Montag, 29. Februar 2016

تعرض به جم‌خانه یارسان در شهرستان شاه آباد غرب

 بی عدالتی  جمهوری اسلامی
به تأکید می توان گفت که در طول حیات ننگین 36ساله جمهوری اسلامی ، چیزی جز توهین و تحقیر  محرومیت، زندان ،شکنجه و بازداشت و پایمال شدن حق وحقوق،  نصیب مردم یارسان نگردیده است ،

آیا پس از 36 سال عمر پرننگین جمهوری   اسلامی ایران ، می بایست این جامعه  همچنان مورد بی مهری و توهین قرار گیرند و هیچگونه حرکت قانونی   ،یکبار برای همیشه توسط سران مملکتی صورت نگیرد؟ پس اگر مدعی وحدت و انسجام و یکپارچگی هستیم و دم از فرهنگ و تمدن و حفظ حریم و حرمت انسانی جامعه می زنیم پس چرا اینچنین و به این حد هر چند وقت یکبار چه بصورت چاپ کتب ، مقالات ، سخنرانیها و همایشها و چه بصورت چاپ سخنان توهین آمیز در رسانه های منصوب به دولت ،شاهد تهمت ، افترا ،تبعیض قومی و مذهبی هستیم؟


اما هر چند وقت یکبار از مسیر مجامع رسمی و دولتی ،توسط افراد و اشخاص معلوم الحال و تفرقه انداز با سخنرانی ، چاپ کتب و مقالات و روزنامه های آنهم دولتی با عناوین فرقه ظاله،کافر،نجس و اکنون نیز شایان ذکر است، روز هشتم اسفند، چند صد نفر که خود را “شیعیان پیرو ولایت” می‌خواندند، به تنها جم خانه باقی‌ مانده پیروان آیین یاری در شهرستان اسلام آباد (شاه آباد) در استان کرمانشاه حمله ور شده و با سنگ و چوب شیشه‌های آنجا را شکسته و به ساختمان و تاسیسات آنجا آسیب‌هایی‌ وارد کردند.

تعدادی از مهاجمین نیز به تمسخر برخی نشانه‌های پیروان این آیین مانند سبیل آنان پرداخته بودند.
اهل حق یا یارسان، آیینی است با مناسک عرفانی که جمعیت آنان در ایران حدود دو میلیون تن براورد می شود و بیشتر در مناطق غرب و شمال غرب ایران سکونت دارند.
جم‌خانه نیایشگاه و محل گرهمایی مردم یارسان (اهل حق) است. آئین و نذر و نیازهای مردم به همراه مراسم فاتحه خوانی برای در گذشتگان در این مکان تشکیل می‌شود. مراسم عبادی پیروان یاران آیین جم نامیده می‌شود.!! و اعتقادات و شرعیات و حریم حرمت انسانی و اجتماعی و مذهبی این جامعه را به بدترین وجه ممکن به توهین و افترا مورد هدف قرار داده اگر جامعه اسلامی ،انسان دوستی و وحدت و یکپارچکی را شرط همدلی و همراهی جهت سازندگی ایران  می دانند چرا دولتمردان یکبار  برای همیشه در جهت اصلاح  ذهنیت مکدر شده جامعه ،حرکتی اساسی برای بیش از دو میلیون  تن براورد می شود  صورت نمی گیرد؟


اعتراضی در حمایت از پیروان یارسان در مقابل بخشداری شهر گهواره از توابع شهرستان کرندغرب برگزار شد.
در این تظاهرات، مردم کُرد پیرو یارسان از مقامات حکومتی خواستند که جلوی هتک حرمت مذاهب دینی گرفته شود. که می توان به سیاست های ضد مردمی این نظام دیکتاتوری نمود،
جمهوری اسلامی که خود داعش دست پرورده ش میباشد و آپارتاید انتخاباتی در جمهوری اسلامی هست و همیشه  وجود دارد از زاویای چندی انتخابات مجلس دهم و خبرگان به تلاش برای برقراری یک نظام سیاسی شبیه به رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی شباهت یافته است که بر اساس آپارتاید و پایه‌های ایدیولوژی تفکیک و برتری نژادی اداره می‌شد.

از آنجا که مردم این استبداد و انتخابات تبعیض‌آمیز و توهین‌آمیز جانی افتادنی را به پای یک حاکمیت مدعی اسلام می‌گذارند، باید منتظر عکس‌العمل‌های سیاسی ـ اجتماعی جامعه  در ایران نسبت   به تحقیر و توهین  استبداد دینی و تحقیر بود

















توضیح: در تصویر فوق ۲ تن‌ از افراد شرکت کننده در حمله به جم‌خانه آیین یارسان در شاه آباد غرب کرمانشاه دیده میشوند که سبیل مردان کورد این آیین را مورد تمسخر و بی‌ حرمتی قرار می‌دهند. داشتن سبیل در بین مردان آیین یارسان مرسوم است و بسیار محترم شمرده میشود.

توضیح: در تصویر فوق ۲ تن‌ از افراد شرکت کننده در حمله به جم‌خانه آیین یارسان در شاه آباد غرب کرمانشاه دیده میشوند که سبیل مردان کورد این آیین را مورد تمسخر و بی‌ حرمتی قرار می‌دهند. داشتن سبیل در بین مردان آیین یارسان مرسوم است و بسیار محترم شمرده میشود.

















تصاویر دیروزاز تجمع اعتراضی مردم یارسان گهواره از توابع شهرستان دالاهو (کرند غرب )استان کرمانشاه به تعرض به جمخانه پیروان آیین یارسان در اسلام آباد غرب و هتک حرمت پیروان این آیین وجلوگیری نیروههای سپاه پاسداران رژیم از ادامه تجمع جامعه‌ یارسان در شهرهای استان کرمانشاه‌ ،




Montag, 8. Februar 2016

اردلان بهروزی: انتخابات در ایران فرمایشی است و نباید شرکت کرد









قرار است در هفتم اسفند امسال انتخابات مجلس و خبرگان در ایران برگزار شود، بسیاری بە این عقیدە هستند کە بایستی انتخابات ایران را تحریم کرد، چرا کە بە صورت دمکراتیک برگزار نمیشود و صرفا یک نمایش سیاسی حکومت مذهبی ایران است . در این رابطە بخش فارسی روژی کورد میخواهد نظرات فعالین سیاسی را جویا شود.
آقای اردلان بهروزی فعال سیاسی مقیم آمریکا چنین میگوید:
  “به گفته ی کوردهای کرماشان که می‌‌گویند: ئاێم ئاگا یه ک بار پاێ چوته ناو چاڵا! به این معنی‌ آدم‌های آگاه ‌یک بار پایشان به چاله می‌‌افتد!؟ اما شوربختانه ملت کورد در بخش کوردستان ایران بیش از ۳۶ سال است که بگونه‌ای خواسته یا نخواسته در ‌یک ناهماهنگی سیاسی – اجتماعی رای های سرنوشت ساز خود را بدون دریافت هیچ بهای آنرا به چاله چوله‌های تحت عناوین انتخابات مجلس( خبرگان و شورای اسلامی) ایران سرازیر کرده و در این سو‌ غیر از سامان دادن به زندگی نمایندگان انتصابی به اصطلاح انتخابی!، پر و بال دادن به افراد مزدور وابسته به نظام، البته با واسطه گری همان نمایندگان انتصابی رژیم،بخشیدن مدیریت و سرپرستی تمامی ارگان و نهاد‌های دولتی در کوردستان به مهره‌های دست چین شده رژیم با هماهنگی همان نماینده‌ها و مهمتر از اینها روا دادن به سیمای جنایات ، کشتار و استبداد حکومت مذهبی رژیم در کوردستان و… اکنون باید پرسید که فرایند ۴ دوره انتخابات مجلس خبرگان و ۹ دوره مجلس شورای اسلامی ایران چه پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به مردم کوردستان هدیه کرده است!؟ به نظر می‌‌رسد اگر چنانچه با تامل و واقع بینی به پرسش مذکور پاسخ داده شود باید اظهار کرد که؛ از آغاز این  دوران تا کنون در طول بیش از سه دهه حاکمیت رژیم همراه با انتخابات فرمایشی و انتصاب نماینده‌های فیلتر شده اش،غیر از اضافه کردن ساختمان زندان ها، استخدام وابستگان و پرورش آنها در جهت خیانتکاری به ملت کورد، رواج فساد اخلاقی و مواد مخدر ،اعدام‌های برنامه ریزی شده تحت عناوین دروغین و خود ساخته، ملیتاریزه و امنیتی کردن فضای سرزمین کوردستان و فقیر نگه داشتن بنیاد اقتصادی و مانع تراشی به دلایل گوناگون، پاداش دیگری که دلالت بر رفاه و عدالت اجتماعی مردم کوردستان را گواهی دهد از این سال‌ها ی سپری شده حاصل نشده است، بنابرین در این راستا بایست به پندی تاکید و تکیه کرد که گوید: (کلاغ‌ها چه کاری کردند تا زاقچه‌ها  هم آنرا انجام دهند )!.
      از سوی دیگر سنت جاری ۳۶ سال گذشته ی رژیم گواهی می‌‌دهد  کسانی که از فیلتر ارگان‌های رژیم اسلامی بویژ کانال  شورای نگهبان عبور کند خود نشانی از مقبولیت و اعتقاد به چار چوبه ی سیاست نظام اخوندی ایران را بازگو می‌‌کند، بنابرین بسیاری شواهد حکم می‌‌کند که نمی توان کاندیدی را پیدا کرد که بند نافش از سویی به بدنه ی رژیم اسلامی وصل نباشد، هر کدام از این کاندیده‌ها اعم از ؛ بسیجی، خانواده شهدا،پاسدار،اطلاعات،واسطه گران نظام، اخوندها و در کلیت آن باورمندان سیستم ولایت فقیه هستند که نه‌ قادر هستند و نه‌ باور به خواست و مطالبات دمکراتیک ملت کورد دارند، پس چنان کاندیدی از ‌یک زاویه حلقه به گوش رژیم، از راهی دیگر مروج حق کشی و محکم کردن پایه‌های حکومت اسلامی در کوردستان به شمار می‌‌آیند که خود ابزاری بیش برای انجام اعمال رژیم در میان مردم کورد نیستند،رای دادن به مجالس(خبرگان و شورای اسلامی) ایران در چند دوره ی گذشته، کارنامه ی خود را به مردم کوردستان پس داده است و تنها درسی که از آن مردود شده است دشمنی کردن با همان خواست حقیقی و دمکراتیک ملت کورد بوده است!؟ بنابرین تجربه را تجربه کردن خطاست و نباید چشم انداز بهتری را از مجالس کنونی برای آینده در ذهن خود نهان کرد، استقرار دموکراسی در ‌یک جامعه زمانی پا می‌‌گیرد که فضای دمکراسی زیر لوای قانونی دمکراتیک نهادینه شده باشد و مردم بدون ترس و شرط و شروط کاندیدای مستقل خود را معرفی و حمایت کنند، به همین خاطر تجربه ی چند سال انتخابات فرمایشی در کوردستان نشان داده است که به علت عدم آگاهی افراد به اصول تغیر ناپذیر سیستم ایدئولوژی رژیم استبداد مذهبی ایران در کوردستان و خو گرفتن افکار عام با این وعده های دروغین و رفتارهای غیر دمکراتیک و مهندسی شده، بستر مناسبی را برای بنیادی کردن روحیات کج فهمی و پذیرای بسیاری ناعدالتی‌ها از سوی رژیم ولایت فقیهی به عمل آورده است!؟
       راهکار؛ به لحاظ همین دلایل و گفته های آورده شده،هر دوره‌ای ابتکار تازه و حرکتی نو را می‌‌طلبد،اکثریت اقشار مردم کوردستان همچون بقیه ی مردم ملل دیگر در ایران از طبقه ی فقیر و کم درامد هستند و مردم به خاطر امرار معاش و مستمر بگیری چندر غاز! از حکومت مجبورند خود را به پای صندوق‌های نمایشی برسانند و این حرکات از ‌یک سؤ به انتخابات مذکور حقّ روایی داده و از طرفی دیگر طول عمر نظام، طناب فقیر نگه داشتن، سرکوب،اعدام و…  خود را درازتر خواهد کرد، به نظر می‌‌آید برای ‌یک بار هم شده اگر ملت کورد با تمامی اقشار گوناگون آن غیر از مدافعان رژیم، با ‌یک هماهنگی چون دوران سال ۱۳۵۸.خ از قید بسیاری از منافع خاص خود چشم پوشی کند و از ورود به دروازه ی انتصابی صندوق رای به اصطلاح انتخابات ! خوداری کند ممکن است از ‌یک سو در محافل عمومی به رژیم فهمانده شود که با این شیوه‌ها نمی توان به سیاست خود در کوردستان ادامه داد و از بعدی دیگر  نطفه ی مبارزات مدنی و نافرمانی مدنی خودرا سازماندهی و به گونه‌ای خاص و علنی وارد عرصه ی مطالب خواهی خود کند و در این راه وظایفی خطیر و مسئولیت پذیر بر دوش تمامی سازمان و احزاب کوردستان شرقی(ایران) خواهد بود که با راهکارهای خویش در این راه به نسبت سرنوشت مردم از هر راهی که برایشان ممکن است کوتاهی نکنند و با ابزارهای موجود خود یاور و راهنمای چنان پروسه‌ای باشند.






Samstag, 30. Januar 2016

نوشته به قلم شاعر توانای ولاتمان استاد حسین قاسمی در باره مکان مقدس جمخانه گهواره گوران

دوستان ا

ین مکان مقدس جمخانه شهر گهواره است البته زمینش دارای فرودوفرازهایی است که معمرین شهر گهواره وگوران وقلخانی آنرا بخوبی بیاددارند.
زمین این مکان زمانی دارای دبدبه وجلال وشکوهی خانانه بود وبه آن قلای سالارمنصوری حاکم فرهیخته گوران وهفت سلطان نشین آن می گفتند مرحوم سالارمنصور همراه بابرادرشان سالاراقبال از دانش دوستان ورعیت نوازان ومهم ترازهمه باداشتن تعصب ایلی ومنطقه ای از مدافعان شیردل وسرسخت گوران ومخصوصا آیین یارسان درمقابل دومذهب پیرامون پرقدرت منطقه بودند انوشه روانان یادشده باهمراهی وهمدلی با پیران بزرگوارحیدری گوران چون کوهی سترگ درمقابل متجاوزین زمان به گوران شجاعانه ایستادگی می نمودند درجنگ 1293 گوران باعثمانیان سفاک غلامعلی خان سالارمنصور با تفنگچی های گهوار همراه وهمگام سادات عالی مقدارحیدری وایل گوران وقلخانی وایل سنجابی به سرداری سردارمقتدر علی اکبرخان سنجابی آن حماسه تاریخی را که به شکست مفتضحانه ترکان عثمانی وپیروزی گوران وسنجابی وقلخانی دراین جنگ البته باشهادت چندتن ازسادات معظم حیدری آفریدند.
سالارمنصور وبرادرش سالاراقبال درامورات خیریه وبرای رفاه حال رعایای همکیش خود ازهیچ کوششی فروگزار نبودند وپیش ازآنکه کرند وشاه آباد دارای مدارس به سبک جدیدباشند این بزرگواران باهمیاری سادات حیدری درگهواره باهزینه خود وباساختن مدرسه برای تحصیل جوانان رعیت مدرسه اقبالیه را درجای نانوایی برادران معقولی گهواره احداث نمودند وهیچگاه مانند دیگرخوانین منطقه بارعایای خود برخوردنمی کردند درخشکسالیها وسالحای قحطی گندم ونان اقدام به خرید وحمل گندم برای سیرکردن رعایای گرسنه ازکرمانشاه وایلات همجوارمی نمودندووووووووووووووو پس از درگذشت این بزرگ زادگان این ورثه انان خانه مسکونی بسیارزیبایشان را بدون هیچ چشمداشت برای ساخت جمخانه اهدا وحتاازکمک مالی نیز دریغ نورزیدند ومردم گهواره نیز باهمت بلند وکاروکوشش بی وقفه وفایق آمدن برمشکلات پیش آمده جمخانه گهواره را احداث نموده وهمیشه یاد وخاطره سالارمنصورغلامعلی خان یاسمی وسالارمنصور راگرامی داشته وازآنان به نیکی یاد میکنند.یادشان گرامی وروانشان شادباد

Freitag, 8. Januar 2016

اخیرا گزارشی ازروزنامه قابل اعتماد و معتبر کردپا خواندم، مبنی براینکه فرهاد مرادی یکی ازجوانان فعال یارسانی در دانشگاه رازی در شهر کرماشان اجبارا از مملکت خارج شده است.

این شتر در خانه همه می خوابد
برای جوانان و بویژه یارسانیان
اخیرا گزارشی ازروزنامه قابل اعتماد و معتبر کردپا خواندم، مبنی براینکه فرهاد مرادی یکی ازجوانان فعال یارسانی در دانشگاه رازی در شهر کرماشان اجبارا از مملکت خارج شده است. تا آنجاکه من اطلاع دارم این جوان ونظیر او باگذشتن ازهفت خوان رستم واستعداد خارق العاده شان، دردانشگاه های کشور مهندسی وپزشکی ورشته های دیگررا باموفقیت به پایان برده و بدلیل زیرک بودن آنها، اغلب دردانشگاهها به استخدام درآمده اند و وظایفشان را بنحو احسن، انجام داده اند. بویژه آخرین سمت این جوان کرد کرماشانی بعنوان مدرس کارآموزان بوده است و کارهای محوله را به درستی انجام می داده. اما به محض این که اولیاء دانشگاه پی برده اند که او بر روی یارسانی بودن خویش ایستاده و برعقاید خود تکیه دارد وجوانی است که باظاهرسازی و دروغ میانه خوبی ندارد و ازانتقاد دست نمی کشد. بدون در نظر گرفتن درستکاریش وفقط بخاطر ایدئولوژی که به آن باوردارد، او را از کار برکنار کرده اند. بعلاوه او در محل کارش، به آئینش هیچ اشاره ای نکرده است، اما قرارداد کاری اورا لغو کرده وپرونده ای برایش تشکیل داده اند وتحویل دادگاه گردیده است. بدینترتیب او بلافاصله از کار در دانشگاه اخراج شده است. و یک روز را هم در بازداشتگاه گذرانده که با وثیقه 100 میلیون تومانی، موقتا تا روز محاکمه آزاد گردیده است. او بمحض آزادی بلافاصله، چون امیدی به آینده نوید بخشی، در سایه این رژیم، برای فعالان مذاهب اقلیت نمی دیده و به دلیل اینکه شناخته شده و جانش در خطر بوده، قید خانه 110 میلیونی را که بوثیقه گذاشته، می زند و ازمملکت فرار می کند. اگر می ماند وبر عقایدش پافشاری می کرد بدون شک به زندان طویل المدت و حتا به مرگ محکوم می شد. حالا او در کشور نروژ است و در انتظار پاسخی مثبت.
درهرصورت، این باید یک تجربه بسیارتلخ ودرسی بس گران باشد، برای آن دسته ازجوانان یارسانی هم میهن که همه چیزرا ازقبیل هویت انسانی(ملیت، زبان وآئین)به خاطر یک شغل درهرسطحی، فدا می کنند و آنهم باترس ولرز، مبادا پرسشی دراین زمینه مطرح شود که خطرناک است. نگارنده این مطلب چون خودش درایران نیست نمی تواند واصلا مجاز نیست، برای مردمان یارسانی تصمیم بگیرد و یاخط مشی تعیین کند. اما مجاز است، واقعیت ونرم انسانی راتوضیح دهد. اگرکسی یافت شد و به آن پایبندی نشان داد فبها. معمولا نرم انسانی از آن سخن می گوید که یک انسان آگاه و فرهیخته حاضر نیست بهر قیمتی زندگی کند. یعنی همه چیز را زیر پا بگذارد بخاطر شغل و مقام و موقعیت و در نتیحه بهبود وضع مادی خود و بعلاوه برای اثبات وفا داری انسان نسبت به سیستم و آئین حاکم، این مسایل شخصیت والای انسانی را زیرسئوال می برد. باید گفته شود، این مسئله برای والدین قابل فهم است که با زحمت فراوان وسرمایه گذاری سنگین، فرزند با استعداد خودرا به درجه تحصیلات بالائی می رسانند که پشتوانه ای برای آنها وآینده خودش نیز باشد. اما درسیستم یک بعدی و دیکتاتوری که همه چیز را، حتا بادروغ و ظاهر سازی هم بوده، باید زیر پا بگذارند که اولا شغل رابدست آورند ودوما با وفاداری به سیستم آن راحفظ کنند. انسان از خود می پرسد آیا ارزش دارد با هر قیمتی در چنین سیستمی زیستن؟! باقیمت شرافت و هویت و انسانیت زندگی کردن؟! به نظر هرانسان با شخصیت نه! هیچ ارزش نخواهد داشت که برای زندگی بادروغ و ترس و لرز هر قیمتی بپردازد. می شود مثالهای زیادی آورد. بهر حال با سیستم حاکم در ایران امروز، اگر از طرف والدین یاخود جوانان مقاومتی نشان داده شود، سرنوشتی بهترازاین مهندس جوان فراری نخواهند داشت. پرسش می شود که چه باید کرد؟! پاسخ به این پرسش مهم آنست که آگاهی توده ها را باید بالا برد که کسی حاضر نشود بهرقیمتی زندگی کند و کسی بی طرف نباشد. باید انسان فعال باشد و همه چیزرا متعلق بخود بداند. البته نگارنده بهیچ وجه نمی خواهد جان حتا یک فرد به خطر بیافتد. مشکلات را باید با اعتراضهای صلح آمیز و با آگاهی حل کرد. باید بی طرفی را کنار گذاشت، همه چیز به مامربوط می شود. من کوشش می کنم دراینجا خلاصه ای ازآنچه که خوداین مهندس جوان برایم نوشته است، بیآورم. با وصف این که او دانشجوی سر براهی بوده و کوشش می کرده بر روی تحصیل و تخصص خویش، تمرکزفکری داشته باشد، نه فقط اورا آرام نمی گذاشتند، بلکه هر کسی به ملیتها و مذاهب اقلیت (غیر شیعه) تعلق داشته باشد و برروی عقاید خود پای بند بماند، امکانی برای استخدام ماندگار و زندگی نخواهد داشت. او می گوید: “اولین مشکل من با رژیم به حدود پانزده سال پیش برمی گردد. من باورداشتم ودارم که جوانان تحصیل کرده درهر رشته و وفن و تخصصی، می توانند سرمایه بزرگی برای مملکت وآینده آن باشند وباید بادرخدمت گرفتن تخصص و علم و تدابیر و کمک به بهبود وضع زندگی مردمان ملتهای ایران در صورت امکان در داخل مملکت بمانند و هدف من نیز همین بود. با درس عملی در سد گاوشان مابین سنندج و کرماشان کار می کردم و پروژه پایان نامه، در باره خطرات احتمالی این سد را نوشتم به نام هزاران کورد بیخبر از مرگ احتمالی.
خلاصه مقاله پروژه پایانیم:
این سد به دلایل سیاسی و برگشت آب کردستان به حوضه رودخانه های داخلی ایران احداث شد بدون مطالعات دقیق این سد با هسته بتنی قابل شکستن دربرابر زلزله و در روی گسل فعال با پرید 70ساله احداث شد و در صورت شکست هزاران روستای کورد نشین غرق می شدند که پروژه من مورد توجه مهندس ق. ومهندس ا. قرارگرفت و به سازمانهای مربوطه ارایه شد و ادامه پروژه تعلیق شد تا موقعی که مطالعات بیشتر کردن و هسته سد را از بتنی به رسی تغییر دادند. اما چیزی که نسیب من شد چون پروژه سیاسی بود و پیمانکار آن سپاه بود یک هفته بازجویی وتحت فشار قراردادن من که برای کدام حزب یا گروهک ضد انقلابی کار میکنی و در نهایت با تلاش های مهندس ا.
بزرگوار و با تعهد از بنده که تا آخر نه دراین باره حرفی بزنم و نه مطلبی بنویسم خاتمه یافت. پس از اخذ مدرک مهندسی در دانشگاه رازی کرماشان به عنوان سرپرست پروژه مجتمع ورزشی پردیس دانشگاه مشغول به کار شدم و بعد از سالی از طرف دانشگاه عده ای دانشجو ترم آخر معماری به بنده معرفی شدند که آنها را درشاخه های مختلف مدیریت پروژه دفترفنی. اجرا دسته بندی کردم و نحوه کار کردن درست در آینده به آنها یاد می دادم که مغایر با معیارهای غلط وزارت علوم جمهوری اسلامی بود و چند بار از طرف حراست به بنده اخطار دادند. ... چون علاوه بر کار در دانشگاه دارای پروانه اشتغال نظام مهندسی ساختمان هم هستم و خیلی پروژه های مهم را سر پرستی کردم کاملا ازسیستم فاسد ایران خبرداشتم. حدود یکسال پیش کمتر بود که دانشگاه قرارداد من را لغو کرد و پس ازآن توسط مامورین نیروی انتظامی دستگیر شدم و به دادگاه برده شدم و قاضی شعبه 6 جزایی کرمانشاه به من گفت: بنا بر مدارک موجود و سوابق بررسی شده شما درگذشته مرتکب جرایم زیرین شده اید. درفضای مجازی ومحل کار این اتهامات به شما وارد هست ازقبیل تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، توهین بولایت فقیه و اسلام، شرکت در تجمعات اعتراضی و اختشاشی اقلیتها و گروهکها مثل یارسان و با قرار وثیقه سنگین 100 میلیونی من را روانه باز داشتگاه کرد که برادرم سند خانه 110 میلیونی را که ثمره تمام زندگیم بود، به ضمانت گذاشت و منبیرون آمدم و از ترس صدور احکام غیر عادلانه و بی پدر شدن پسرم که 8 سال دارد از ایران فرار کردم”.
آنهائی که درداخل مملکت نیستند و با این آخوندهای حیله گرو مزدوران آنها سر و کار روزمره ندارند، سخت است که موقعیت مردمان ملتهای داخل ایران را بهتر درک کنند. ما خارج نشینان، تنها کاری که می توانیم انجام دهیم، رساندن صدای حق طلبانه آنان بگوش سازمان های مدافع حقوق بشر و مردمان جهان و بویژه سازمان ملل متحد است که ازخواستهای مردمان معترض می بایستی دفاع کند. هم میهنان عزیز، تنها توصیه من و هزاران خارج نشین آنست که بی تفاوت نباشیم. این شتر در خانه همه ما که دارای یک پرنسیپ اجتماعی هستیم، دیر یا زود خواهد خوابید. بنابراین “ول کن بابا، به من چه مربوط است! خواست نکند گردنش خورد، دستگیری وشکنجه حقش است” این ها جملات بس چندش آوری هستند که انسانهای بی طرف ونا آگاه با خود زمزمه می کنند. درصورتی که باید بدانیم اگر معترض و مبارزی را دستگیر می کنند، دقیق دستگیری آنها بخاطر دفاع از حقوق فرد فرد ما است. با دستگیری فردی، ماهمه باید دست به اعتراض بزنیم وبخواهیم که فرد دستگیر شده، اگر جرمی مرتکب شده، باید گفته شود و تحویل دادگاه گردد، وگرنه! چرا دستگیر می شود؟ لذا طبق قانون دمراتیک، هر انسانی در هر جائی حق اعتراض صلح آمیز دارد و نباید بخاطر اعتراض دستگیر شود.
هایدلبرگ، آلمان فدرال 8.1.2016 دکتر گلمراد مرادی
dr.g.moradi41@gmail.com

Montag, 4. Januar 2016

چهار دهه ستم بر مردم یارسان

چهار دهه ستم بر مردم یارسان

یارسانیان اقلیتهای مذهبی هستند که قدمت آیین ارزشمند آنها به چندین هزار سال برمی گردد.
این مردم بی دفاع و ستمدیده و مبارز که به قدمتی بیش از دین اسلام در حال مبارزه هستند به صورت عمده در کوهستانهای زاگرس وبیشتر در استان کرمانشاه سکونت دارند. اسناد تاریخی درباره ی تاریخ و فرهنگ اصیل این مردم وجود دارد که حتی بسیاری از تاریخدانان ومردم شناسان از کشورهای اروپایی در زمان شاه برای کسب اطلاعات در مورد آنها به این نقطه از کره ی زمین سفر می کردند.
متاسفانه باروی کار آمدن رژیم فاشیستی مذهبی جمهوری اسلامی نه تنها تلاشی برای تهیه ی فیلمهای مستند از وضعیت این مردم به عمل نیامد بلکه خود جمهوری اسلامی دست به کشتار وشکنجه ی مردم عزیز یارسان زد. رژیم ایران طی سالهای متمادی تلاش کرد فریاد آزادی خواهی این اقلیت مذهبی را به عناوین مختلف سرکوب کند اما همانگونه که مشاهده می کنیم بسیاری از یارسانیان حتی درخارج از کشور در کشورهای سوئد و فنلاند و نروژ مشغول فعالیت حقوق بشری هستند و همین مساله موجب شد که طی این سالها بسیاری از سازمانهای حقوق بشری توجه بیشتری به اقلیت مذهبی یارسان داشته باشند.
شواهد تاریخی ثابت می کند که مردم یارسان هرگز در خارج از کوههای کردستان وکرمانشاه لشگرکشی نکرده اند و هیچ گاه مردمی جنگ طلب نبوده اند. اما در بسیاری از روزنامه ها وسایتهای خبری رژیم آنها را به عنوان مردمی مستبد وجنگجو معرفی می کنند. چند هفته پیش یکی از روحانیون در تهران در یکی از خطبه های خود ابراز کرد:
برای ریشه کن کردن یارسانیان باید قوانین جدیدی تصویب شود که به فرزندان انها شناسنامه داده نشود تا مملکت از کفر ونفاق پاک شود. درحالیکه رژیم قوانینی را تصویب کرده است که بسیاری از اعراب کشورهای عربی که در ایران زندگی می کنند یا برای امرار معاش امده اند می توانند به آسانی شناسنامه ی ایرانی را دریافت کنند و از تمام مزایایی که یک شهروند ایرانی از ان بهره مند است بهره مند شوند.
سوالی که اینجا درباره ی ستم بر مردم یارسان مطرح می شود این است که آیا آقایان روحانی ومعتقد به خدا و پیغمبر نمی دانند بر اساس قوانین بین المللی شهروند هر کشوری که در خاک آن کشور متولد می شود بیش از هر شهروند خارجی بر آن کشور حقوق دارد؟
اما پاسخ سوال این است که انها به خوبی درک می کنند ولی مساله این است که برای جنگ در سوریه وعراق ویمن شهروندان عزیز یارسانی هرگز حاظر نیستند که اسلحه به دست بگیرند و به خواست مسئولین سپاه قدس در جنگهای برون مرزی ملتهای بی دفاع کشورهای دیگر را در منطقه به خاک و خون بکشند درحالیکه یک فرد بی هویتی که منتخب رژیم است و از کشورهای منطقه برای مقاصد غیر انسانی گلچین می شوند ودر خاک ایران به انها شناسنامه و خانه و زندگی داده می شود به آسانی برای کمترین امتیازی حاظر به هر جنایت ضد بشری خواهند شد.

به همین جهت اینجانب به عنوان یک شهروند مسلمان زاده که بنا به دلایل شخصی بهایی شده ام از طرف خود به عنوان یک انسان هرگونه جنایتی علیه مردم شریف یارسان را محکوم می کنم و به تمامی هموطنانم که این مردم رنج دیده را تا کنون نشناخته اند گوشزد می کنم که این جامعه ی یارسانی نیست که بی ارزش ومنافق است بلکه این نظام استبدادی ولایت فقیه است که به جز اسلام انهم تشیع جمهوری اسلامی هیچ آیین وفکر دیگری را نمی پذیرد و خود نظام ولایت فقیه است که باید یکبار برای همیشه به زباله دان تاریخ بپیوندد.
ارادتمند به تمامی یارسانیان سhttp://hbahaeddin.blogspot.de/تمدیده ی عزیز بهاالین حسینی قدسی سبزی
برگرفته  از  سایت 

Sonntag, 3. Januar 2016

اخراج و خروج یک فعال کُرد یارسان از کُردستان

اخراج و خروج یک فعال کُرد یارسان از کُردستان



آژانس کُردپا: تشکیل پرونده‌ی قضایی برای یک شهروند کُرد در کرمانشاه، خروج اجباری این فعال یارسان را درپی داشت.

به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، نیروی انتظامی حکومت اسلامی ایران برای یکی از کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه به نام فرهاد مرادی فرزند یارمراد پرونده‌ی قضایی تشکیل داد.

حراست دانشگاه رازی پس از احضار این مدرس کارآموزی دانشگاه، او را از کار اخراج کردند.

فرهاد مرادی که دارای مدرک مهندسی عمران از کرمانشاه است، به اتهام آنچه "توهین و تبلیغ علیه نظام و ولایت" عنوان شده، با شکایت رسمی نیروی انتظامی به دادگاه فراخوانده می‌شود.



این شهروند ٣٥ ساله در گفتگو با خبرنگار کُردپا گفت: "پس از بازداشت موقت با تودیع وثیقه از زندان آزاد شدم و اکنون در کشور نروژ پناهنده هستم".

مرادی با رد اتهام دستگاه قضایی مبنی بر "شرکت و هماهنگی در اعتراضات مردمی"، اظهار نمود که بنده به عنوان یک شهروند کُرد پیرو آیین یارسان از حق و حقوق این بخش از مردم کردستان دفاع کرده‌ام.

وی در پایان تصریح کرد: حدود ١٥ سال سابقه‌ی کار به عنوان مدرس کارآموزی عمرانی را داشتم و پس از تماس‌های متعدد از نیروی انتظامی و دادگاه و نیز ترس از صدور حکم سنگین، از کشور خارج شدم.

در ماه‌های اخیر فشار و تهدید شهروندان یارسان در شهرهای کُردستان به ویژه کرمانشاه روندی صعودی داشته و در همین ارتباط چندی قبل سيد امين عباسی شاه ابراهیمی از فعالين مدنی جامعه – و عضو مجمع مشورتی فعالين مدنی يارسان به اداره‌ی اطلاعات این شهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.
وی قبلا نيز چندين بار از سوی ماموران وزارت اطلاعات و اداره آگاهی مورد بازجویی قرار گرفته است.

بنابه گفته‌ی علی مهرابی فعال یارسان؛ جامعه‌ی یارسان به علت دو هویت کُرد بودن و یارسان بودن از سوی حکومت ایران با تبعیض مضاعف روبرو هستند.

Mittwoch, 23. Dezember 2015

اطلاعیه... سید امین عباسی شاه ابراهیمی توسط ‍پلیس اطلاعات و امنیت کرمانشاه احضار شد

اول و آخر یار
اطلاعیه
به اطلاع میرساند که آقای سید امین عباسی شاه ابراهیمی از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان روز سه شنبه اول دیماه 94 توسط ‍پلیس اطلاعات و امنیت کرمانشاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.
نامبرده ابتدا در اداره اطلاعات و امنیت کرمانشاه مورد بازجویی عقیدتی قرار گرفت و سپس علت احضار وی فعالیت در گوگل پلاس و فیس بوک و انتشار مطالب در خصوص مشکلات جامعه یارسان(اهل حق) و تبلیغ برای فرقه اهل حق ! و همچنین انتشار مطالب در باره سه شهید یارسان در سال 1392 اعلام گردید. لازم به ذکر است که پرونده وی هنوز در آن اداره مفتوح است.