کوردان یارسان

Sonntag, 3. Januar 2016

اخراج و خروج یک فعال کُرد یارسان از کُردستان

اخراج و خروج یک فعال کُرد یارسان از کُردستان



آژانس کُردپا: تشکیل پرونده‌ی قضایی برای یک شهروند کُرد در کرمانشاه، خروج اجباری این فعال یارسان را درپی داشت.

به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، نیروی انتظامی حکومت اسلامی ایران برای یکی از کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه به نام فرهاد مرادی فرزند یارمراد پرونده‌ی قضایی تشکیل داد.

حراست دانشگاه رازی پس از احضار این مدرس کارآموزی دانشگاه، او را از کار اخراج کردند.

فرهاد مرادی که دارای مدرک مهندسی عمران از کرمانشاه است، به اتهام آنچه "توهین و تبلیغ علیه نظام و ولایت" عنوان شده، با شکایت رسمی نیروی انتظامی به دادگاه فراخوانده می‌شود.



این شهروند ٣٥ ساله در گفتگو با خبرنگار کُردپا گفت: "پس از بازداشت موقت با تودیع وثیقه از زندان آزاد شدم و اکنون در کشور نروژ پناهنده هستم".

مرادی با رد اتهام دستگاه قضایی مبنی بر "شرکت و هماهنگی در اعتراضات مردمی"، اظهار نمود که بنده به عنوان یک شهروند کُرد پیرو آیین یارسان از حق و حقوق این بخش از مردم کردستان دفاع کرده‌ام.

وی در پایان تصریح کرد: حدود ١٥ سال سابقه‌ی کار به عنوان مدرس کارآموزی عمرانی را داشتم و پس از تماس‌های متعدد از نیروی انتظامی و دادگاه و نیز ترس از صدور حکم سنگین، از کشور خارج شدم.

در ماه‌های اخیر فشار و تهدید شهروندان یارسان در شهرهای کُردستان به ویژه کرمانشاه روندی صعودی داشته و در همین ارتباط چندی قبل سيد امين عباسی شاه ابراهیمی از فعالين مدنی جامعه – و عضو مجمع مشورتی فعالين مدنی يارسان به اداره‌ی اطلاعات این شهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.
وی قبلا نيز چندين بار از سوی ماموران وزارت اطلاعات و اداره آگاهی مورد بازجویی قرار گرفته است.

بنابه گفته‌ی علی مهرابی فعال یارسان؛ جامعه‌ی یارسان به علت دو هویت کُرد بودن و یارسان بودن از سوی حکومت ایران با تبعیض مضاعف روبرو هستند.
Eingestellt von کوردان یارسانی um 01:16 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Mittwoch, 23. Dezember 2015

اطلاعیه... سید امین عباسی شاه ابراهیمی توسط ‍پلیس اطلاعات و امنیت کرمانشاه احضار شد

اول و آخر یار
اطلاعیه
به اطلاع میرساند که آقای سید امین عباسی شاه ابراهیمی از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان روز سه شنبه اول دیماه 94 توسط ‍پلیس اطلاعات و امنیت کرمانشاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.
نامبرده ابتدا در اداره اطلاعات و امنیت کرمانشاه مورد بازجویی عقیدتی قرار گرفت و سپس علت احضار وی فعالیت در گوگل پلاس و فیس بوک و انتشار مطالب در خصوص مشکلات جامعه یارسان(اهل حق) و تبلیغ برای فرقه اهل حق ! و همچنین انتشار مطالب در باره سه شهید یارسان در سال 1392 اعلام گردید. لازم به ذکر است که پرونده وی هنوز در آن اداره مفتوح است.

Eingestellt von کوردان یارسانی um 13:15 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Dienstag, 8. Dezember 2015

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﯾﻢ،ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻃﻠﺐ ﻭ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺧﻄﺎﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ!



ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،تمام کارخانه های شهرهای کوردنشین را تعطیل نمیکردند .مثل شهرک صنعتی کرماشان ...... درعوض تمام صعنت کشور
در خدمت اصفهان و شیرازو اراکی ویزد یه

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺳﺮﺍﺳﺮ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ

ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﮔﺎﻥ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ !5هزار پادگان و 800 هزار نیرودر کشور اماد کورد کشی هستند به مانند زمان خمینی که جهاد کورد کشی داد و فارسو ایرانی به کوردکشی اومدن و 14 هزار خمپاره را درشهرهای کورنشین سرزن وبچه کوردخالی کردند

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻏﻨﯽ ﮐﻮﺭﺩﯼ برای کوردستان تدریس میشد!

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﻣﻠﺖ

ﻣﻦ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،تاریخ ماد وگوت را از بین نمیبردن،کوروش هر چیزی را که متعلق به ماد بود از بین نمیبرد!و نوادگانشراه کشتاراورا درکوردستان ادامه نمیدادند

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ

ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻤﺎﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ !نه یک سری نام گزینیشی را که از قبل معیین کردند

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،اگر ایرانی بودم پدرم و پدران کوردستان واسه سیر کردن بچه شون سینه شون رو سپر گلوله های نیروی انتظامی نمیکردن!

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺍﯾﻦ ﻧﺴﻞ ﮐﺸﯿﻬﺎﯼ

ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻠﺖ ﮐﻮﺭﺩ ﺭﻭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ

ﻟﺒﻨﺎﻥ و سوریه ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺍﺯ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﻣﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﺩﻥ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﻭ

ﻓﻘﺮ ﻭ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺟﻬﻨﻢ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺮﮐﺰﯼ

ﺭﺍ ﺟﻨﺖ ﻭ ﺟﻨﺖ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻧﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮊﺋﻮﭘﻠﺘﯿﮏ

ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻋﻤﺪﺍ ﺩﺭ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺣﺪﺍﻗﻞ 1 ﺳﺎﻧﺘﯿﻤﺘﺮ

ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﮐﺸﻮﺭ

ﻓﺎﺭﺳﻬﺎ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ

ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﯾﻢ،ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻃﻠﺐ ﻭ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺧﻄﺎﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ!

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ

ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،رهبران کورد را اعدام و ترور نمیکردن!

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﺷﻮﻭﻧﯿﺴﺘﻬﺎﯼ ﻓﺎﺭﺱ

ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺩﺍﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﻤﯽ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ !

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﻣﻌﻠﻢ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ کوردستانم ﺭﺍ

ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ .( ﻓﺮﺯﺍﺩ ) و احسان فتاحیان کورد کرماشان را که ده سال حکم به او داده بودند را اعدام نمیکردند

ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺩﺭ 28

ﻣﺮﺩﺍﺩ ﺣﮑﻢ ﺟﻬﺎﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﻣﻠﺘﻢ ﺻﺎﺩﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ !

من یک کوردم و کوردستانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دانشجویان بی گناه کوردم به جرم دوس داشتن کوردستان از دانشگاه اخراج نمیشدن!

من یه کوردم و کوردستانی هستم، ایرانی نیستم،اگه ایرانی بودم معلمان و پزشکانم که مذهبشون رو دوست دارن از مدرسه و بیمارستان اخراج نمیشدن!

من کوردم و کوردستانی هستم، ایرانی نیستم،اگه ایرانی بودم،استاد دفاع بدون هیچ دلیلی نمی‌گفت که کوردها با صدام هم دستی کردن!

من کوردم و کوردستانی هستم، ایرانی نیستم،اگه ایرانی بودم برادران کوردم تو زمان خمینی دسته به دسته به رگبار کشیده نمیشدن!

من کوردم و کوردستانی هستم ایرانی نیستم،اگه ایرانی بودم به خاطر یه کتاب کوردی(که چاپ ایرانم بود)یه ساعت مورد بازرسی قرار نمیگرفتم!

من کوردم و کوردستانی هستم ایرانی نیستم،اگه ایرانی بودم از رتبه 2 کنکور تجربی و رتبه 1تجربی و زبان دوباره کنکور نمیگرفتن!

من یه کوردم و کوردستانی هستم، ایرانی نیستم،اگر ایرانی بودم کوردها رو تبعید نمی کردن،کوردستان رو تقسیم نمیکردن!

من یه کوردم و کوردستانی هستم ایرانی نیستم،اگه ایرانی بودم شاهان ایران کوردها رو قتل عام نمیکردن!

من یه کوردم و کوردستانی هستم ایرانی نیستم،اگر ایرانی بودم ایرانیا به کوردها نمیگفتن سر بر تا که مردم ازشون فاصله بگیرن و اونا رو وحشی حساب کنن!

ﻗﻄﻌﺎ ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ،ﯾﻘﯿﻨﺎ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﻫﺮﮔﺰ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ







ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ،ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ،ﺍﮔﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ

ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﯾﻢ،ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻃﻠﺐ ﻭ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺧﻄﺎﺑﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ!
Eingestellt von کوردان یارسانی um 21:27 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Montag, 7. Dezember 2015

رژیم اسلامی درس عدم تبعیض می دهد!






رژیم اسلامی درس عدم تبعیض می دهد!


درپی وقایع تروریستی پاریس که به کشته شدن حدود 140 انسان بیگناه توسط وابستگان به گروه دولت اسلامی (داعش) انجامید، علی خامنه ای رهبر رژیم اسلامی نامه سرگشاده ای خطاب به جوانان کشورهای غربی صادر کرده است که بسرعت از سوی دستگاه های تبلیغاتی او بزبان های مختلف ترجمه و در شبکه های اجتماعی درسطح گسترده ای منتشر شده است. خامنه ای درین نامه ضمن اینکه گروه داعش را "آشغال" می خواند، آنرا محصول هجوم استعمارغرب به کشورهای اسلامی از یکسو، و از سوی دیگر وجود تبعیض های قانونی و ساختاری در جوامع غربی برعلیه مسلمانان می داند و از جوانان غربی می خواهد برای التیام شکاف های اجتماعی در جوامع خود و رفع تبعیض از شهروندان مسلمان تلاش کنند.

علی خامنه ای درحالی برای غربیان درس عدم تبعیض و ترمیم های شکاف های اجتماعی می دهد که خود مانند ابوبکر البغدادی رهبر داعش، ولی امر خودخوانده تمامی مسلمانان جهان است، و سردسته گروهی از آخوندهای شیعه است که یک حکومت استبداد دینی مبتنی بر تبعیض های ساختاری و قانونی را بر جامعه متکثر و چند فرهنگی ایران تحمیل می کنند. او خود میلیون ها شهروند ایرانی، اعم از پیروان آیین های یارسان و بهایی را از بدیهی ترین حقوق فردی و اجتماعی، همچون حق اشتغال و کسب وکار و یا اظهار ایمان دینی خود محروم کرده است و دستگاه سرکوبش پیگرانه به بازداشت و شکنجه و اعدام فعالان مدنی اقلیت های قومی و دینی ایران مشغول است.

حکومتی که علی خامنه ای شخص شماره یک آن است یک حکومت مبتنی بر آپارتاید دینی است که از حیث وسعت و شدت تبعیض های ساختاری و قانونی در دنیای امروز نظیری ندارد. اینکه رهبر چنین حکومتی خود را در مقام مرجعی اخلاقی می بیند که به غربیان درس رفع تبعیض های اجتماعی می دهد خود از بی شرمی بی پایانی حکایت می کند



علیمراد   یوسفی


ترجمه  المانی 


Irans Regime gibt Unterricht gegen Diskriminierung!
Alimorad Youssofi
Deutsche Zusammenfassung


Nach den Terroranschlägen von Paris hat sich der Regime-Führer Ali Khamenei mit einem offenen Schreiben an die jungen Menschen im Westen gewandt. Die IS-Terroristen seien Khameneis Schreiben zufolge das Resultat der Kolonialen Aggression des Westens gegen muslemische Länder und der gescheiterten Integration im Westen. Er bittet denn die junge Leute Im Westen gegen verschiedenen „legalen und strukturellen Diskriminierungen von Muslimen“ in ihre Länder zu kämpfen.
Ali Khamenei gibt der Jugend im Westen Nachhilfe in Sachen Integration und Antidiskriminierung, wohingegen er in Iran ein despotisches Regime führt, das genau auf legale und strukturelle Diskriminierungen basiert ist. Ein wesentliches Merkmal der Diktatur im Iran ist die Diskriminierung und Unterdrückung der religiösen Minderheiten wie Bahai und Yarsan, sodass ihre Rechte auf freie Glaubens- und Religionsausübung und Berufsausübung systematisch verletzt werden. Dieses offene Schreiben zeigt nur wie unverschämt der Führer der einzigen Religiösen Apartheid der Welt kann sein.






Eingestellt von کوردان یارسانی um 10:38 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Donnerstag, 3. Dezember 2015

در تذکر نماینده کرمانشاه در مجلس آمده است که در کشور ایران پیروان آیین یارسان در مراحل گزینشی رد صلاحیت می‌شوند و شهادت آنان در محاکم قضایی مورد قبول نیست.


به گزارش هرانا در سندی که در وب سایت سعید حیدری طیب، نماینده کرمانشاه در مجلس منتشر شده، به صراحت قید شده است که شهروندان ایرانی‌ پیرو آیین یارسان (اهل حق) در مراحل گزینشی رد صلاحیت می‌شوند. به عبارت دیگر این شهروندان ایرانی‌ به طور سیستماتیک نمی‌توانند از سد گزینش عبور کرده و وارد دانشگاه‌ها شوند و یا به استخدام سازمان‌ها و نهادهای دولتی یا کشوری درآیند.

در این تذکر که خطاب به رئیس جمهور ایران و وزیر دادگستری نوشته شده همچنین آمده است که در محاکم قضایی شهادت این شهروندان پیرو آیین یارسان پذیرفته نمی‌شود. به معنی‌ دیگر این شهروندان به طور ذاتی از بدو تولد به صرف اینکه در یک خانواده یارسانی به دنیا می‌آیند فاقد حقوق انسانی‌ و اولیه‌ای هستند که دیگر ایرانیان به طور معمولی‌ از آن حقوق بهره مندند.

این نامه شاید یکی‌ از معدود سندهایی باشد که نشان دهنده نقض سیستماتیک حقوق شهروندی چندین میلیون پیروان این آیین در ۳۶ سال گذشته است که از سوی یک مقام رسمی‌ جمهوری اسلامی به طور ضمنی‌ مطرح شده است. مردمی که هویت آنان به طور مستمر انکار می‌شود و به انحا و روش‌های گوناگون در معرض اسیمیلاسیون حکومتی قرار دارند. (assimilation - ادغام، یکسان‌سازی، همسان‌سازی)
Eingestellt von کوردان یارسانی um 10:15 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Sonntag, 29. November 2015


Eingestellt von کوردان یارسانی um 01:47 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Freitag, 27. November 2015

آئین یاری به عنوان آئینی مجزا بپردازم آسید حشمت میره بیگی سادات جاماس گوران









اول آخر یار

قبل از اینکه به مبحث اصلی یعنی استقلال آئین یاری به عنوان آئینی مجزا بپردازم ، تعریفی اجمالی از این آئین را به عرض می‌رسانم ، تا با توجه به این تعریف و گسترش آن بتوانیم به آئینی مستقل به نام آئین یاری اشراف پیدا نمائیم .

یارسان یا طایفه‌سان ، یک جریان فکری ، فلسفی و آئینی بسیار غنی می باشد ، که خود را مرتبط به پیمان و شرط و شون ازلی میداند و بر این باور است که فلسفه و عرفان دیگر ادیان ، آئین ها و مذاهب کهن ایران باستان بگونه‌ای ریشه در این آئین دارد ، که با فرهنگی دیرینه و غنی آمیخته است ، و در برهه‌ای از زمان با توجه به مبانی اعتقادی « دونای دون » و زیستگاه پیروان این آئین توانسته است ، روابط اجتماعی خود را با پیروان دیگر ادیان و آئین‌ها و مذاهب سازگار نماید ، و نیز تا حدودی عقاید و افکار آن جریانات در این آئین تأثیر گزار بوده است . اما در باطن به شرط و شون یاری که آئینی ازلی و اهورایی است پایبند بوده و به فرامین آن عمل می‌نموده است . این گونه افکار می تواند در بر گیرنده یک مکتب فلسفی شناخته شده به نام « آگوسیسم یا گنوسیسم »1 باشد . باید به عرض برسانم یارسان ضمن اینکه افکاری توحیدی و مترقی مختص به خود را داشته و دارد ، اما می‌توان گفت که همین افکار گنوسیستی مخصوصاًگنوسیسم‌های کرد درغرب کشور نقش بسزایی در بازیابی قدرت توسط ایرانیان در مقابل اعراب را داشته است و اگر بسیاری از مناطق غر بی ایران تا حدودی توانسته‌اند ، تمامیت ارضی ، فرهنگ ، زبان و آداب و رسوم کهن و قبل از اسلام خود را حفظ نمایند شاید به دلیل همین افکار گنوسیسمی بوده است .

زیرا با تسلط اعراب بر ایران وانحلال کامل امپراتوری بزرگ ایران ( ساسانیان ) این کردها و از

1 –گنوس ( معرفت ) واژه یونانی از ریشه هند و اروپایی است ، این اصطلاح از زمان‌های پیش در دین‌شناسی تطبیقی به کار گرفته شده است و نشان دهنده جریان فکری کهنی بود که بر آگاهی از رازهای ایزدی تأکید می‌ورزید که از هنگام برپایی گنگره مسینا در ایتالیا که در سال 1966 میلادی در باره سرچشمه‌های آئین گنوسی برگزار شد ، پژوهندگان میان گنوس و آئین گنوسی (گنوستی‌سیزم ) تمایز قایل شوند ،( نقل از کتاب آئین گنوسی و مانوی ویراسته میرچاد الیاد ترجمه دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور )

آن جمله مردم یارسان بودند که در قالب حکومت‌های محلی و منطقه‌ای و نهضت‌های جداگانه علیه اعراب به پا خواستند ، آنها بودند که در راه بازسازی و بازیابی دوباره‌ی قدرت توسط ایرانیان و حکومت بر این سرزمین تلاش کردند . که در این راستا می توان به دوره‌های مختلف یاری از بهلول تا پردیور اشاره نمود .

سلطان سهاک و یارانش در پردیور قوامی دوباره به آئین یاری بخشیدند ، آئینی که حمله اعراب در صدر اسلام شیرازه آنرا از هم گسیخته بود و می رفت تا به دست فراموشی سپرده شود که اشارات بهلول در قرن دوم موید این ادعا می‌باشد .



او وانه یاران ، او وانه یاران

ایمی دیوانین او وانه یاران

هنی مگیلین یکیک شاران

تا زنده کَـریم آئین یاران

مفهوم کلام فوق می‌رساند که آئینی به نام آئین یاری یا « آئین یاران » در میان مردم خصوصاً گستره‌ی پهناوری از غرب ایران رایج بوده است و بهلول می فرماید ما آمده‌ایم تا این آئین را دوباره زنده کنیم ، شواهد و قراین زیادی در کلام وجود دارد که حاکی از وجود آئینی به نام آئین یاری قبل از اسلام بوده است .

اما می پردازیم به توضیح و تفسیر مفاهیمی که در تعریف یارسان در مقدمه همین مقوله آمده است .

الف : بارزترین مبانی اعتقادی یارسان « دونای دون » می‌باشد ، و با توجه به همین مبانی مردم یارسان برای تمام ادیان ، مذاهب ، اقلیتها ، قومیتها و بطور کلی عموم انسانها احترام و عزت قائلند و توهین به آنها را طبق قوانین و شرط و شون آئینی خود گناه می‌دانند ، بگونه‌ای که روابط اجتماعی این مردم در هر زیستگاه و در میان هر مذهب و قومیتی ، رابطه ای حسنه و شایسته و محترمانه بوده و می‌باشد ، نمونه‌ای از این رابطه‌ها را می‌توان در غرب و شرق و شمال و جنوب و مرکز کشور پهناور ایران ونیز سایر کشورها به خوبی مشاهده نمود .

ب : همین مبانی اعتقادی یعنی دونای دون موجب شده است که در کلام یاری ، نامی از بزرگان این آئین و ارتباط دونی آنها با پیامبران و بزرگان ادیان و مذاهب دیگر و حتی فلاسفه ، پادشاهان ، ادبا و ......... آورده شود ، و تجلی بزرگان یارسان را در کالبدهای معرفی نماید ، این مسئله بدین معنا نیست که آئین یاری زیر مجموعه ای از ادیان و مذاهبی است که نامی از بزرگانشان در کلام آمده است ، بلکه یک ارتباط دونی است و لاغیر . زیرا هنگامی که مردم یارسان خصوصاً بزرگان این آئین روزگار را بر خود تنگ می ‌دیدند و اختناق آنها را به خود می‌پیچاند ، راهی به ‌جز ترفند ارتباط دونی با مقدسات اکثریت حاکم براختناق نداشتند بگونه‌ای که در پاره‌ای موارد به عبارات و مطالب به ظاهر بی معنای که « شطح»1 و « طامات »2 گفته می‌شد متوسل می شدند ، اما در باطن آنان شوری عظیم وجود داشت که عشق را بر عقل غالب می‌نمود . زیرا مقاومت مردم یارسان در مقابل بیگانگان و دشمنان مملکت مقاومت فکری و غیر مسلحانه بود ، و لیکن در هر حال مقاومت بود ، اسلحه این مردم اسرار آنان بود و در پاره‌ای مواقع افشاء این رازها به بهای جان آنها تمام می‌شد.

«تیمور سرّ فاش کرد سر ویش دانا »

یعنی تیمور اسرار را فاش نمود و در این راه جان خود را از دست داد .

ادبیات کلامی مردم یارسان در رابطه با حفظ تمامیت آئینی خود ، و احترام به کلیه ادیان و مذاهب و قومیتها مایه مباهات و روسفیدی ما می‌باشد . پس آنچه پس از دونای دون در آئین یاری قابل بررسی و حائز اهمیت بوده است ، مسئله اسرار و رمز و راز می باشد . آموزه‌ی رازوری اساساً مسئله‌ای متافیزیکی ، نه به مفهوم فلسفی بلکه به معنای مابعدطبیعی است . تجربه رازورانه

1 ـ شطح در لغت به معنی لب پر آب است که در اثر حرکت غیر ارادی از جام بیرون جهد ، و در اصطلاح سخنانی را گویند بدون آگاهی از زبان عارفان پرشور و بیخود شده بیرون می آید .

2 ـ طامات جمع طامه به معنی حادثه عظیم و بلای سخت . در فارسی به تخفیف میم به معنی اوراد و کرامات سالکان است .

هم به دیرینگی خود انسان بستگی دارد ، شخصی بخواهد با آئین یاری آشنا شود باید آگاهی کامل به دستورات آئینی داشته باشد و با همین آگاهی در میدان یاری گام نهد تا شمه‌ای از رمز و راز این آئین را لمس نماید . در این رابطه شاهدی از یک تک بیت از غزل حافظ را بر می گزینیم :

تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیام سروش

پس دو مسئله مهم دونای‌دون و رمزوراز موجب ارتباط تنگاتنگ مردمان این آئین با جوامع خصوصاً با مذاهب دیگر شده است ، یکی از این ارتباطات وجه مشترکی است که مردم یارسان با مسلمانان خصوصاً اهل تشیع و با علی دارند ، مردم یارسان همانگونه که حضرت آدم ، حضرت ابراهیم ، حضرت عیسی ، حضرت موسی ، حضرت نوح ، حضرت زردتشت و دیگر بزرگان را تجلی ذات حق می‌دانند ، حضرت علی را همین طور .

اما بهلول ، شاه خوشین ، باباناوس ، ..... و سلطان سهاک را رهبران آئین یاری می‌دانند ، و اکمل ترین ذات را سلطان سهاک دانسته و بر این باورند که سلطان سهاک و یارانش به احیا و ترویج آئین کهن یاری پرداخته اند ، و ضمن احترام به دیگر ادیان و مذاهب پیروانش را به اجرا فرامین و دستورات یار دعوت نموده است و فرموده است :

من باوام شیخ عیسی1

بُی دورم کرد پرچینا

تا جـــه پردیــور رواج بو ای دینا


یعنی من پدرم شیخ عیسی بود ، ولی دور مسلک و آئین اورا پرچین کشیدم تا دین یاری را رواج دهم ، خوب هنگامی که سلطان سهاک در رابطه با یارسان و مراسم دینی برای نزدیکترین شخص به خودش یعنی پدرش را حدو مرز قائل می‌باشد و پیروانش را به انجام مراسم یاری دعوت می‌نماید و آنرا هم یک دین می‌نامد . چگونه می‌تواند آئین یاری شاخه‌ای از یک دین یا مذهب دیگر باشد،اگر هم چنین بود باید فرامین و فرایض آن دین یا مذهب رابه جای می‌آورد،در صورتی

1 ـ شیخ عیسی پدر ظاهری سلطان سهاک که مسلمان بوده است

که مردم یارسان تنها به اعتقادات و فرامین وفرایض آئینی خود پایبند می‌باشد و همانگونه که عرض شد به هیچ دین ، آئین ، مسلک ، مذهب و قومیتی هم توهین روا نمی‌دارد ، بلکه آنها را محترم می شمارد ، به همین دلیل است که مردم یارسان بر خود می بالند که آئینی مترقی را پیروی می‌نمایند ، آئینی که اساسی‌ترین عنصر عقیدتیش « دونای‌دون» می‌باشد و همین «دونای‌دون» نه تنها توهین به انسانها بلکه توهین و آزار به هر جانداری را منع کرده و گناه محسوب نموده است ، و کلام بزرگان نیز در این راستا موید این مطلب است ، شاه تیمور در این مورد می‌فرمایند :

یاران مـر اوسا تیمــور دلشاد بود

آزادی مخلوق دادرسی داد بود


شاه تیمور این رهبر آئینی ، آزادی و عدالت را برای تمام موجودات و در تمام زمینه‌ها خواستار شده است . دیدگاه مردم یارسان یک دیدگاه فرا دینی می‌باشد .

پس همین « دونای‌دون» است که می توان با بررسی‌های علمی و فلسفی جواب بسیاری از سئوالات را که مذاهب دیگر از آن عاجز هستند به خوبی ارائه دهد . جهت اینکه ثابت نمائیم که یارسان یک آئین مستقل و کهن بوده و ذکر اسامی پیامبران و یا امامان و حتی فلاسفه و ادیبان مشهور دالی بر زیر مجموعه بودن این آئین در ادیان دیگر نمی‌باشد و باز هم برای اینکه این شک برای افرادی که آئین یاری را شاخه‌ای از ادیان دیگر می‌دانند به یقین تبدیل شود که یارسان شاخه‌ای از هیچ دین و مذهبی نیست ، بلکه خود آئینی است مجزا ، که دارای کلیه قوانین فرهنگی ، آئینی ، اجتماعی ، حقوقی و فلسفی مربوط به خود می‌باشد ، به ذکر نمونه‌های از کلام در این رابطه می‌پردازیم ، و در آخر نیز تفاوت‌های آن را با ادیان دیگر خصوصاً دین اسلام و مذهب شیعه که با توجه به عامل زیستگاهی و روابط اجتماعی تأثیرات بیشتری در میان مردم یارسان داشته باشد ذکر نمائیم :

سلطان مرمو :

داوو درســــا ، داوو درســـا

راگــه حقیقــت داوو درســا

حقیقت بَنیــوَن بنیامین بسـا

میردان و قانون بنیام حق ناسا

بنیامین عیسی عیسی بنیامن

قــانونش طیــار طرش تمامن


درکلام فوق که از فرموده‌های خود سلطان سهاک است پیربنیامین را جلوه یا دونی از حضرت عیسی مسیح معرفی نموده است و فرموده است که آئین حقیقت ( یارسان ) آبند یا سدی است محکم مستقل (بَن= سد) که دیوار مستحکم این سد را پیر بنیامین بنا نهاده است ، حالا اگر ما این استدلال را داشته باشیم که چون در این کلام نامی از عیسی آمده است ، پیروان آئین یاری شاخه‌ای از مسیحیت می باشد ، و طبیعتاً می‌بایست مراسم آئینی مسیحیت را هم به جای آورند دچار اشتباه شده‌ایم و چنین چیزی نیست ، البته ممکن است طبق تعریفی که از یارسان شد در یک زیستگاه مسیحی نشین و یا زیستگاهی که تقویم سالی و رسمی آن بر مبنای میلادی است ، تأثیری بر زمان فرارسیدن اعیاد آئینی آنها داشته باشد ، ولی در اصل ایدیولوژی یاری ، هیچ تأثیری نداشته است . بیشتر کاکه‌ای‌های عراق( یارسانی‌های عراق) تاریخ شروع خاوندکار ( روزه خاوندکاری یا مرنو) را برمبنای دوازدهم از ماهای میلادی محاسبه کرده و انجام می‌دهند ولی نذر و نیاز و قربانی را طبق دستورات پردیوری و سلطانی انجام می‌دهند و همچنین یارسانیهای مقیم شهرهایی چون تهران ، تبریز ، همدان ، قزوین ، ارومیه و شیراز و .... چون اطلاعات کمتری از حساب و کتاب سلطانی و پردیوری داشته اند بر مبنای ماههای شمسی اعیاد خاوندکاری و قولطاسی را انجام می‌دهند ، اما شرط و شون اصلی همانی است که سلطان سهاک گفته است .

خوشبختانه در سالهای اخیر با توجه به چاپ و نشر کتابهای یاری ، اطلاع رسانی ، ارتباطات و رسانه‌های پیشرفته ، مردم یارسان در هر نقطه کشوری باشند سعی می‌کنند تاریخ اعیاد خود را بر مبنای پردیور انجام دهند ، اگر چه کار بسیار سختی است اما تلاشهای محققین و نویسندگان یارسانی توانسته است تأثیر بسزایی در انسجام و وحدت میان کلیه یارسانیها در عموم کشورها خصوصاً در گستره ایران داشته باشند ولی باز هم زمان بیشتری لازم است که با آگاهی فرهنگی و کلامی در میان توده‌ها به یک تاریخ واحد و کلامی برسیم .

اما نمونه کلامهای دیگر و ذکر نام بزرگانی از مذاهب و ادیان و اسطوره‌هاکه به صِرف آمدن نام آنها در کلام نمی‌توان یارسان را زیر مجموعه نامیدبلکه رویه « دونای‌دونی» چنین است :

بنیامین مرمو :

مکانم چولن ، مکانم چولن

ویم قیس چول گرد مکانم چولن

لالم نه بالن پوسم نه کولن

لالم خـواجامن یاران چه حـولن





داوو مرمو :

سلیمان پری ، سلیمان پری

سلیمـان نان شای دیو پـری

نگینـم بنیـام یاوام خبــری

مجنونم موسی تاجم حیدری





پیر موسی مرمو :

هر و خور هلات تا و خور آوا

رجـوشن و ذات تای بی همتا

بی همتـا علین ، علین الله

دلش دلــدلن ، الله و ایــوالله





سلطان مرمو :

تا سکه نبو جوز نین قبول

هر له باوا آیم تا آخــر رسول

دون و دون امایم اصول و اصول

راه یاری حقن پی یاران قبول




پیر مکائیل مرمو :

نوذر شای کیان ، نوذر شای کیان

شام بی نودم نوذر شای کیان

شام بنیامین بی چوگا نو زمان

وینه کُرد گرد شی نه میدان


در کلامهای بالا از قیس اسطوره داستان لیلی مجنون ، حضرت سلیمان پیامبر قوم یهود ، حضرت علی امام اول شیعیان ، حضرت آدم و نوذر شاه پادشاه کیانی صحبت شده است . پس با توجه به کلامهای فوق به همان تعریفی می رسیم که در مقدمه این مقال برای تعریف یاری آمده بود یعنی تمام آئینها و مذاهب کهن ایران باستان بگونه‌ای ریشه در آئین یاری دارند و با توجه به مبانی اعتقادی « دونا‌ی‌دون » و زیستگاه پیروان یارسان توانسته‌اند روابط اجتماعی خود را با پیروان دیگر ادیان و آئین‌ها و مذاهب سازگار نمایند .اما به شرط و شون خود پابندی کامل داشته‌اند و فرامین و فرایض آئینی جداگانه و مستقل به جای می‌آورند که در هیچکدام از مذاهب و ادیان دیگر وجود ندارد . از قبیل مرنو ، قولطاس ، انجام نذر و نیاز با مراسمی ویژه ، نامگذاری نوزاد و .... که پارامترهای ویژه آئین یاری می‌باشند .

اما چون موسسه محترم لاند اینفو مارا زیر شاخه‌ای از مذهب تشیع به حساب آورده است ، باید بعرض مسئولین محترم آن موسسه برسانم ضمن اینکه هیچگونه توهین و اهانتی نه تنها به مذهب شیعه بلکه به هیچ مذهبی روا نمی‌داریم حتی یک مورد از قوانین دین یاری با قوانین اسلامی به ویژه شیعه مذهب شباهت و همخوانی ندارد . در اینجا به بعضی از تفاوتهای عمده می پردازم :




1 ـ در ادیان دیگر اعتقاد بر این است که پیامبران از طرف خداوند به پیامبری مبعوث شده‌اند و تمام مطالب کتابهایشان که مجموعه قوانین مربوط به آنها را بیان میکند توسط جبرئیل دریافت و بسمع مردم رسانده است .

اما ما پیروان دین یاری براین باوریم که ذات حق در جامه بشری در دورهای مختلف که آخرین آن سلطان سهاک است به میان ما آمده است ، و تمام قوانین یاری در جم‌های مختلفی که در پردیور توسط شخص ایشان تشکیل می‌شد ، به تصویب اعضاء رسیده است ، در اصل سلطان سهاک اولین کسی بود که مجلس قانونگذاری را تأسیس نمود .




2 ـ کتاب مقدس هر کدام از ادیان به زبان آن پیامبر آمده است ، قرآن عربی ، تورات عبری و .... .

در صورتیکه کتاب مقدس و دینی مردم یارسان هم دیوان‌گوره بوده و به زبان کردی می‌باشد در اینمورد سلطان سهاک می‌فرماید :

 « دیوان گوره‌م نام دفترا
 بیزار چا آ کسه بی جوز و سرا »




3 ـ مردم یارسانی معتقدند چهار ملکه در ازل وجود داشته و در هر دوره‌ی ذاتی در جامه انسانی جلوه نموده اند که در آخرین دوره‌ی ذاتی یعنی زمان ظهور سلطان سهاک در 733 سال پیش در پردیور در غالب بشر به اسمهای

( پیربنیامین، داود کوسوار ، پیرموسی ومصطفی داوان ) آمده‌اند .




4 ـ اصول دین در آئین یاری شامل راستی و پاکی و نیستی ردایی میباشد ، که مانند چهار ستون 72 شرط(قانون) را در بر گرفته است

« یاری چوار چیون باوری وجا
 راستی ، پاکی ، نیستی و رداء) .




5 ـ همانگونه که همه ادیان و آئین‌ها ،عبادات و نماز خود را به صورهای متفاوت بجا می‌آورند در دین یاری پیروانش را ازخواندن نماز به شکلی که دیگر ادیان بجا می‌آورند معاف نموده است و مارا به انجام دادن نذر و نیاز که عبادت ویژه یارسانی است موظف نموده است در این مورد بابا ناوس می‌فرماید :




ناوز مرمو :

صوفیان بدساز ، صوفیان بدساز

هیها بو هشتای صوفیان بدساز

یارم نکـــرو ای ذکــر نمـاز

شــــرطم هــانه رای جمو نیاز

پی خــار نیانم تفتی پوس پیاز

یاران وش بوان وی شادی و شاباز

دوستــم چا وشیم بکــرو پرواز

چپ دس بکــردی باچدی و آواز





6 ـ روزه در دین یاری در دو نوبت در آبانماه ( نوامبر ) و دیماه (ژانویه ) برگزار می‌گردد که در هر نوبت مردم یارسان 3 روز در روزه هستند . و با مراسمی ویژه که فقط خاص آئینی است انجام می‌گیرد در صورتی که ادیان دیگر چنین نیست .




7 ـ مردمان پیرو دین یاری بنا به آموزه دینی مبانی اعتقادی (دونای‌دونی ) را قبول دارند و بر این عقیده هستند که روح انسان هزار ویکبار به دنیای فانی برای صیقل و جلا دادن رجعت میکند تا در هزار ویکمین به ذات حق ملحق شود در اصل خود روح جزئی از ذات حق شود ( انسان خدائی) و به همان لقایی که حافظ اشاره نموده است «ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بردار نقاب که محتاج لقاییم »




پیربنیامین مرمو :

چه هزار و یک دون بونیش نجاتی

قلــم زر روحش بزیــو پی ذاتی

نشان یاری بون چه حضــوری

هم پری قاپی جم بدان دستوری

خـواجـام بدروش خــلات نوری





8 ـ کلام یاری در رابطه با جهان بینی یاری ایچنین می‌فرماید ،

سید باویسی مرمو :

پادشاه موجود ، پادشاه موجود

صاحب کار و دین پادشاه موجود

چه امـر ویتـن ای بود و نبـود

دودش چه شمعا شمعشا چه دود

خـارت نه گُلن گُلت نه خـارن

فصـلی خــزانن فصـلی وهـارن

قــدرت کامــل پیشان نمانای

هـرکس و نـوعی اسمشان وانای

پی چیش نتاوای یکرنگ بکری

دنگ دنگ داران بی دنگ بکری

آمانن آمان سّـــرپـوش ستــار

هــر چـه صــلاتن نداریم انکار


در این کلام جهانبینی آئین یاری را برای ما مشخص می نماید ، و مردم یارسان خلقت جهان را به این صورت با تنوع نژادی ، دینی ، فرهنگی ، قومی ..... بنا به مصلحت آفریدگار می‌دانند ، و به حقوق تمام موجودات عالم به دیده احترام می‌نگرند .




9 ـ محل عبادت مسلمانان مسجد ، یهودیان کنیسه ، مسیحیان کلیسا ،و به همین ترتیب هر دینی محلی جداگانه برای عبادت دارد .

محل عبادت مردم یارسان جمخانه است ، که روش عبادت هیچگونه شباهتی با دیگر ادیان ندارد ، «مِردان» مردمان یارسان درجم(جمع) با کلاه و کمربسته به صورت دایره‌وار می‌نشنینند ، با خواندن کلام و دعاهای کردی و چپ دست ، به شکرگزاری می‌پردازند . که هیچگونه شباهتی با عبادت دیگر ادیان ندارد .




10 ـ قبله مردم یارسان پردیور ( محلی در شهرستان پاوه استان کرمانشاه ) و همچنین جم می‌باشد ، اما ادیان دیگر قبله‌های مربوط به خود دارند.

پیر منصور شوشتری از هفتاد و دو پیر می فرماید :




کابه‌م پردیور سلطان سرجــم

یاران نه جمدا دل باران و هم

یکرنگ بنیشان هیچ نکران ذم

مامور سلطان حاضرن نه جم





11 ـ دین یاری براین عقیده اند که یار بودن یک موهبت است که خداوند نصیب هر کسی نخواهد کرد ، و پیمودن این راه عشق بالای می‌خواهد ، که با زور و اجبارنمیشود قدم در این راه گذاشت .

پیر احمد بره‌شاهی از هفتاد و دو پیر :




یاران نکران یاری و زوری

خاصه غلامان رژیان جه نوری

میردیگم گرگن ویل نبو سرسام

چنی گمراهان نپیچو نه دام

یاری بویژو و کوچ و کلام

کلام اکثیرن پری جسه خام

یاری مکرو و طلای زرفام





12 ـ مردم یارسان با پیروی از پیام کلامهای دین یاری طرفدار صلح و آرامش و دوستی در بین تمام مردم جهان هستند .




سلطان مرمو :

بو راست له صلح به ، دور به له آشو

میردانه دارت هل وشن نه کو




پیرالی مرمو :

هی یار گیانی ، هی یار گیانی

از و فدات بام هی دوس گیانی

یاری و مــروتا و مهــــربانی

و صیقه و قروان و گیانای گیانی




13 ـ در آئین یاری مرد و زن از لحاظ شعور اجتماعی و عقلی با مرد برابر است ، ودر کلامهای یاری هردو جنس را برابر و با اسم میرد نام برده است . امادر بعضی ادیان دیگر چنین نیست .




14 ـ ولی در آئین یاری بنا به سند کلامی زن و مرد از لحاظ حقوق اجتماعی ، ارث و.... برابر می‌باشند .

سلطان مرمو :

کناچه و کُری ، کناچه و کُری

توفیــرشان نین کنـاچه و کُـری

بـــش باطنـــن ازل هــــوِری

خـــاتون دایراک اِی بشش خری

بیا و دایان پوران حُری

هــرکسی باچو کنـــاچه و کُـــری

مَوزِیش و دَم مودای کی بِری



15 ـ پیروان آئین یارسان از داشتن دو همسر همزمان منع شده اند ، و طبق کلام مردان و زنان یارسانی همزمان مجاز به داشتن بیشتر از یک همسر نیستند ، در بیشتر ادیان چنین نیست .

سلطان مرمو :

نِمَــــو دو هامسر کـرو نکـــایی

هــر یار دو هامسر چه یانه یایی

ار روژی صد جار چه آ یانه

جمشان نریایی آ کــردارانه

قَویل نیه چه اِی درگــاهی

سلطان مرمو :

بهره هر دو سر نِمو پی هیچ کس

نِمَو دو هنی گیری و یک دس

دو هوو او یک نِمَبو پیوَس

سازگاریشان نمبو به بس




سلطان مرمو :

خطاب به پیر بنیامین

پیــره و تــوه ، پیــره و تــوه

پیــره وَو ذات َ و شانی توَه

باچــدی و میردان و بام و کوَه

یک بش زیادتـــر یاد نکن بوه




16 ـ در کلام سلطان سهاک ما را از طلاق و ازدواج مجدد منع نموده است مگر در سه مورد زیر که در کلام به آن اشاره شده است : 1 ـ انحرافات اخلاقی 2 ـ غرور و تکبر ویا موت یکی از طرفین 3 ـ وقتی اولادی نداشته باشند .که در مورد سوم رضایت طرفین لازم است و قابل ذکر است که در هرسه مورد زنان یارسانی نیز میتوانند برای طلاق اقدام کنند .

سلطان مرمو :

نِیَنِــم صَـلایی ، نِیَنِــم صَـلایی

طلاق پی یاران نِیَنِم صَلایی

هر کس چه یاران اَر سرِش دایی

اَر بطال کَــرو عقـد و نکایی

مصطفاش مامورن پــری جزایی

مَدروش نه وَر تیــر و بلایی

مگــر وی سه شـرط لازم نیایی

بوانو طــلاق نه جــای نکایی

اول چه هامسر بوینــو خطــایی

و چاو ویش بوینو دُزی و زنایی

دویم همســرش بَودی فنایی

سویم چه هامسرش نبوش اولایی

آدیش پا یقین هامسر نبو زایی

نبو بطال کریش عقد و نکایی

و شرطی هامسرش ار بَودی رضایی





17 ـ در آئین یاری حیواناتی که از نظر کلامی حلال گوشت محسوب می شوند پس از دعا خواندن بر چاقو سر می برند و پس از دور ریختن بعضی از اعضاء ، مانند روده بزرگ و .... بقیه ر کاملاً می‌شویند و با شیوه خاص بدون چشیدن می‌پزند و در جم یاری دعا میدهند و به صورت مساوی بین افراد جم نشین تقسیم می‌کنند .

دیگر مراسمهای این آئین از قبیل سر سپردگی شستن مردگان ، دعای خاکسپاری ، دعای خیر برای مردگان ، دعای استحمام جهت رفتن به جمخانه ، دعای نامگذاری بچه ، دعای برادری ، دعای ازدواج و ..... به زبان کردی هورامی بوده و هیچ شباهتی با ادیان دیگر خصوصاً دین اسلام ندارد ، جای تعجب است مسئولین محترم موسسه‌ی لاند اینفو تنها یک کلمه مشترک « علی » بین دین اسلام و دین یاری را پیدا نموده و این آئین را که قدمت هزارها سال دارد را زیر مجموعه‌ای از دین اسلام میداند ، اگر واقعاً این یک کلمه چنین مدرک معتبری است ، توصیه می‌شود که دین اسلام را نیز زیر مجموعای از دین مسیحیت و یهودیت و مسلمانان را نیز یهودی و مسیحی بنامید زیرا در اکثر سورهای قرآنی مخصوصاً سوره بقره ، سوره مائده ، سوره مریم ، سوره یونس ، سوره یوسف و سوره ابراهیم تماماً از موسی و عیسی و مریم و پیامبران یهود و نصارا صحبت شده است . و برای آگاهی بیشتر به‌ مسئولین محترم لاند اینفو توصیه می‌شود ، کتاب دینی یارسان و بقیه ادیان را مطالعه بنمایند ، قوانین و ارکان را مورد بررسی قراردهند نه اسم کسانی که کتابها آمده است، در آنموقع متوجه خواهند شد که ارکان و عبادات آئین یاری فقط مختص به این آئین است و تشابهی با ارکان دیگر ادیان ندارد .

در پایان باید به عرض برسانم ، نیت از انشاء این مقول تنها بابت استقلال آئین یاری از دیگر آئین‌ها می‌باشد و شواهد و مثالها فقط به دلیل تفهیم مسئله بوده و خدای ناخواسته قصد و قرض خاصی در بین نبوده زیرا همانگونه که در متن هم آمده است آئین یاری توهین و اهانت به ادیان و مذاهب دیگر را گناه محسوب می‌نماید.

با تشکر فراوان   از  جناب  آسید حشمت  میره بیگی  سادات  جاماس  گوران 



Eingestellt von کوردان یارسانی um 23:42 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Montag, 23. November 2015

بیش از ‌یک سال است که از وارث شاه تخمه‌های مادر(اخوان ...اردلان بهروزی –آمریکا



المسلمین،موجاهدین،القاعده…)ثمر دیگری را به جهان هدیه کرده که تحت نام “داعش” و به عبارتی دیگر دولت اسلامی،که خود را از هر سیستم اسلامی کنونی موجود در جهان ، اسلامی تر قلمداد کرده و در جهت پیش برد افکار پلید و متحجر خود هر آنچه در پیش رویش قرار گیرد با شیوه‌ای غیر انسانی به خاک و خون می‌‌کشد و زیر نام اسلام راستین! در مسیر برپایی خلافت اسلامی در جهان خیال پردازی و گام می‌‌نهد که اکنون با توجه به شرایطی که برایش فراهم کردند!؟ توانسته بخش‌های از سر زمین سوریه – عراق را به تصرف خود در آورد و تکراری از تاریخ چند صد سال پیش را رونمایی کند! که در واقع سایه ی این دایناسور نامتجانس، نه تنها بر تمامی جهان، بلکه بیشتر و بیشتر از هر جای دگر بر خاورمیانه سنگینی می‌‌کند که در راستای آن به گونه‌ای ناهنجار شیرازه ی تاریخ، امنیت، فرهنگ، باور…تمامی اقلیت‌های آینی را به تخریب، کشتار، تجاوز و مهاجرت تبدیل وسوق داده است، داستان کشتار و یا جنوساید کوردهای ایزدی را در ‌یک سال گذشته بر همگان عیان است،مهاجرت آنها و مسیحی‌ها به کشور‌های غربی و…باعث شده که اقلیت‌های دیگر در همجوار آنها احساس امنیت نکنند و به فکر زندگی دیگر در جقرافیای فراتر از این مصیبت‌ها باشند، اما این اقلیت اینیی- ملی که همسایه ی چنان جانور درنده‌ای باشد، اقلیتی غیر از کوردهای یارسانی(کاکه)ای کسی دیگر نخواهد بود، البته کورد‌های یارسانی در زیر لوای بیرق داعش دیگری هستند که نام جمهوری اسلامی ایران را یدک می‌‌کشد!
از اوایل پیدایش داعش ایران تا کنون بیش از ۳۶ سال می‌‌گذارد، در این مدت به جنبه ی آیینی، پیروان آیین بهایی ‌یک روز خوش را در زندگی به خود ندیده اند و مدام از مفقود الاثر کردن، کشتار، شکنجه. زندان. اخراج و مهمتر از اینها از پروسه ی جنوساید کمیتی در ایران در امان نمانده اند و پیروان این آیین در ایران به لبه ی انقراض رسیده است، اگر چه از سال‌ها پیش تا کنون سیر مهاجرت آنها به سوی کشورهای غربی ادامه دارد و در این راه کمتر از چند ماه قبولی خود را دریافت کرده،اما همین کمک کردن‌های غربی‌ها به آنها موجب شده که نه‌ تنها خانه و سرزمین اجدادی خود را به طور کلی‌ و حتا همیشگی از دست بدهند، بلکه در میان کشورهای اسکان یافته غربی به گونه‌ای ویژه ذوب شوند و در ادامه نسل های آینده ی آنها از عدم آگاهی به تاریخ و فرهنگ دویست ساله‌شان رنج ببرند.

از سخنی دیگر،در پیرامون اقلیتی به نام بهائی که خود از دل‌ اسلام برون آمده و کم وزیاد شباهت های با هم دارند، متاسفانه به خاطر همان غیر شباهت‌ها امروزه مورد غضب داعش اسلامی ایران قرار گرفته و سر نوشت مناسک و پیروان آن به جای رسیده که در بالا به آن اشاره شد،
به همین خاطر و در وصف مقایسه پیروان یارسان با بهایان، باید قبول کرد که مسیر سرنوشت بهایان از آغاز به سر کار آمدن دولت روحانی! گویا قرار است به عنوان ارث خاصی به پیروان آیین یارسان تعلق گیرد!؟ اگر چه از لحاظ ظلم‌های آیینی وملی در طول تاریخ اقلیت بهائی با یارسان قابل مقایسه نیست، اما از بعد پاک سازی جمعیتی و رها کردن سرزمینشان برای داعش ایران شباهت‌های را به هم نزدیک کرده است و این گذرگاه که بهایان از ۳۶ سال پیش در آن گذر می‌‌کنند اکنون به درب خانه ی یارسانی‌ها رسیده است، بنابرین باید پرسید آیا منطقی است که پیروان یارسان با گذر از هزاران راه پر از فرازو فرود ها، چه به لحاظ آیینی و چه ملیتی، بقای خویش را تا کنون پا بر جا نگه داشته اند، اکنون وارد مسیری ناکجا آباد شوند که از طرفی آب و خاکی که با خون نگه داری کرده اند را از دست بدهند و از سوی دیگر راه ذوب شدن خود را در مناطق یارسان نشین‌ها فراهم کنند! البته بسیاری حقّ دارند که بگویند چرا نگارنده ی این مقال، پایبندی خودش را به این سرزمین و مردم نگه نداشته و هم اکنون در جای نرم و گرم و مملو از آسایش قلم راهنمایی و استقامت را به سوی مردم یارسان هدف گرفته است!؟
باید گفت: مبارزه برای احقاق حقوق کلان هر قوم و ملیتی دور از سرزمین مورد بحث ما نمی توان از راه اینترنت، امواج رادیویی و تصاویر تلویزنی به سر انجام رساند، انسان مبارز حداقل باید سایه‌ا‌ش در میان سایه ی مردمش در حرکت باشد و وگر نه از را دور دست به آتش گرفتن کسی را گرم نخواهد کرد، بنابرین بر هیچ عالم و آگاهی پوشیده نیست که زندگی کردن در زیر لوای داعش ایران بسیار سخت و دشوار است اما استقامت هم راهی‌ از مبارزه است و رها کردن سرزمین، فرهنگ و …چاره ساز نخواهد بود، رها کردن زمانی‌ جایز به شمار می‌‌آید که احساس خطر کنید و راهی برون رفت را در پیش پای خودت نداشته باشید، ولی متاسفانه موج مهاجرت کنونی بدور از این اوصاف است و هر کدام تعریف خاص خود را دارند و نگارنده این متون از هر نظر امید موفقیت برای تک تک آنها را دارم ،اما در همان حال هیچوقت مشوق وارد شدن به این مسیر برای دیگران در داخل نبوده و همیشه با آنهای که جاده را برای این گزینه صاف کرده اند مخالف بوده و هستم، اما چه راهکاری بهتر است که بتوان حداقل جلو این روند را گرفت و یا از خالی کردن سکنا‌ها ممانعت به عمل آورد. به نظر می‌‌رسد؛۱- بزرگان یارسانی چون؛ سادات، شخصیت ها.تحصیلکرده ها، آگاهان به امور ضرورت‌های اجتمأعی در داخل بطور مستقیم در جهت جلو گیری از این حرکات وارد عمل شوند، ۲-انجمنها، سازمان‌های فرهنگی -آیینی، وبسایت‌های وابسته به یارسانی‌ها در خارج همه و همه در مقابل این مهاجرت ها راهکاری اصولی را بازگو کنند که این حرکات را به حداقل برسانند، به امید آنکه جوانان یارسانی به جایگاهی از آگاهی برسند که تحمل کردن تمامی سختی‌ها و امید داشتن به تحولات آینده ارزش آنرا خواهد داشت که بیش از این دیار اجدادیشان را به حال خود رها نکرده و به سرزمینی قریب مهاجرت کرده و عمر و پتانسیل خود را در آنجا صرف کنند.

اردلان بهروزی –آمریکا ۱۱/۲۲/۲۰۱۵
Eingestellt von کوردان یارسانی um 09:31 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Mittwoch, 18. November 2015

علت سکوت یارسانی ها در مقابل ستم و ظلم؟







بمدت هزاره ها تابع اين فلسفه بودهايم که « حق گرفتني است نه دادني» خوب اگر به اين جمله دقت کنيم متوجه به اين نکته دقيق مي شويم که در اين فلسفه بايد منتظر بود که کسي به حق و حقوق ما تجاوز کند، آنگاه ما بهر وسيله ممکن حتي خشونت حق خويش را از او بستانيم و اين اگر عريان تر بگوييم در حقيقت همان قانون جنگل است که اقويا حق و حقوق ضعفا را پايمال نمايند و بعد مشتي ضعفا يا بطريق قانوني و يا با عصيان و خشونت حق خويش را بگيرند، در اين فلسفه نيز ملاحظه مي کنيد که ما با جامعهاي واکنشي سرو کار داريم نه کنشي¸بدين معنا که فرد يا گروه فقط پس از آنکه حق آنان گرفته شد براي گرفتن حق خود اقدام مي کنند که به اين فلسفه مي گويند واکنشي.

در صورتي که اگر اين فلسفه را معکوس سازيم و خود بياموزيم و به فرزنان خود منتقل سازيم که « حق دادني است نه گرفتني» در حقيقت بدين معنا عمل کردهايم که نبايد حق هيچ کس را ضايع ساخت، يا بعبارت ديگر همه نه تنها در مقابل خداوند بلکه در مقابل قانون و ديگران مساوي هستند.

حال اگر اينچنين فلسفهاي را در افراد و گروهها نهادينه سازيم، ديگر حقي از کسي يا گروهي ضايع نخواهد شد که آن فرد يا گروه مجبور به گرفتن حق خود گردد و خواسته باشد با اسلحه خشونت حق خويش را بگيرد. که اگر چنين عمل کنيم جامعه را از حالت واکنشي تبديل به جامعه اي کنشي خواهيم نمود.

دور تسلسلي خشونت:

در فر هنگي که بنيانش بر اين فلسفه استوار است که « اگر مظلومي نباشد ظالمي نخواهد بود» و يا « حق گرفتني است نه دادني» هميشه ظلم وجود خواهد داشت و هميشه حق و حقوق افراد ضايع خواهد شد و در نتيجه خشونت بصورت تسلسلي ادامه خواهد داشت.

اللخصوص میتوان به رژیم جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که از وقت به کار امدن به مردم کورد و جامعه یارسان ظلم میکنه

فلسفه ایین یارسان:

اگر مي خواهيم که به اين دور تسلسل وار « اي کشته که را کشتي» خاتمه دهيم چارهاي جز اين نداريم که تعدادي از ما ولو کم، مصمم و معتقد، براي اولين بار در تاريخ بشريت دست از خشونت برداريم و هرگز افکار، گفتار و کردار خود را به خشونت آلوده نسازيم، زجر و شکنجه ببينيم، حبس و زندان تحمل کنيم، کشت و کشتار را تجربه نماييم، اما در مقابل تمام اين خشونتها هرگز افکار، گفتار و کردار خود را به خشونت آلوده نسازيم، اينعمل شجاعانه سبب خواهد شد که خواهيم توانست با خون بي گناه خود نقطه پاياني بر خشونتهاي هزارهاي گذارنيم و سند آزادي نوع بشر را امضاء نماييم.

ایین یارسان که در قلب پيروان خود جز « گل عشق » نمي کارد و بدانان مي آموزد که « دين بايد سبب الفت و محبت باشد والا بي ديني بهتر از دين است.» مي خواهد براي هميشه رسم خشونت را از دنيا بر آندازد.

ایین یارسان مي خواهد فلسفه خشونت آفرين « اگر مظلومي نباشد، ظالمي نخواهد بود.» را با فلسفه آشتي آفرين « اگر ظالمي نباشد مظلومي نخواهد بود.» تعويض نمايد تا هيچ کس در دنيا دست به ظلم نگشايد که مظلوم مجبور شود که براي دفع ظلم به خشونت دست برد.

ایین یارسان جانشين نمايد تا حق همه افراد اجتماع تامين گردد و ديگر کسي بهانه نداشته باشد که به بهانه گرفتن حق خود افکار، گفتار و کردار خويش را به خشونت بيالايد.

و بالاخره ایین یارسان مي خواهد انسانها چه بصورت فردي و چه بصورت گروهي از حالت واکنشي خارج شوند و بصورت کنشي سرنوشت خويش را در دست گيرند و براي هميشه کلمه « خشونت» را از دفتر لغات خويش محو نمايند.

در پرتو همين تعاليم و اصول محبت آفرين است که افرادي چون « جمع ياران» باخشنودي و فرح و سرور حتي به پاي چوبههاي اعدام مي روند.

چرا چنين ميکنند؟

زيرا مي خواهند بدون توسل به خشونت و فقط با مهرورزي بدون توقع و با نثار خون پاک و مقدس خود نقطه پاياني بر خشونتهاي هزارهاي گذارند.

در پرتو اين جان بازي در راه بشريت است که بيانات ایین یارسان را که همانا بر قراري صلح و آشتي است بما نشان میدهد و بارها و بارها به اثبات رسانده

تقدیم به تمام کسانی که در مقابل ظالمان ایستادند و انکار عقیده نکردند تا با نثار جان و مال و شهرت ثروت خود نقطه پایانی در خشونت های هزاره ای گذراند.تا نسل های اینده در دنیای پر از مهر و اشتی زندگی کنند

مجتبی فرضی (فریاد کوهالی)
Eingestellt von کوردان یارسانی um 21:21 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Sonntag, 15. November 2015

توسعه در محاق سرکوب علیمراد یوسفی




به تازگی معاون اول رییس جمهوری اسلامی از تلاش دولت روحانی در جهت توسعه و پیشرفت اقتصادی استان کردستان و
 دیگر استان های کردنشین غرب ایران سخن رانده است. سخنانی البته تکراری که اکنون بعد از سی و شش از عمر حکومت اسلامی، جز لبخندی تلخ، واکنشی در میان کردهای ایران برنمی انگیزد. آنچه شنیدن این سخنان از سوی فرد شماره دوی دولت را دردناک تر می کند، اینکه همزمان وزارت اطلاعات همین دولت نه تنها به سیاست سرکوب کردها و اقلیت های مذهبی و برخورد و دستگیری فعالان مدنی کرد پایان نداده، بلکه این سیاست را به شکل حتا شدیدتری نسبت به دولت قبل ادامه می دهد.
آدم احساس می کند شاید معاون اول رییس جمهور حکومت اسلامی به کلی با الفبای توسعه و پیشرفت یک جامعه امروز بیگانه است، شاید نمی داند که محور توسعه یک جامعه، تک تک شهروندان آن هستند. اگر حقوق اولیه این شهروندان مثل حق آزادی بیان و مذهب از آنها سلب شود، و اگر شهروندان، بویژه آنان که به اقلیت های قومی و دینی  ایران تعلق دارند درهر فعالیت مدنی و فرهنگی جمعی با سرکوب و بازخواست و بگیرو ببند نیروهای وزارت اطلاعات روبرو می شوند، دیگربه شکوفایی کسب و کار و رشد کارآفرینی در چنین باتلاقی نمی توان امیدی داشت. تا زمانی که از سوی حکومت ایران به موضوع تنوع قومی و فرهنگی و دینی در ایران به شکل یک مشکل امنیتی نگاه می شود. فضایی برای امکان پیشرفت اقتصادی مناطق کردنشین وجود ندارد.
حکومت اسلامی، بوِیژه علی خامنه ای رهبر فعلی آن در دوران رهبری اش، نشان داده که شهروندان غیرشیعه ایران را اصولاً شهروندان درجه دوم می داند که نه تنها باید از بسیاری از حقوق تعریف شده در قانون اساسی خود حکومت محروم باشند، بلکه اجازه موفقیت اقتصادی و قرارگرقتن در موقعیت اداره بنگاه های اقتصادی و کارآفرینی را هم ندارند. در ایران اسلامی آنقدر موانع قانونی یا غیرقانونی در برابر یک کرد سنی یا یارسان  قرار دارد که او اساساً شانسی برای پیشرفت اقتصادی و کارآفرینی پیدا نمی کند. این واقعیت را حاکمان ایران نمی توانند مخفی کنند که مناطقی از ایران که اکثریت ساکنانشان غیر شیعه هستند، محروم ترین و عقب افتاده ترین مناطق کشورند و بالاترین درصد بیکاری را دارند. منطق حاکم در کردستان ایران، منطق سرکوب است، نه منطق کسب و کار و تولید و اشتغال.

 این وضعیت، کارنامه حکومتی است که آپارتاید دینی را بنیان حکمرانی خود قرار داده است و تا این بنیان ویران نشده است، ادعای تلاش برای بهبود اقتصاد کردستان از سوی دولت را همچون وعده های دیگری که که درین سی و شش سال داده شده خیلی زود به فراموشی سپرده می شوند. 
15.11.2015
Eingestellt von کوردان یارسانی um 08:49 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Freitag, 13. November 2015

ديدگاه جامعه ايران و جمهورى اسلامى از بعُد سياسى-علمى-فرهنگى-اقتصادى و اجتماعى نسبت به جامعه يارسان چگونه است.!؟



2015.11.14




ديدگاه جامعه ايران و جمهورى اسلامى از بعُد سياسى-علمى-فرهنگى-اقتصادى و اجتماعى نسبت به جامعه يارسان چگونه است.!؟
١- سياسى : افراد يارسانى اجازه هيچ گونه فعاليت از بُعد سياسى ندارند پيروان اين آئين نماينده در مجلس ندارند.
استاندارى -فرماندارى-شهردارى و در مراكز نظامى ابراز دين خود ندارند و حتى در منطقه اى كه همه افراد آن مذهبى غير اسلامى دارند با ساختن مسجد و إيجاد پايگا هاى بسيج به حريم خصوصى پيروان اين آئين رخنه كرده اند.
٢-علمى: پيروان آئين يارسان در ابتدا اجازه ورود به دانشگاه را ندارند ولى بسيارى از آنها با دور زدن قانون يا تغییر دین 

به دانشگاه را يافته اند.
در فرم كنكور سراسرى ايران افراد يارسانى اجازه انتخاب ندارند اما بسيارى دين خود را اسلام معرفى مى كنند كه پس از طى دوره ليسانس مرحله اى بسيار سخت پيش روى آنها قرار داده اند كه عبارات از مصاحبه دينى. گزينش محل و تائيد
افراد توسط مأموران نيروهاى اطلاعات. در ايران حتى افراد پزشكى براى طى دوره تخصصى بايد حتماً يارسانى نباشند.
٣-فرهنگى: رژيم ايران تمام برنامه هاى زير بنايى براى مخدوش كردن حقوق يارسانى ها اجرا كرده است به گونه اى كه به صورت يك فرهنگ در بين افراد مسلمان جا افتاده است. كه مردم يارسان را تحقير كنند و زبان آنها لباس و حتى فٌرم ظاهرى آنها را به گونه اى تسخر آميز جلوه دهند
دين: آئين يارسان همانگونه از كلمه يارسان پيداست آئين ياران و درستان است پايه و اساس اين آئين يارى -درستى-محبت – صداقت وپاكى است تاريخ دقيق و روشنى در زمان پيداش آن در دست نيست اما ساختار كنونى آن از حدود هفتصد سال پيش توسط سلطان إسحاق برزنجه اى بنا نهاده شده كه مشتركات زيادى به آئين زرتشت دارد – كتابهاي دينى آن به زبان كُردى است اين آئين پيروانى به صورت پراكنده اى دارد كه در كشورهاى از جمله ايران-عراق-لبنان-تركيه-سوريه-هندوستان دارد كه بيشترين تمركز آن در منطقه گوران است ولى از تعداد جمعيت آنها اطلاع دقيقى در دست نيست. در طى قرنها پيروان اين آئين مورد تجاوز اقوام و حكومتهاى اسلامى كنونى از جمله رژيم كنونى ايران و ديگر كشورها قرار گرفته است. رژيم كنونى ايران برنامه هاى كوتا مدت و بلند مدت زيادى طرح ريزى و اجرا كرده است و هزينه هاى هنگفتى را نيز براى اجرا اين كار پرداخته است از جمله سياسى اجتماعى و حتى ورزشى و اقتصادى
٤-درجه اقتصادى : پيروان يارسان از فعاليت كلاس اقتصادى محروم گشته اند به گونه اى كه يك نفر پيروان آئين يارسان است اجازه تأسيس كارخانه يا شركتى را ندارد.
كه حتى تا به حال چندين شركت افراد يارسانى تأسيس كرده اند اما تحت فشار نيروهاى امنيتى مجبور به واگذار آن به فردى مسلمان شده اند.
٥- اجتماعى : رژيم ايران پيروان آئين يارسان را افرادى از طبقه پائين جامعه معرفى مى كنند و تمام طنزها و تمسخر را از اين جامعه مثال مى زنند
در ايران هرگاه فردى يارسانى تحت عنوان هاى مختلف بازداشت شده براى تحقير فرد مذكور سبيل او را تراشيده اند در ايران هيچ ورزشكارى با علنى كردن دين خود اجازه ورود به تيم ملى ايران را نداشته البته ناگفته نماند تمام اين تجاوزها و تحقيرها به صورت دقيق و كارشناسى شده توسط افراد مجرب و حتى در مواردى توسط نخبگان علمى سياسى ايران صورت گرفته است
در مناطق يارسانى نشين از تمام إمكانات و خدمات رفاهى تحصيلى ،پزشكى… نسبت به ديگر جاهاى ايران محروم تر است با توجه به اينكه تلاشهاى زيادى از طرف اين گروه مذهبى صورت گرفته است نخبگان علمى يارسان براى ارائه تحصيل خود مجبور به ترك ايران و ادامه تحصيل در كشورهاى از جمله اروپا و آمريكا مى شوند.

كيهان محمدى
Eingestellt von کوردان یارسانی um 23:20 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Donnerstag, 29. Oktober 2015

فعال یارسانی به اطلاعات کرمانشاه احضار گردید




نهادهای امنیتی ایران فشار بر فعالان کُرد پیرو آیین یاری در مناطق جنوبی کُردستان ایران را با احضار و بازداشت‌ها، تشدید کرده‌اند.
برپایه‌ی گزارش ارسالی به آژانس خبررسانی کُردپا، روز سه‌شنبه، پنجم آبان‌ماه اداره‌ی اطلاعات کرمانشاه یک شهروند پیرو یاری به نام "جهانگیر سلیمی" را احضار کرده است.
احضار این جوان کُرد به دنبال فعالیت‌های قبلی وی در ارتباط با حقوق پیروان یاری می‌باشد.
منابع خبری کُردپا در کرمانشاه اعلام می‌کنند که جهانگیر سلیمی برای ساعات‌ها تحت بازجویی و فشار روانی مأموران امنیتی کرمانشاه قرار گرفته و ایشان را از فعالیت مدنی برحذر داشته‌اند.
جهانگیر سلیمی 
سال گذشته نیز آقای سلیمی به همراه وحید فرودی از فعالین دانشجویی دانشگاه رازی کرمانشاه در خیابان بازداشت شده بود.
از دیگر سو، پیروان یارسان در همدان نیز تحت فشار نیروهای اطلاعاتی قرار دارند و در همین ارتباط، اواخر هفته‌ی گذشته زوج یارسانی در مقابل دانشگاه بوعلی این شهر از سوی سرنشینان دو دستگاه خودرو بازداشت شدند.
هویت بازداشت‌شدگان، امین ایهاوند و مژگان عباس عنوان شده است.
دلیل اصلی بازداشت‌های همدان علی‌رغم پیگیری خانواده‌ها تاکنون نامعلوم می‌باشد.
احضار و بازداشت پیروان اهل آیین یاری در حالی صورت می‌گیرد که مورخ ١٨ شهریور ماە اداره‌ی ‌اطلاعات استان كرمانشاه با فراخواندن فعالین یارسان و نمایندگان آنان، قول استحقاق حقوق اقلیت‌ها را داده‌بود.
اقلیت دینی یارسان در قانون اساسی ایران به عنوان اقلیت دینی به رسمیت شناخته نشده و در سال‌های اخیر رسانه‌های دولتی از این اقلیت دینی به‌عنوان "فرقه" یاد کرده‌اند که موجب اعتراض پیروان یارسان و احمد شهید گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران شده است.
Eingestellt von کوردان یارسانی um 13:50 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Sonntag, 18. Oktober 2015


Eingestellt von کوردان یارسانی um 06:18 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Donnerstag, 15. Oktober 2015

روژه مرنوی یارسان یار ... آما پی یاران یاران آگادار . هزار درود و قلم توانای شاعر ولاتمان کا وسیخان قاسمی

روژه مرنوی یارسان یار
آما پی یاران یاران آگادار
جشنن شادین شادکامین
کانن کرمن کامرانین
یارن یارین یادگارین
روژه مرنوی یارسانین
پری یارسان جشنن شادین
اقرار شرط وشون دین یارین
خاونکار طلوی شوق شفقن
یادگاری یار فرموده حقن
پری یارسان شفق دادن دم
روشنن چراخ سرمایه هفت شم
سه روژه روژه بهارباقی
ملکان حاضر بنیامین ساقی
قولگای یاران نه یانه مرنو
شوق وستن ندل یاران یک سو
شفق شکاوا هور کردن طلو
دور دوریارن سرای دالهو
آروژ نه چله زمسان یاری
دوانزه روژ ویرد نه گاو تاماهی
مصطفا وخشم بنیامین وشرط
پیرموسی وثبت داوو دلالت
سهاک وتدبیر ذات حقانی
زمایشتشن نی دنیای فانی
تیپ چیچکی ذات حق نشناس
دورتادورگردن یاران خواص
زمین بین سردکوان گردن تم
نه سروه سرکاو نه تریسکه شم
یاران عرض کردن یاشا صد آمان
زمایشت سختن بی شک بی گمان
نیومان ندس جرگه کور کوران
ناپخته ونااهل جمع نادانان
یاشا دخیلن خواجای وش صفت
نمایان کردی زمایشت سخت
شا فرما یاران چوارملک مهمان
بنیام وموسی مصطفای دودان
راهنمای راسی داوو کوسوار
موجزه باطن موو آشکار
وحکم سهاک ذات حق مهمان
داوو وهیبت محاصرش شکان
بی ضرب شمشیر بی هاژه کمان
بل ومشتی خاک مصطفا مهمان
تپ وتوز وتم برشی نروی ارضسه روژه یاری پی یاران بی فرض

واته ویسخان شعر سر دمن...نه واته کلام نه کسر وکمن 

خاونکار یاران 4و5و6 آبان مانگ وتمام یاران یکدل بمارک بوت
با تشکر  له  شاعر  ئه زیز ولاتمان  کا  وسیخان  
Eingestellt von کوردان یارسانی um 10:30 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen

Mittwoch, 14. Oktober 2015

دیدگاهی آزاد و ناتمام در باره‌ی "جشن خاونکار" در آئین "یارسان" و پیوند آن با "جهانبینی مُغان" و روایت عطار نیشابوری از سیمُرغ:

Faramarz-Kay Babaei
نوشته به  قلم  کا فرامرز بابایی



دیدگاهی آزاد و ناتمام در باره‌ی "جشن خاونکار" در آئین "یارسان" و پیوند آن با "جهانبینی مُغان" و روایت عطار نیشابوری از سیمُرغ:

یری‌تن(=پیرموسی+داوو+پیربنیامین)، همدل و همپُرس به جستجوی شاه و سُلطان معنوی خود برمی‌خیزند و پس از تلاش و سختی و جویندگی بسیار او را در بوستان بابارکن الدین در برزنجه‌ی شهر زوربه صورت شهباز سفیدی می‌یابند. این شهباز سفید، سپس به هیئت نوری بر وجود دایراک خاتون تابیده شده تا از وجود دایراک خاتون(مادر ظاهری سلطان و همسر شیخ عیسی)، سُلطان سُهاک زائیده شود. شیخ عیسی دارای سه فرزند از همسری دیگر می‌باشند. پس از مدتی این سه فرزند بر سلطان سُهاک رشک و حسد ورزیده و بنای ناسازگاری با او را آغاز می‌کنند و خواستار جُدائی او از خانواده می‌شوند. بناچار شیخ عیسی از سُلطان می‌خواهد تا سهم خود را از آن خانه برداشته و خانه را ترک کند. سلطان خواهان سه پاره از اسباب خانه می‌شود: «قالیچه‌ی دمشقی و دیگ و سُفره»، و پس از گرفتن آن‌ها همراه با «یَری‌تَن» از آن خانه کوچ می‌کنند. دقایقی پس از کوچیدن آنان، سه برادر سلطان به القاء و وسوسه‌ی دائی‌های خود از چنین تقسیم اموالی پشیمان می‌شوند، چراکه دائی‌های سه پسران بر این باورند که سُلطان با بُردن آن سه پاره در واقع کان و توان ِزندگی در گیتی را از آن خانه با خود برده است. به همین سبب همراه با دائی‌های خود قشونی از قوم چیچک فراهم کرده و در پی سُلطان و یَری‌تَن برای باز پس‌گیری اسباب خانه لشکرکشی می‌کنند. سُلطان و یَری تَن به غار «مَرنو» در شندر کوه شاهو پناه می‌آورند. رنج و آزار جان وتنگناه و محاصره فزون می‌گیرد تا آنکه داوو به امر سُلطان سهاک مُشتی از خاک را از زیر قالیچه‌ی دمشقی بیرون کشیده و بر قشون چیچک می‌پاشد، که در نتیجه‌ی آن پس از سه شب تاریک، روشنائی حاصل می‌شود و قشون چیچک از هم پاشیده و هیچ یک از ستیزه جویان باقی نمی‌مانند و آنگاه رمزبار به شکل پیرزنی، به دعوت و فراخوان شاه سهاک، یک خُروس و مقداری برنج برای آنان می‌آورد که پس از دُعا دادن و نیایش آن را می‌خورند و جشن پادشاهی خاونکار برپا می‌شود.
سلطان مرمو :


بیای شاهو
بنیامین مه‌زانی تو بیای شاهو
یام رمزو راگه نا دلی مرنو
چه یارانی بین آمانی و رو
یام شرط بنیام شرط بالا مو
کام یارن اسرار یاری مه‌زانو
هر که س بزانو رمز سه گُرو
هم شیر مه‌سه‌ن هم مایه دارو

***
و اما تلاش برای کورمالی و ژرف اندیشی و اندکی رمزگشائی از این روایت آئینی و پیوند آن با جهان بینی اصیل ایران یا همان جهانبینی مُغان:
- در جهانبینی اصیل ایران، خدا، اصل پنهان هستی است. "بهمن" یا "هوومن" یا "وهوومنا" یا "اَرکەمَن" یا "اهَخَمَن" یا "جام‌جَم" یا "مینوی‌مینو" یا "دونادون" ... نام‌های دیگری از این اصل پنهان کیهانی می‌باشد. در زبان کُردی، نیز، واژه‌های "هوما" و "هومان" به معنای خُداست. از این اصل پنهان کیهانی بُن و دانه‌ی سپنتائی آفریده می‌شود که گسترش آن گیتی را از خود می‌آفریند. به بیانی دیگر بُن و دانه‌ی آفریننده‌ی جهان، «سه تا یکتائی» یا «سه پندی» یا «سه پنتائی» یا «سپنجی» یا «سهاکی» یا «یَری‌تَنی» است. «سپنتامینو، وهومینو، انگرامینو» یا «اَرتافروهر، رام، بهرام»، سه ایزدفروز و سه نیروی همزاد هستند که در هماهنگی و همتازی و همآفرینی(=اندازه و میزان)، بُن و سرچشمه‌ی آفرینندگی جان و جهانند. چنین تصویری بعدها، سرچشمه‌ی «کثرت همگرا» یا «وحدت وجود» در عرفان ما می‌شود. در همسان نگری آن با روایت پردیوری، شاید بتوان گفت؛ "پیرموسی" پیکریابی "ارتافرود"، "داوو" پیکریابی "رام" و "بنیامین" پیکریابی "بهرام" است. البته در تصویری دیگر هر کدام از آن‌ها، خود، بازتاب دهنده‌ی "سه‌ گانه‌ی یگانه" یا "یَری‌تن" یا "سیمرغ" " می‌باشند. "داوو" که همان "داهوو" باشد، اصل میان و اصل عشق است و نقش پیوند دهنده دارد و هر دوئی را در همدلی و هماهنگی و همآفرینی یکی می‌کند. به عبارت دیگر، "داوو" چرخه‌چی و سه‌قام دهنده‌ی جهان است.

درویش نوروز آگاهانه به اساس چنین جهانبینی اشاره می فرماید:
دلە سە دانە
دلم مەست بار مەندەی سە دانە
بەزر دور نە بەحر گەنج خەزانە
هەر سە وەرردشان پەری نیشانە
ئەوەل مەغز زات نوشای ئالای سەر
دوو کەس وە مەوجز کیشا نە بەشەر
نگین وەسەت مەزەی میانجا
وەردەن وە مسقال رەمز چەنی رزا
گرەی نەو گرا یەک تەن وە دوو دون
بەدەن شکاوا چوار شەم وەست ئەو شون
دانەی ئاخر چین دا وە غولامان
زەرەش پەیدا کەرد فەر وەست ئەو جیهان
ئەوسا زەن مەرد قەبوول کەردشان
سەر وە سەقامەت فروز بەردشان
ئەمر خواجای ویش وە جا ئاوەردەن
قەوای نیک بەد کوهنە و نەو کەردەن
نەوروز کالاباف کارخانەی گەوهەر
ئوستاد زاغاو دین تیغ جەوهەر

درویش نوروز در رمزپاره ای دیگر می فرمایند:

یاران سە گەوهەر
یەک شەو دیمەوە سە دانە گەوهەر
زولال بی گەرد پاک پر جەوهەر
نە یانەی یاران هیچ کەس را نەوەر
کارخانەی نگین بی کویرە و قالب
نەوەردە چەکوش نەوالەی تالب
سەمەر جەسەد زات مەنزل دوور
شوعلەی شەوق شەو دانەی دەریا نوور
فانووس فەنەر پیم سووز باتن
ئەو شەو دیمەوە نە هو گەی زامن
ئائینەم گرد ئەو دەس دیام دەور دون
مورغ ویم ناسام نە حوجرەی دەرون
ساکن نە میننەت دەورەی دونیا دوور
جام بی وە پای تەخت قال قوبەی نوور
یە نەوروز واتەن مال نیایم جە نو
ئومیدم تونی یا شای دالەهو

تیمور بانیارانی از این گوهر "سه گانه‌ی یگانه" با عنوان " کان لامەکان قورس ئەزەل رو" یاد می‌کند:

قولاو یەک لان هاوە دەست تو
بکیشە نە مە‌غز حەتیتەی قالو
گردی جام جەم جەماد جەیحوون
مەشعەل چراغان باقی چل ستوون
جەم ئارای زاتەن وە نوخت ئەیو
کان لامەکان قورس ئەزەل رو
دوس دام نە بەرە پەی باقی تەنەن
جیهان ها نە تاس تەوەق رووی سەر
ئینشائەلە زیرش مە کەیم وە زەبەر
مەشکاویم پەردەی غوباری ئەخزەر
جومهووری جەمات جیهان سەراسەر
زاغ مال برشت زوانەی جەوهەر
باقی ها وە چەنگ سە دانە گەوهەر
پیرموسی و بنیام و داوو رەهبەر
واز کەن قوفل غەیب حجابی حەجەر
تەیموور رەزم روژ مەنمانو هونەر
مەوج توق تاو جیهان سەرانسەر

- در داستان سیمُرغ عطار، مرغان(=جان‌ها) با برگزیدن هُدهُد به عنوان پیر و راهنمای جستجوی خود، پس از رنج راه و جویندگی بسیار، سی تا مرغ، شاه و سیمرغ و خدای خویش را در برآیندی از همجوئی سی مرغ می‌یابند.
چون شنودند این سخن مرغان همه
آن زمان گفتند ترک جان همه
برد سیمرغ از دل ایشان قرار
عشق در جانان یکی شد صد هزار
عزم ره کردند عزمی بس درست
ره سپردن را باستادند چست
جمله گفتند این زمان ما را به نقد
پیشوایی باید اندر حل و عقد
تا کند در راه ما را رهبری
زانک نتوان ساختن از خودسری
در چنین ره حاکمی باید شگرف
بوک بتوان رست از این دریای ژرف
حاکم خود را به جان فرمان کنم
نیک و بد هرچ او بگوید آن کنم
تا بود کاری ازین میدان لاف
گوی ما افتد مگر تا کوه قاف
ذره در خورشید والا اوفتد
سایهٔ سیمرغ بر ما اوفتد
عاقبت گفتند حاکم نیست کس
قرعه باید زد، طریق اینست و بس
قرعه بر هرک اوفتد سرور بود
در میان کهتران مهتر بود
چون رسید اینجا سخن، کم گشت جوش
جملهٔ مرغان شدند اینجا خموش
چون بدست قرعه شان افتاد کار
درگرفت آن بی‌قراران را اقرار
قرعه افکندند ، بس لایق فتاد
قرعه شان بر هدهد عاشق فتاد
جمله او را رهبر خود ساختند
گر همی فرمود سر می‌باختند
عهد کردند آن زمان کو سرورست
هم درین ره پیشرو هم رهبرست
حکم حکم اوست، فرمان نیز هم
زو دریغی نیست جان، تن نیز هم
هدهد هادی چو آمد پهلوان
تاج بر فرقش نهادند آن زمان
صد هزاران مرغ در راه آمدند
سایه وان ماهی و ماه آمدند
چون پدید آمد سر وادی ز راه
النفیر از آن نفر برشد به ماه
هیبتی زان راه برجان اوفتاد
آتشی در جان ایشان اوفتاد
برکشیدند آن همه بر یک دگر
چه پر و چه بال و چه پای و چه سر
جمله دست از جان بشسته پاک‌باز
بار ایشان بس گران و ره دراز
بود راهی خالی السیر ای عجب
ذره‌ای نه شر نه خیر ای عجب
بود خامشی و آرامش درو
نه فزایش بود نه کاهش درو
سالکی گفتش که ره خالی چراست
هدهدش گفت این ز فریاد شماست
اما همچنانکه در زبان پارسی کُهن و نیز در زبان کُردی، «سی» همان سه می باشد، اطلاق سیمُرغ به سی تا مرغ اشتباهی است که به مرور زمان در اذهان جا خوش کرده است و درست‌تر «سه تا مرغ» است نه «سی تا مرغ» ...
-عطار در نامگذاری این اثر منظورش مقام جویندگان حقیقت است. عطار خود اینگونه پرده از این راز برمیدارد:
من زبان و نطق مرغان سر بسر
با تو گفتم فهم کن ای بیخبر
در میان عاشقان مرغان درند
کز قفس پیش از عجل در می‌پرند
جمله را شرح و بیانی دیگر است
زانکه مرغان را زبانی دیگر است
پیش سیمرغ آنکسی اکسیر ساخت
کو زبان جملهٔ مرغان شناخت
-عطار پریشانی جویندگان خُدا را چنین شرح می دهد:
ای دریغا هیچ کس را نیست تاب
دیده ها کور و جهان پر آفتاب
گر ببینی این خرد را گم کنی
جمله او بینی و خود را گم کنی
ای ز پیداییِ خود بس نا پدید
جمله عالم تو و کس نا پدید
جان نهان در جسم و تو در جان نهان
ای نهان اندر نهان ای جان جان
ای خرد سرگشته درگاه
عقل را سر رشته گم در راه تو
جمله عالم به تو بینم عیان
وز تو در عالم نمی بینم نشان
هر کسی از تو نشانی داد باز
خود نشان نیست از تو ای دانای راز

در روایت پردیوری از جشن خاونکار، سُلطان سُهاک نیز برآیند همدلی و همجوئی «یَری تَن» یا «داوو، پیربنیامین و پیرموسی» می‌باشد.
«سیمرغ» و «یَری‌تن» در فرهنگ باستانی ما همسان با «اَرتافرورد» یا «فروهر» است. خُدائی که آن را افسانه کردند.
نام «ایران» نیز در واقع همان «ئیریئوانه» و «ئیریانه» و «یَری یانه» و «یَری تَن» و «سیمرغ» به معنای «سه اصل» و «سه خانه» است.

دەرویش عەباس کرندی مەرەمو:
دلە چەند حەوال
وە سووز مەپرسم چەنەت چەند حەوال
سەوگەندت بو زات بینای بولەند مال
سرت پنهان بو چوین سیمورغ و زال
سیمورغ چتەور بی زال پەروەرش کەرد؟
زال چیش مەنوشا؟ ئەو مورغ چیش مەوەرد؟
سیمورغ چە لەفز داشت؟ زال مەواتش چیش؟
بیدار بی نە خاو مەزانا وە خویش
حەکیم زامان چەند دەرد زال بی
زال زابول نشین مورغ قاف قال بی
زال وات ئەی سیمورغ یار دەردمەند
من زابول نشین تو نە قاف پابەند
سیمورغ وات وە زال دانای هوشمەن
ئی پەر نە لات بو تا هەزار و هەن
عەباس بتەی بەد نە رووی دونیا کەن
دلسوختەی دەوران پاکباز بی فەن

- در جهانبینی اصیل ایران، خُدا، اصل همیشه نَوشَوی و تازه شونده در گیتی است و هرگز ایستا و کُهنه نمی‌شود. خُدا، گوهر تغییر و نوشوی و تکامل در زمان است«زَروان، گوران». در روایت پردیوری از جشن خاونکار، «مَرنو» تنها یک غار و یک پناهگاه ساده نیست بلکه «مَر» به معنای خُدا می‌باشد و جایگاه آفرینندگی است. «مَرنو» یعنی خُدای نو و تازه ... خُدائی که ویژه‌گی آن تازه شوندگی و سبزی مُداوم در گیتی و جان هاست.
- «شندر کوه» یا «شندر وای» به معنای کوه و خانه‌ی سیمرغ می‌باشد.
- «سهاک» از دو بُن واژه‌ی «سه» و «آک=اصل» ساخته شده است. در این جهانبینی برای راستی و هست شدن و "سه‌قام" هر پدیده‌ای وجود "سه گانه‌ی یگانه" یا "یَری‌تَن» ضرورت دارد. بنابراین «سهاک» به معنای "سه آک" یا "سه گوهر" و نیز به معنای «گوهر راستی» می‌باشد. «شاه یا سُلطان» نام عرفانی خُداست و «سُلطان سُهاک» یا «شاه سُهاک» یا «سان سهاک» به مفهوم «خُدای راستین» است.
بنابر این نام "سُلطان سهاک"، خود، رمزپاره‌ای برای بیان جهانبینی که بر این باورست که در آن هستی برآیند همجوئی و هماهنگی و همآفرینی سه نیروی همزاد هستند. راست شدن یعنی هست شدن، ... و هست شدن گیتی بر سه است. قداست و ارجمندی عدد سه را می توان در سراسر گستره‌ی فرهنگ ایران و حتی جهان دید و حس کرد.
- «خاک» همان «هاگ» و «آگ» و «اِگ»، به معنای تخم و دانه و حق است. تخم و دانه، سبزشونده و روشن کننده است. پاشیدن خاک بر قشون چیچک توسط داوو به امر سلطان سهاک هرگز به مفهوم کشتن و قتل عام نبوده است، بلکه کاشتن تخم و دانه‌ی حق و عشق و آگاهی در دل ستیزه جویان چیچکی بوده است تا پس از سه شب از دل تاریکی جهانی نو و تازه آفریده شود. خاک پاشیده خاکی است که چشمان نابینای قشون چیچکی را جَلا داده و همین بینائی و صیقلی چشم و دل آن‌هاست که سبب می‌شود تا حلقه‌ی محاصره را رها کنند.
-«رمزبار»، صدفی که حامله به رمز و راز آفرینش دنیای تازه است، و خروس، نمادی از خدای رنگین آنست.
...
...
...
«شاد و خُرّم و پیروز باشید»
  با سپاس  فراوان  له  زحمان  جناب  بابایی  
Eingestellt von کوردان یارسانی um 14:11 Keine Kommentare:
Diesen Post per E-Mail versendenBlogThis!Auf X teilenIn Facebook freigebenAuf Pinterest teilen
Neuere Posts Ältere Posts Startseite
Abonnieren Posts (Atom)

صفحات

Blog-Archiv

Über mich

Mein Bild
کوردان یارسانی
Mein Profil vollständig anzeigen
Design "Awesome AG". Designbilder von sndr. Powered by Blogger.