزی است کە در شب یلدا گذاشتە میشود و با آن شب یلدا را جشن می گیرند. و بعدها هم فالگیری و عمدتا گرفتن فال حافظ در این شب رایج شدە است. ریشەی این المنتها از کجا آمدە است، و چرا از این ٣ مورد اسفتادە می شود زیاد مورد بحث من نیست، ولی نزدیکی این جشن با جشن چلە در مناطق یارسان نشین چگونە است برای بحث کنونی من حائز اهمیت است.
هندوانە: وانە یک کلمەی هندی است کە هندی ها آنرا بە هندوانەی ما میگویند، و هند وانە در واقع میوەایی کە از هند آمدە است. در نزد مردمان یارسان، هندوانە در جشن چلە جای خاصی ندارد.
آجیل: یکی از مواردی است کە در اكثر جشن های باستانی ایرانی برای صرف کردن و سپری وقت گذاشتە می شود. جشن هایی چون چهارشبنە سوری، عید نوروز هرکدام آجیل صرف می شود. صرف آجیل در مناطق یارسان نشین جای خاصی نداشتە است.
انار: در فرهنگ ایرانی جایی ولا در میان میوەها داشتەا ست. سرخی انار در اشعار شاعران مختلف ایرانی، چون فردوسی، حافظ بە کرات مورد بهرە برداری قرار گرفتە است. دانەهای سرخ انار بە خورشید نزدیک دانستەاند و آنرا یک میوەی بهشتی میدانند.
در آینن یارسان انار یک میوەی مقدس است کە بعنوان قربانی نذر می شود، و چون نقش و دون بابایادگار نقش قربانی بودن است، بنابراین انار ذات بابایادگاری دارد. (بابا یادگار از امامان و پیرهای مقدس در آئین یارسان است)
گاو: در فرهنگ هندی و ایرانی قدیم گاو بە عنوان سمبل برکت بودە است. گاو برای یک کشاورز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بودە است. گاو مادە یک منبع شیردهی، زایندە و تولید کنندەی گوشت، و گاو نر برای کار و شخم زدن و اسفتادە از گوشت آن دارای اهمیت ویژە بودە است. در مناطق یارسان نشین زمستانان خوراکی بە اسم آدانە کوڵانە می پزند و آنرا دعا میدهند. در پایان چلەها، یعنی پایان چلەی کوچک کوردی گورانی کشکک درست می شود. چیزی شبیهە حلیم است، یعنی دانە کولانە کە از دانەهای گندم و نخود کشکک مواد اصلی آن است، گوشت گاو نیز بە آن زیاد می شود کە بە عنوان یک خوارکی مقوی و گرم در این شب صرف می شود.
شب یلدا در واقع جشنی است کە ایرانیان برای پایان یافتن تاریکی و فصل سرما و آغاز بلند شدن روزها، گرفتە می شود. یلدا بە معنای زایش و سمبل زایش خورشید است کە از دست اهریمن تاریکی رهایی پیدا کردە است. آغاز زمستان یعنی اول دیماه مصادف است با طولانی ترین شب سال، و شاید آجیل برای آن باشد کە برای صرف در این شب طولانی گذاشتە شود کە با آن، این شب بلند را بە پایان برسانند.
خورشید در آئین یارسان مظهر پیر بنیامینی (پیر بنیامین از بنیان گذاران دوبارەی آینن یاری در دورەی سلطان سهاک است، و از چهار یار اصلی سلطان سهاک است. پیر بنیامین، پیر موسی، داود کەوسوار، مصطفا داوان (دودان)) دارد و یکی از سوگند و قسم هایی است کە مردم بە آن پایبندند. وقتی می گویند: "وەی پرشەی خوەر نازارە" یعنی بە این نور نازنین آفتاب قسم.
خورشید سبمل گرمی و روشنایی و زایش آن در پایان کوتاه ترین روز سال یعنی پایان چلە کوچک زمستان کوردی گورانی یا کوردی گرمسیری سلطانی بهانەاییست برای گرفتن جشن چلە. برای روشن شند موضوع جشن جلە در مناطق یارسان نشین بە دو موضوع اشارە میکنم، یکم زمستان کوردی گورانی چلەها در این فرهنگ چگونە است و دیگر اینکە ریشەی گذاشتن کشکک در این روز از نظر فرهنگی و فلکلور گوران برسی میکنم.
زمستان کوردی گورانی: زمستان کوردی گرمسیری دیگر نام آن است. زندە یاد سید خلیل عالی نژاد در این راه برای بە ثبت رساند تقویم گرمسیری سلطانی و تهیە و تنظیم آن زحمت زیادی کشید. زمستان کوردی از آخرین روز مهر ماه، یا اول آبانماه شروع میشود. زمستان ٣ ماه طول می کشد و تا آخر دی هاه طول می کشد. این است کە در واقع ٢ ماه جلوتر از تقویم خورشیدی است.
چلە بزرگ یا چلەی اول بە حساب آوردن ٤٠ روز و ٤٠ شب است کە تا ١٠ آذر ماه بە درازا می کشد. جشن بزرگ آئین یاری در چلە بزرگ انجام می شود. ١٢ سفیدی از چلە بزرگ. یعنی ١٢ همین روز از ماه در آسمان کە در اول چلە بزرگ است بە انجام می رسد.
چلە کوچک بە حساب آوردن ٢٠ روز و ٢٠ شب است. کە بە همین خاطر بە آن چلە کوچک یا چلەی دوم می گویند. چلە کوچک تا آخر آذرماه طول می کشد. اول دیماه در واقع جشن پایان چلەها در مناطق یارسان نیشین است، کە در آن شب کشکک درست می شود و صرف می شود. این شب کە مصادف است با طولانی ترین شب سال، بە عنوان جشن پایان چلە در مناطق یارسان نشین است. و زایش خورشید و تولد و دون دوبارەی پیرنیامین در آئین یاری است.
برای این شب فلولکوریکی است در میان مردم یارسان نشین بە اسم شب "گاهوویل" یا "شب گاو سرخ". کە در اینجا خواهم آورد.
نقل است کە در دوران قدیم پیری فرزانە در یکی از آبادیهای یارسان نشین زندگی می کردە. بە قولی یا از آبادیهای قورچی واشی یا وەر مانگ و گولە زەرد کە از آبادیهای دور و بر کوە بلند داڵاهو است. در این روز یعنی پایان چلە کوچک زمستان کوردی روز آفتابی و هوای گرمی بودە است. مردم آبادی بە رسم آنوقت تو کوچەها و روی پشت بامها جمع بودند و از وجود آفتاب لذت بردەاند. پیر فرزانە می گوید، امشب برف سنگینی خواهد آمد، اگر خوابمان ببرد زیر برف همە خفە می شویم. مردم بە آن پیرمرد می خندند. او بە خانە بر میگردد و ٦ پسر داشتە، آنها را جمع می کند، و می گوید بیایید کە تنها گاوی کە داریم سر ببریم، کە برای امشب و چند روز بعد برای خوردنی نیاز خواهیم داشت. با اسرار بچەها، کە گاو آنها تنها امید ما برای شخم زدن است بگذار سرش نبریم، پدر قبول نمی کند. و گاو سرخشان (گاهوویل) را سر می برند و کشک بزرگی را از آن درست می کند. شب براستی برف سنگینی می زند و همەی آبادی زیر برف خفە می شوند بە غیر از آن پیر مرد کە تا صبح بە نوبە پسرهاش برف پارو می کردند و دور و بر خانە و روی خانە را پارو می زدنند کە زیر برف خفە نشوند. و کشکک این خوارکی گرم مقوی بە آنها تا صبح گرمی و انژی می دهد.
(اگر چە تاریخ شب گاهوویل، را من بە دو تاریخ از میان مردم جمع آوری کردم، یکی اینکە ١٥ آخر ماه زمستان کوردی یعنی ١٥ دیماه خواهد بود و اینکە آخر چلە کوچک یا پایان چلەها، یعنی اول دیماه)
فصل ها در آئین یارسان هر کدام بە یکی از ملایکەهای اصلی آئین یارسان تعلق دارد.
رهبرم داود شای کوسوارن= هر فصلی یاری هر یاری یارن
فصل بهار متعلق به داوو کەوسوار
فصل تابستان متعلق به پیر بنیامین
فصل پائیز متعلق به پیرموسی
فصل زمستان متعلق به مصطفی داوان و بهلول دانا میباشد.
Samstag, 22. November 2014
مرحوم میرزا حسین فردوسی گوران اینگونه یاران یارسان را به اتحاد دعوت کرده اند:
مرحوم میرزا حسین فردوسی گوران اینگونه یاران یارسان را به اتحاد دعوت کرده اند:
ای حق شناسان راگه ی دین یار
گوش بدین و عرض بنده گناهکار
اول اوراهیم شای بوزه سوار
دوم ذات تخت یار یادگار
بنیامین شرط داوود سرور
دای رس مخلوق له بر تا و بحر
خاموش وریا و موسی قلم زر
میر بون بر صاحب تکیه و فر
شاه حیاس خاص و عالی قلندر
هم ملک طیار و هم باوا حیدر
یانه پیشوای دین اهل حق هن
محرم اسرار ذات مطلق هن
هرکس تفاوت بزانو له یانه
بی بش له بساط جم سلطانه
اهل تسنن چوار مذهو دیرن
بزان هیچ پیغام و یک هنیرن
اهل حق نه صو تا وه خور آوا
مدام چنی و یک هر هان نه داوا
دی دس کوتاه کن له ی دنگ و باسه
نی اقدام زشت درو و راسه
سئی دعا دی جم مکی آمین
دلیل داوود هن پیر هن بنیامین
باقی پیشوا کل دسه ور هن
هریک مامور یه ری گذر هن
تکذیو مذهو گناهکاری هن
شکس ستون دین یاری هن
مایه ی یک ذات هن حسن و حسین
هیچ وقت تفاوت نزانین وه بین
تاجر گوهر دانه و بارم
گاه گاه بفروشم گاه خریدارم
حسینم نه دل ویم گناهکارم
نه کرده ی گنای ویم شرمسارم
ای حق شناسان راگه ی دین یار
گوش بدین و عرض بنده گناهکار
اول اوراهیم شای بوزه سوار
دوم ذات تخت یار یادگار
بنیامین شرط داوود سرور
دای رس مخلوق له بر تا و بحر
خاموش وریا و موسی قلم زر
میر بون بر صاحب تکیه و فر
شاه حیاس خاص و عالی قلندر
هم ملک طیار و هم باوا حیدر
یانه پیشوای دین اهل حق هن
محرم اسرار ذات مطلق هن
هرکس تفاوت بزانو له یانه
بی بش له بساط جم سلطانه
اهل تسنن چوار مذهو دیرن
بزان هیچ پیغام و یک هنیرن
اهل حق نه صو تا وه خور آوا
مدام چنی و یک هر هان نه داوا
دی دس کوتاه کن له ی دنگ و باسه
نی اقدام زشت درو و راسه
سئی دعا دی جم مکی آمین
دلیل داوود هن پیر هن بنیامین
باقی پیشوا کل دسه ور هن
هریک مامور یه ری گذر هن
تکذیو مذهو گناهکاری هن
شکس ستون دین یاری هن
مایه ی یک ذات هن حسن و حسین
هیچ وقت تفاوت نزانین وه بین
تاجر گوهر دانه و بارم
گاه گاه بفروشم گاه خریدارم
حسینم نه دل ویم گناهکارم
نه کرده ی گنای ویم شرمسارم
گوران یعنی جایگاه وسرزمین دلاوران وگردان وبزرگان وبروایتی زیستگاه زرتشتیان که به گبر درپارسی وگور در کوردی گورانی معروف بوده اند.به قلم شاعر عزیزولاتمان کا حسین قاسمی
گوران یعنی جایگاه وسرزمین دلاوران وگردان وبزرگان وبروایتی زیستگاه زرتشتیان که به گبر درپارسی وگور در کوردی گورانی معروف بوده اند.
ایل گوران کنونی که از نام آورترین ومعروف ترین طوایف وایلات غرب ایران است بازمانده گوران بزرگ است که به تایید بزرگان علم وادب وفرهنگ این سرزمین وحتی ایران شناسان بزرگ خارجی بازمانده گوران بزرگ است که از شهره زور عراق تا ایلام وپشتکوه شامل میشده است وسبب این جدایی وکوچک شدن گوران بافت مذهبی و پیشروی جبری مذاهب تسنن از شمال وشمال غرب و تشیع از شرق وجنوب شرقی بوده است وهمین را بس که مردم هورامان ایران وهورامان عراق کنونی با وجود مزار پیر شهریار زرتشتی تاحدود قرن هشتم هجری داری آیین زرتشتی و آیین مهر میتراییسم بوده اند .واز طرفی با ظهور آیین یارسان که تا زمان سلطان سهاک ویا سلطان اسحاق در خفا وبین یاران بطورپنهانی وخصوصی در رشد ونشان ما بوده ودر این زمان در هورامان ایران آشکار میگردد ودارای جهانبینی خاص خود میباشد همواره از طرف حکام وقت شیعه وسنی مورد تهاجم قرار گرفته وگوران را که یکی از اسامی حضرت حق در یارسان است مختص ومخصوص جایگاه این آیین دانسته وسرزمین هایش را موردتاخت وتاز وغصب وتصرف قرار داده اند تا به شکل جغرافیایی امروز در آمده است .
از نظر جغرافیایی گوران امروز که شامل چندین ایل بزرگ مانند ایل گهواره وگوراجوب .ایل بهرامی .ایل تفنگچی ایل قلخانی .ایل بیوه نیژ .ایل نیرژی و ایل قلخانی بابزرگمردانی شجاع ووووو میباشد که از جنوب وجنوبغربی به شهرستان کرند و شهر ریژاب واز شمال به جوانرود و ولدبیگی وباباجانی واز شرق وشمالشرقی وغربی به ایل سنجابی وایل کلهر محدود میگردد وساکناناین منطقه با کوه مقدس دالاهو عموماً یارسان نشین وبعضاً خانوارهایی از اهل تسنن وتشیع ودر گذشته نه چندان دور کلیمیان بافرهنگ که در منطقه به جویله که اشتهار داشتند وجود داشته که پیوسته با درایت بزرگان وسادات عظیم الشان گوران وبزرگان آنان درصلح وصفا وآرامش همزیستی مصالمت آمیز درکنار هم می زیسته اند .
حالا جادارد یادی از بزرگمردی ادیب وفرهیخته از اهالی ایل گوران نموده وبه جوانان وطالبان علم وادب بشناسانیم.
این بزرگمرد کسی نیست مگر استاد غلامرضا رشید یاسمی گوران .
چند سطری از مجله سپید وسیاه به تاریخ 10شهریور 1344.
طایفه گوران از معروفترین طوایف کرمانشاه غرق در سرور وشادی بود زیرا خبررسیده بود که به محمدولی خان میرپنج جوانمردترین وپاکترین وباسوادترین مردان طایفه خداوند پسری عنایت کرده است.
استاد رشیدیاسمی درسال 1274شمسی درگهواره از مادری پاکدامن وبافرهنگ از ایل سنجابی از خوانین مله امیرخان (مله میرخان)از خان نشینان ایل سنجابی واز وابستگان علی اکبرخان سردار مقتدر ایل سنجابی واز پدری بنام محمد ولی خان معروف به میرپنج فرمانده فوج گوران وقلخانی ووو پای برجهان نهاد.
رشید تحصیلات ابتدایی را درگهواره همراه با چندتن از هم سن سالان خود ومعتمدین بعدی گهواره نظیر مرحوم کاکی مایخان شفیعی کلام دان ومقام نواز تنبور معروف ومرحوم محمدعلی القاصی ومرحوم پرویزقاسمی ووووو گهواره از همان طفولیت آثار هوش وذکاوت در ناصیه اش متراوش بود.
اما روزگار بازی ای دیگر با رشید داشت زیرا محمد ولیخان میرپنج پدرش زود هنگام دارفانی را وداع وپس از چندی مادرش باتوجه به اختلافات خانوادگی خوانین یاسمی مادرش ناچارگردید همراه پسرخود به میان ایل سنجابی کوچیده ودر آن دیار ونزد سردارمقتدر وپدر عسکرخان سنجابی ودکترکریم سنجابی معروف رحل اقامت اندازد.
از این ببعد رشید خان با توجه به هوش وذکاوت وخط خوشش مورد توجه وحمایت همهجانبه خانبزرگ سنجابی قرار میگیرد که برای تحصیل وپیشرفتش با کمک وهمراهی خوانین یاسمی گهواره از هیچ کوشش وبذل مالی دریغ نمی کنند .
رشید پس از تکمیل تحصیلات ابتدایی در کرمانشاه عازم تهران ودر مدرسه سن لویی که زیر نظر استادان فرانسوی اداره میشد گردید .
دوباره از مجله سپید وسیاه .
بنا به اظهار استادان. وی قدرت درک واندیشه اش کم نظیر بود دراین مدرسه علاوه بر برنامه وزارت معارف زبان وادبیات فرانسه هم تدریس میشد ورشید درهمین مدرسه باادبیات فرانسه آشنا شد.زبان وادبیات فارسی را نزد استاد وشاعر سالخورده نظام وفا فراگرفت .
رشید با بورسیه دولتی عازم فرانسه گردید ودر این سفر با ادبیات غنی اروپا آشنا وره آورد این سفر ترجمه تاریخ عمومی آلبر ماله وترجمه تارخ ایران درزمان ساسانیان اثر کریستنسن بود.
آثاری که از استاد رشید یاسمی برجای مانده است می توان .تارخ ملل ونحل آیین نگارش تاریخ ادبیات معاصر. تحقیق دراحوال سلمان ساوجی. در احوال ابن یمین و کرد وپیوستگی نژادی در دوجلد . ترجمه تاریخ عمومی ایران اثر ادوارد براون . ترجمه تارخنادری اثر مینورسکی ..ترجمه اندرزهای اپیکوس یونانی .وتصیحح اشعار مسعود سعد سلمان .زبان باستانی وپهلوی را نزد پروفسور هرتسفلد آلمانی فرا گرفت.
استاد رشید یاسمی چندین کتاب ورساله پهلوی را به فارسی امروز نظیر اردیرافنامه واندرزهای اوشترداناک و اندرز آذربد مارسپندان را ترجمه کرده است .
رشید یاسمی سالها با سمت استاد زبان وادبیات فارسی وفرانسه در دانشگاههای ایران خدمت نمود وسرانجام در سال 1327 هنگام سخنرانی در تالار دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که در مورد گوته وتاثیر حافظ در اندیشه وی سخن سرایی میکرد دچار حمله مغزی شد وپس از سه سال در18اردیبهشت 1330 چشماز جهان فروبست چشمانی که بسی تاریکیهای تاریخ رادیده ونقاط نامکشوفی از هنر وتاریخ را برای آیندگان روشن کرده بود.
وهم اکنون در در قبرستان ظهیر الدوله تجریش تهران در کنار بزرگان ادب وفرهنگ ما آرامیده ومزارش روزهای پنج شنیه زیارتگاه اهل دل است. استاد دارای فرزندانی تحصیل کرده وبافرهنگ نظیر دکتر هوشنگ یاسمی واستاد سیامک یاسمی ووو میباشد که هر کدام منشا خدماتی درراه اعتلای ایران عزیزمان بوده وهستند .روانش شاد ویادش گرامی باد.
البته استاد غلامرضاخان رشید یاسمی گوران دارای دیوانی از غزلهای ناب میباشد که درآینده از آنها خواهم نگاشت. حسین قاسمی گهواره بتاریخ 1/9/1393
Freitag, 21. November 2014
انشایی از سرمشق آفتاب..زبان و حکمت پردیوری یارسان
| انشایی از سرمشق آفتاب |
Mittwoch, 19. November 2014
گزارشی از مراسم سیزدهمین سالگرد همای فرخنده بال آسمان شهید والا مقام استاد شهید سید خلیل عالی نژاد و روز جهانی یارسان:
گزارشی از مراسم سیزدهمین سالگرد همای فرخنده بال آسمان شهید والا مقام استاد شهید سید خلیل عالی نژاد و روز جهانی یارسان:
»»»»»»»»»»»»»»»
»»»»»»»»»»»»»»»
سیزدهمین مراسم سالگرد استاد شهید سید خلیل عالی نژاد درمیعادگاه عاشقان واقع درشهر صحنه کرمانشاه روز 27 آبان ماه 1393برابر باسوم سرماخیز765کردی سلطانی گرمسیری با حضور هزاران نفر از پیروان آیین یاری و دوستداران وعاشقان استادشهید سید خلیل عالی نژاد این اسوه ی عشق و ادب و متانت برگزار گردید. دراین مراسم برنامه های متعدد و متنوعی از موسیقی دینی یارسان موسیقی عرفانی ،شعرخوانی و سخنرانی به اجرا درآمد.همینطورتعدادی از سخنرانان خواستار حل مشکلات و رفع تبعیض ها بر علیه جامعه یارسان از سوی مسولین شده و یکی از سخنرانان قطعنامه ای در خصوص پرونده ترور استادشهید سید خلیل و خواسته های مردم یارسان از مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران و سازمانهای بین المللی برای پیگیری این پرونده قرائت گردید ودر این مراسم اقشار جامعه ی یارسانی وهمراهان غیر یارسانی از اقصی نقاط ایران حضوری پر شور داشتند.
باتشکر له یار عزیز جناب بهبود فریاد
Montag, 17. November 2014
سیزدهمین سالگرد پرواز قلندرانه ققنوس یاری شهید سید خلیل عالی نژاد
به نام حضرت دوست:
سیزدهمین سالگرد پرواز قلندرانه ققنوس یاری شهید سید خلیل عالی نژاد
زمان 1393/8/27 مکان شهرستان صحنه
وعده ی دیدار27 آبان 1393 برابر با سوم سرماخیز سال 765کردی گرمسیری سلطانی
من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
وین دلاویزی و دلبندی نباشد موی را
روی اگر پنهان کند سنگین دل سیمین بدن
روی اگر پنهان کند سنگین دل سیمین بدن
مشک غمازست نتواند نهفتن بوی را
ای موافق صورت و معنی که تا چشم منست
ای موافق صورت و معنی که تا چشم منست
از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر خوی را
گر به سر میگردم از بیچارگی عیبم مکن
گر به سر میگردم از بیچارگی عیبم مکن
چون تو چوگان میزنی جرمی نباشد گوی را
هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوختست
هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوختست
دوست دارد ناله مستان و هایاهوی را
ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق
ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق
کنج خلوت پارسایان سلامت جوی را
بوستان را هیچ دیگر در نمیباید به حسن
بوستان را هیچ دیگر در نمیباید به حسن
بلکه سروی چون تو میباید کنار جوی را
ای گل خوش بوی اگر صد قرن بازآید بهار
ای گل خوش بوی اگر صد قرن بازآید بهار
مثل من دیگر نبینی بلبل خوشگوی را
سعدیا گر بوسه بر دستش نمییاری نهاد
سعدیا گر بوسه بر دستش نمییاری نهاد
چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را
باتشکر له جناب بهبود فریاد
Dienstag, 11. November 2014
نگاهی گذرا به مراسم حضور مردم یارسان ، عید خاونکار در « تکیه ی آسید براکه ، روستای توتشامی»
نگاهی گذرا به مراسم حضور مردم یارسان ، عید خاونکار در « تکیه ی آسید براکه ، روستای توتشامی»
![]() |
| عکس از آقای مهندس پیمان پناهی |
دوستان عزیز،یاران گرامی . سلامی دیگرو نوشته ای دیگر، این روزها چندین مقاله را دردست نوشتن دارم لیکن به علت ضرورت واهمیت موضوع « گردهمایی مردم یارسان در توتشامی تکیه ی حیدری به مناسبت جشن خاونکار» تصمیم دارم درباره تاریخچه این مراسم مطلبی را تقدیم شما کنم . عکس زیبای این مطلب را از پروفایل دوست عزیزوگرامی آقای مهندس پیمان پناهی کپی کرده ام که دراینجا از ایشان تشکر می کنم .
هنوز مدت زیادی از پیروزی انقلاب 57 نگذشته بود که حملات همه جانبه نظام حاکم به شهرها واستانهای کوردنشین کوردستان آغاز شد . دولت وقت همزمان اقدام به تحکیم پایگاه های نظامی وغیرنظامی خود ودرراستای آن تبلیغات شدید رسانه ای وکارهای فرهنگی در مناطق کوردنشین کرد . ازطرفی درحالیکه به مردم کوردستان ظلم مضاعف ملیتی( به دلیل کوردبودن) روا می شد ، مردم « اهل حق » یا یارسانی منطقه ی غرب کشورنیز ، ابتدا به علت کورد بودن موردظلم مضاعف وبعد به دلیل «اقلیت دینی غیرقانونی بودن » ، مورد ظلم « آئینی» وهدف تهاجم فرهنگی،نظامی حاکمیت دینی قرار گرفته بود ند بطوریکه همزمان با حملات گسترده نظامی به کوردستان، حمله نظامی وبمباران روستاهای یارسان نشین مناطق قلخانی ، علی الخصوص ،روستاهای منطقه « قورشچی باشی » منجر به کشته شدن تعدادزیادی از زنان وکودکان وتخریب خانه ها وحتی چادر های مردم ایل نشین دردامنه کوه های دالهو شد . که این امر موجب کوچ اجباری عده ی زیادی از مردم یارسانی به عراق گردید. روستاهایی مانند « بان زرده »که بمباران نشدند توسط سپاه پاسداران به رهبری وفرماندهی ، فردی به نام « حاجی طهماسبی » اشغال شدند. « حاجی طهماسبی » که به دلیل خدمات ارزنده اش به نظام حاکم ، همکنون فرمانده یکی از پادگان های مهم سپاه پاسداران در جاده قدیم کرج است ، همراه با پاسداران به روستای « بان زرده » لشکرکشی کرد ومردم را به زور سوار بر مینی بوس وماشین های تویوتای سپاه پاسداران کرد وبه بخش « ریجاب » که اهل تسنن هستند آورد ، درآنجا نماز جماعت به سبک وروش تشیع برگزار کرد وبا زور اسلحه مردم اهل تسنن ریجاب را به صفوف نماز آورد ویارسانی ها ی را نیزکه از« بان زرده» آورده بود وادار به گفتن شهادتین اسلامی وشرکت در نماز جماعت کرد. طی مدتی که او درروستای بان زرده ومنطقه مستقربود چندین نفر ازمردم « بان زرده »را با حکم خویش بازداشت ، محاکمه واعدام کرد. که من نام چند نفراز آنها را به یاددارم . یک نفرچوپان به نام « کاکامراد » ویک زن به نام « نوری فتاحی». سپس برای مقابله با مردم یارسانی قلخانی وتصرف نقاط کوهستانی دالهو، سینه ی کوه های مقدس دالهو را با مواد منفجره شکافت و جاده ای بتنی از « بان زرده» به سمت داوود و« حساب زنگی » وبابایادگار وقلب دالهو وقلخانی احداث کردومقررات عبور ومرورسختی درمنطقه برقرار کرد. همزمان درمنطقه گوران ، دولت اقدام به احداث متعددپایگاه های نظامی سپاه پاسداران به رهبری فردی به نام « باقری » کردند. آنها در«گهواره گوران »وحومه اقدام به وحشت آفرینی ودستگیری جوانان نمودند وشبانه به بهانه های مختلف به منزل مردم هجوم می بردندو خانه ها را مورد بازرسی قرار می دادند . خانه ی ما نیزازاین حمله بی نصیب نماند وآنها صدها نوار کاست کلام های یارسان را که پدرم و« لالوبدرخان زرده ای » تهیه کرده بودند را همراه با صدها جلد کتاب باخود بردند. روستای « توتشامی » وتکیه ی حیدری نیز چنین سرنوشتی داشت .سپاه پاسداران به رهبری فردی به نام «پاسدار نوذر» به تکیه حیدری حمله بردند ، به تفتیش وبازرسی وتخریب اموال در آنجا پرداختند. این درحالی بود که آسید نصرالدین به همراه عده ی زیادی از یارسانی ها درقالب نیروهای مردمی ، سلاح دردست گرفته وآماده رزم برعلیه تجاوز رژیم جنایتکار صدام حسین بودند. به غیراز عملیات نظامی ، عملیات فرهنگی نیزباشدت زیاد آغاز شده بود. درمدارس گوران وقلخانی وسنجابی دانش آموزان ومعلمان یارسانی را به زور وادار به شرکت در نماز جماعت می کردند اداره آموزش وپرورش اقدام به تشکیل« کلاس های عقیدتی» برای معلمان کرد وهمه ی معلم ها را موظف به شرکت در این کلاس ها نمود . شورای پاکسازی آموزش وپرورش اقدام به پاکسازی واخراج معلمان کرد . چهار برادر وخواهر من که دبیر ومعلم بودند درلیست اخراجی ها قرار گرفته بودند . کمیته ی امداد امام خمینی وچندین ارگان دولتی دیگر درگهواره مستقرشدند. مسئول این نهاد ها، فردی بود به نام « میرامینی » که اکنون به پاس خوش خدمتی هایش درتهران صاحب منصب است. درراستای « طرح مسلمان سازی یارسان » آنها طرح احداث مسجد درگهواره را تصویب کردند . قطعه زمینی را دربهترین جای گهواره به زورغصب کردند ونام « مسجد حضرت علی» برآن گذاشتند واز مردم تقاضای کمک مالی کردند . اما مردم جواب مثبت ندادند لذا روش های دیگری را برای اخذ کمک مالی درپیش گرفتند. هر خانواده که برای گرفتن سهمیه ی « سم آفت باغ » ویا « کوپن موادغذایی» به ارگان های دولتی گهواره مراجعه می کردند، به زورواجبار قبضی به نام « همیاری مسجد» دریافت می کردند که باید در همانجا پرداخت می شد وگرنه از خدمات دولتی بی بهره می شد. باتوجه به اینکه پدرم از بزرگان وسادات ذی نفوذ منطقه بود ، میرامینی ازایشان خواستند که سادات ومردم گهواره کمک مالی به مسجد بکند وهم فتوا ی کمک مالی صادر کنندتا مردم نیز پیروی کنند. پدرم درجواب میرامینی وباقری چنین گفتند: « اولأ مردم گهواره اهل حق هستند ونیازی به مسجد ندارند دومأ حتی اگرمسلمان هم باشند ابتدا باید نیازهای اولیه مردم مثل بهداشت دراولویت قرار بگیرد نه مسجد» . وقتی که آنان با جواب قاطع « نه » پدرم مواجه شدند ، میرامینی لبخندی زد وبه پدرم گفت : « شماباید حتمأ کمک بکنید زیرا این مسجد حضرت علی ع است » وبه یاد دارم که پدرم به آنها گفت : « اگر حتی اگرنام مسجد را سلطان سهاک هم بگذارید ، یک ریال کمک نخواهم کرد وبه کسی هم توصیه نخواهم کرد » .
باقری روبه پدرم کرد وگفت : « آسید ولی این حرف برایتان خیلی گران تمام خواهد شد وتاوانش را حتمأ خواهید داد» . والبته کاملأ درست می گفت خانواده ما تاوان بسیارسختی برای اعتقاداتشان وپاسخ « نه» به خواسته های حاکمیت دادند.
به هر حال بعد از مدتی با استفاده از کمک اجباری مردم گهواره ، وزمین غصبی، نهایتأ « مسجد حضرت علی ع» درگهواره احداث شد .آنگاه درادامه ی فعالیت های فرهنگی ، تصمیم گرفتندمردم را به عناوین وبهانه های مختلف به مسجد بکشانند به همین دلیل چها نفرروحانی بلندمرتبه را از قم دعوت کردند تا با گفتگو وبه اصطلاح بحث ومناظره با سادات وبزرگان گهواره ، مردم را به قول خودشان از « گمراهی وکفر» نجات بدهند ومسلمان بکنند. ولی خوشبختانه روحانیون بیچاره نتوانستند پاسخ سئوالات پدرم را بدهند ودست از پا دررازتر به قم برگشتند. پدرم بسیار آگاه بود وقرآن وانجیل وسایر متون دینی رامطالعه کرده بود وبا استدلال وآیات گزینشی از همان قرآن روحانیون اعزامی را محکوم وناامید کرد . به یاد دارم که یکی از سئوالات پدرم خطاب به آیت الله ها این بود: « آیا مگر خداوند درسوره بقره نگفته که ما برای هر قومی با زبان خودشان پیامبر وکتابی آسمانی فرستادیم ؟ خب ما که عرب نیستیم کوردهستیم پس این کتاب آسمانی برای ما نیامده است دومأ مگر درقرآن نیامده که خداوند قادر مطلق است وهیچ چیز بدون ارده ی او رخ نمی دهد . پس چرا اراده نکره است که همه ی مردمان دنیا را مسلمان خلق کند؟».
علی رغم تلاش های نظامی ، فرهنگی ، اقتصادی واجتماعی دولت حاکم ، برای اسیمیلاسیون و مسلمان کردن مردم یارسان ، عاقبت مردم یارسان ، بدون خشونت ودرگیری ، با تدبیر و عقلانیت، پاسخ عملی خوب ودندان شکنی به « پروژه مسلمان سازی یارسان » دادند. آنها بطور عملی روشی را برای پاسخ « نه » به نظام حاکم درنظر گرفتند که تاکنون هنوز این روش وپاسخ مفید بوده وادامه دارد.
ازقدیم سال پیش درمنطقه غرب رسم بوده که سادات وبزرگان مناطق یارسان نشین ، برای عرض تبریک عید خاونکار ویا عید نوروز ، وزیارت تکیه « آسید براکه » به توتشامی وبابایادگار می رفتند .مردم «بان زرده » نیز هرسال درروز عید مبارکی به زیارت بابایادگار وهانیتا وقصلان می رفتند. مردم گوران در واکنش به پروژه ی مسلمان سازی وآسیمیلاسیون، به سنت قدیمی وخوب « زیارت تکیه ی آسیدبراکه » رسمیت دادند واین راسم را همگانی گردند. درواقع این حرکت یک فعالیت زیرکانه وپاسخ دندان شکن به تلاش رژیم برای کشیدن پای مردم به مساجد ومراسم نمازجمعه وطرح مسلمان سازی مردم یارسان بود. خوشبختانه این اقدام درسالهای بعد مورد استقبال همه ی روستاها وشهرهای یارسان نشین قرار گرفت وهرسال جمعیت بیشتر وبیشتر شد وتاکنون نیز ادامه دارد .هرسال دوباراین مراسم بدون هیچگونه تبلیغاتی، باشکوه تر از سال قبل انجام می شود ومردم در توتشامی مورد استقبال وپذیرایی جناب آسید نصرالدین حیدری وخانواده محترمشان قرار می گیرند . مردم یارسان فاقد هرگونه رسانه جمعی وتریبون دولتی یا غیردولتی هستند ، دراین مراسم خبری از « ساندیس» وچلوکباب وپول وامکانات نیست ، فقط عشق وایمان ،علاقه ، همدلی وهمبستگی است . باید صادقانه اعتراف کرد که همکنون تکیه ی حیدری وجناب آسیدنصرالدین حیدری محور ومرکز تجمع واتحادوهمبستگی یارسان شده است وجای خوشبختی است که درسالهای اخیر شاهد شرکت تعدادی ازیارسانی های ترک زبان ، فارس زبان و« لر» وحتی کاکه ای ها ی کوردستان عراق نیز دراین مراسم هستیم . اینجانب نیزبارها همراه پدرم با کلام وتنبوردراین مراسم شرکت کرده ام و خاطره های بسیار خوبی از این مراسم دارم . درواقع همانطور که « دین یاری » فرا ملیتی ، فرا مکانی وفرا زبانی است ،توتشامی وطبیعت زیبایش و تکیه ی آسیدبراکه حیدری ومکانهای مقدس یارسان نیز متعلق به همه ی یارسانی ها وکاکه ای هاست وهیچکس حق ندارد آن را اختصاصی وانحصار گوران بداند. هرکس که به توتشامی سفر کند از آنجا شکسته دل ، ناراحت ، بی نصیب ، رنجو وغمگین ، برنمی گردد. درآنجا میزبان از مهمان نمی پرسد ، که اهل کجایی، کدام خاندانی ، زبانت چیست، اعتقادت چیست ویا ...........
یکی از دستآورد های مهم این مراسم اتحاد وهمبستگی است واما امسال دستآورد دیگری نصیب مردم شد . بالاخره هرچند صدا وسیما ومطبوعات کرمانشاه هرسال چشم وگوش خود را درباره ی مراسم باشکوه خاونکار می بندد، اما دیدار چندین مسئول دولتی از توتشامی وشرکت در مراسم عید خاونکار برای عرض تبریک به مردم یارسان وآسید نصرالدین حیدری ، نشان از آن دارد که عاقبت جمهوری اسلامی مجبور به قبول هویت ، یارسان خواهد شد. واین پیروزی بزرگی برای مردم یارسان است.
متأسفانه درسالهای اخیر بعضی ها با پروفایل ونام های جعلی وغیرواقعی و سوء استفاده از نام وعکس آسید نصرالدین حیدری وزیارتگاه بابایادگار وبه بهانه ی دفاع از « تکیه حیدری» ، سایر خاندان های محترم یارسانی مانند خاندان بزرگ « شاه ابراهیمی » و« شاه حیاثی» و........وبزرگان دینی این خاندان ها را واعتقادات یارسانی های ترک زبان وفارس زبان را درفضای مجازی مورد تهمت و توهین قرار داده اند ودل آنها را شکسته اند. این درحالیست که آسید نصرلدین حیدری وخانواده محترمشان ارادت واحترام خاص به همه ی خاندان ها وشخصیت های دینی یارسان دارند و همه ی یارسانی ها را اعم از کورد ، فارس، ترک ، لر ، از هرخاندان که باشند، به یک دیده می نگرند وبه طور یکسان دوست دارند و همیشه آماده ی ملاقات وپذیرایی از آنان هستند . اینجانب بارها شخصأ درباره این مسائل و احترام همه ی خاندان ها ومقام بزرگان دین از خدمت ایشان وآسید جلال حیدری ، به صورت حضوری وتلفنی ، سئوال پرسیده ام وخوشبختانه جوابی جز احترام ، مهربانی وارادت وایمان نسبت به همه ی خاندان ها وشخصیت های دینی ومقدس یارسان نشنیده ام . درراستای همین اعتقاد ، آسید نصرالدین سالها پیش به دنبال تفرقه افکنی بعضی از عناصر معلوم الحال درمنطقه که قصد تفرقه دربین خاندان یادگاری وشاه ابراهیمی ها را داشتند، اقدام به انتشار اطلاعیه ای نمودند که در آن صراحتأ اعلام فرموده اند هر کس به هر بهانه ای بحث تفرقه آمیز دینی را رواج دهدومدام از اختلافات یاد کند از لطف سلطان سهاک محروم خواهد شد واهل حق نمی باشد . بنا براین انتظار می رود که عزیزان یارسانی اعمال تعداد معدود ومحدودی تفرقه انداز را به حساب «تکیه حیدری» ،آسید نصرالدین ومردم یارسان غرب ایران نگذارندهر چند که این حرکت ها با رنگ ولعاب دفاع ازتکیه حیدری ویک خاندان مشخص باشد.
اینجانب اعتقاددارم که هر شخص ، حزب ، گروه وسازمانی که تصمیم دارد برای تحقق اهداف وآرمان های مردم یارسان تلاش وکوشش کند ، می بایست خود را باپتانسیل ونیروی نهفته ی مردم یارسان وبزرگان یارسان همچون جناب آسید نصرالدین حیدری وآسید جلال حیدری درمنطقه هماهنگ نماید تانتیجه مناسب حاصل شود.
درپایان امیدوارم که همه ی عزیزان یارسانی لزوم اتحاد وهمبستگی در این برهه از زمان را بیش از پیش احساس کنند ومخصوصأ یارسانی های عزیز غیر کورد زبان ، به جمع دیگر یارسانی ها در روزمراسم خاونکار در توتشامی بپیوندند تا از نزدیک ، لطف ، صفا، وفا ، مهر ومحبت آسیدنصرالدین حیدری و خانواده محترمشان ومردم یارسان منطقه غرب کشور را از نزدیک احساس ولمس کنند تا این اتحاد خاری باشد در چشمان کسانی که میخواهند واقعیت موجود هویت یارسان و« دین یاری » را نادیده بگیرند .
سیدفریدون حسینی نوزدهم آبانماه نودوسه
با تشکر له جناب آسید فریدون حسینی برای قلم شیوا که دارند
Abonnieren
Kommentare (Atom)























