Freitag, 17. Januar 2014

پیرامون اقلیت مذهبی یارسان (اهل حق)


پیرامون اقلیت مذهبی یارسان (اهل حق)
Posted on 30/09/2013 by editor   



پیرامون اقلیت مذهبی یارسان (اهل حق)





تبعیض، اذیت و آزار و توهین و حتک حرمت انسانی پیروان آیین یارسان درغرب کشور که با تراشیدن سبیل یکی از پیروان این اقلیت مذهبی توسط زندانبانان رژیم جمهوری اسلامی درهمدان به خود سوزی و مرگ تنی چند ازآنان منجر گردید تاکنون موجب گردیده تا مسئله این اقلیت مذهبی بگونه ای محدود و سربسته از سوی برخی رسانه ها و گروههای سیاسی مطرح گردد.برخی از جریانهای سیاسی هم اعلامیه هایی در محکومیت فشارهای جمهوری اسلامی و نقض مستمر و ممتد حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی طرفداران این آیین صادر کردند. با وجود این، چنین سطح نازلی از بحث در سایتهای اینترنتی و موضع گیریهای نازل ابراز شده پیرامون آن به هیچ عنوان هم سطح و بازتاب دهنده آنچه در طول بیش از سه دهه حاکمیت پاسداران سرمایه و شریعت بر این مردمان رفته است، نیست. تداوم سرکوب خشن و سیستماتیک سالیان گذشته در کنار بی تفاوتی و عدم پاسخ و برخورد مسئولان رژیم بهاعتراض چندی پیش باورمندان به این گروه مذهبی، موجب گشت تا باردیگریکی از پیروان این مذهب در مقابل مجلس رژیم دست به خودسوزی بزند.



هدف این نوشته طرح بحث و گشودن زوایای مختلفی از موضوعات مربوط به مردمان پیرو اهل حق و باز کردن دیالوگی سازنده با فعالین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهت انتقال تجربه و دانش متقابل در راستای درگیر شدن در مبارزه این مردم برای آزادی و یک زندگی انسانی و بدور از توهین و تبعیض و سرکوب و استثمار میباشد. همزمان امید است چنین بحثهایی بتواند دیوار سکوت و سانسور و خفقان رژیم را شکسته و زمینه ساز اطلاع رسانی عمومی در رابطه با آنچه با مردمان این دیار رفته گردد. در همین راستا است که این مطلب تلاشخواهد ورزید تا ضمن دادن اطلاعاتی در رابطه با مردم یارسان، مسائل و مطالبات آنان، وضعیت اجتماعی و اقتصادی  منطقه، سیاستهای رژیم در تمامی سالهای گذشته را تا آنجا که در حوصله آن است بررسی کند. در ادامه نگاه وسیاست برخی سازمانهای منطقه ای و ناسیونالیست را به اختصار مورد بررسی و نقد قرار خواهد داد. در پایان ضرورت پیوند  مبارزات دمکراتیک و اقتصادی مردم منطقه با جنبش سراسری برای آزادی و برابری خاطر نشان شده است.



مردمانی که خود را پیرو ’آیین یاری’ و یا ’اهل حق’ میدانند بگفته بسیاری از محققین بزرگترین اقلیت مذهبی در کشور ما هستند. اگر چه همچون بسیاری ازعرصه های دیگر دستیابی به آمار و ارقام واقعی بویژه در عرصه هایی کهدست اندر کاران رژیم هیچگونه علاقه ای به اطلاع رسانی و اساسا طرح موضوع افراد و گروههایی که همواره  در پی انکار و نفی آنها میباشد بسیار سخت و در بسیاری موارد غیر ممکن است با وجود این گفته میشود حدود دومیلیون نفر از مردمان جامعه ما یا خود را اهل حق میدانند و یا ازخانواده هایی هستند که به این گروه تعلق دارند. محققین معتقدند که قریب دو میلیون نفر دیگر در منطقه خاورمیانه  و بویژه عراق، ترکیه، سوریه، افغانستان و آلبانیخود را پیرو این آیین میدانند، زندگی میکنند. آیین اهل حق در کشورهای مختلف به نامهای متفاوتی خوانده میشود و بنا به شرایط متفاوت آن منطقه از فرهنگ و زبان و سنتهای آن جامعه تآثیر پذیرفته است. 



مردمان پیرو آیین اهل حق در مناطق وسیعی از کشور بویژه در مناطق کرماشان، کردستان، همدان، زنجان، آذربایجان شرقی، تهران و مازندران زندگی میکنند. منطقه دالاهو در غرب کشور و بویژه شهرستان دالاهو و مرکز آن کرند غرب که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت آن اهل حق هستند از مراکز اصلی و خواستگاه این آیین میباشد. در کشورهای همجوار پیروان این مذهب با عناوین مختلفی نظیر’شیطان پرست’، ’یزیدی’ و ‘کاکایی’ شناخته میشوند اسکان گزیده اند. وضعیت عمومی پیروان این مذهب در عراق و بویژه مناطق حائل بین کردستان عراق و مناطق تحت نفوذ دولت مرکزی وخیمتر از سایر کشورها گزارش شده است. به عنوان مثال در سال ٢٠١١ نیروهای منصوب به القاعده اهالی یکی از روستاهای پیرو این آیین را قتل و عام کردند.



اکثریت عظیم پیروان اهل حق درایران که در مناطق غرب کشورزندگی میکنند اگر چه قبل از انقلاب مورد تفتیش عقاید قرار نمی گرفتند، در برگزاری مراسم مذهبی خود آزاد بودند و کسی به این حقوق آنان تعرض و تعدی نمیکرد و ظاهرآ از حقوق شهروندی برابر با سایرمردمان برخوردار بودند، اما همچون دوران جمهوری اسلامی بشدت در دستیابی و بهره مندی از امکانات و منابع ثروت ملی محروم بودند. دولتهای مرکزی همواره با مییلیتاریزه و امنیتی اعلام کردن این منطقه مرزی از بار مسئولیت خود در اختصاص منابع وامکانات دولتی برای رشد و پیشرفت و توسعه آن شانه خالی کرده اند. در تمامی منطقه دالاهو که دهها هزار نفر ا ز مردمان اهل حق سکنی دارند و جز کشاورزی، باغداری و تا حدودی دامپروری تقریبا هیچ منبع درآمد دیگری ندارند، هیچ نشانی از صنایع تولیدی و کارخانجات کوچک و بزرگ نیست. کرند یکی از قدیمی ترین مراکز صنایع دستی در کشور ما می باشد.  در طول سده های گذشته و علیرغم مشقات بسیار بخش قابل توجهی از مردم به ساخت و سازانواع صنایع دستی اشتغال داشته اند. با تشدید فشارها و سنگینتر شدن بارزندگی و امرار معاش کارگران و ورشکست شدن صاحبان خرده پای کارگاههای این بخش و نهایتا بی توجهی و عدم حمایت دولت و نهادهای رنگارنگ مربوطه به این مسائل عملا این صنایع در حال نابودی میباشند.صدها کارگری که در این صنایع به کار مشغولند از هیچگونه تسهیلات و امکانات دولتی و بیمه و قوانین ناظر بر بهداشت و سلامت کار برخوردار نیستند.



پیروان اهل حق  بدلایل گوناگون نتوانسته اند حتی با نام معین و مشخصی شناخته شوند. یکی از علتهای اصلی این مسئله انحصار طلبی دین مدار در جامعه (اسلام)، و تحقیر و تبعیض وتهدید و سرکوب سیستماتیک و مداومی بوده که چه ازسوی مراجع و حکام شرع و چه توسط حاکمان مستبد و سرکوبگر محلی و مرکزی براین مردمان رفته است. یکی از نتایج جانبی چنین وضعیتی بعضا انکار و اختفای اعتقادات و منابع و کتب مذهبی این گروه میباشد. به عنوان مثال در حالی که مراجع مذهبی غالب تلاش ورزیده اند تا با شیطان پرست خواندن طرفداران اهل حق آنان را در تیررس اذیت و آزارو سرکوب قرار دهند، در سایه خفقان حاکم وعدم وجود امکان نشر و ترویج و تبلیغ آزاد و عاری از تعقیب و تنبیه، طرفداران و مراجع این گروه نتوانسته اند بسیاری از متون و کتب مرجع و اعتقادی خود را چاپ و یا حتی درنشستها و جمعهای عمومی عنوان کنند. مثلا در حالی که متعصبین مذآهب مختلف منصوب به اسلام برای ‘تحقیر و تکفیر’ پیروان اهل حق آنها را شیطان پرست خطاب میکنند، گفته میشود که در مبانی اعتقادی این گروه شیطان و یا آنگونه که خود اذعان دارند ‘ملوک الطاوس’ نماد مبارزه با پلیدی و زشتی و عدم تمکین کور کورانه با هر آنچه که پذیرفته شده و معمول است میباشد. 



مسئله دیگری که از تبعات اساسی شرایط سرکوب و خفقان و انگیزاسیون حاکم بر تمامی عرصه های جامعه در این رابطه است همانا عدم اطلاع مردمان دیگر و حتی بخش قابل توجهی از طرفداران آیین اهل حق با اصول اعتقادی و شالوده های فکری این مذهب است. این موضوع تا آنجا بر روحیات و مباحث درونی طرفداران این آیین سایه افکنده که برخا در مقابل سئوالهای متعدد مطرح شده و از آنجا که جوابهای قانع کننده ای بیان نمیشود مدافعین و رهبران با ‘سر مگو’ خواندن آن عملا از روشنگری و پاسخ طفره میروند. ‘سر مگو’ به بیان دیگر یعنی رازی که قابل برملا شدن و بزبان آورده شدن نیست. گفتن چنین امری مطلقآ به معنای نادیده انگاشتن خطرات و تهدیدهایی که چه در گذشته و چه اکنون از سوی مقامات دولتی و مذهبی جمهوری اسلامی متوجه کسانی که به تبلیغ و ترویج چیزی غیر از مبانی اعتقادی مورد تایید نظآم حاکم باشد نیست و حتی شاید در مقاطعی طرفداران این مذهب یا به علت اجبار و یا دلایل دیگر مجبور بوده اند از آن پیروی کنند و آنرا بکار ببندند. با این وجود غلبه نوعی محافظه کاری ریشه دار و پذیرش گفتمان حاکم در طول نسلهای متوالی بویژه در میان خانواده ها و طوایف سرشناس و متمولی که سکاندار مسائل و موضوعات مربوط به پیروان این مذهب بوده اند هر چه بیشتر به ایزوله شدن و ضربه پذیری پیروان این مذهب در محیطی که پیروان انحصار طلب مسلمان با بهره گیری از زر و زور و تزویر قرنهاست هر ندای مخالف و غیر خودی را در گلو خفه کرده و کماکان میکنند.



مسئله سلسله مراتب و آنچه رابطه پیر و پیرو خوانده میشود در مذهب اهل حق جایگاه بسیار مهمی دارد. این رابطه که اساسا بر مبنای تعلق خونی برخی خانواده ها به خاندانهای ‘برگزیده’ بر میگردد، خاندانهایی که ‘سید’ خوانده میشوند از جایگاه ویژه و ممتازی در میان پیروان این آیین برخوردارند. آنها اغلب خانواده هایی ثروتمند و یا زمینداری هستند که سوای جایگاه مذهبی ، نقش سیاسی و اجتماعی برجسته ای در میان توده های روستایی ایفا میکنند. خاندان سید نصرالدین حسینی یکی از مقتدر ترین خانواده های موجود در میان پیروان این مذهب است. این خاندان که صاحب و مالک بخشهای بسیار زیادی از آبادترین زمینهای منطقه است، در واقع یکی از متمول ترین خانواده های شناخته شده در غرب کشور میباشد. جایگاه مذهبی آنان و نقش بیواسطه پذیرفته شده ای که این خاندان بویژه در میان مردمان روستاها و سایر اقشار کم سواد و کمابیش مذهبی منطقه دارند، همواره مورد توجه قدرتهای مرکزی و منطقه ای بوده و میباشد.



بخش بزرگی از مردم منطقه غرب کشور بخاطر ویژگیهای جغرافیایی و عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی آن در روستاها زندگی میکنند. روستاهایی که بخاطر عدم رسیدگی و علاقه دولت به فراهم آوردن امکانات بهداشتی و آموزشی و آب و برق و راه و امثال آن از جمله مناطق بسیار عقب نگه داشته شده کشور ما محسوب میگردند. چنین وضعیتی سبب شده است خانواده هایی که فرزندانشان تحصیل میکنند از همان دوران راهنمایی و بویژه دبیرستان که برای تحصیل به شهرها ی کوچک و بزرگ استان میروند دیگر به روستای محل اقامت خود بر نگردند. دلیل دیگر این امر نبود کارخانجات و واحدهای تولیدی و صنعتی و خدماتی در منطقه میباشد که بطور بلافصل باعث مهاجرت نسلهای جوان به نواحی مرکزی و صنعتی میگردد. مضاف بر همه مسائل و مشکلاتی که مردم این منطقه با آن روبرو و دست و پنچه نرم میکنند، مسئله تبعیض و فشارهای مختلفی است که نهادهای جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف و بویژه در پستهایی که در رده های مدیریت و هدایت بخشهای مختلف آموزشی و خدماتی و امثال آن میباشد بر جوانان جویای کار وارد میکنند. از آنجا که تقریبا تمامی فرصتهای شغلی محدودی که در منطقه پیش میاید یا به نیروهای  خودی رژیم که از مناطق دیگر آورده شده اند و یا افراد محلی که به ‘دین مبین اسلام’ گرویده اختصاص می یابد، دیگر هیچگونه شانسی برای اكثریت قریب به اتفاق جوانان نمی ماند و بایستی در جست و جوی کار به مناطق دیگر مهاجرت کنند.



مسئله فشارهای مستمر و با برنامه و گسترده ایدئولوژیک ، اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رژیم از همان سالهای نخستین انقلاب که با تبعید و دستگیری و زندان و اعدام بسیاری از جوانان آگاه و روشنفکر منطقه آغاز گردید با حذف و تصفیه هزاران کارمند نهادهای مختلف آموزشی، خدماتی و امثال آن که حاضر نگشتند به نظام استثمارگر و آزادی ستیز جمهوری اسلامی آری بگویند تکمیل گردید. در هنگامه ای که رژیم موفق گردید با سرکوب  نیروهای انقلابی و عقب راندن مطالبات متعدد تودها در منطقهبسیاری از نیروهای آگاه و مسئول و مردمی را از منطقه دور کند، ودر پناه استمرار فضای اختناق و ترور و وحشت ایجاد شده ، تعدادی عنصر مزدور وخود فروش با استفاده از فرصت ایجاد شده ضمن همکاری با نهادهایاطلاعاتی و امنیتی ضربات فراوانی به روحیه و اعتماد بنفس و همبستگی مردم وارد آوردند. بودند کسانی که داوطلبانه و برای گریز از تصفیه رژیم و لقمه ای نان، پدر پیر و زحمتکش خود را بزور به مسجد محل کشاندند تا از پشت بلند گوی آن و در انظار عموم اعلام کند که ’تمام عمر خر بوده و کجراهه رفته و حال در پناه جمهوری عدالت پرور اسلامی هدایت شده است’. 



در مراکزی نظیر کرند، امامان جمعه ضمن حضور در جمخانه های (خانقاه) این شهر مردم را دعوت نمودند تا دست از کفر کشیده و اسلام بیاورند. آنان آشکارا به اهالی شهر بدون هیچ اغمازی توهین میکردند و از آنان میخواستند تا  رستگار و ‘آدم ‘ شوند. این در حالی بود که خمینی در سال ٥٨ در دیداری که تعدادی از پیروان این مذهب که با او داشتند سالوسانه به آنان گفت     ’ اگر شما علی را حق میدانید ما هم اهل حقیم!’  و چنین بود که آنچه مردم زحمتکش و محروم منطقه از این پیام و سیاستهای ‘بر حق’ تاکنونی جمهوری اسلامی حاصل کردند، جز سرکوب و اعدام و تبعید و فقر و فلاکت و محرومیت بیشتر اكثریت عظیم مردم منطقه و بویژه جوانان آنان نبوده است.



سیاست جمهوری اسلامی در تمام سی و پنچ سال گذشته در رابطه با پیروان این اقلیت مذهبی مجموعه ای از گسترده ترین وعمیق ترین محرومیتها وتبعیضهای ممکن درهمه عرصه ها و بویژه درزمینه های اشتغال، تحصیل، اختصاص بودجه و امکانات دولتی به ادارات و اماکن دولتی و غیر دولتی و توسعه و عمران منطقه و فشارهای مذهبی و فرهنگی بوده است. سیاستهایفاشیستی رژیم نمیتوانست بدون استفاده از بازوی دیگر چنین حکومتهایی یعنی سرکوب و ایجاد فضای رعب و وحشت در میان مردم پیش برده شود.



در واقع جمهوری اسلامی با انگشت گذاردن و بهر بردن از ضعف های بنیادی جامعه پس از انقلاب که همانا نبود تشکل های طبقاتی و صنفی و نهادهای مدنی سقام یافته و استخواندار به عنوان یکی از طبعات سیاستهای پنجاه سال سرکوب و استثمار توسط نظام سلطنتی (خاندان پهلوی) و ادامه خشن تر و گستاخانه تر آن سیاستها پس از انقلاب بهمن بود که توانست ضمن پس گرفتن دستاوردهای انقلاب، در استیلای دستگاه تفتیش عقاید و انگیزاسیون خود موفق شود. جمهوری اسلامی تحت شرایط خاص داخلی و بین المللی وجود ادیان چندی را در جامعه تلویحا تایید و در قانون اساسی به رسمیت شناخت تا با خیال راحت به نفی و انکار مذاهب و گروههای دیگر و بویژه قلع و قمعخیل وسیع نیروهای غیر مذهبی و سکولار و بی دین بپردازد. پیروان آیین اهل حق در این میان به عنوان بزرگترین اقلیت مذهبی کشور بشدت تمام تحت فشار، تبعیض و سر کوب قرار گرفتند. این مسئله بویژه در مناطق غرب کشور که تمرکز پیروان این آیین برجسته تراز سایر نقاط کشور است حادتر بوده است.





اگر رویکرد و سیاستهای کلان رژیم در رابطه با این مردم همانگونه که پیشتر به اختصاربرشمرده شد بر سرکوب خشن وسازمان یافته بر بطن تبعیض وعدم اختصاص بودجه و امکانات دولتی در سی و پنج سال گذشته استوار بوده است، از طرف اپوزیسیون تلاش چندانی برای کمک به سازماندهی مطالبات متعدد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و اداری صورت نگرفته است. اگر چه دلیل اصلی این کمبود باز هم به وجود خود رژیم بر میگردد با این وجود و بویژه تحت شرایط مساعدی که در منطقه وجود دارد میشد قدمهای جدی در آن راستا برداشت. در رابطه با جریان خودسوزی و اعتراض وسیع مردم اهل حق نسبت به برخورد توهین آمیز و شرم آور مقامات رژیم، مجامع و نهادهای مدنی و سیاسی کرد و غیر کرد با صدوراعلامیه هایی به اعلام موضع در این رابطه پرداختند. در این میان برخی سازمانهای کرد تلاش ورزیدند بگونه ای مسئله را بازتاب دهند که گویا چنین موضوعی فقط در رابطه با مردم اهل حقصورت پذیرفته و می پذیرد. از آنجا هم که این مردمان کرد هستند، چنین نتیجه می گیرند که این سیاست رژیم تنها در مقابله با کردها اتخاذ شده است.مضاف بر آن در این اعلامیه ها و سایر موضع گیریهای این جریانات ناسیونالیست چندان اشاره ای به وضعیت اقتصادی وآموزشی واستخدامی و اداری و … مردم نمیشود چرا که نمیخواهند چنین موضوعاتی که اساس مطالبات و مبارزات توده کارگر و زحمتکش کشور ما خارج از تفاوتهای ملی، مذهبی و جنسی و… به جلو صحنه رانده شود بلکه همواره و صرفا بر تفاوتهای ملی و فرهنگی و زبانی مردم کردستان با سایر زحمتکشان ایران تاکید میکنند.

چنین سیاستی نه فقط کمکی به مبارزه مردم زحمتکش کشور ما برای برابری و آزادی نمی رساند بلکه عملا در راه همبستگی طبقاتی و انسانی مردم کشور ما سنگ اندازی میکند.



مواضع این دست نیروها ی ناسیونالیست در مورد باورمندان به آیین یارسان از سر بی اطلاعی و ندانم کاری نیست.نتیجه یک سوء تفاهم و یا لغزش قلم نیست. ریشه در بی باوری این نیروها به آزادی و برابری انسانها، به مثابه انسان و نه بر مبنای نژاد و ملیت و مذهب و زبان و امثال آنها میباشد. برای این ناسیونالیستها، جمهوری اسلامی بد است چرا که آنها را ببازی نمی گیرد. جمهوری اسلامی مرتجع است چرا که قوانین مذهب شیعه را بر کشور جاری کرده است. جمهوری اسلامی بد است چرا که کمتر وزیر و وکیل و رئیس کرد را بر میتابند! با اهل حقها بد است چون آنها کرد هستند!



چنین رویکرد وتوضیح و تفسیری اگر فرصت طلبانه نباشد، مردم فریبانه است و نتیجه اولیه آن خاک پاشیدن به چشم مردم و ممانعت از شناخت و تجزیه و تحلیل سیاستها و عملکرد رژیم توسط مردم است. آنان با چنین موضع گیریها و اشک تمساح ریختنهایی تلاش میروزند دستمایه ای برای رویکرد عقب مانده وناسیونالیستی خود بتراشند. از سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی و ظلم بی حدو حصری که بر مردمان این دیار رفته است بگونه ای اپورتونیستی بهره گرفته و بر کوره احساسات ملی و مذهبی مردم در جهت دستیابی به اهداف خود می دمند. برای چنین نیروهایی جنگ شیعه و سنی، اهل حق و شیعه، کرد و فارس و امثال آنها برکت است چرا که در سایه چنین رویدادهای هولناک و خانمان براندازی است که همبستگی انسانی و طبقاتی انسانها به سایه رانده شده و خرافات مذهبی و احساسات ناسیونالیستی به عاملی در دست شیادان و جنایتکاران برای رسیدن به اهداف ضد انسانیشان تبدیل میشود. بر چنین زمینه ای است که احزاب و رهبران مذهبی و ناسیونالیست اقتدار می یابند. بالکان و تراژدی هولناکی که در آنجا اتفاق افتاد نمونه بارز چنین سناریویی است. مسئله به همین سادگی است.



اگر این درست است که مردم اهل حق بخاطر تفاوتهای عقیدتی و مذهبی مورد ظلم و سرکوب و تحقیر سردمداران، کاربدستان و نهادهای کوچک و بزرگ رژیم قرار میگیرند، درک این حقیقت که کرد بودن این مردمان خود به عامل دیگری درتبعیض مضاعف و دشمنی و کینه توزی فزونتر رژیم نسبت به این مردمان گشته است چندان سخت نیست. در حقیقت تبعیض و ستم مضاعفی که بر اقلیتهای ملی و مذهبی کشور ما و بویژه اقشار کارگر و زحمتکش این مناطق روا داشته شده است آنچنان آشکار و روشن است که دیگر هیچ کس حتی شوینیستها و ناسیونالیستهای فارس هم آنرا کتمان نمی کنند. بنابراین امروزه دیگر تنها بیان این حقایق تلخ و ناهنجار نیست که به فرد یا نیرویی حقانیت و جایگاه دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی میدهد بلکه مهمتر از هر زمان دیگری پلاتفرم و برنامه ای است که این نیروها به عنوان راه حل و چاره این مسائل به مردم ارائه میدهند و به آنان در جهت سازماندهی خود برای رسیدن بدان و پی بردن و اعتماد به توان خود برای دگرگونی های بنیادی در جامعهکمک میکنند.



دررابطه با مواضع و تحلیل های سازمانها و نیروهای چپ و سوسیالیست  آنها در اطلاعیه های خود ضمن اشاره به ماهیت قرون وسطایی نظام سرمایه داری اسلامی و قانون اساسی موجود و ساختارهای سیاسی، آموزشی و بوروکراتیک و همچنین مراکز مذهبی که دیگر سالهاست همچون غده سرطانی به تمامی شهرها و روستاهای کشور سرایت یافته است، سیاستهای رژیم در عرصه های نامبرده را نه مختص مردمان کرد و یا عرب و بلوچ و یا بهایی وسنی و اهل حق بلکه به عنوان سیاست رسمی و اعلام شده رژیم در رابطه با اقلیتهای ملی و مذهبی و یا غیر مذهبی و لائیک تحلیل کردند. اگر چه این تحلیل درست و کاملا بجاست با وجود این بایستی اذعان کرد مسئله امروز جامعه ما دیگرصرفا اعلام موضع و محکوم کردن این یا آن جنایت رژیم نیست بلکه دخالت مسولانه و سازمانگرانه و روشنگری مبارزاتی آن حلقه مفقوده ای است که کماکان در سیاستهای این نیروها بچشم میخورد. در چنین شرایطی پرسیدنی است مردمان کارگر و زحمتکش،جوانان مبارز و مخالف رژیم و سایر توده های بجان آمده ازظلم و زور و استثمار و سرکوب رژیم اگر نتوانند پاسخ مسایل عدیده طبقاتی، اجتماعی، فرهنگی، ملی و مذهبی خود را از قطب چپ و سوسیالیست جامعه دریافت کنند، اگر نتوانند شیوه های مبارزه با وحشیگری ها و خشونت سازمان یافته نیروهای امنیتی و سرکوب رژیم را از نیروهای مدافع آزادی و برابری فرا گیرند به کدامین جبهه روی خواهند برد؟



اعتراض به تبعیض و سرکوب و نابرابری و استثمار حق هر انسانی است و نیازی به اجازه هیچ دولت و حکومتی ندارد. در واقع اگرمردم منتظر اعلام رضایت حاکمان برای هر موردی از  اعتراضات و بیان خواستها ومطالباتشان شوند، وضعیت امروزی ما بسیار بدتر از آنچه هست میبود. مردمان کارگر و زحمتکش و بویژه آنانی که از اقلیتهای ملی و مذهبی کشور می آیند تاکنون برای بدست آوردن هر کدام از حقوق امروزی خود که در جامعه کما بیش وجود دارد، مبارزات فراوان کرده اند. جمهوری اسلامی در سی و پنج سال گذشته تلاش ورزیده است تا جامعه را به عصر شبانی برگرداند. قوانین شرع را که ریشه در عصر جاهلیت دارد را به جامعه مستولی گرداند . با از بین بردن بنیانهای جامعه و برخی حقوق اجتماعی و فردی انسانها که دهه هاست در جامعه ما رسمیت یافته ، عملا هر گونه نشانی از تمدن و مدنیت را از آن پاک کند. مجموعه این اقدامات اساسا برای درهم شکستن مقاومت و اعتماد به نفس مردم برای رویارویی با سیاستهای رژیم و در نتیجه افزایش استثمار و بهره کشی توده های کارگرو زحمتکش است.

حقیقت انست که اعتراض و مبارزه میتواند و بایستی با توجه به شرایط معینی که در آن صورت گرفته و جریان می یابد اشکال متنوع ومناسب با آن وضعیت رابه خود بگیرد. این حقیقت اما ذره ای از این اصل که مبارزات رهایی بخشی که بر محور انسان زحمتکش و مطالبات و آرمانهایش شکل میگیرند بدون پایبندی و اشراف بر این مهم که از همین امروز و در طول همین مبارزات است که انسان آزاد و فارق از اجبار و استثمار فردا ساخته میشود نمی کاهد. اگرچه بدلیل سیاستهای سرکوبگرانه و خشونت سیستماتیک و سازمانیافته دولتهای حاکم برای پاسداری از منافع و امتیازات طبقات حاکم در حفظ نظم موجود در این پروسه مبارزاتی انسانهای بسیاری متحمل سختی ها و مشقات و خسارتهای جانی و مالی خواهند شد با وجود این تصمیم برخی افراد و گروهها در کاربست شیوه های فناتیکی که با فدا کردن جان انسانها میخواهد به وضع موجود اعتراض کند، ضرورتآ در راستای اهداف عمومی جنبش رهایی نخواهد بود.



اعتراض و مخالفت مردم اهل حق با زورگویی و تبعیض و سرکوب رژیم بخشی جدایی ناپذیر ازمبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه در کشور ماست. اگر چه همچنانکه پیشتر گفته شد این مبارزات میتوانند تحت شرایط متفاوت اشکال دگرگونه ای بخود بگیرند با این وجود همه آنها از پرنسیپهای مبارزاتی مشترکی سرچشمه میگیرند. یکی از اصول بنیادی این مبارزات، دفاع از حق زندگی، زندگی آزاد افراد و گروههای اجتماعی و تامین آن حق است که بدون برچیده شدن بساط خشونت و سرکوب سازمانیافته دولتی موجود در ایران قابل حصول نیست. جنبش رهایی برای بزیر کشیدن و برچیدن بساط چنین نظامی بناگذیر ممکن است در مقطع و مناطقی به قهر انقلابی متوسل شود. این امر با اقدامات فردی از قبیل آتش سوزی و خود سوزی و ترور و بمب گذاری وعملیات انتحاری، یعنی آنچه امروزه به وجوه مشخصه جنبشهای واپس گرایانه و متحجر مذهبی تبدیل شده است تفاوت ماهوی دارد.

خودسوزی تنی چند از پیروان آیین یاری با توجه به کینه و نفرت و خشم بی پایانی که از جانب تمامی دستگاههای دولتی و در همه عرصه ها در حق این مردم اعمال میشود، با توجه به عدم دریافت فریادهای این مردم حتی از جانب دیگر اجزاء جنبش رهایی و در نتیجه ضعف اعلام همبستگی انسانی و آزادیخواهانه با آنان و نبود تشکل و نهادی که بتواند خواستها و مطالبات و مبارزات 

این مردم را سازمان داده، قابل درک است. با وجود این، چنین شیوه ای از اعتراض (خودسوزی) با منطق و خواست مبارزات این مردم که اساسآ آزادیخواهانه و ضد تبعیض و ظلم و تاریک اندیشی و تحجراست، همخوانی ندارد. در یک راستا نیست. هم هدف نیست. سازنده و راهگشا نیست. بنابراین وجود و حضورجسورانه و فعال کسانی که حاضرند دراعتراض به رژیم حتیجان خود را فدا کنند، در جنبش رهایی مردم ما بسیار موثرتر و کارسازتر از آنست که با خودسوزی حاصل شود.



اکنون قریب سه ماه از حادثه جانخراش آتش سوزی دو پیرو آیین یاری در اعتراض به توهین و بی حرمتی دستگاههای رژیم به آنان و همچنین ادامه آن با خودسوزی یک نفر دیگر میگذرد. اگر چه اعتراضات چندی در پی این وقایع صورت گرفته است با این وجود تاکنون مقامات رژیم هیچگونه اقدام کنکرتی انجا م نداده اند. و البته قرار هم نیست انجام دهند! حقیقت آنست بر خلاف توهم و بی تجربه گی و یا مماشات برخیها با رژیم حاکم و جناحهای مختلف آن، مقامات رژیم نه تصمیم دارند و نه برنامه آنرا که به خواستهای بنیادین مردمان یارسان گوش فرا داده و از تبعیض و بی عدالتی و سرکوب و تهمت و تحقیر نسبت به آنان تجدید نظرکنند.



تضییق و تبعیض در حقوق فردی و اجتماعی مردم یارسان تحت نظام جمهوری اسلامی نه مختص این مردم است ونه تعجب کسی را که ناظر و شاهد سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی بویژه در رابطه با مخالفین نظری و اقلیتهای فکری و مذهبی باشد، را بر می انگیزد. این رویکرد عمومی و سیاست شناخته شده جمهوری اسلامی از جهانبینی ارتجاعی و قرون وسطایی آن که درقانون اساسی تبلور یافته، استنتاج گردیده است. شریعت در کشوری مانند ایران با توجه به سطح رشد جامعه و عوامل عدیده دیگری به این شکل که می بینیم و تجربه نموده ایم پیاده میشود، در کشوری مانند عراق هم کیشان فقهای حاکم، یعنی نیروهای القاعده در یک شب تمامی اهالی یک روستا در استان موصل (که آنجا اصطلاحا ‘یزیدی’ خطاب میشوند) را در سال ٢٠١١ قتل و عام کردند. تلفیق دین و سیاست، نزدیکی دین و قدرت و استیلای نظام دینی در جامعه در طول تاریخ همواره  برای بشریت فاجعه بار بوده است. گذشته از افراد و نیروهای غیر مذهبی و لائیک پیروان سایر ادیان و مذاهب در چنین جوامعی قربانیان اولیه چنین نظامهای دینی ای بوده و میباشند.



سرکوب فرهنگی و مذهبی مردم یارسان بخشی از رویکرد آزادی ستیز و ضد دمکراتیک رژیم است. سرکوب هار و خشن این مردم همچون سایر دگر اندیشان و ‘غیر خودی ها’ نه یک اشتباه و خودسری از جانب این یا آن بخش و مقام رژیم بلکه برخاسته از رویکرد انحصارطلبانه، ضد دمکراتیک و ارتجاعی است که بنیاد های این رژیم بر آن استوار است. کسانی که مزورانه تلاش میورزند و یا در تمامی سالیان گذشته هم و غمشان را در توجیه کردن و معتدل و اصلاح طلب خواندن این یا آن جناح رژیم بکار برده اند هدفی جز بهر ه وری از خوان یغمایی که رژیم برای مزدوران و کاسه لیسان دور و نزدیکش اینجا و آنجا و بطرق مختلف پهن میکند ندارند.



امروزه حتی اگر کسی یا گروهی بخواهد اعتقادات مذهبی و یا غیر مذهبیش را از گزند سانسور و سرکوب و تفتیش عقاید محفوظ بدارد چاره ای جز تلاش برای جامعه ای آزاد و دمکراتیک که آزادیهای بی قید و شرط  سیاسی،بیان و عقیده و اندیشه و قلم  در آن نه فقط برسمیت شناخته شود بلکه تضمین گردد ندارد. چاره ای جز دوری گزیدن و مبارزه با نظام حاکم و همدلی و همراهی با  کنشگران آزادیخواه و سوسیالیست جامعه که پیگیرترین مدافعین حقوق انسان هستند ندارد. نمیتوان هیولای جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی را از جامعه با ابزارهای مذهبی دیگری (یارسان و یا هر مذهب و دین دیگری) پس زد. تجارب مبارزات دمکراتیک و اجتماعی از زمان انقلاب کبیر فرانسه تا کنون نشان داده است که دین و مذهب عناصری متحد کننده نیستند. بستری برای همبستگی طبقاتی و انسانی نیستند. حلقه وصل گروههای متفاوت انسانی با ویژگیهای خاصی که ممکن است در هر کدام از آنها موجود باشد نیستند. درک و بیان این مسائل بر خلاف ادعاهای کاذب گروهها و دستجات مذهبی و ناسیونالیست نه تنها هیچ تمایزی با مبارزه برای آزادیهای مذهبی ودینی و یا بی دینی ندارد بلکه یگانه بستر قابل اتکا و اعتمادی است که مبارزات مردمان زحمتکش و جویای آزادی حول خواسته های مشترک شان میتواند شکل گرفته و به پیروزی برسد. با نیل به چنین اهدافی مسئله آزادیهای بی قید و شرط سیاسی و بیان و عقیده و نشردر جامعه  پاسخ می گیرد.



برای مواجهه و مقابله با آفت و بلای ویرانگری که جامعه ما با آن طرف استنمیتوان دست به دامان حاکمان شد. نمیتوان از مقامات و دست اندر کارانی که خود باعث و بانی چنین مناسباتی هستند چشم یاری داشت. نمیتوان تحت چنین نظام و سیستمی آزاد بود و به آزادگی زیست و بر اینهمه نکبتی که چنین نظامی بوجود آورده و در سرتاسر جامعه همچون دمل چرکینی گسترانده است اعتراض نکرد، لب به مخالفت نگشود و نشورید. تجربه سی و پنج سال حاکمیت سرمایه وشریعت، سی و پنج سال سرکوب و کشتار واستثمار و چپاول هست و نیست مردم نشان میدهد که تنها با نیروی متحد و سازمانیافته همین مردم است که میتوان و بایستی این دمل چرکین را از ریشه برکند. رژیم قادر است اعتراضات پراکنده و کم صدا را بسرعت و با کمترین هزینه ای سرکوب کند. در مقابل، سازماندهی اعتراضات کوچک و بزرگ مردم، اعتراضات صنفی و سیاسی مردم برای یک زندگی بهتر و شایسته، زندگی ای که در آن نشانی از سرکوب و توهین و فقر و فلاکت نیست، تنها راه پیشبرد مبارزات موفقیت آمیزمردم در جهت دستیای به مطالباتشان می باشد.



چنین مسئله ای به هیچ عنوان نافی استفاده از هر شرایط و امکاناتی برای کاهش فشارهای وارده و یا دستیابی به بخشهایی از مطالبات مردم نیست. مسئله آنست که نباید مردم را به دنبال سراب فرستاد. تنها وسیله ای که میتواند رژیم را به عقب نشینی وادار کند و از دامنه سرکوب و زندان و شکنجه و تبعید و تنگ تر کردن فضای جامعه بکاهد نیروی متحد و متشکل مردم است. چنین مسئله مهمی موضوع نوشته دیگری است که به اطلاع خواهد رسید.



الماس فرضی

سپتامبر٢٠١٣

Donnerstag, 16. Januar 2014

میرزا حسین سهرابی بانیارانی (فردوسی گوران):


میرزا حسین سهرابی بانیارانی (فردوسی گوران):
 زنده یاد میرزا حسین سهرابی  درروستای بانیاران گوران زندگی میکردند واشعار وی در مدح بزرگان وحال وهوای درونی وعشق به حق و... بوده است 
وسختیها وتبعیدهای زیادی را متحمل شده است
شخصیتی  بسیاز توانمند که آنقدر زیبا شعر می سروده  که به وی لقب فردوسی گوران را داده اند .   
فلک فن نکی ....................................دسم  و دامانت  چنم   فن نکی
 چون  جرده  رای   قافلم  نکی..............بن چینه  و یانم   ریشه کن  نکی
 چون تجار  دانم  غرق  آو  نکی .............کشتیم  گیر دام  و  گرداو  نکی
چون درویش برگم وکلپوس نکی.............ورد   زوانم   و  یا  دوس  نکی
 سر تا پای برگم  سفید پوش نکی ...........خاک  الحدم  و ژیرگوش   نکی
تخته سنگ وفرش بالا پوش نکی............ویلی   کلفتم     فراموش    نکی
بساطم  و خاک     سیا تار  نکی...........هاو  دمی  یاران  لیم  بیزار  نکی
تو راحم   رحم  من  گنام   کردن.........مبو   نه   تقصیر    بندت   ویردن
اگر   نکردم     خاطرت  ریشن .........هنی    تفاوت  من  و  تو    چیشن
تو   راحم   رحم   صبور  ستار.......من ایجاد نه خاک عاصی عصیان بار
توهاید  و روی  چرخ  هفتمینوه........پی   قصد   چن   کس   و    کمینوه
من  افتاده   خاک    و   خمینوه ........دیدم       نمناکی    و       اسرینوه
صرف   نظر  کی  گنای  ویردم ........پیر و  پشیو حال      ویلان   هردم
یه دی  کی  قانون  آقا   و نوکره.........کی  شرط   انصاف  رعیت  پروره
التجام    ایدن    کارساز    کریم .........هم   شادم    بکی  و  وطن     ویم
حسینم  غریب   کردستان   زیدم.........غیر  نه  ذات   تو    نین      امیدم
سهرابی  گناش   نه  حد    ویردن.....امیدش و دست    شهنشای    شرطن

له اشعار شاعر شیرین سخن و عارف بزرگ گوران میرزا حسین بانیارانی





له اشعار شاعر شیرین سخن و عارف بزرگ گوران میرزا حسین بانیارانی












افزودن عنوان










نمندن و کس

دنیا تا و سر نمندن و کس

هی دل تا و کی تو های و هوس

مایلی و میل مهوشان مس

ار چون سلیمان انگشترید بو

سلسله سامان دیو پرید بو

انس و جن و دیو نه فرمانت بو

هزاران سپا نه دیوانت بو

باز هم تا و سر دنیات نوردن

عاقبت مرگن هر مبو مردن

ار چون شاه جمشید جم آرا جم بو

هفتصد سال پایه تختد محکم بو

تاج سلطنت له روی سرد بو

بیست و چوار کشور فرمان برت بو

ار چون شاه ضحاک مار نه دوشت بو

سر تا پا لباس غضو پوشت بو

نه هزار سال عمر یک روژت کم بو

ایران کل نه ژیر ظلمت ماتم بو

روژی دو نفر باج و تیغت بو

خوراک ماران بی دریغت بو

ار چون فریدون فرت و بار بو

مدامن چهرت چون نوبهار بو

نه دس راست سام سوار بو

نه چیت تارون خنجر گذار بو

سلسله سپات هزار هزار بو

ضحاک نه بندت حلقه زنهار بو

تاریخ عمرت نه پانصد سال بو

دشمنانت گشت بی پر و بال بو

ار چون منوچهر ذات و زورت بو

فرمان روایی سلم و طورت بو

ار چون کیقباد نه البرز کوه بید

تقوا و طاعت دار دور نه گروه بید

نهصد سال تمام ایران مدار بیت

نه تخت شاهی ویت بیقرار یبتگ

ار چون کیکاوس طبل کوست بو

چن هزار فیلان منگلوست بو

تاج دانه بند طاوس پرت بو

طوس سپه دار صاحب فرت بو

تاریخ عمرت نه پانصد سال بو

صد سر نه پایه تختت پامال بو

ار چون کیخسرو خسروانیت بو

دوشقه ی درفش کاویانیت بو

شب رنگ بهزاد اسب ژیرت بو

برزو فرامرز زال پیرت بو

شیری چون روسم پهلوانت بو

سراسر جهان نه فرمانت بو

جام جهان بین جهان نمات بو

با خور نه سر عرض و سمات بو

باز هم تا و سر دنیات نوردن

عاقبت مرگن هر مبو مردن

ار چون روسم کله دیو نه سرت بو

خفتانب نه پوس بور نه ورت بو

نعره رعد آسا کوهان کنت بو

حلقه خم خام دیوان بنت بو

گرز نهصد من سام دورت بو

اسلحه و اسباب پوس بورت بو

نه هفتصد فزون سالت تمام بو

بابوت زال زر ژ نطفه سام بو

رخش میدان جوجهان گیرت بو

تدبیر طلسم زال پیرت بو

باز هم تا و سر دنیات نوردن

عاقبت مرگن هر مبو مردن

چون گودرز درفش خورشید فشت بو

هفتاد و هشت کر لشگر کشد بو

گیو صف شکن پیران گیرد بو

بهرام و فرهاد دنگ دلیرت بو

بیژن جنگی نوجواند بو

کشنده حومان پهلواند بو

باز هم تا و سر دنیان نوردن

عاقبت مرگن هر مبو مردن

ار چون قارون گنج بیشمارت بو

دانه و جواهر و خروارت بو

صد قطار شتر ژیر بارت بو

چند نو محوشان پرستارد بو

حسین درد دل با هر نه دل بو

دلکت چون طاو طیان نه کل بو

هزاران چون تو آمان ویردن

هیچکس تا و سر دنیا نوردن

عاقبت مرگن هر مبو مردن

تمام رنج بیور هناسه سردن

با تشکر  له  زحمات جناب  دکترکیخسرو  بابائی  ئه رای  وینه کانی

Mittwoch, 15. Januar 2014

دیوان میرزاحسین بانیاران گوران

جمخانه سید رضابیگ گوران
وینه گر .دکتر کیخسرو بابائی


دس انتقام مدام نه کار
ناظر اعمال صبح و ایواره
آرو جدم نی کره ناره
نی مکان گرم شعله شراره
هر له جوانی تا ایسه پیرم
تاریخ اعمال خوم ها و ویریم
شرح اقدامات ویم و ویرمن
لی حال پیری دامن گیر من
یسه مکافات عمل درو کم
نه روژ راحتم نه شو خو کم
زبور و صحوف تورات و انجیل
فرقان محمد (ص) سورۀ ابابیل
هر پنج قرائت خیر العمل کن
اوسا نه پاداش نعم البدل کن
حسین وو کسه جهان نا بنیاد
بابا آدم چنی حوا کرد ایجاد
هر کس کردۀ ویش نه پیش پاشن
پاداش عمل راهنمای راشن
غیر له یه دی هیچ له دنیا نین
تقسیم عمل له ازل بین
دیم هر کس بذری شنن پری ویش
آنه ورگیرو بی خوف اندیش
شاکر دیوان گرگان چنی میش
کس له کرده کس ندارو اندیش
اوسا بو سام خط نامه عنبر فام
چون شفای ملهم نیام نه روی زام
ساکن بی زامان نه درد قاتل
مدرام نه عرق شکوفیام چون گل
گشاد بی کلید قاپی مشکلم
خیالات خسم درچی نه دلم
حسین پروانه له شوق گلم
مهر محبت مولا نه دلم

دیوان میرزاحسین بانیاران
با تشکر از  آسید  پیرم صدرا میره  بیگی 

Montag, 13. Januar 2014

شهید کاکی حسن مه قسودی

 شهید کاکی حسن مه قسودی

ره نگینه خون سه ر سه وز سه واران
هه نای چک چک بچکیه یدن له ئاوان
نه شین دیری نه گیرستن نه شووردن
شه هیدیگه و سه ری نریاس له داوان
علی الفتی

اوضاع تاریخی و جغرافیایی روستای.سنگان که آرزویش به دلم مانده جای اجداد باشد ولی ما تو نباشد ؟






دوستان  عزیز؟
اینجا روستای سنگان که  یکی از قدیم ترین  روستای ما  بوده  که  چند  خانوار یارسانی در  این  روستا زنگی  می کردند و با سر کار  آمدن رژیم جمهوری اسلامی و و بعضی از  خدا  بی  خبر که  این  هم؟
  ربط  به   حمله  سپاه یاسداران  به  روستای قورچی واشی  دارد؟
شاید  نزدیک  به هزار  بار به  وزارت  کشور  به  دادگستری  به  دیوان  ریاست جمهوری شکایت    کرده ایم  ولی  هیچ  نتیجه  ای که  حاصل داشته  باشد  نگرفتیم  چرا ؟
  چون  خوت  قاضی  دادگستری  شهرستان  دالاهو  یکی  از کسانی  بود  که  گفته  اینها  باید  به  هیچ  وجود  در این  روستا  زندگی  نکنند  جون  اینها ضد انقلاب  و کافر هستند چر  جون  جز کوردان  یارسان  بودیم   ایا از این همه تبعیض و نا برابری باید تا کی  سكوت کنیم
كجای این مملكت مال ماست؟و چه تعلق خاطری باید به آن داشته باشیم
نه صاحب قدرتی یافتم كه جوابمان دهد ،

هر چه جوهر در انحصار حاكمان  جمهوری اسلامی بود برای كشیدن خط بطلان بر ما انجام  شد  و هر چه طبل در اختیارشان در راستای خفه كردن ناله امان  در قعر این ظلمتكدة تار.




آشنائی گمشده ام در سرزمین دیرین  ما  ایران ، از مهد تمدن ، زادگاه كوروش و زرتشت ، سرزمین نیكی ها ، نور ، راستی ، انسان دوستی و مدارا . « از فضل پدر مرا چه حاصل ؟» زادگاه كُردان نگهبانان بی جیره و مواجب. از یاران « یارسان » مسكوت مانده و فراموش شده . می شناسی ام ، نه با جسم بی رمق و نام و نشانم ، بل با قلم لرزانم كه هر ازگاهی نیشتری می شود از بهر تركاندن بغض درونم و از خونابة چركین دلم ، كمرنگ خطی می نگارد بر دل یخزدة شب زدگان. شاید كه خراشش برباید خواب از چشم كسی و بگشاید برویم روزنه ای از عشق و امید و شریكم كند از آتش و حُرم . حُرمی كه از كُندة اجدادم گشته پدید .

چه زیباست وقتی تكه كوزه ای با خطوط كج و معوج ، میراثی از فرهنگ بخوانند و اندر قاب حمایت ، چون شیشه عمر بدانند و چه زشت است كه « اندیشه » كه خط و كوزه و فرهنگ ، همه حاصل اوست با چكمة تعصب له كرده و ممنوع بخوانند . ای حامی فرهنگ ، دست مریزاد !!

یارانم از میان تمامی بشریت برخاسته اند ، معیارشان راستی ، پاكی ، افتادگی و گذشت است ؛ با هر آئینی ، مرامی ، مسلكی ، ملیتی. احیاگران فرهنگ ایران زمین اند و زبان و ادبیات و فرهنگ دیرین  كُردی




اوضاع تاریخی و جغرافیایی روستا.سگان

به امید روزی که همه ی انسان در کمال احترام وبه دور از زیاده خواهی وگرایش به ظلم وطرفداری از نا حق در کنار همدیگر زندگی کنیم و از باهم بودن لذت ببریم نه ذلت. و هرکس حق وحقوق خود ار بداند وبرای حقوق دیگران نیز احترام قایل باشد  .         


مشخصات تاریخی : نام رسمی فعلی روستا امامیه علیا می باشد که این روستا در طول دورانهای مختلف تاریخی و با توجه به آثار به جامانده از گذشته نامهای مختلفی از قبیل سگان و سمنگان داشته است . گویا نام سگان که قبل ازبه سر کا امدن  انقلاب اسلامی نام داشته است بر گرفته از نام سمنگان می باشد. ولی تعدادی معتقدند که نام آن از سه تا تپه ، که به سیان گرفته شده است و عدهای معتقدند که بخاطر سنگ زیاد آن بوده است که به سنگان نام داشته است . ولی آنچه که واقعیت است و برگرفته از منابع تاریخی کرمانشاه در گذر تاریخ و کتاب ایلات و عشایر کرمانشاه و آثار به جامانده در این روستا همان سمنگان درست است. احتمالا به قبل از مهاجرت آریایی ها به فلات ایران و به دوره ی قوم لولوبی ها می باشد قوم لولوبی در زمان پادشاهی آنوبانی نی و آثاری هم در دوران هخامنشیان و ساسانیان که مربوط به 2000 تا 2500 سال پیش می باشد کشف شده است . {در محله ای به نام گبری (گوری)} .
......................
اماکن دیدنی وگردشگری روستا:اماکن طبیعی واماکن زیارتی

  از اماکن طبیعی می توان به کوههای زیبای نواکوه-پی کوله وکمر زرد اشاره کرد که نواکوه با ارتفاع 2500متر وگلهای لاله ی واژگونش زیبایی خاصی به این منطقه بخشیده است.چشمه های زیبای کوچک صاف-برضا-وهمچنین تپه های زیبای شاوکه – دارتایو-چیاقیو-چیاجنی-بان مله-بان چاله-گیوژه گه-ر´وبریای و...
....................................



    پوشش گیاهی وجانوری این منطقه:درکوهها ومراتع این منطقه انواع گونه های گیاهی وجانوری وجود دارند که عبارتند از:

  پوشش گیاهی:انواع گونه های خوراکی –غیر خوراکی-درختان-درختچه ها وبوته ها وجوددارند که به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم

   گیاهای خوراکی :کنگر –پاقازه- گیلاخه- سلمانه – تولیه –تیرپوکه –چوبازه –سیوه رونه –کول – زوو –پیرچک –گونور و....

گیاهان غیر خوراکی که استفاده های  فراوانی دارند:سه پره –کما-آسن درگ- زرده سیری-چویر-اسپند- سیوه راتگ –انواع گل ها –پیچنک- پی کول و....

درختان:در کوههای این منطقه به خصوص کوه نواکوه درختانی همچون  بلوط –ون(ونوشک –پسته وحشی)_ زالزالک (گیوژ) –گلابی(امرو) –کی کو –ارجن –تایو و.....

درختچه:از درختچه های مشهور این منطقه می توان به گیلاس وحشی (بلالیوک)و تنگس اشاره کرد.

بوته ها : بن جگ – بن جقان –کتیرا- هزبوه – گیاه چای –وایم و...

انواع گونه های جانوری :

 پستاندران: خرس –گرگ –روباه –کفتار –شغال –جوحه تیغی –خرگوش- موش صحرایی –موش کور –سنجاب –گراز –وبه گفته بعضی ها پلنگ نیز در نواکوه وجود دارد.و...

پرندگان:کبک –سوسگ –جغد(بایه قوش)- کبوتر –یا کریم(وناوکه)-گنجشک- گنجشک کوهی(جقه) –شانه به سر –بلبل –فیسقه –عقاب –شاهین (واشه )-کلاغ –غاژ و....

خزندگان:مارمولک –مار –لاک پشت (کیسل)-خی جه مرخن _قوم قومک و...

دوزیستانی همچون قورباغه و وزغ وحشراتی چون انواع مگسها – ملخ –پشه(پخشه کوره) –مورچه –زنبور –گازولک – زرینه جیکه –سنجاقک و...


Freitag, 10. Januar 2014

فراخوان جمعی از سازمانها و فعالان مدنی و حقوق بشری کردستان در حمایت از خواستهای مردم یارسان

فراخوان جمعی از سازمانها و فعالان مدنی و حقوق بشری کردستان در حمایت از خواستهای مردم یارسان

مطابق ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هر کس حق آزادی فکر، عقیده و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه به طور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می‌باشد. و هیچ‌کس نباید مورد اکراهی واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد. ودولت‌های طرف این میثاق متعهد می‌شوند که آزادی والدین و بر حسب مورد سرپرستان قانونی کودکان را در تامین آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات خودشان محترم بشمارند.
در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد. کە حکومت اسلامی ایران نە تنها تامین کنندە این مزایا برای پیروان هیچ مذهب و ایینی در ایران بجز مذهب شیعە اثنی عشری نیست بلکە پیروان دیگر مذاهب و اییینها را نیز مورد سرکوبهای غیر انسانی و ضد حقوق بشری قرار میدهد.
دو نفر از فعالان مدنی و حقوق بشری ملت کورد از جامعه یارسان به دلیل نشان دادن نارضایتی و آشکار کردن سرکوبهای رژیم تمامیت خواه اسلامی نسبت به اقلیت های ملی و مذهبی در مقابل فرمانداری شهرهمدان خود را به آتش کشیدند، کە پیامد ان اعتراضات نهادهای حقوق بشری و اجتماعی را بە عملکرد حکومت تمایت خواە جمهوری اسلامی بە دگر اندیشان را بە همراە داشت.
همزمان در گذشتە ما شاهد بودەایم کە سرکوبهای حکومتی در ایران بر این بخش از کردستان بە دلایل مذهبی بیشتر از مناطق دیگر بودە است، از همان ابتدای بوجود امدن حکومت اسلامی با تبعید گروهی و سوزاندن روستاها و راندن شهروندان بە منطقە جنوب کردستان( کردستان عراق) دشمنی خود را با این مردم افزایش دادە است و اخیرا از ترمیم و بازساخت عبادتگاههای تاریخی این مردم جلوگیری کردە و حتی بارها انها را نیز را ویران کردە است.
در همین راستا مردمان یارسان در حرکتی اعتراضی در جلوی استانداری کرماشان خواهان پایان بخشیدن به این احجاف ها شدند کە مسئولین امر نیز به آنها وعده تحقق خواسته های آنان که خواستی انسانی و حقوق بشری است، را دادند. ولی چنانچه معلوم بودە است ، وعده ها به منوال طبیعت سیستم سیاسی حاکم بر ایران، تنها در حالت وعده باقی ماندە است و هیچ گونە اقدامی صورت نگرفتە است. معترضان یارسانی کرماشان در آن روز در جلوی استانداری کرمانشاە اعلام داشتند که تا روز چهلم آن عزیزان صبر خواهند نمود و دوباره در روز چهلم اعتراضات خود را از سر خواهند گرفت، اعتراضی برای تحقق ابتدایی ترین حقوق انسانی.
چند روز گذشته جمعی از فعالان مدنی و فرهنگی شهرهای کرماشان، سنه و ایلام در فراخوانهایی جداگانه از خواست مردم یارسان حمایت نموده و از مردم کردستان خواسته اند که در روز پنجشنبه، 20 تیرماه در جلوی استانداریهای این شهرها تجمع کنند.
در همین راستا ما به عنوان سازمانها و فعالان مدنی و حقوق بشری کردستان، حمایت خود را از مطالبات انسانی و بشردوستانه مردم یارسان و فعالان مدنی کردستان اعلام می داریم و ازتمام انسان دوستان خواستاریم کە پشتیبانی خود را از خواستهای یارسانیان کە خواستی انسانی و حقوق بشری است اعلام نمایند.
1ـ اتحادیه دانشجویان دمکرات کردستان ایران
2ـ سازمان دانش آموختگان کردستان ایران
3ـ کیهان یوسفی، فعال سیاسی
‏4ــ کیارش شهسواری، فعال سیاسی
‏5ـ شکوفه قبادی، فعال حقوق بشر
‏ 6ـسامان فقەنبی،دبیر اتحادیە جوانان دمکرات شرق کردستان
‏ 7ـ اريا حسيني , فعال دانشجويي
‏ 8ـ علی منظمی، مسئول اتحادیە دانشجویان دمکرات کردستان ایران در خارج از کشور‏
9ـ بهار حسینی،نویسندە‏
10ـ مختار هوشمند فعال هنری و سیاسی
‏11ـ شاهو حسینی – روزنامەنگار
‏ 12ـ کاووس عزیزی ، فعال سیاسی
‏13ـ  وريا تاسه ؛دانشجو….فعال مدني
14ـ سجاد شاهمرادی-فعال سیاسی
‏15ـ  شۆڕش مورادی – چالاکی مه‌ده‌نی‏
16ـ  پێشەوا عەلی پوور – یەکیەتیی نەتەوەیی خوێندکارانی کورد‏
17ـ ئاسۆ پیرۆتی – خوێندكار
18ـ ئەمین قادری-شانۆکار
19ـ موسی باباخانی عضو رهبری حزب دمکرات کردستان ایران
20ـ عطا دالاهو

یارسانیان در ایران، وقایع روز و خواستها در جمهوری اسلامی

. در واقع ما بجز رسانه ها به عنوان مدافع خویش که صدای حق طلبانه ما را به گوش جهانیان برساند، کسی دیگر را نداریم. آرزو دارم بدین وسیله حداقل هم میهنا عزیز و هم ملیتهای ارجمند با گوشه ای از دردها و ظلمهای مضاعف که به ما به عنوان کرد و اقلیت آئینی می رود، آشنا شوند و بیش ازپیش به همبستگی خود، برای کسب حقوق اولیه ما که دهها سال است پای مال شده، ادامه دهند. متأسفانه با وصف اینکه آئین یاری از قرن پنجم هجری به این طرف عملا وجود دارد، اما هرگز آمار دقیقی ازملیتها و آئینهای غیر اسلامی و ازجمله مردمان کرد یارسانی گرفته نشده است، لذابرمبنای شمارش شهرها ودهکده های یارسان یا اهل حق نشین، نشان داده می شود که تقریبا حدود دو ونیم میلیون یارسانی فقط درایران وجود دارد که حتا خود صاحب نظران یارسانی از این رقم کم اطلاع اند. برخی ها حتا ریشه های آئین یاری را به دوران بودائیسم و زرتشتی گری و مزدائیسم و مانی ئیسم، به دلیل اعتقاد به تناسخ روح بر می گردانند. درهرحال آئین یاری، باوصف تاریخ هفتصد ساله نوشتاری اش، یعنی ازدوره سلطان سهاک (=باد سرسر) نه سلطان اسحاق که واژه عربی است، برای اکثر مردمان ملتهای ساکن ایران آشنا نیست وبسیاری از روشنفکران جامعه باتاریخ و فلسفه این آئین غریب اند. البته اینهم دلایل مشخص دارد که آثار یارسانی درطول هفتصد سال اجازه چاپ نیافته است و درسیستمهای دیکتاتوری نشرآثار یارسانی که به مذاق رژیمهای حاکم ساز گار نبوده ونیست، ممنوع گردیده اند وبهمان شکل دستنویس درنسخه های محدود مانده است. لذا قابل فهم است که کسی درمورد این آئین وفرهنگ چیزی نداند. درسالهای اخیر بسیاری از یارسانیان صاحب نظرکتب و مطالبی درمورد یارسان بویژه درخارج ازکشور نشر داده اند. از جمله بنده تا کنون کتابها و مقالات چندی درمورد تاریخ و فلسفه آئین یاری که همان تناسخ روح یا به زبان اروپائیان «ری اینکارنایشن» است، نگاشته ام. درکتابی به زبان آلمانی حدود ٣٥ صفحه آن به آئین یاری اختصاص داده شده که در سال ١٩٩٢ در دانشگاه برمن منتشر گردیده است و این آئین غیر اسلامی تاحدود زیادی به آلمانی زبانان از جانب من، معرفی شده است. کتاب دگرم که تز پروفسوری می بایست باشد، بنام»نگاهی گذرا به تاریخ و فلسفه اهل حق (یارسان)» در سال ١٩٩٩ در استکهلم توسط کتاب ارزان، نشر یا
فته. این کتاب اگر در ایران اجازه انتشار می یافت بی تردید با تیراژ بالا به چاپ چندم می رسید. لایق ذکر است که باوصف ممنوعیت چاپ اش در ایران، مردم یارسانی اهل کتاب با علاقه و بدون توجه به امر ممنوعیت، هزارها نسخه از آن کپی کرده اند. تا جائیکه نگارنده برای جلو گیری از تقبل هزینه مردم، آن را بر روی سایت یارسان آزاد گذاشته که برای نیاز و استفاده عموم یارسانیان روی اینترنت باشد و تا کنون صدها نفر برای کارتحقیقی و غیره از نگارنده درخواست کرده اند و من بدون هیچگونه چشم داشتی، کتاب را با ای میل برای متقاضیان آن ارسال نموده ام. کتاب دگر درمورد «مختصری ازتاریخ وفلسفه ادیان» که حدود چهل صفحه از آن را به یارسان اختصاص داده ام و به زبان کردی، در چاپخانه ارس، دراربیل پایتخت حریم کردستان، منتشر گردیده است. این کتابچه دراصل به فارسی نگاشته شده وتوسط دوست عزیزم ناصر رزازی، یکی ازخوانندگان معروف کردبزبان کردی برگردانده شده است. علاوه بر همه اینها مقالات متعددی در مورد گورانها و اشاره به آئین یارسان نگاشته و منتشر کرده ام. متأسفانه باز هم این آئین و فلسفه آن به دو دلیل هنوز در تاریکی تاریخ مانده است: اولا با تأسف باید بگویم که ما کتاب خوان کم داریم و رژیمهای دیکتاتوری با بوجود محدودیتهائی در امر داشتن کتاب به این عقب نگهداشته شدگی کمک می کند و دوما چون تیراژ کتب کم بوده بالاترین هزار جلد و تبلیغ آئینی بطور کلی ممنوع بوده، زیرا هنوز این آئین درمیان کشورهای اسلامی نا آشنا است. باوصف تحقیقات خاورشناسان و ارائه اسناد تقریبا درست هنوزهم در اروپا برای دادگاهها و مردم عادی بصورت اسرار مگو باقی مانده است. مثلا آئین یاری، مانند بهائیگری درایران نیست که فقط ٣٠٠٠٠ نفر زندگی می کنند، اما شناخته شده ترین هستند و حتا درسازمان ملل نماینده دارند. باخوشحالی دنیای امروز دنیای ارتباطات سریع الکترونیک است و به آسانی می توان همه مطالب را در کوتاه ترین زمان انتقال داد. اگرما یارسانیان حتا آنهائی که به این آئین هیچ باور ندارند، یک کمی به فرهنگ آباء و اجدادی خود بنگریم و رقابتهای پیش پا افتاده را کنار بگذاریم و همه چیزدان نباشیم و هیچی ندان، می توانیم این فرهنگ و جنبه های مترقیانه آن را تقویت کرده و برای خود درسطح ملی وبین المللی وزنه ای باشیم. برای مثال حقوق برابر بین زن و مرد نمونه بارز مترقی بودن این آئین است. درباره وقایع اخیر یکی ازسادات تنبور نواز، به نام آسید فریدون حسینی که اورا در میان یارسانیان ازمطلعین آئین یاری می توان به حساب آورد، اطلاعات کوتاهی در ارتباط با واقعه اسفبار اخیر همدان در فه یسبوک خود نوشته اند که من باتصحیحات و اضافه کردن اخباری که ازایران دریافت نموده ام، بشرح زیر آن را می آورم.

اطلاعیه در مورد توهین به آئین یارسان و خودسوزی دونفراز مردمان یارسانی



اطلاعیه در مورد توهین به آئین یارسان و خودسوزی دونفراز مردمان یارسانی

هم میهنان ارجمند، جمهوری اسلام بوحشت افتاده است و بهر نحوی که از دستش بر آید، نه اینکه مخالفین را سرکوب می کند، بلکه با شدت به پیروان دیگر آئینهای غیر حاکم و بویژه آئین یاری، توهین می نماید، بی جهت تحت تعقیب قرار می دهد و زندگی را بویژه برای مردمان یارسانی که نمی خواهند با روی و ریا زندگی کنند و اصلا نمی خواهند فرزندان شان را با دروغ پرورش دهند، درد سر ایجاد می کنند، اگر چه آنان هیچ گونه تبلیغی علیه آئین حاکم بر ایران نکرده و از قوانین دولتی پیروی می کنند.
چند روز پیش که من عازم استکهلم بودم، یک ساعت قبل از حرکتم، از ٣ منبع متفاوت به من اطلاع دادند که یک اهل حق در همدان به دلیل اینکه پول نداشته است مهریه زنش را، نقد بپردازد، اورا زندانی کرده اند و در زندان سبیلهای او را تراشیده اند. به اعتراض به این توهین به فرد زندانی که یارسانی بوده، دو نفر اهل حق جلو فرمانداری همدان، خودرا به اعتراض، آتش زده اند. یکی از آنها که ٦٥ در صد سوخته است و اکنون بیمارستان است و فرد دیگری نیز در اثر این سوختگی بنام نیک مرد طاهری فوت کرده است. 
همین امروز گزارش مفصل تری از این حادثه دلخراش از جانب یک سید مطلع در امور یارسان، بنام سید فریدون حسینی مقیم نروژ برایم رسیده است که بیشتر مورد توجه باید قرار گیرد و من برای اطلاع رسانه های محترم و پخش آن بویژه برای بی بی سی، صدای آمرکریکا و همه رسانه های اینترنتی آن را ارسال می نمایم.
«خلاصه ای از حادثه ی دلخراش همدان برگ دیگری از ظلم و ستم بر یارسانی های ایران یارسان به عده ای از مردم کرد زبان گفته می شود که پیرو یک دین کاملأ بومی و کردی به نام دین یاری هستند که در ایران به « اهل حق » ودر عراق به « کاکه ای » معروف هستند.البته هم اکنون از ملیت های دیگری مانند « آذری ها» (ترکها) و «لرها» و بخشی از فارسی زبانان دراقصی نقاط ایران و کشورهای همسایه دارای این آیین هستند. همانطور که هر اعتقاد یا ایدئولوژی هر ملتی نشانه ای ظاهری به عنوان شناسه خود دارد، پیروان یارسان نیز بر اساس توصیه « پیر» و بنیانگذار آئین شان باید دارای سیبیل (شارب) باشند و سیبیل برایشان مقدس است .اما متأسفانه به دلیل اینکه دین این مردمان صلح دوست و مهربان ، در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده است، مردمان پیرو این آئین از حق و حقوق برابر در جامعه برخوردار نبوده و همواره مورد بی مهری و ظلم دولت حاکم قرار گرفته اند یارسان با داشتن بنا به نوشته های مستند جمعیتی حدود دو و نیم میلیون نفر فقط در ایران دارد، بزرگترین اقلیت دینی ایران محسوب می شوند که هیچ نماینده ای در مجلس شورای اسلامی ودیگر نهادهای دولتی ندارند . در مورخه دوازدهم  خرداد سال جاری، مسئولین زندان همدان اقدام به تراشیدن سیبیل های یک زندانی یارسانی (به نام کیومرث تمناک) که به دلیل شاکی خصوصی درزندان بسر می برد، نمودند.  یکی ازدوستان این  زندانی یارسانی ( به نام حسن رضوی) که از این موضوع مطلع می شود به فرمانداری همدان مراجعه می کند و در آنجا ضمن اعتراض و روشنگری در میان مردم، ناگهان خود را به آتش می کشد مآمورین سر می رسند ونامبرده هم اکنون با ٦٠درصد سوختگی در بیمارستان مطهری تهران تحت الحفظ ومراقبت ، بستری شده است. 
در تاریخ پانزده خردادیک یارسانی دیگر به نام نیک مرد طاهری  که اهل شهر صحنه بوده ودر شهر ساوه زندگی می کرده است ، ضمن اطلاع از موضوع به همراه یک فیلمبردار به فرمانداری همدان مراجعه و پس از اعتراض و روشنگری و توضیحات لازم برای مردمی که در محل تجمع کرده بودند، در انظار عمومی خود را به آتش می کشد و بلافاصله در اثر سوختگی بیش از حد جان خود را از دست می دهد. در این هنگام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی سر می رسد و ضمن متفرق کردن مردم حاضر ،فیلمبردار رانیز بازداشت و به همراه  جنازه نیک مرد طاهری با خود می برد. روز گذشته وقتی که خبر به خانواده ها در صحنه می رسد، همه مردم از جمله خانواده ی نیک مردطاهری در اعتراض به عدم تحویل جنازه، تصمیم به تجمع اعتراضی در جلو فرمانداری شهر صحنه در می گیرند اما ظاهرأ وزارت اطلاعات با کنترل تلفن ها از این موضوع باخبر می شود و در ساعت چهار صبح امروز جنازه را به درب منزل پدر نامبرده تحویل می دهد و ضمن تهدید وارعاب آنها، از خانواده ی آنان تعهدمی گیرند که جنازه بدون سر وصدا دفن گردد. اما خوشبختانه مردم به این تهدیدات اهمیتی ندادند و ظهر امروز جنازه شهید نیک مرد طاهری با شرکت مردم یارسانی و غیر یارسانی شهر صحنه و هزاران نفر از تهران کرمانشاه و سایر شهرهای حومه به صورت باشکوهی برگزار گردید وسپس جمعیت به سوی فرمانداری شهر صحنه راهی شدند ودرآنجا یکی از سادات محترم در این مراسم اقدام به سخنرانی شجاعانه ای نمودند و پسر عموی شهید نیک مرد نیز ضمن سخنرانی مهمی، خواسته های مردم یارسانی را در قالب یک قطعنامه اعلام نمود که با تآیید و تصدیق همه ی حضار مواجه شد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و نیروی انتظامی از ترس اتحاد و همبستگی این خیل بزرگ جمعیت مردم یارسانی، نتوانست اقدام به حمله و یا حرکت نسنجیده ای بنماید. ضمنأ درپایان این مراسم شرکت کنندگان یاد آوری  کردند که تارسیدن به خواسته هایشان از پای نخواهند نشت.  
به تأکید می توان گفت که در طول حیات ننگین ٣٤ساله جمهوری اسلامی ، چیزی جز محرومیت، زندان ،شکنجه و بازداشت و پایمال شدن حق وحقوق،  نصیب مردم یارسان نگردیده است ،لذا حداقل اعتراضی که می توان به سیاست های ضد مردمی این نظام دیکتاتوری نمود، تحریم انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری است. در واقع شرکت در انتخابات فرمایشی خیانت به خون همه ی شهیدان راه آزادی و دمکراسی است . امید است که مردم یارسان داخل وخارج از کشور از همبستگی و اتحاد در این مراسم تشیع جنازه شهید طاهری،  درس خوبی گرفته باشند تا باکنار گذاشتن اختلافات سطحی وکوچک عقیدتی خویش، و با همدلی واتحاد یکپارچه پایه های ظلم را به لرزه درآورند. سید فریدون حسینی (نروژ) ١٦/٠٣/١٣٩٢»
این گزارش تقریبا مفصل تری بود از جریان قتل و نابودی سیستماتیک مردمان یارسان که بطور صلح آمیز برای حق و حقوق خویش مبارزه می کنند. ما از مردم آزاده جهان می خواهیم که صدای یارسانیان را به گوش نهاد های دمکراتیک برسانند و بدانند که جوانان یارسانی به محض دفاع از آئین خویش، از همه حقوق اجتماعی محروم هستند و دسته دسته، ناخواسته به کشورهای جهان روی می آورند.

از طرف انجمن فرهنگی جامعه یارسان

روزنامه دولتی جام جم

روزنامه دولتی جام جم


روزنامه دولتی جام جم در نسخه روز یکشنبه سیزدهم مردادماه کاریکاتوری به چاپ رسانده که نشانه های توهین به اعتقادات یارسانیان در آن دیده می شود و این موجب اعتراض مردم یارسان شده است .
حدود 3 ماه پیش مأموران دولتی ایران در زندان همدان پس از توهین و تحقیر یک زندانی یارسان بنام کیومرث تمناک در زندان همدان سبیل وی را به زور تراشیدند که این موجب اعتراضات گسترده جامعه یارسان خصوصا در همدان و کرماشان شد و حتی سه معترض یارسان برای نشان دادن اعتراض خود به برخورد حکومت ایران اقدام به خودسوزی کردند و جانشان را از دست دادند .
فعالان یارسان می گویند کیومرث تمناک که در زندان همدان مورد تحقیر و توهین قرار گرفته بود یک کفاش است و کاریکاتور منتشر شده در روزنامه دولتی جام جم در اشاره به او بوده است .
در این کاریکاتور تصویر مردی به نمایش درآمده که در ابتدای یک صف با سبیل خود مشغول واکس زدن کفشهایش است .
این کاریکاتور روزنامه جام جم روز یکشنبه 13مردادماه در صفحە آخر منتشر شدە است.
چرا شخص سمت چپ شغلش کفاشی است؟؟؟؟
چرا صورتش بر عکس آن 3تن دیگر بی سبیل است ؟؟؟
چرا افراد منتظر سبیل دارند ؟؟؟
چرا نفرات در صف انتظار 3تن میباشند ؟؟؟
…………………..
محکوم می کنیم همه با هم و در کنار هم …..
 «خلاصه ای از حادثه ی دلخراش همدان»
برگ دیگری از ظلم و ستم بر یارسانی های ایران افزوده شد.
یارسان به عده ای از مردم «کرد» زبان گفته می شود که پیرو یک آئین کاملأ کردی به نام «آئین یاری» هستند که در ایران به اهل حق و در عراق به کاکه ای و در ترکیه و سوریه به علوی و بگتاشی و درلبنان به دروزها معروف اند که دراین آخریها تغییراتی درروش و شیوه دعا ونذر ونیاز داده شده است. البته هم اکنون ازملیت ها واقوام دیگری همچون آذری ها، ترکها و لرها و عربها و بخشی از فارسی زبانان در اقصی نقاط ایران و کشورهای همسایه دارای این آیین هستند. همانطور که هرباور یا ایدئولوژی یا هر ملتی یک نشانه ظاهری به عنوان شناسه خود دارد، پیروان یارسان نیز براساس توصیه « پیر» وبنیانگذار نوشتاری این آئین باید دارای سبیل باشند و سبیل برایشان مقدس است. اما باتأسف بایدگفت چون به دلیل این که آئین مردمان صلح دوست و مهربان یاری، درقانون اساسی جمهوری اسلامی نیامده و درنتیجه به رسمیت شناخته نشده است، لذا آنها ازحق وحقوق برابربا آئین غالب برجامعه برخوردار نبوده وهمواره مورد بی مهری وظلم مأموران دولت حاکم قرار می گیرند. یارسان با داشتن جمعیتی بیش ازدو و نیم میلیون نفر فقط در ایران و درمنطقه خاور میانه و نزدیک حدودا بیش از چهار میلیون به طور کلی تخمین زده می شوند، بزرگترین اقلیت آئینی منطقه و ازجمله ایران محسوب می شوند که هیچگونه حقی به عنوان آئین رسمی یارسانی ندارند و اگر فرزندان یارسان در مؤسسات آموزشی و شغلی خودرا شیعه اثناء عشری معرفی نکنند، بهیچ وجه نمی توانند تحصیل نمایند و یا استخدام شوند. در مورخه دوازدهم خرداد سال جاری ، مسئولین زندان همدان اقدام به تراشیدن سبیل یک زندانی یارسانی، به نام کیومرث تمناک که به آن دلیل نتوانسته است مهریه زن اش را نقدی بپر دازد و اجبارا در زندان بسر می برده، نمودند. یکی از دوستان این زندانی یارسانی، به نام حسن رضوی که از این موضوع مطلع می شود به فرمانداری همدان مراجعه می کند و در آنجا ضمن اعتراض به این توهین بجامعه یارسان و روشنگری در میان مردم، ناگهان خودرا به آتش می کشد. مآمورین سر می رسند و نامبرده با ٦٥ درصد سوختگی، به بیمارستان مطهری تهران، منتقل و بستری می شود که متأسفانه کمی دیر تر جان می سپارد.
در تاریخ پانزده خرداد یک یارسانی دیگر به نام نیک مرد طاهری که اهل شهر صحنه بوده و در شهر ساوه زندگی می کرده است، ضمن اطلاع از موضوع به همراه یک فیلمبردار به فرمانداری همدان مراجعه و پس از اعتراض وروشنگری وتوضیحات لازم برای مردمی که در محل تجمع کرده بودند، در انظار عمومی خود را به آتش می کشد که متأسفانه بلافاصله او در اثر سوختگی بیش ازحد جان خودرا از دست می دهد. در این هنگام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی سرمی رسد وضمن متفرق کردن مردم حاضر، فیلمبردار وبرخی دیگر از معترضین را نیز باز داشت و به همراه جنازه نیک مرد طاهری با خود می برند. ناگفته نماند انجمن فرهنگی جامعه یارسان (اهل حق) با شنیدن این خبر ناگوار، بلافاصله بیانیه ای به سازمان ملل بخش حقوق بشر به زبان انگلیسی ارسال نمود و در خواست پی گیری کرد. یک روز پس از واقعه، هنگامی که خبر به مردم یارسان در صحنه می رسد، همه اهالی یارسانی ازجمله خانواده نیک مرد طاهری در اعتراض به عدم تحویل جنازه و دستگیری فیلمبردار و دیگران، در جلو فرمانداری شهر صحنه، با اطلاع رسانی توسط تلفن بهمه ی مردم، دست به یک تجمع صلح آمیز می زنند. لایق ذکر است که وزارت اطلاعات با کنترل تلفن ها از این موضوع باخبر می شود و درساعتهای صبح زود روز بعد جنازه را به منزل پدر نامبرده می برند وضمن تهدید و ارعاب آنها، ازخانواده طاهری تعهدمی گیرندکه جنازه بدون سر و صدا دفن شود. اما مردم یارسانی به این تهدیدات اهمیتی نمی دهند و ظهر آن روز جنازه زنده یاد نیک مرد طاهری با شرکت تعداد زیادی ازمردم شهر صحنه و هزاران نفر از تهران کرمانشاه و کرند وسایرشهرهای حومه با همبستگلی با خانواده داغدار طاهری گرد هم آئیهائی ترتیب می دهند و درصحنه جنازه خاک سپاری می شود. سپس جمعیت به سوی فرمانداری شهرصحنه راهی می شوند و درآنجا یکی از رهبران آئینی دراین مراسم اقدام به سخنرانی شجاعانه ای می کند و پسر عموی زنده یاد نیک مرد طاهری نیزضمن بیانات بس مهمی، خواسته های مردم یارسانی را در قالب یک قطعنامه اعلام می نماید که با تآیید وتصدیق همه حضار مواجه می شود وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و نیروی انتظامی از ترس اتحاد و همبستگی این خیل بزرگ جمعیت مردم یارسانی، نمی توانسته اقدام به حمله و یا حرکت نا سنجیده ای بنماید. ضمنأ در پایان این مراسم شرکت کنندگان یادآوری کردند که تارسیدن به خواسته هایشان ازپای نخواهند نشت. به تأکید می توان گفت که درطول حیات ٣٤ ساله جمهوری اسلامی، جز محرومیت، زندان ،شکنجه و باز داشت و پا
ی مال شدن حق و حقوق همه ملیتهای معترض و بویژه مردم یارسان، چیزی دیگرنصیب آنها نگردیده است». این خلاصه ای ازشرح آن چه که به مردمان یارسانی دراین واقعه اخیر، و می شود گفت در تمام ٣٤ سال حاکمیت ملاهای شیعه،گذشته است، بود. در واقع در آئین یارسان نه خبری از انتقامجوئی است و نه تهدید را جایز می دانند. بنابراین مردمان یارسانی صلح جوترین مردمان در سرزمین ایران وبویژ درجامعه کرد هستند. انسان تصورش رامی کند که ظلم وستم تاچه اندازه باید باشد که انسانهای پاک سرشت و صلح دوست ازجان خویش بگذرند و خودرا آتش بزنند؟ من ویدئو تجمع یارسانیان جلو استانداری کرماشان و چندی از این ویدئوهای دیگر را دیدم. در پلاکارتی که در دست یک بچه پنج یا شش ساله بود، نوشته شده بود: «من مرگ با آتش را می پذیرم اما توهین را هرگز». در یکی از گردهم آئیهای صلح آمیز، آقایان سیاوش حیاتی از جانب مردم و معاون استانداری، دکترحیدری که قبلافرماندار قصرشیرین بوده است برای آرام نمودن مردمان یارسان سخن رانی نمودند. برای اولین بار است که آقای سیاوش حیاتی باشهامت و بطور مصالمت آمیز خواستهای بر حق مردمان یارسان را در چند بند مطرح کردند که از جمله آنها به رسمیت شناختن آئین یاری و زبان کردی برای خواندن متون یارسانی که به این زبان نگاشته شده و استخدام جوانان یارسان بدون پرسش درباره آئین آنها و غیره بود.
 » توهین بە آیین یاری وحرکت اعتراض آمیز دو تن ازهموطنان بنامهای حسن رضوی و نیک مرد طاهری کە اقدام بە خودسوزی کردە و جان باختند و همچنین بازداشت شماری از آنان در کرماشان است». هم میهنان عزیز، این جمله فوق تیتر برخی از روزنامه های اینترنتی بود که من در اینجا می آورم. آرزو دارم جمهوری اسلامی و رهبران آن سر عقل آیند و ابتدائی ترین حقوق دو ونیم میلیوم مردم صلح طلب وبی آزار یارسانی را به رسمیت بشناسد. درغیر آن صورت بنزین ریختن روی آتش است. این تهدید نیست بلکه یک واقعیت در جامعه باید دانست. نباید بیش از این با احساسات مردم پاک دل بازی کرد. با آرزوی پیروزی مردمان یارسان.

Sonntag, 5. Januar 2014

داوا هی داوا ، داوا کاریمن



داوا هی داوا ، داوا کاریمن
له دور ئی شوله نارین کاریم ن
ذاخآو زوان وه رگ یاریم ن
پاکتآو له ئاگر طانه باریم ن
شون یار بردم تا وه دل ویش
بیزار نه کفتار منی م بی اندیش
میدانداری که وه شون شون بران
بازگیری بازن هر روژ نی میدان
هر کس ها وه شون یه ریی و رایی
م هام وه طمای بسوی کولگایی
کلاوه ی سر بن ، صیادی ژارم
کمانداری وخت ، شه وه ق کردارم
ئی دلوه و دامه ، زورداره و پر فن
دامیار هر خویه له آسوی هر بن
متاوان زوان له کویری پر جوش
میاوان وه فر ، چوی بان وه خروش
پناه باورم وه خشتی نی کان
گنج خزینه دّر لا مکان
خروار خروار سّر کو بستن نه رو
مات و مدهوشم وه تان و وه پو
کی طاقت بارو نی تاوش تاو
کی سرمس نبو ، نی جام ، نی سرآو
چول بیاوان بیه وه یانه م
ماطل پی شنه ی بال پروانه ام
مجنونی م ژنی یه دور نوم ن
طرز خاونکار ، نه پنجه ی صوم ن
شه وه ق دا وه گیان هوهو بلبلان
لیل آوم رَمیا له باخ چاوان
سرآوم پر تاف ، تا مینگه ی لیل ن
بنه جو وازن ، خَور هلات کیل ن
هرده وه هرده شون بر لیل م
پرده وه پرده نغمه ی سویل م
لو لو هآودنگ هساره ی روژم
لالا شو تا صو ، چوی نار وه جوشم
ئی داوه تنگه ، ئی مانگه چوله
تا شوله ی گیانم منی ش وه کوله

Samstag, 4. Januar 2014


له اشعار کاک علی پیشکش وه روح پاک کاکی صی مرای


اول کارم، وه ناو خوا ............................................دووم دیرم، ایوه ی باوفا
مردم گوش بیین و ناله من .........................وده رد دله کان چه ن ساله من
ار بژنفی نی ، جرگتان بریه ت .................چوتان جور کانی ، پر له آو کریه ت
بایت بوی شم ، چاره ی نه یرم .................هام له پژاره و، دایم جور ته یرم
و سلطان قه سه م و هر چی پیره ....................زانم براکه م له لیم دلگیره
شو تیته خه وم قصه ارام کی تن......... خی ته مه ویرو هوش له لیم بی تن
ناوی صی مرای حضوری سنگین.....جوانی له لی داشت وینه ی چی رنگین

دنیا وه فه دای شون پاکانی .....................خوم بومه وه نوکر ریگه شاخانی
یه ی روژ له راگه ی کیوه دالاهو ...............چیم ارای سر، سرآو باوه مقصوی
دیم چه له نوک قوله بالیول .............قه سه م اراتان بخوم وک ستاره سویل
جوانی له لی داشت له وینه نه وی............ منیاوه روسم وک هساره شوی
برای پیشمرگم شجاع وه بی باک............... قطاره شنگی سر برز و بی باک
روژی له روژان خه وه ر دانه پیم ...............قومان وه شیوه ن هاتن وره و پیم
وه تم چه بیوه وه تن صی مرای.............. ئو هین ئو دنیا و تو هین ئی دنیای
وختی شنه فتم براکه م له دست ..........چیه هناسم سرد بیو تفاقم شیویا
ماله که م رمیا خه رگ چیه سرم..... براکه م له دست چی شین که فته ورم
برای نازارم پیشمرگه شیرم............... قومان و خویشان گشت چی له ویرم
دی له شون تو روی وه کو بارم.................. هناسه م سه رد و خم و خروارم
تا کی خم بخوم خم بوته یارم ..........................وه کوره بچم چار بو ناچارم
وه ی وخته قسم ارات کیلم .........................جور مجنون تشنه دیدار لیلم
یسه کفتمه غریب و تنیا .........................پشتم شکان ، له دس چی برا
غریب و تنیا ناو شاران وه خوم .........برا له دس چی جور سرداران وه خوم
ای فلک جور من دردت کاری بو ...........................داوانت پر له نا دیاری بو
بردی براکه م خم بارم کردی........................ تا دنیا دنیاس خم بارم کردی
دروسه دل گیرم له ای دنیای فانی............. ری حق و حقیقت بایس بزانی
هیچ کس تا وسر دنیا نوردن......................... دنیا مردنه و هر مه بو مردن
یاران یاوران دوستان گیانی................... سرگذشت من بیو تواستم بزانی
رهبرم داوو یارستان دینم سر برزی ایوه آوات ژینم

شاعر سەئید بانان


لە ژێر باڵ چەرخ ، کەو ساتێ وه خوەش نەخەفتمه
له وەیشت دەرد و ژان شەو ، ساتێ وه خوەش نەخەفتمه
ئێ ئاسمان بێ پەێه ک ئمرێ له هساو ڕەێه
هسارەگانێ هانه چەو ، ساتێ وه خوەش نەخەفتمه
رۆژەیل ئمرم دان له بار چۊ کەپووەگان رۆژگار
قەێرەز تەقەلاو دەوبدەو ، ساتێ وه خوەش نەخەفتمه
جەور تن و جەور زەمان دەس کەمێگ له یەک نێاشت
له دەس جەور لامەسەو ، ساتێ وه خوەش نەخەفتمه
.
.
.
.
.

سەئید بانان

لە ئاڵبووم « داخ دەوران

Donnerstag, 26. Dezember 2013

به قلم دکتر سید بهروزرضایی

وینه گر دکتر کیخسرو بابایی

وینه گر دکتر کیخسرو بابایی
تقدیم به تمام کسانی که امروز پنجشنبه 5-10-92 لیاقت زیارت بارگاه دوست میبابندوگوش جان به نوای دلگیر سیروان مست میسپارند.
پرسام له سیروان طاف خرامان
شیت وشیدای عشق بی سروسامان
یه کامین عشقه که توسوزانی
بی خوردوبی خوا نیمه شوانی....
واتش یه عشق وصل یارانه
پابوسی مولام شاه ابدالانه.
دکترسیدبهروزرضایی