Donnerstag, 24. Juli 2014

اول و آخر یار ======== خبر فوری





اول و آخر یار
========
خبر فوری
===========
تخریب گورستان روستای قره داش تاکستان توسط نیروهای امنیتی
==============
بنابر اطلاعات رسیده به اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان چند روز پیش گورستان روستای قره داش تاکستان محل دفن شهید محمد قنبری از پیروان یارسان که در تاریخ 5 مرداد سال1392 در اعتراض به تبعیض بر علیه جامعه یارسان در برابر مجلس شورای اسلامی خود را به آتش کشید توسط نیروهای امنیتی با لودر تخریب و ویران گردید.
این گورستان که در زمینی شیب دار واقع شده است توسط مردم منطقه با هزینه شخصی جهت پذیرایی از شرکت کنندگان در یکمین سالگرد این شهید که روز پنجشنبه 9 مرداد 1393 برگزار می شود تسطیح و دیوار کشی شده بود که نیروهای امنیتی شبانه با انواع ماشین الات عمرانی به گورستان حمله و کلیه سازه های ان را تخریب کردند و مصالح پای کار را نیز تخریب و با خاک مخلوط کرده به نحوی که قابل استفاده مجدد نباشد.
همچنین نیروهای امنیتی تعدادی از مردم منطقه و خانواده شهید قنبری را تهدید کرده اند که حق دیوار کشی و تسطیح مجدد گورستان را نداشته و مراسم سالگرد نیز باید بصورت محدود برگزار شود.

Dienstag, 22. Juli 2014

کردهای سلحشور و گرانمایه، همبستگی خود را با دیگر هم میهنان نشان دادند


کردهای سلحشور و گرانمایه، همبستگی خود را با دیگر هم میهنان نشان دادند 
نوشته شده :توسط .سهراب ارژنگ.
در این فرتور یک بانوی گرامی کرد، یک ایرانی اصیل، با پوشش محلی خود دیده می شود.
کشورمان ایران، گلستانی است که گلهای گوناگون رنگارنگ و خوشبو سرتاسر آن را پوشانده است. از هرسوی غنچه، گل، و شکوفه های زیبا به چشم می خورد، و بوی خوش آنان فضا را دلچسب و شاد می سازد. به راستی، از هر شهری به شهری، و یا از دهی به بخشی و یا دهی دیگر پای می گذاریم با مردمانی نیک سرشت، آداب و رسومی نو، خوراک و پوشاکی متفاوت روبرو می شویم که هر کدام برایمان آموزنده و دلپذیر است.

یک گروه از هم میهنان وارسته و گرامی ما کردها هستند که بنیان گذار و سازنده اصلی این سرزمینند. همه ویژگی های درستی، پاکی، راستگویی، شجاعت و بی باکی در این گروه از هم وطنانمان به آشکار دیده می شود. صفاو صمیمیت، میهمان نوازی و نوعدوستی از دیگر ویژگی های این ایرانیان است. نخستین دودمان پادشاهی به نام خاندان ماد در این کشور از سوی کردها  پایه گذاری شد و شاهان بزرگی مانند دیااکو، فره فرتیش و هوخشتر در آن دوران جهل و بربریت، قوانین، اجتماعی و انسانی را میان افراد پراکنده پیاده کردند، و درس مدنیت و شهری گری را به آنان آموختند.

بدبختانه، زمامداران خودکامه و نادان ما که به مردم توجهی نداشتند و همه را برده و رعیت خود می دانستند، کردهای باغیرت و دلسوزمان را نیز مورد بی مهری قرار دادند. شاهان قاجار با داشتن حرمسرا دارای فرزندان زیادی می شدند که بیشتر آنان نازپرورده و ناآگاه دربار بودند. آنگاه هرکدام از آنهارا به عنوان حاکم به منطقه ای از ایران می فرستادند. این حاکمان بی سواد و خودکامه در منطقه خود ظلم و ستم های فراوانی روا می داشتند و کمتر به مردم و یا آبادانی ایالت زیر نفوذ و قدرت خود رسیدگی می کردند. کردستان ما نیز یکی از آن ایالت هایی است که از این بی مهری و بی توجهی برکنار نمانده است.

از هنگام انقلاب و سلطه آخوند ضد ایرانی بر این سر زمین، ظلم و ستمی ناگفتنی در باره همه هم وطنان ما از جمله کردهای میهن دوست روا رفت. خلخالی، جلاد خمینی، کردان دلاور، فرزندان عزیز این آب و خاک را به خاک و خون کشانید. ستم بیکران رژیم در مورد افراد فعال و سرزنده کردستان گویای جنایت پیشگی و خودکامی گردانندگان این حکومت است. حمله به رستوران میکونوس در برلین و کشتن  صادق شرفکندی دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران  و همایون اردلان نماینده حزب دمکرات کردستان و یا ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو روز ۲۲ تیر ۱۳۶۸  در وین مایه ننگ و رسوایی برای حیوانات درنده ای است که از سوی رژیم ضد بشری اسلامی مأموریت داشتند و نام انسان را بر خود گذاشته، و به چنین فاجعه ای دست زدند.

۲۳ سال پیش، دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات که برای یافتن راهی مسالمت آمیز برای حل مسئله کرد در پای میز مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی در وین آمده بود، به وسیله مزدوران جنایتکار رژیم ترور شد.
اعدام شیرین علم هولی، احسان فتاحیان، فرزاد کمانگر، موجب اندوه هر ایرانی و برگ دیگری است بر کتاب جنایات بیشمار رژیم اسلامی. بی تردید مردم ایران از هرگوشه و کنار، با آن که هرکدامشان در بند دژخیمان رژیم گرفتار و در شکنجه و آزارند، با این وجود ستم و بیدادگری نسبت به هم میهنان کرد خود را هرگز فراموش نخواهند نمود. ملت ایران از هرگروه و با هرباور دینی، این جنایت های بیشمار رژیم اسلامی را هرگز فراموش نخواهند کرد و سرگذشت زشت آن در سر برگ تاریخ کشورمان به رنگ سیاه و تار به ثبت خواهد رسید.

شوربختانه در دوران کنونی که رژیم ضد ایرانی کشورمان را به لب پرتگاه و نابودی رسانده، شماری فرصت طلب و مزدور برای خودکامگی خود به دنبال جدایی کردستان و یا بخش های دیگر از پیکر مام میهنند. بی تردید، این گونه خیانت های ملی و میهنی و خنجر به پشت برادران و خواهران خود زدن، راهی به جایی نمی برد، و تیر اینگونه خودکامگان هرگز به هدف نخواهد خورد.

شیرین علم هولی، احسان فتاحیان، فرزاد کمانگر، و پیکر به خون افتاده دکتر عبدالرحمن قاسملو  و همکار او، عبدالله قادری پنج تن از هزاران  انسان پاک سرشت، و پاکباز میهنمان که در راه بالا بردن فرهنگ و آزادی کشورمان، جانفشانی کردند در این فرتور دیده می شوند. یاد این عزیزان و دیگر فرزانگان کشورمان که جان خود را در برابر رژیم جهل و جنایت سپر بلا قرار داده اند، همیشه گرامی خواهیم داشت.
آنچه بدیهی است، هم میهنان گرامی کرد ما با ما هم عقیده و هم پیمانند و هرگز نمی خواهند تا از خواهران و برادران دیگر ایرانی خود جداشوند. باید هدف و برنامه کلی آن باشد که همه ما باهم و در کنار هم از کرد، لر، ترک، عرب، بلوچ، فارس و دیگر گروههای ایرانی با همبستگی و همدلی بکوشیم تا رژیم ضد ایرانی اسلامی را بر کنار نموده، و با دستیابی به آزادی و دموکراسی، همگی با بهره بردن از امکانات مادی و معنوی کشور، در شادی و غم یکدیگر عملاً شریک و سهیم باشیم.

برای آن که نوشته بالا که از اعتقاد و باور نگارنده بر همبستگی همه ایرانیان است بیش


تر آگاه و نزدیک شده باشیم به مقاله ای که دیروز شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۱ در “پایگاه تحلیلی کردها” به چاپ رسیده و پخش شده است اشاره نموده و خواندن آن را به هم میهنانمان سفارش می کنیم:

‫”‬شمار زیادی از فعالان سیاسی فرهنگی،حقوق بشری و مدنی و روزنامه نگاران کُرد با انتشار بیانیه ای ضمن تأکید بر پیوندهای تاریخی،فرهنگی و اجتماعی دیرین مردم کُرد با دیگر ایرانیان ،هر گونه تلاش برای ایجاد اختلاف میان ایرانیان و رودر قرار دادن اقوام ایرانی را محکوم کرده اند.در میان امضا کنندگان بیانیه نام بسیاری از روشنفکران، نویسندگان  و فعالان کُرد از طیف های مختلف فرهنگی و سیاسی به چشم می خورد. امضای افرادی چون احسان هوشمند،ایرج قبادی،علی لیمویی،بابک معبدی ، خسروخان سلیمی،ابراهیم عبدالله زاده،حسن گل محمدی ،روح اله باقر آبادی،علی پرندین،علی غفاری،فرهاد نصیریان،لطیف عباس پناه،علی دانشور،نجات بهرامی،اشکان مسیبیان،حاج ابراهیم فتاحی،سامان منبری،سامان عابری،سلمان زندی،شهاب تجری،فرزاد پور مرادی،جمال پاکزاد،عبدالمجید طبیبی ،اصغر آقا میرزایی و محمد رضا عظیمی در پای بیانیه ثبت شده است…”

ما ضمن ستایش و سپاس بیکران از این دلاوران و فرهیختگان کرد، هم میهنان گرانمایه و بزرگوارمان، بر این میهن پرستی و نوعدوستی یکایک امضاء کنندگان درود فرستاده، بدانان افتخار می کنیم، و دست همگان را می فشاریم، به آنان آفرین می گوییم، و سوگند یاد می کنیم تا زنده هستیم در راه آزادی ایرانی سربلند، ایرانی یک پارچه و پویا، برای همه ایرانیان و کردستانی آباد و پرافتخار گام برداریم.

خبر =============== تعداد 4 نفر از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان

خبر 
===============
تعداد 4 نفر از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان (آقایان سیاوش حیاتی،سید مهرداد مشعشعی،سید امین عباسی و خیراله حق جویان) به نمایندگی از فعالان مدنی یارسان در پی عدم توجه حکومت در خصوص رسیدگی به مشکلات جامعه یارسان و پیگیری وعده های اجرا نشده ی مسئولین از جمله وعده های دکتر لاریجانی -رییس مجلس شورای اسلامی- روز سه شنبه تاریخ 31 تیرماه 1393به مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده اند و خواهان ملاقات با رییس مجلس شورای اسلامی شده اند.قابل یادآوری است که سال گذشته در ملاقات نمایندگان معترضین یارسان با رییس مجلس شورای اسلامی ،دکتر لاریجانی قول پیگیری و رسیدگی به مشکلات یارسان را داده بود که تاکنون هیچ یک از وعده های وی اجرایی نشده است. ........خبر بروز رسانی می شود.

Montag, 21. Juli 2014

به قلم جناب آسی فریدون حسینی ..یاد همه ی شهیدان یارسانی مخصوصأ سه پروانه پرسوخته « شمع یاری » که سال گذشته دراعتراض به تضییع حقوق مردم یارسان ، خویشتن خویش را به آتش کشیدند

یاد همه ی شهیدان یارسانی مخصوصأ سه پروانه پرسوخته « شمع یاری » که سال گذشته دراعتراض به تضییع حقوق مردم یارسان ، خویشتن خویش را به آتش کشیدند، گرامی باد. درگرامیداشت اولین سالگرد شهید محمد قنبری ، باامید به مشارکت همه جانبه مردم یارسان این شعر زیبا را ازشاعر معاصر« حمید مصدق» تقدیمتان می کنم . امیدوارم همه ی ما بتوانیم دوستان ،یاران وبستگان خود را به شرکت در این مراسم تشویق وترغیب نماییم واین مراسم را تبدیل به نمادی از اتحاد وهمبستگی یارسانی ها بنماییم . فراموش نکنیم که به استناد همه ی « کلام های یاری» همه ی ما مسئولیم ونمی توانیم در اینباره بی تفاوت باشیم. آدرس وتاریخ مراسم : پنجشنبه نهم مرداد ماه روستای قره داش از توابع شهر  تاکستان استان قزوین.
عنوان شعر: «من اگر برخيزم.تو اگر برخيزي .همه برمي خيزند ...»
با من اكنون چه نشستنها ، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم ، تنهايم
تو اگر ما نشوي
خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وا نكنيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آويزد
دشتها نام تو را مي گويند
كوهها شعر مرا مي خوانند
كوه بايد شد و ماند
رود بايد شد و رفت
دشت بايد شد و خواند
در من اين جلوه ي اندوه ز چيست؟
در تو اين قصه ي پرهيز كه چه؟
در من اين شعله ي عصيان نياز
در تو دمسردي پاييز كه چه؟
حرف را بايد زد
درد را بايد گفت
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخن از تو
متلاشي شدن دوستي است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنايي با شور؟
و جدايي با درد؟
و نشستن در بهت فراموشي
يا غرق غرور؟
سينه ام آينه اي ست
با غباري از غم
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار
آشيان تهي دست مرا
مرغ دستان تو پر مي سازند
آه مگذار ، كه دستان من آن
اعتمادي كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد
آه مگذار كه مرغان سپيد دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهي بگذارد
من چه مي گويم ، آه
با تو اكنون چه فراموشيها
با من اكنون چه نشستنها ، خاموشيهاست
تو مپندار كه خاموشي من
هست برهان فراموشي من
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
«
شعر از شاعر معاصر حمید مصدق»

سیدفریدون حسینی 30.04.1393

Samstag, 19. Juli 2014

له اشعار کاک حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم...کوردان یارسانی


له اشعار کاک حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان
دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم

له سرود کا حسین قاسمی گهواره گوران
دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم
قرچه برشته داخ دریونم
خمان ورکندن رنگ نه جمینم
موینم وخواو گوران سرانسر
چنی چن ساله لیش هامام ودر
وینه خواو روژمیو ویادم
وشی خاطره ش مکو دلشادم
یادی بکرم نه دیشت کوش
نه کانی وسراو هم شو هم روش
بلکم ساریژبوزام ناسورم
بیاوو .وفرخانه خاپورم
گوران گل گشت کم دره ودره
کاووکژو کوه دیشتان یکسره
دالهو سیر کم نقطه ونقطه
تاش وتاویران هرتاشی سخته
نه قلای زنجیر تا وه گاواره
سارانسر خاکش هم سنگ وزره
قلای نیره وگ هم کانی وآوی
دارن کهنسال حوض وسراوی
بوی نسیم وش سوز دم صوی
چریکه مل ومور پاچه ورکوی
زمزمه تافاو کانی یخاوی
هونکی دم صو کمرگاوکاوی
شاخه شاخ کو نه پانساری
چونیروشبو نه سر دیاری
سوزی برزانه سای کمردا
چوین ذلف دلذار کفتن ووردا
نه دوره ورین عهد باستان
سازناشای عادل قلای نوشیروان
ایسه گذشتن اوعهد دوران
قلا زنجیرن پایتخت گوران
میردان آزا شیران قلان
نترس ونپرس نه وخت خزان
اولای میر خسرو ملک یاسم خان
خان باش خانان یعنی سلیمان
شیری چوین رشی بوری چوین قمر
شاغل شیره سر نه میدان بر
سالارخزا سردارلشکر
شیر بی وینه منشور وظفر
جهانبخش دور هم بهرام سلطان
نه باخچه وقطار تا وکرماشان
آوازه مردیش برز نه شاران
یاونا وگوش پادشای ایران
مامورش کردن سرحدان تمام
پری دشمنان تازی خیال خام
میرد با ادب با اسم شهرت
دلدار وبی باک جوین اله مروت
نه ملک دشمن وتنیا سوار
شیران بندی گوران دافرار
مرد بی وینه شاپور شیر گیر
ومکرو حیله دشمن بی اسیر
شیر ئه ول مامی نه خیل قری
چابک وچالاک گرد کودیاری
بلی عزیزان فلک پر فنن
بنچینه خاصان جه ریشه کنن
قلا ترک کریم روینه آینه ون
بن وبن سیر کیم تا وبرون
بشایم وطواف خویار دانا
شخص مایه دار سر چلانه
دمبنایم حه ناو خونکی آوی
شکتی بر کیم نه سر سراوی
تیر وریم نی آو زمزم نیشانه
گذرگای یاران چنی بیگانه
او داران برز پرسایه وسیور
نمازو تاوو تیژی لیسک خور
قمری نه قوقو بلبل نه فغان
پی مگران پوس تاموخ سغان
ملیچک چنی رشوله تیژپر
قرار نداران شوان تاسحر
سمور خوشپوشنه برزی داران
چوین باز شاهین مکران طیران
ای دار اودار ای لق اولق
وینه بنبازان میران مولق
هر هر وهوهو جرگه رمیاران
میاوو نه گوش نه سر دیاران
نازک نازاران کنه آو نه دوش
شیران مادن پاچین کردی پوش
شیرین محوشان جوین طویل شمشال
حوری حمینان صاحب ذلف وخال
تریکه وخنه نازک نازاران
هوش بروت نه سر نی ماواومکان
بلی عزیزان گوهر شناسان
صاحب میل وشرط کهنه خواصان
اولعزیز یاد کیم شاعر بی هامتا
دنگ خوش وبزم خوش نه دیشت وچیا
کزه گورانی بزم قلخانی چر
مات مکرد ملان هاز نه بدن بر
سی مرای ودنگ سوز گورانی
خلق خارج مکرد نه پریشانی
دل مبو شیدا عاشق خالص بو
یک شرط ویک بین گوهر شناس بو
تاکه درک کرو گفتار بنده
نک جور نادانان پیم کرو خنده
من شیدای شیوه یار دیرینم
مجنون چول گرد رویسرزمینم
خویاربازیم جا ودله پردرد
بشایم پی ورمام چنی گله زرد
فردوس برین باوریم ویاد
نی ماوا ومکان خمان دیم وباد
بوی وش نرگس یال وقله وکو
پخشن نه مکان باخجه دالهو
شنه بای شمال ملخشنو ولگان
چوین صدای سنتور نی برزه مکان
میاوونگوش گازیر وگابم
میرو نه بای خرمانان خم
چیمن چمش دان واده وهارن
صفای سیاه مال دور دوارن
چطر چونیران لاله وهلالان
شاخه شاخ کوک نه لانساران
ویت وات سوسک نه دور دارن
چریکه مل ومور نه سردیاران
سوسن صف پیکان نه سرکلاوان
شنه بای شمال صبح وایوارن
زردی ونوشه دانه دیاری
موج میونه روی دانه مرواری
نسرین وسوسن شکوفه وشوبو
بوی عطر وعبیر چونیر وشبو
غمام چم وردن نه سر سراوان
پشیوی هرجن نه سای مخاران
کانی وآوزلال چوین چشمه کوثر
مدروشوش ریگان چوین دانه گوهر
چرای میش وبز نه مرغزاران
شیر دوشان شوخ نه سای دواران
سی پایه نه پا مشکه آویزان
وزوربازوی پنجه خال خاصان
هاتوبشوشن وناله صد طرز
نواش منیشو نه افلاک برز
گلیار وهی هی گله ش برد ودر
تفنگ نه سر شان بلواز نه کمر
کتری وکونه آو نانوره پرنان
میو نه شاندا را منی نه ران
تاکه ایواره ای کژ او کو
ای قله واو یال شاخ دالهو
نم نم نسیم شوخیز نه ایوار
خور بین آوانه پرده پیوار
خمزه وتوریسکه صف ستاران
سما سرانسر بین چراخان
مانگ نه کل هل هات داش نه کش
وکو زمین وزمان بین وینه رو
تریفه مانگه شوداش نه سرکاوان
روشن کرد پاجه بند ایلاخان
شوق مانگه شو روی راخانه
وه سیرهانه صفای ایلاخانه وه
توریسکه آگرسیادواران
وش وش مسوزو نی نیمه شوان
اگرفردوسی نه سر زمین
بی شک دالهو چنیش قرینن
دالهو پیچیش نه گردی قار
در کفته م کردی دیار ودیار
دالهوماوای باز سرطیلن
دیوانگای یاران چنی بالویلن
جای شرط واقرار مینگه بالویلن
ماوش هله برز تاش تاویرن
هانام وتون دیوانه عاقل
نه سوز ناله م تو مور خافل
شکرم وقاپیت شیت نی سوار
هم ملجای خویشان هم رجای اغیار
هرکس توش ناسا پشیون حالش
کریان وشنطوط سفته زخالش
کام سنگ تاش تاک نقاش ماهر
گرداننده چرخ باطن وظاهر
نه ای ماوای برز نی تاش بی گرد
ای قله هامتای چرخ لاجورد
کردنش ایجاد ای حجره وحرم
پری سوز دل جم نشین نه جم
نه قله برز شاخ دالهو
دیارن وجخت کوهسار بمو
ذوقم کفت نه سر شوقم هاما سر
ویم بنام نه سر سراو سفر
سراو سفر نه پاچه ورکو
زام گهنه ونوم آوردن وسو
مزه اوکش هامتان وزمزم
نه دورش گردم چوین پروانه وشم
لفه زلال آو کانی کاسفر
هرهانه گوشم تاواده محشر
نازک نازاران شوخ بیقرار
کونه پر مکن منیران نه بار
مشن وه راوه جوین سول سهی
بی باک نه دنیا وخاطر جمی
جوانان مس کله شیر کوف وشان
چوین باز پی مکن کشان وکوان
آوکانی سفر وبی مدارا
مشوت وراوه ورو وارگا
بلی هام فردان عالم حالزان
سرای دالهو بزمگای یاران
فریش هن ویطور جاکه باصفا
مردان پاکباز شیران خزا
وسیخان وسن دله ت خمینن
خم نه حجره دل دیده ت نمینن

پیشکش و وتمامی آنانیکه در دیار غربت روزگار را سپری میکنند تا اگر لایق دانستید در جایی از آن استفاده نماییدبنده حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان حق یارتان بود

له اشعار شاعر عزیزمان کا وسیخان قاسمی گهواره گوران


خالو همه خان قاسمی
باوک شاعر عه زیمان ولاتمان کا وسیخان قاسمی گهواره گوران
له اشعار شاعر عزیزمان کا وسیخان قاسمی گهواره گوران تقدیمی وتمام دوستان عزیز بخصوص دوستانی که خم وخیالیان فقط خویان نیه وکمی دلیان ارا هام نو خویان تیری.
دای له دس فلک
هی دای هی بیدای له دس فلک
پتیاره پرمکر جور چوچفت وچیل
آَشوی فریبای فتنه فن وفیل
فلک توارا گیات کرد ایجاد
ارا خستیتی له راگه نهات
آخر بیدادگر بی حیای زور دار
گنای او چه بی له ای روزگار
چواشه چپگرد تاکی حیله ومکر
تونیت وخرگ گیای در ودر
گیای بیچاره آواره وخسته
ارا لخمه نان در ودر کفته
کی چرخ ظالم وفکر اوه
خودا خودای او خوچق چوه
دینی ارا چس گیای بی اعتبار
لباس شر و ور وتالی گفتار
خویای اوکیه پخمری کامه
خرگ وسری روزی هاله کو
هامسری بی نویر منال طام زرو
منالی رویدار وینه قاپ تویش
گشت هراسانن له بی نویری رویش
نه دوس نه رفیق نه یار غمخوار
خویش وبیگانه له نویری بیزار
قومل وخویشل له لی کن دویری
حوالپرسی نین مر ومجبوری
نه دوس نه رفیق نه فامیل نه کس
کی پرسن حوال شخص تهیدس
چراخ ناومال ندار وبیکس
له جای روشنایی تاریکیی فرس
خوارکی نوژی یا نوخه صویرس
زیور ژنکی زنگیانه ومویره س
شوالی هاپای جور گونی شره
مویش له ناومالی هوانه دره
مویشیچ بدبخته کمیکیچ موزی
هوانه خالی ودندان گزی
ارا دریتی خودا وپیت وات
یا تویچ جور او بختت ها نهات
اگر روسم بوت یوسف لقای بو
له صوتا ایوار خودا خودای بو
رفتاری سنگین گفتاری خاص بو
هوشی چوین صراف گوهر شناس بو
چوینکه کم دسه جور ژار ماره
سهراب صولت بو دایم هر خاره
کسی خونانی محلی وه لی
هر قیمشری مکن وهاوری
خلاصه له صوتا وایواره
چوین گمال رمی خسته وآواره
له شون لخمه نان ارا منالی
اسپ باربره حاشا له کاری
یا بیل ودسه یا قلنگه وشن
یا جاروکیشه گن وگوی رشن
یا شاگرد آشپز یا پادودکان
هاله تق ودو ارا لخمه نان
قصه سرد وسوک ناپیای وناکس
جور حیوان کیشی اویشی ای قی چس
شاید بتوانم چوار تمن درآرم
ارا خرجی ونان مال ومنالم
چوارتمن در تیری جار جار شکر کی
خویای بی چورویچ هم خاص وپی کی
آخر بیچاره شکری چنی کی
بدبختی جور توی گنی قوی کی
منت بار چی بیچاره کم هوش
ارا اندرزم ناگریته گوش
توگن گوی رشنی دایم شکری کی
روژ و روژ بیشتر گنی قوی کی
گیفانت درنی حقه کت گم بو
سر له لیت شیوی خرگت خس بو
له کویچه وبازار وینه گیج و ور
پریشان حال ودس خالی ودلپر
نازانی چبکی چوی روی نیته مال
چه جور تامل کی رنگ زردی منال
سری خیته خوار هاوار له نهات
تقه دی له در پرشوکیای ومات
ژن تی در واز کیت جور گمال پاس کی
له جی خیرهاتی قصه ناخاص کی
چوته ناومال دانیشیه زمین
اویشی ارا چه نیشتیه خمین
چمان هم فن دی مر چه کردیته
نکنه ژنی تر پیا کردیته
یا درآمد خرج مال ومنالت
دایتسه تلیاق حاشا له کارت
ژن هر چیقنی جور جور سگ هله پاس
هاوار در تی جور انتر نسناس
پیایکه اویش..
با سیکاری چاخ کم تکی آو قویط دم
تفسیلات اوسا بی زیای وکم
ارات تاریف کم چه هاته سرم
کوس له بان کوس کفتیسه ورم
ار قانع نویت اوسا بچیقن
جور روی ژان دار تا صو بویقن
ژن آموشوه بوت له شون قیل وقال
هر خوته خوتیه جور کیوانو تال
ژیروانی گلیم سرین لافه شر
بالشت سفت وسخت جور پاره آجر
پیای نک ناهمی سر بیته ژیر لاف
بوی نفت وبوی گن بی لاف وخلاف
تیته لویتیا دم دم وژم ژم
بی له بی بتر فامی موو کم
ژن هر خوتنی پریشان خاطر
وینه کیوانوی گم کرده مامر
وختی بد بختی روی بکیته کس
علاجی ایسه بمریتنو بس
تف بکن له نویر گیای خیال خام
تا درچوت له ای تله وتور ودام
تا فکری بکی وحال زاری
مر وزور وا بو گری له کاری
حق خوی ثابت کی و لویله تفنگ
ظالم فنا کیت ومبارزه وجنگ
سینه سپر کیت وای حال وحوال
حاشای بت بکیت درو کی بطال
وخودا خودا ولاله والحا
زردی له گونای کی بوت وجدا
بت پرستی توتا کی هادوام
کمی فکر بکه مغزت بار وفام
اگر حاشا کم کار وکردات
دلم سوزیاگه ارا احوالت
وسیخان توخوت گیا وکم دسی...............بی نان وبی آو بی فریای رسی

دوستان باور بفرمایید یه جورهایی احوالات کارگران بیکار وتهیدست ورنجبر در مملکت بازسازی کرده ام .

درود سلام بر استاد عه زیزم آقای عزیزمراد اکبری معلم دلسوز و زحمتکیش له اردوگاه رمادیه عراق(کوردان یارسانی )

دوستان چیمه فکر گذشته جاران....................زمان آوارگی و توپ و بمواران
اسیری و غریبی و اردوگاه نشینی..................امیدوارم هیچکس وچو نوینی
ناتوام تلخ بکم دواره کامتان....................اوانه ی تجربه کردینه بکولنم زامتان
توام له شیرینی اردوگاه بویشم......له کا عزیزمرای اکبری هم قوم و خویشم
دلسوز و وه رحم عالم و آگاه ............................ بدون امکانات بی مکان و جا
ناو نیکی تا ابد وجا .............................................. منیه له دل مردم اردوگاه
ای معلم با ایمان ای با سواده..............له غم مان غمگین له شادیمان شاده
دوریش حقه همیشه له رای دین........................مرد با اخلاص راسگو و امین
امانت داره دایم له نویسان.........................خدمت گوره ی کرد ودین یارسان
صدها مقاله تحقیق و کتاو................................باوری سخته تا نوینی و چاو
دوسه ی بیامه و تیمور بانیاران..................جمع کردن اشعار چل تنه ی گوران
نویسان شاهنامه و گفتار خان الماس..............هرچی تعریف کم واقعا و جاس
امیدوارم روزگارت هر بوتن و کام........وسرمنزل مقصود برسنی دفتر سرانجام
امیدوارم و بابایادگار................................برای بش نکرده ی شای بوزه سوار
امیدوارم و سلطان دین.......................................تلخی نوینی کامد بوشیرین
له ولات سوئد لو غریبیه.......................................خادم و غلامت کاکی علیه


عکس  دانش آموزان جناب عزیزمراد اکبری و حاجیمراد اکبری  در  اردوگاه رمادیه عراق  خاطرات  خوش  و پر  له  صادقت  ئه وه  دورانه یاد باد خاطرات 





















درود سلام بر استاد عه زیزم آقای عزیزمراد اکبری معلم دلسوز و زحمتکیش له اردوگاه رمادیه عراق که تمام وقت خوی ئه رای خدمت و ایمه بدون هیچ گونه امکاناتی له ئه وه شرایط که ایمه له عراق داشتیم , که حد اقل بتوانیمن خواندن و نوشتن یاد بگریمن و همیشه له یادم ناچوه وقتی
شوکه یان له خوه حل سای ئه رای مدرسه چه یت دوینیای یک وجب خاک و جای واران واریه
ایمه له ئه وه شرایط درس خونیمن و تمام وقت خویان ئه رای ایمه گذرانن که ایمه حد اقل بتوانیمن خواندن و نوشتن یاد بگریمن من خوم
مدیون استاد عه زیز و بزرگوار جناب عزیزمراد اکبری هه م و سپاسگزارم له لی , و جی افتخاره که دانش آموزیل فره ی تحویل جامعه یارسان دایه س و هیچ موقع ناتوانیم جبران ئه وه همه زحمته یله , که ئه رامان کیشایه و له راسی قه د جبران ناوت
و فقط توانم بیوشم شخص خوم له ئه ی ری دویروه دستان قلم پر توانای ماچ که م و , و تلاش فره ی کردیه , ئه رای خدمت و فرهنگ و سنت دیرینه آیین یارسان امیدوارم و ذات سلتان همیشه له زندگی موفق و سر برز بود و کتاویل فره ی گرد آوری کرده س !
اما من و چن کتاوی اشاره که م جوری کتاو خان الماس لرستانی .. گلچینی له اشعار چهلتن ... دوسته بیامه ی ... تیمور بانیارانی گوران . وشاهنامه کوردی بهستون
و شاهنامه کوردی بهمن و فرامرز
و جی قه دردانی و ریز دیریت که له استاد عه زیزمان ئه رای ئه ی همه کاریل ارزشمند و تاریخی ئه رای جامعه یارسان کیشایه تشکر و قداردانی له لی کرد من بازهم دستان پر قلمی ماچ که م
ارزوی موفقیت و سر برزی ئه رای ئاواته خوازم
و جی دیریت له کا فریدون سهرابی گوران تشکر بکه م که له اشعار گوهر باری له وصف استاد عه زیزم وتیه س

Freitag, 18. Juli 2014

از سروده های دکتر سید بهروز رضایی :

وصیت مکم له سوزجرگم
دوسان عمل کن بعدازمرگم
وه ناله تنبورفانی فانین
بچن پی تشیع دردم کارین
یاران وه عزام شوری وه پا کن
تخت تابوتم له چوب تاک کن
له کهنه رندان باده فروشان
کفنم کن ژبرگ خاصان
یاران گیانی بوشن وه غسال
غسلم دی وشراو بی دردوزلال
دفنم کن له پای خم خانه شراو
تاکه له محشرمست بیداربوم له خاو
لاشم چون غریب بسپارن وه خاک
بسپارن وه دست فردتنیاتاک
بنویسن له بان سنگ مزارم
درویش مولا بهروزژارم

Donnerstag, 17. Juli 2014

شێعر: کاوە خوسرەوی (کوردان یارسانی )

 ئافات
 شێعر: کاوە خوسرەوی   (کوردان یارسانی )
ڕوژگـــــارەیل زۊ زەمــــان پـــاکــــی
ئــایەمــەیـل ژیـان سـاکار و خـاکــــی
دەوران دەوران ڕاس ڕاســـــی بـــــی
کـردار ئایــەم تـەنــــیا خــاســی بــــی
دەر مــــاڵــەگـــان نــەیــاشـــتن کـلــیل
ئاســـارێ نــەوی ژێردەســتە و زەلیل
گـیــانــداران لـە ژێــر  ئاســـمان کـەو
شــەوان بـێخەێاڵ چـەویان چـیادە خەو
نــوقـم خـوەشی بی دۊمــانەی بەشــەر
لە هیچ کوو نەوی دەنــگ تەپــڵ شەڕ
دەوران هات و چی وای خەزان جمیا
ســەرای خــوەشبەختی ژیان داڕمـــیا
ئـــافـــات شــوومــێ لــە ڕێ دۊرەوە
خوەی لـــکان وەقـــەی پرش نـۊرەوە
پەتـــای خۊنڕشتن خـــستە ئی نــــاوە
فــــریشـــتە نـــەمـــا هوکـــم قەســاوە
مەس و سەرخوەشن وە مەرگ ئنسان
هەست و وژدانێیان سافتر لە هەســان
ئیمڕو ئاشتی کەن سوو دوارە جەنگە
پـــەێامێــان تــەنــیا بارۊت و شەنـگە
لـە سـایەی ســـەرێیـان وڵات ئـــایـەم
قـەتـڵــگای ئـشــقە هەمیــشە و دایــەم
خــوەشــبەخـتی خـەوە ژیـــان ئـاواتە
دڵــخوەشـی نـەمــا لـەی‌ سـەربســاتـە
مــنیش دڵـەگەم هـــەر وەی خــەیـاڵـە
چــەوەڕێ خـەوەر پــەیـک هەواڵـــە
بـۊشـــێ بـنووڕە دنــیا جوور جاران
بیـەسەوە بەهــەشت نەسڵ گیانـداران

Mittwoch, 16. Juli 2014

وحدت تنها راهی است که ما را به سر منزل مقصود می‌رساند چنانچه سلطان‌سهاک می‌فرمایند: سلطان مرمو: کوردان یارسانی

اول آخر یار
« وحدت»
وحدت تنها راهی است که ما را به سر منزل مقصود می‌رساند چنانچه سلطان‌سهاک می‌فرمایند: سلطان مرمو:
پا سرد و گرمه، پا سرد وگرمه هاميته دو مغز پا سرد و گرمه
راي برائيمان پا حيا و شرمه
يك بيداركَردي چي سنگين وَرمه
و صحبت نَرم بي بغض وكدر
خاطر يكتر ناران و هدر
بفروشان و يك دانه وگـوهري
گوهرشان كلام نُير دن چه سري
بِرا اَو بِرا نواچـو لافي
ريش يكتـــر دا بكــران صافي
و شـرط بنيام و ردايي داود
نخته پير موسي مصطفام چاور
اَو خدمت پاك كـرده پیررزبار
تخت ازليم پايش هَن چوار
رمز پنج تني رمزبارم هوشيار
اَو ناز زرده بام اَو شرط روچيار
جامه يكتري بكـران عوض
اَو يك نشانان تير راي غرض
نَبيزان نه يك پي‌جيفه مـرض
كمربنتان بِوَسان نه پشت
چهره يكتر دا نكراني زشت
بلاو يكتردا بگيران نه مشت
پنجه بيازنان نه حضور جم
وينه پروانه برژيان وَ شم
بلاو يكتر دا بگيران نه گردن
جدائيشان نَو تا و روي مردن
می‌فرمایند: در هنگام شادی و گرفتاری فکرهایتان را روی هم بگذارید و متحد شوید و مشکلات جامعه‌تان را باهم حل کنید، راه برادری و یاربودن راه حیا و شرم است همدیگر را از خواب سنگین غفلت بیدار کنید، با گفتار نرم و عاقلانه بدون‌کینه وکدورت خاطر همدیگر را آزرده ننمایید، ، به یکدیگر دانه‌ی‌گوهرکه همان کلام است بفروشید، نسبت به هم فخر نفروشید و درد و گرفتاری‌های همدیگر را درمان کنید، و شرط بنیام و ردای داود و نخت پیرموسی و مصطفایی که پیش قراول است، به خدمت پاک خاتون‌رمزبار، وپایه ‌ازلی این آئین چهارملک‌ می‌باشند، پنجمین رمز، خاتون‌رمزبار است که بسیار هوشیار و دانا می‌باشد ناز زرده‌بام «بابایادگار»و شرط روچیار «شاه‌ابراهیم»، مواظب و مراقب همدیگر باشید از روی غرض همدیگر را ضایع نکنید، برای زراندوزی ودنیا‌پرستی از همدیگر نفرت‌ پیدا نکنید، کمر همت را ببندید و چهره همدیگر را زشت نگردانید، در گرفتاریها و بلایا به همدیگر کمک کنید، در حضور جم دست در دست همدیگر بگذارید و مانند پروانه که به زینت شمع مزین می‌شود، اتفاقات همدیگر را به گردن بگیرید «منظور مشکلاتی است که به ناحق یکی از یاران گرفتار آن می‌شود»و این اتحاد و همبستگی را تا روز مُردن از دست ندهید..
مصاحبه یار بزرگوار جناب آقای حسین خلیفه با شبکه نوروز تا آخر مشاهده نمودم، صحبت‌های آقای خلیفه حس خوب و انرژی مثبتی به من منتقل نمود که فوراً آرزو نمودم که ایکاش آنهائی که از کلام و پردیور و از آئین یاری صحبت می‌کنند بجای بزرگنمائی غیرمشترکات روش دوست عزیز جناب خلیفه را پیشه کنند، تا هرچه زودتر به آن وحدت سلطان پسندانه برسیم، و این میسر نمی‌شود مگر اینکه مشترکات جامعه‌یارسان را در تریبونهای عمومی مطرح نمائیم، متأسفانه این شاید اولین بار است که به این صراحتی و قشنگی چنین برنامه‌ای بنده مشاهده نمودم، قبل از ایشان جناب علی نظری نقطه نظرهایی در مورد یارسان اعلام نمودند، قشنگ بود ولی به این زیبائی نبود، بار دیگر توفیق همه عزیزان را که در راه وحدت گام بر می‌دارند از سلطان سهاک خواستارم.
در آخر موضوعی را می‌خواستم از لحاظ فلسفی و مخصوصاً فلسفه الهیات توضیح دهم کلمه دین و آئین بود که در صحبت‌های یار بزرگوار آقای خلیفه به آن اشاره شد،
تعریف دین عبارت است چهار چوب و ایدئولوژی که از یک منطقه خاص با توجه به فرهنگ آن منطقه گرفته شده است، و اگر از آن منطقه به منطقه‌ای دیگر با فرهنگی متفاوت با مبدأ ظهور دین انتقال پیدا کند، دچار یکسری درگیری‌ها و ناهنجاریهای می‌شود، زیرا با فرهنگ ملی در تضاد است.
اما تعریف لغتی آئین به معنای روش با تعریف فلسفی آئین فرق دارد تعریف فلسفی آئین عبارت است از چهار چوب دین به اضافه فرهنگ مردم هر منطقه‌ای که این دین را قبول نموده‌اند. کردها، ترک‌ها، عرب‌ها، فارس‌ها، لرها و ....
دین یاری به همین منظور آئین نامیده می‌شود هیچ گونه تضادی با فرهنگهای مختلفی که به آن روی آورده‌اند ندارد، چون آئین یاری خالی از موهومات و توهمات و خرافات است « اگر تفرقه‌اندازان به توهمات دامن نزنند » تماماً به اخلاق توجه نموده‌ و در کنار اخلاق یکسری آموزه‌هائی ارائه نموده است که به استحکام اخلاق در جامعه کمک می‌نماید.
کردار همگی قبول.

با تشکر از آسی حشمت میره بیگی

Montag, 7. Juli 2014

مسعود بارزانی: هویت عراقی از بین رفته است....(کوردان یارسانی )

شفقنا- نیروهای داعش به سمت مرزهای کردستان عراق حمله می برند و این جا یعنی در شمال عراق مسعود بارزانی رییس دولت اقلیم کردستان عراق وضعیت را با ثبات عنوان می کند. بارزانی در حالی که مانند همیشه یونیفرم نظامی پیشمرگ های کرد را به تن دارد از ما در مقر خود در اربیل استقبال می کند و در مورد تهدیدهای داعش و برنامه های خودش می گوید.
س: آقای رئیس، یگان های داعش کمتر از چهل کیلومتر با مقر شما در اربیل فاصله دارند. این وضعیت را چه اندازه تهدیدآمیز ارزیابی می کنید؟
ج: ما در عرض یک شب ناگهان با موقعیت تهدیدآمیزی در مرزهای کردستان روبرو شدیم. البته از مدت ها پیش با نگرانی شاهد قدرتمند شدن یگان های داعش بودیم و در این مورد به دولت بغداد هم اطلاع رسانی می کردیم اما مالکی به هیچ عنوان گوش شنوایی نداشت. و حالا این وضعیت بسیار دشوار شده است. پیکارجویان داعش همین حالا نیز تلاش دارند که از پست های مرزی ما بگذرند. مردان داعش که بسیاری از آنها خارجی هستند به خوبی مجهز شده اند و ادوات زرهی و توپخانه در اختیار دارند یعنی همان سلاح هایی که از ارتش عراق به غنیمت گرفته اند. اما پیشمرگ های ما به شدت آنها را عقب راندند. ما به هیچ عنوان ترور را تحمل نمی کنیم در صورت لزوم تا آخرین گلوله از میهن خود دفاع می کنیم.
س: داعش چگونه توانست تا این اندازه قدرتمند شود؟
ج: این نتیجه سیاست های غلط دولت بغداد است. سنی ها خواست های خیلی ساده ای داشتند از قبیل جاده ها و مدارس و بیمارستان های بهتر اما دولت نوری مالکی این خواست ها را نادیده گرفت و هیچ اقدامی نکرد. به همین دلیل داعش در آن جا صاحب نفوذ شد زیرا خود را وکیل مدافع و نماینده منافع سنی ها می داند.
س: شما این وضعیت را پیش بینی می کردید؟
ج: من از سال ها پیش نسبت به این بی توجهی بغداد اعتراض می کردم. حتی پیش از سقوط موصل به مالکی هشدار دادم اما او حرف من را باور نکرد. ما کردها در مقابل تروریسم و نه در برابر حق طبیعی سنی ها مقاومت می کنیم. باید این را بدانیم که در مناطق سنی ها تنها داعش فعال نیست بلکه بسیاری از دیگر گروه ها نیز هستند که علیه دولت مرکزی سر به شورش برداشته اند.
س: و نتیجه این کار یک موج غیرقابل پیش بینی پناهجویان است.
ج: بله متاسفانه این واقعیت دارد. بسیاری از این مردم و هر روز هزاران نفر که در میان آنها شمار زیادی از مسیحیان نیز حضور دارند به این جا می آیند. جان و زندگی این افراد در مناطقی که داعش اعلام خلافت کرده است دیگر در امان نیست. کردها و شیعیان نیز به قتل می رسند. در کردستان گروه ها و مذاهب مختلف زندگی صلح آمیزی در کنار یکدیگر دارند و ما در قلمرو خود از اقلیت ها دفاع می کنیم.
س: آیا نوری مالکی می تواند همچنان نخست وزیر باقی بماند؟
ج: مالکی مسوولیت های سیاسی و نظامی در عراق دارد و اگر از مدت ها پیش نسبت به این مساله تجاهل نکرده بود وضعیت بهتر از این می بود. اما حالا وضعیت بسیار خطرناک شده است. البته من نمی خواهم فقط از مالکی انتقاد کنم.
س: می توانید برای ما توضیح دهید که چگونه این ائتلاف عجیب متشکل از طرفداران صدام و پیکارجویان اسلامی شکل گرفت؟
ج: بر اساس همان منطق قدیمی و ساده یعنی دشمن دشمن من، دوست من است. اما ما از همین حالا شاهد شکاف هایی در این ائتلاف هستیم. داعش خواهان یک دیکتاتوری مذهبی و طرفداران صدام خواهان بازگشت به قدرت هستند. به همین خاطر یک دو جین گروه کوچک شبه نظامی تشکیل شده که هر کدام منافع یک جناح را تامین می کند. اما در نهایت این خود سنی ها هستند که باید خودشان را از شر داعش رها کنند.
س: بدین ترتیب استراتژی شما به دفاع از قلمرو خودتان محدود می شود؟
ج: ما از میهن خود دفاع می کنیم.
س: آیا هیچ ادعای ارضی از آنکارا و دمشق دارید؟
ج: کردهای دیگر کشورها باید خودشان با روشی صلح آمیز در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند. و در مورد کردهای عراق هم یک راه حل سیاسی شکست نخواهد خورد.
س: آیا داعش از سوی دیگر کشورها حمایت می شود؟
ج: این پرسش خوبی است. این یگان ها در جریان جنگ داخلی سوریه بزرگ شدند و جالب آن که به عنوان مثال مرکز فرماندهی داعش در شهر رقه هرگز از سوی نیروی هوایی سوریه بمباران نشده است در حالی که ارتش سوریه توان این کار را دارد.
س: چه پیشنهادی در این موقعیت دشوار برای دولت بغداد دارید؟
ج: در عراق درک از دمکراسی این است که اقلیت ها توسط یک اکثریت سرکوب شوند. این مساله نوعی تبعیض حقوقی ایجاد می کند. اما حتی در قانون اساسی عراق هم در مورد تکثرگرایی و حمایت از اقلیت ها گفته شده است. تنها باید آن را به مورد اجرا گذاشت.
س: پیشروی های داعش تا کجا ادامه پیدا می کند؟
ج: ما اجازه نمی دهیم که آنها به کردستان وارد شوند. اگر هم تلاش کنند مناطق شیعه نشین یا اماکن مقدس در کربلا و نجف را اشغال و نابود کنند نیز با مقاومت شیعیان روبرو خواهند شد. در این حالت ایران نیز مداخله می کند. به همین خاطر داعش روی مناطق سنی نشین تمرکز خواهد کرد.
س: یازده سال پیش آمریکایی ها صدام حسین را سرنگون کردند. پس از آن چه اشتباه هایی رخ داد؟
ج: من قبلا اشتباه های دولت عراق را تشریح کردم. اما بزرگترین خطای آمریکایی ها این بود که متاسفانه خیلی زود از یک نجات دهنده به یک نیروی اشغالگر بدل شدند. افزون بر آن باید یک دولت انتقالی عراقی چند مذهبی و چند قومیتی تشکیل می شد اما به جای آن یک کارگزار غیرنظامی آمریکایی قدرت را به دست گرفت که به موقعیت عراق آشنایی نداشت و بی احتیاطی هایی کرد.
س: آیا آمریکایی ها حضوری طولانی در عراق داشتند یا این حضور به اندازه کافی طولانی نبود؟
ج: من مخالف خروج کامل نیروهای آمریکایی بودم زیرا به اندازه کافی به ارتش مالکی در این مورد که بتواند در شرایط اضطراری ثبات کشور را حفظ کند اعتماد نداشتم. و امروز می بینیم که حق با من بود. با این حال ما این جا در کردستان همیشه مراقب امنیت خود بوده ایم.
س: در دوران دولت شرودر، آلمان به شدت از حمله آمریکا به عراق انتقاد می کرد. آیا با دیدگاه امروزی می توان گفت که حق با صدراعظم سابق آلمان بوده است؟
ج: آلمانی ها خودشان این را می دانند که آیا کنار ماندن آنها از آن جنگ درست بود یا نه. اما از دیدگاه ما کردها سرنگونی صدام یک رهایی بود. هنگامی که ارتش آمریکا در سال 2003 به عراق وارد شد مردم از سربازان آمریکایی به عنوان رهایی بخش با گل استقبال کردند. اما همین مردم چندی بعد با بمب به جنگ آنها رفتند. هنگامی که آمریکایی ها شروع به مداخله در امور داخلی عراق کردند متاسفانه محبوبیت خود را در این کشور از دست دادند.
س: آیا هنوز می توان عراق را به عنوان یک کشور متحد حفظ کرد؟
ج: اگر این مساله با شکست مواجه شود ربطی به ملت کرد ندارد. ما خود را به قواعد فدرال پایبند می دانیم. کردستان همان رفتاری را دارد که در ایالت بایرن آلمان شاهدیم یعنی مستقل اما وفادار به دولت مرکزی. شیعیان و سنی ها هم مرتکب خطاهایی شدند که به راحتی جبران پذیر نیست. از هم پاشیدن عراق واقعیتی است که بعضی ها نمی خواهند آن را ببینند.
س: آیا آمریکایی ها از کردها حمایت خواهند کرد؟
ج: من روی حمایت فعال آنها حساب نمی کنم و البته فکر نمی کنم که مقاومتی نشان دهند. برخی از سیاستمداران آمریکایی از ما حمایت می کنند و بعضی حمایت نمی کنند. استقلال کردستان در نهایت به ملت کرد مربوط است.
س: از صحبت های شما چنین بر می آید که ظاهرا چاره دیگری برایتان باقی نمانده است.
ج: در حال حاضر چه کاری می توانیم بکنیم؟ ده سال تمام برای ساختن یک عراق دمکراتیک تلاش کردیم اما بسیاری از مردم در عراق خشونت را ابزاری برای سیاست می دانند. هم سنی ها و هم شیعیان در نیروهای رادیکال نفوذ دارند. آیا ما می توانیم با آنها یک کشور مشترک بسازیم؟ این کار شدنی نیست. ملت ها تنها با رضایت و نه با اجبار می توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند. در این جا یک هویت کردی، سنی، شیعه و مسیحی وجود دارد اما هویت عراقی وجود ندارد.
س: آیا فکر می کنید که کشورهای همسایه با تشکیل یک کشور کردستان در آینده موافقت کنند؟
ج: همسایه های ما در ده سال گذشته متوجه شده اند که ما هیچ کس را تهدید نمی کنیم. روابط ما با ترکیه در ده سال گذشته به مراتب بهتر شده است و بهتر هم می شود. ما از روند صلح میان کردهای ترکیه و دولت آن کشور حمایت می کنیم و وضعیت در آن جا خیلی بهتر شده است. نخست وزیر اردوغان نیز یک بار از اربیل دیدن کرد و این سفر گامی تاریخی بود. کردها هم در مقابل برای همه همسایه خوبی خواهند بود.
س: نفوذ ایران در عراق روز به روز بیشتر می شود. آیا شما در این مورد نگران نیستید؟
ج: گاهی از خودم می پرسم که آیا یک سیاستمدار عراقی باید تا این اندازه تحت تاثیر یک کشور دیگر باشد. ما این جا در کردستان در درجه نخست از منافع کردها حمایت می کنیم. یک سیاستمدار بومی که در خدمت منافع یک کشور دیگر باشد از نظر ملت کرد مطرود است.
س: چه انتظاری از غرب دارید؟ پول؟ اسلحه؟ تکنولوژی؟
ج: ما به هر چیزی که برای جنگ علیه تروریسم لازم باشد نیاز داریم. آلمانی ها و دیگر ملت های غرب باید ما را بهتر به رسمیت بشناسند. در کردستان مسلمانان و مسیحیان زندگی مسالمت آمیزی در کنار یکدیگر دارند. ما توجه ویژه ای به دمکراسی داریم. از مدت ها پیش بسیاری از شرکت های ترکی و غربی در این جا سرمایه گذاری می کنند. لوفت هانزا هر روز به اربیل پرواز دارد. ما به دیگر کمک های فنی نیز نیاز داریم و ثبات سیاسی و امکانات تجاری را تضمین می کنیم.
س: چه زمانی استقلال کشور کردستان را اعلام خواهید کرد؟
ج: هنوز زمان زیادی از آن روزهایی نگذشته است که هر کس در مورد استقلال صحبت می کرد به زندان می افتاد. اما استقلال گناه کبیره نیست و خیلی ها که حاضر نمی شدند حتی در این مورد چیزی بشنوند باید به آن عادت کنند. استقلال حق طبیعی یک ملت است. هر کس آن را انکار کند حقوق بشر را پایمال می کند. اما پیش از آن که اعلام استقلال کنیم در این مورد از ملت خواهیم پرسید. ما با پارلمان کردستان بر روی یک همه پرسی در این مورد کار می کنیم.
منبع: دی ولت
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی – شفقنا

*************************************
ترجمه  به زبان  المانی 
********


"Werden uns bis zur letzten Patrone verteidigen"


An Kurdistans Grenzen marschiert die Isis auf. Hier im Norden Iraks hat Präsident Masud Barzani das Sagen, die Verhältnisse sind stabil. Im Interview spricht er über die Bedrohung und seine Pläne.



45











Von Stefan Aust und Claus Christian Malzahn







Foto: MKCMassud Barsani, 67, sagt: "Unabhängigkeit ist das natürliche Recht einer Nation. Wer das leugnet, tut den Menschen unrecht"Bild teilen


Bild teilen















Barzani empfing am vergangenen Dienstag den Herausgeber der "Welt am Sonntag", Stefan Aust, sowie ihren Politikchef Claus Christian Malzahn in seinem Amtssitz bei Erbil zum Gespräch. Der Kurde trug wie fast immer seine militärgrüne Peschmerga-Uniform und nahm sich fast zwei Stunden Zeit.


Die Welt: Herr Präsident, die Truppen der Isis stehen keine 40 Meilen vor Ihrem Amtssitz in Erbil. Wie bedrohlich ist die Lage?


Masud Barzani: Wir haben quasi über Nacht eine bedrohliche Situation an den Grenzen Kurdistans vorgefunden. Dass die Isis-Truppen stärker wurden, haben wir zwar seit Langem mit Sorge beobachtet und darüber die Regierung in Bagdad auch informiert. Doch Maliki wollte davon nichts hören. Jetzt ist die Situation sehr schwierig. Kämpfer der Isis haben gerade versucht, einen Grenzposten von uns zu überrennen. Diese Männer, von denen viele aus dem Ausland stammen, waren gut ausgerüstet. Sie verfügten über Schützenpanzer und Artillerie, die sie zuvor von der irakischen Armee erbeutet hatten. Aber unsere Peschmerga hat hart zurückgeschlagen. Wir dulden keinen Terror und werden unsere Heimat, wenn nötig, bis zur letzten Patrone verteidigen.


Die Welt: Wie konnte die Isis so stark werden?


Barzani: Das ist das Ergebnis einer falschen Politik der Regierung in Bagdad. Die Sunniten hatten ganz einfache Wünsche, die von Bagdad immer ignoriert wurden: bessere Straßen, Krankenhäuser, Schulen. Aber die schiitisch dominierte Regierung von Nuri-al Maliki hat sich nicht darum gekümmert. Die Isis hat dort deshalb an Einfluss gewonnen, weil sie sich als Sachwalter sunnitischer Interessen präsentiert.


Die Welt: Sie haben das kommen sehen?


Barzani: Gegen Bagdads Ignoranz habe ich seit Jahren protestiert. Selbst als ich Maliki vor dem Fall von Mossul warnte, hat er mir nicht geglaubt. Wir Kurden wehren uns gegen Terrorismus, aber nicht gegen die natürlichen Rechte der Sunniten. Man muss wissen, dass in den sunnitischen Gebieten nicht nur die Isis agiert. Dort sind auch sehr viele andere Gruppen unterwegs, die gegen die Zentralregierung rebellieren.


Die Welt: Das Ergebnis ist eine ungeahnte Flüchtlingswelle.


Barzani: Ja, das ist leider wahr. Viele Menschen fliehen, jeden Tag kommen Tausende zu uns, darunter viele Christen. Wo die Isis ihr Kalifat ausruft, sind sie ihres Lebens nicht mehr sicher. Auch Kurden und Schiiten werden ermordet. In Kurdistan leben verschiedene Gruppen und Religionen dagegen friedlich zusammen. Wir schützen unsere Minderheiten vor diesen Terroristen.


Die Welt: Kann Premierminister Maliki noch im Amt bleiben?


Barzani: Maliki trägt die politische und militärische Verantwortung im Irak. Wenn er die Probleme nicht so lange ignoriert hätte, wäre die Lage jetzt besser. Nun ist die Situation sehr gefährlich. Aber ich will nicht nur ihn kritisieren.


Die Welt: Können Sie uns erklären, wie diese seltsame Koalition aus alten Saddam-Anhängern und islamistischen Kriegern zustande kommt?


Barzani: Die Logik dahinter ist so alt wie simpel: Der Feind meines Feindes ist mein Freund. Aber wir beobachten, dass es in dieser Koalition schon Risse gibt. Die Isis will eine religiöse Diktatur, die Anhänger von Saddam wollen ihre Macht zurück. Dazu kommen über ein Dutzend militante Kleingruppen, die ihr blutiges Süppchen kochen. Am Ende müssen die Sunniten sich selbst von der Isis befreien.


Die Welt: Ihre Strategie beschränkt sich also auf die Verteidigung eigener Territorien?


Barzani: Wir schützen unsere Heimat.




Foto: Infografik Die WeltDas von den irakischen Kurden beanspruchte Gebiet



Die Welt: Sie erheben keine Gebietsansprüche gegenüber Ankara oder Damaskus?


Barzani: Die Kurden in anderen Staaten müssen selbst auf friedliche Weise über ihr Schicksal entscheiden. Und an den Kurden im Irak wird eine politische Lösung nicht scheitern.


Die Welt: Wird die Isis von anderen Staaten unterstützt?


Barzani: Das ist eine gute Frage. Groß geworden ist diese Truppe im syrischen Bürgerkrieg. Und es ist auffällig, dass zum Beispiel ihre Kommandozentrale in der Stadt Rakka von Assads Luftwaffe nicht bombardiert worden ist, obwohl sie das könnte.


Die Welt: Was raten Sie in dieser schwierigen Lage der Regierung in Bagdad?


Barzani: Demokratie wurde im Irak nach der Befreiung so verstanden, dass eine Mehrheit die Minderheiten unterdrückt. Es muss aber um einen gerechten Ausgleich gehen. Um Pluralismus, um Minderheitenschutz. Das steht sogar in der irakischen Verfassung. Man muss das nur endlich umsetzen.


Die Welt: Wie weit wird Isis noch marschieren?


Barzani: Nach Kurdistan lassen wir die nicht rein. Und wenn die versuchen sollten, schiitische Gebiete oder gar Heiligtümer in Kerbala und Nadschaf zu erobern und zu zerstören, werden die Schiiten aufbegehren. Auch der Iran wird sich dann einmischen. Die Isis wird sich auf die sunnitischen Gebiete konzentrieren.


Die Welt: Vor elf Jahren haben die Amerikaner Saddam Hussein gestürzt. Welche Fehler sind danach gemacht worden?


Barzani: Die Fehler der Regierung in Bagdad habe ich bereits beschrieben. Und der größte Fehler der Amerikaner war, dass sie sich leider sehr schnell von Befreiern in Besatzer verwandelt haben. Außerdem hätte man gleich eine multireligiöse, multiethnische irakische Übergangsregierung bilden müssen. Stattdessen wurde ein ziviler US-Sachwalter eingesetzt, der die Lage hier nicht kannte, um es vorsichtig auszudrücken.


Die Welt: Waren die Amerikaner zu lange im Irak oder nicht lange genug?


Barzani: Ich war gegen einen vollständigen Abzug der Amerikaner, weil ich der Armee von Maliki nicht zugetraut habe, das Land im Notfall stabil zu halten. Heute zeigt sich, wie recht ich hatte. Hier in Kurdistan haben wir allerdings immer selbst für unsere Sicherheit gesorgt.


Die Welt: Die Regierung Schröder hat seinerzeit den Einmarsch der Amerikaner in den Irak heftig kritisiert. Hatte der damalige Kanzler aus heutiger Sicht recht?


Barzani: Die Deutschen müssen selbst wissen, ob es richtig war, sich da rauszuhalten. Aber aus unserer kurdischen Sicht war der Sturz Husseins eine Befreiung. Als die US-Armee hier 2003 ankam, wurden die Soldaten wie Befreier mit Blumen empfangen. Aber nach einiger Zeit hatten sie selbst hier mit Bombenanschlägen zu kämpfen. Sie haben sich leider sehr unbeliebt gemacht, als sie anfingen, sich in die inneren Angelegenheiten Iraks einzumischen.


Die Welt: Kann man den Irak als Staatsgebilde überhaupt noch erhalten?


Barzani: Wenn das scheitert, hat es nicht am kurdischen Volk gelegen. Wir haben uns an das föderale Prinzip gehalten. Kurdistan hat sich verhalten wie Bayern: eigenständig, aber loyal gegenüber der Zentralregierung. Bei den Schiiten und Sunniten wurden allerdings sehr viele Fehler gemacht, die kaum noch zu korrigieren sind. Der Irak zerbricht, das ist die Wirklichkeit, die manche nicht sehen wollen.


Die Welt: Werden die Amerikaner die Kurden unterstützen?


Barzani: Ich rechne nicht mit aktiver Hilfe, aber auch nicht mit Widerstand. Manche US-Politiker unterstützen uns, manche nicht. Die Unabhängigkeit Kurdistans ist am Ende aber Sache des kurdischen Volkes.


Die Welt: Das klingt so, als bliebe Ihnen gar nichts anderes übrig.


Barzani: Was sollen wir jetzt tun? Wir haben zehn Jahre lang versucht, einen demokratischen Irak zu entwickeln. Doch zu viele Menschen im Irak sehen in der Gewalt ein Mittel der Politik. Sowohl bei Sunniten wie Schiiten gewinnen radikale Kräfte an Einfluss. Und mit denen sollen wir gemeinsam einen Staat machen? Das wird nicht gehen. Völker können nur freiwillig miteinander leben, nicht aus Zwang. Es gibt hier eine kurdische, sunnitische, schiitische und christliche Identität. Aber keine irakische Identität. So ist das nun mal.


Die Welt: Haben Sie den Eindruck, dass die Nachbarstaaten eines künftigen Kurdistans mit einer Staatsgründung einverstanden wären?


Barzani: Unsere Nachbarn haben in den vergangenen zehn Jahren gemerkt, dass wir niemanden bedrohen. Unser Verhältnis zur Türkei hat sich in den vergangenen zehn Jahren enorm verbessert und ist inzwischen sehr gut. Wir unterstützen den Friedensprozess zwischen den Kurden und der türkischen Regierung. Da gab es erhebliche Verbesserungen. Der türkische Premier Erdogan hat uns in Erbil besucht. Das war ein historischer Schritt. Umgekehrt werden die Kurden für alle gute Nachbarn sein.


Die Welt: Der Iran hat erheblich an Einfluss im Irak gewonnen. Besorgt Sie das?


Barzani: Ich frage mich manchmal, warum irakische Politiker anderen Staaten so viel Einfluss gewähren. Hier in Kurdistan zählen zuerst kurdische Interessen. Ein hiesiger Politiker, der die Interessen eines anderen Landes bedient, würde vom kurdischen Volk zum Teufel gejagt werden.


Die Welt: Was erwarten Sie vom Westen? Geld? Waffen? Technologie?


Barzani: Wir können alles gut gebrauchen, was uns im Kampf gegen den Terrorismus hilft. Die Deutschen und die anderen Völker im Westen sollten uns besser kennenlernen. In Kurdistan leben Muslime und Christen friedlich zusammen. Und wir achten die Demokratie! Viele westliche und viele türkische Firmen investieren hier seit Langem. Die Lufthansa fliegt täglich Erbil an. Auf andere technologische Hilfe sind wir noch angewiesen. Wir garantieren politische Stabilität und interessante Geschäftsmöglichkeiten.


Die Welt: Wann werden Sie den unabhängigen Staat Kurdistan ausrufen?


Barzani: Noch vor gar nicht langer Zeit kam man ins Gefängnis, wenn man nur über die Unabhängigkeit gesprochen hat. Aber Unabhängigkeit ist keine Sünde. Viele, die davon nichts hören wollten, mussten sich daran gewöhnen. Unabhängigkeit ist das natürliche Recht einer Nation. Wer das leugnet, tut den Menschen Unrecht. Bevor wir aber die Unabhängigkeit erklären, werden wir das Volk fragen. Wir arbeiten mit dem kurdischen Parlament an einem Referendum zu dieser Frage.