| خلاصه ای در باره ی مراسم خاونکار موضوع : يارسان خلاصه ای در باره ی مراسم خاونکار باسلام این متن در پاسخ به تقاضاودرخواست تعدادی از دوستان وعزیزان غیر یارسانی تهیه گردیده که از مدتها پیش به وسیله ایمیل وتلفن از اینجاب درخواست نموده اند که خلاصه ای از مراسم خاونکار را برایشان بنویسم ،به همین دلیل از ذکر جزئیات وتوضیح کامل خودداری گردیده است.امیدوارم بتوانند استفاده بنمایند. مردم یارسان در ایران « اهل حق»یا« طایفه وطایف سان ویارسانی » ودر کردستان عراق «کاکه ای» نامیده میشوند.نام اصلی دین مردم یارسان به استناد متون مقدس مذهبی « دین یاری» است، کتاب مقدس آنان، « دفتر پردیوری »است که به زبان کوردی گورانی نوشته شده است، دفترپردیوری حاصل دیالوگ وگفتگوی سلطان سهاک ویارنش می باشد.دین یاری از نظر زمانی ، دارای دو تاریخچه « نهانی وآشکار» یا «قبل از پردیور » وزمان پردیور وبعداز آن می باشد .به این معنی که تا قبل از دوره پردیور شرایط ظهور وآشکارشدن دین محیا نبوده ودرهردوره به صورت های دیگری اعتقادات ابراز می شده اما در 734 سال پیش ،مجددا «خداوند» در قالب جسمانی واین باربه نام « سلطان سهاک» تجلی وظهور نمودند و به همراه یارنش تصمیم به آشکار کردن ومکتوب نمودن این دین نموند. یکی از مهمترین اعتقادات « دین یاری» موضوع « دونای دون » است واین بدان معناست که دین یاری برای زندگی انسانی اعتقاد به تکامل معنوی روح ورسیدن به درجات کمال وبالا وتعالی بشر دارد که این امر مرحله به مرحله بوجود می آید بدین معنی که روح انسان پس از مرگ به قالب وجسم دیگر حلول پیدا می کند ومجددا به زندگی ادامه می دهد ودر این پروسه براساس نوع اعمال ورفتار ، میتواند یا به درجات بالا صعود نماید ویا بلعکس. وعاقبت تا جایی که به مرحله تعالی برسد وبا دریای بی کران ذات وکرامت ومعنویت « حق » عجین گردد وبخشی از دریا ومعدن معنویت وخوبی بگردد. مردم یارسان دارای مراسم مختلف دینی هستند که مهمترین آنها عبارتند از : 1.مراسم نامگذاری : این مراسم بلافاصله پس از به دنیا آمدن نوزاد همراه با مراسم نذر ونیاز وتنبور نوازی به وسیله «رهبر دینی»یا انجام می گیرد. 2.مراسم سرسپردگی یا« جوزشکانن»:همانطور که میدانید مسلمانان در هنگام تولد کودک ،در گوش او قرآن وبانگ اذان می خوانند ، مسیحیان نیز طی مراسم خاصی در کلیسا کودک را بوسیله ی کشیش غسل تعمید می دهندودعای مخصوص می خوانند، مردم یارسان نیز بعد از گذشت چهل روز از تولد کودک ، درمحل مخصوص انجام فرائض دینی (جمخانه) به ووسیله رهبر دینی یا « سید پیر»مراسم سرسپردگی که به مصابه ی ثبت نام و ورود کودک به دین یاری می باشد را انجام می دهند که در این مراسم یک خروس آب پز با یک من برنج و یک عدد میوه ی « جوز هندی» که بسیار معطر وخوشبو است ، به همراه نذر ونیاز ودعای مخصوص وتنبور نوازی واجرای سرود های دینی وحضور حداقل هفت نفر در حلقه ی مراسم مذهبی که « جم »نامیده می شود وحضور بقیه یارسانی ها ،انجام می گردد. 3.مراسم خاونکار:یکی از مهمترین مراسم مردم یارسان مراسم روزه ی « مرنو » یا خاونکار است. « مه ر »درزبان کوردی به معنی غار و « نو » نام غاری است که در منطقه اورامانات پاوه. در دوره پردیور،هنگامیکه «سلطان سهاک» به همراه یارنش از منطقه برزنجه کردستان عراق ، جهت آشکار کردن دین یاری به منطقه اورامانات پاوه عظیمت نمودند ، دشمنان ، آنان را تعقیب نمودند ودرصدد نابودیشان برآمدند، اما طی معجزه ای جو دگرگون شد به صورتی که در اثر مه غلیظ وگرد وخاک وتوفان دشمنان نمی توانستند مبارزه را ادامه دهند وپس از سه روز نبرد ،عاقبت شسکت خوردندونابود شدند، طی این سه روز، سلطان ویارانش نه غذایی خوردند ونه آبی آشامیدند، سپس ، پیرزنی از روستاهای اطراف غار، یک خروس آب پز همراه با سه کیلو برنج ومقداری آب ونان مخصوصی به نام « تیری» برای آنان آورد، سلطان سهاک به همراه یارنش ، این پیروزی را همراه با مراسم خاصی با خواندن دعا ی مخصوص وتقسیم مساوی برنج وگوشت ونان ،جشن گرفتند.آنان گوشت خروس را که استخوان ها را از آن جدا نموده بودند با کمی برنج در یک نان نازک به نام « تیری » می پیچیدند وودر بین یاران به اندازه مساوی تقسیم می کردند که به آن « نواله »می گویند.از آن به بعد سلطان سهاک این واقعه را در دفترپردیوری نوشتند وپیروان دین یاری را موظف نمودند به یاد یود وگرامیداشت این روز ، سه روز روزه بگیرند.البته خاونکار یکی دیگر از چندین نام سلطان سهاک است که به معنای صاحبکار یا صاحب همه جهان می باشد. ایام روزه خاونکاردر هر سال از اول تا آخر آبانماه (22اکتبر تا 22نوامبر)متغیر است. چگونگی برگزاری مراسم خاونکار درمیان یارسان : مردم یارسان معمولا هفته ها قبل از خاونکارباخرید لباس نو برای خانواده خود به پیشواز خاونکار می روند. یک روز قبل از خاونکار، در هنگام عصر ابتدا به حمام می روند وغسل مخصوص مراسم را با خواندن دعای مخصوص آن به جا می آورند که بخشی از این دعا چنین است: آوم تشارن قوله م پردیور غسل پاکیم کرد چه پا تا وه سه ر اولمان یارن آخرمان یارن اول آخرمان شای خاونکارن معنی: به نیابت آب چشمه تشار وقبله ی پردیور غسل می کنم وظاهر خود را پاک می کنم اول وآخر زندگی همه ی ما سلطان سهاک(خاونکار)بوده وهست. سپس همان شب با تهیه ی مقداری سیب یا انار به همراه خانواده خود در« جمخانه» یا منزل« سید پیر» حاضر می شوند ،مراسم با خواندن سرود های دینی وتنبورنوازی آغاز می شود و« سید پیر» با خواندن دعای مخصوص،اجازه تقسیم همه ی میوه ها را که به آن« نیاز » گفته میشود می دهد ومیوه ها به اندازه سهم مساوی تقسیم می شوندوپس از دعای پایانی نذر ونیاز، همه با هم دعای نیت روزه خاوندکاری را می خوانند، قسمتی از این دعا به شرح ذیل است: هو اول وآخر مان یار نیه تمان هاوردن نیه ت یه ری رو یاری نیه تمان هاوردن نیه ت خاوندکاری وعشق یاران مرنوی داوود وبنیامین وپیرموسی هرکس نه گیرو یه ری رو یاری نه کرو داوات پادشایی بشش نمه یان چه خرمان دوچیایی معنی:نیت می کنیم نیت سه روز روزه یاری وایمان آورده ایم به خاونکار ، به یاد وبه عشق یاران داوود وبنیامین وپیرموسی هرکس که این روزه را به جا نیاورد ونذر ونیاز نکند ، از خرمن معرفت ورحمت سلطان بی بهره خواهد شد. سپس به خانه ی خود برمی گردند وتا ساعت 2 نصف شب در کنارخانواده ی خود بیدار می مانند وپس ازخوردن مقداری غذا به عنوان « سحری » از فردای آنروز سه روز روزه میگیرند ، البته هرشب مانند شب اول در جمخانه حاضر می شوند وبه دعا دادن نذر ونیاز وخواندن سرود دینی همراه تنبورنوازی می پردازند، زیرا روزه بدون دعا دادن نذر ونیاز مقبول نیست. در روز آخرکه به « مال پادشایی» معروف است، هرخانواده سه کیلو برنج را همراه یک خروس آب پز شده می پزند وهمراه مقداری انار با هم به جمخانه می برند و دقیقا مانند مراسمی که ذکر شد همراه با دعا ی مخصوص واجرای سرود دینی مراسم را بجا می آورند وبه شادی می پردازند وروز بعد به روز « عید مبارکی» معروف است که همه به عید دیدنی یکدیگر می روند وعید خاونکاررا تبریک می گویند وبه جشن وپایکوبی می پردازند، بعضی نیز به زیارت مرقد بزرگان دین یاری می روند. مردم یارسان معتقدند که می بایست ظاهر وباطنشان منطبق برهم وکاملا پاک ومنزه باشد به همین دلیل در ایام خاونکار حداکثر سعی خود را در از بین بردن ناراحتی ها وکینه ها ودلخوری ها می نمایند،وازیکدیگر دلجویی می کنند، چرا که دین یاری دینی عملگراست و انجام فرائض دینی همه جزء ظاهر وبخش کوچکی از دین یاری است و اگر همراه با عمل ورفتار نیک ودرست نباشد ، هیچ ارزشی ندارد. مردم یارسان مردمانی آرام ،صلح جوو بی کینه هستند وبه استناد دستورات دینی ازعداوت ، انتقام وقصاص حتی در حق دشمنان نیز بیزارند،وازآن خودداری می کنند زیرا معقتدند که دنیا محل بازتاب وانعکاس اعمال انسان می باشد.بنابرهمین اعتقاد برای همه ی ادیان وایدئولوژی ها احترام قائلند . باتشکراز آ سیدفریدون حسینی(گوران)seidfereidoun@yahoo.com |
Freitag, 25. Juli 2014
خلاصه ای در باره ی مراسم خاونکار
Donnerstag, 24. Juli 2014
اول و آخر یار ======== خبر فوری
اول و آخر یار
========
خبر فوری
===========
تخریب گورستان روستای قره داش تاکستان توسط نیروهای امنیتی
==============
بنابر اطلاعات رسیده به اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان چند روز پیش گورستان روستای قره داش تاکستان محل دفن شهید محمد قنبری از پیروان یارسان که در تاریخ 5 مرداد سال1392 در اعتراض به تبعیض بر علیه جامعه یارسان در برابر مجلس شورای اسلامی خود را به آتش کشید توسط نیروهای امنیتی با لودر تخریب و ویران گردید.
این گورستان که در زمینی شیب دار واقع شده است توسط مردم منطقه با هزینه شخصی جهت پذیرایی از شرکت کنندگان در یکمین سالگرد این شهید که روز پنجشنبه 9 مرداد 1393 برگزار می شود تسطیح و دیوار کشی شده بود که نیروهای امنیتی شبانه با انواع ماشین الات عمرانی به گورستان حمله و کلیه سازه های ان را تخریب کردند و مصالح پای کار را نیز تخریب و با خاک مخلوط کرده به نحوی که قابل استفاده مجدد نباشد.
همچنین نیروهای امنیتی تعدادی از مردم منطقه و خانواده شهید قنبری را تهدید کرده اند که حق دیوار کشی و تسطیح مجدد گورستان را نداشته و مراسم سالگرد نیز باید بصورت محدود برگزار شود.
Dienstag, 22. Juli 2014
کردهای سلحشور و گرانمایه، همبستگی خود را با دیگر هم میهنان نشان دادند
کردهای سلحشور و گرانمایه، همبستگی خود را با دیگر هم میهنان نشان دادند
نوشته شده :توسط .سهراب ارژنگ.
در این فرتور یک بانوی گرامی کرد، یک ایرانی اصیل، با پوشش محلی خود دیده می شود.
کشورمان ایران، گلستانی است که گلهای گوناگون رنگارنگ و خوشبو سرتاسر آن را پوشانده است. از هرسوی غنچه، گل، و شکوفه های زیبا به چشم می خورد، و بوی خوش آنان فضا را دلچسب و شاد می سازد. به راستی، از هر شهری به شهری، و یا از دهی به بخشی و یا دهی دیگر پای می گذاریم با مردمانی نیک سرشت، آداب و رسومی نو، خوراک و پوشاکی متفاوت روبرو می شویم که هر کدام برایمان آموزنده و دلپذیر است.
یک گروه از هم میهنان وارسته و گرامی ما کردها هستند که بنیان گذار و سازنده اصلی این سرزمینند. همه ویژگی های درستی، پاکی، راستگویی، شجاعت و بی باکی در این گروه از هم وطنانمان به آشکار دیده می شود. صفاو صمیمیت، میهمان نوازی و نوعدوستی از دیگر ویژگی های این ایرانیان است. نخستین دودمان پادشاهی به نام خاندان ماد در این کشور از سوی کردها پایه گذاری شد و شاهان بزرگی مانند دیااکو، فره فرتیش و هوخشتر در آن دوران جهل و بربریت، قوانین، اجتماعی و انسانی را میان افراد پراکنده پیاده کردند، و درس مدنیت و شهری گری را به آنان آموختند.
بدبختانه، زمامداران خودکامه و نادان ما که به مردم توجهی نداشتند و همه را برده و رعیت خود می دانستند، کردهای باغیرت و دلسوزمان را نیز مورد بی مهری قرار دادند. شاهان قاجار با داشتن حرمسرا دارای فرزندان زیادی می شدند که بیشتر آنان نازپرورده و ناآگاه دربار بودند. آنگاه هرکدام از آنهارا به عنوان حاکم به منطقه ای از ایران می فرستادند. این حاکمان بی سواد و خودکامه در منطقه خود ظلم و ستم های فراوانی روا می داشتند و کمتر به مردم و یا آبادانی ایالت زیر نفوذ و قدرت خود رسیدگی می کردند. کردستان ما نیز یکی از آن ایالت هایی است که از این بی مهری و بی توجهی برکنار نمانده است.
از هنگام انقلاب و سلطه آخوند ضد ایرانی بر این سر زمین، ظلم و ستمی ناگفتنی در باره همه هم وطنان ما از جمله کردهای میهن دوست روا رفت. خلخالی، جلاد خمینی، کردان دلاور، فرزندان عزیز این آب و خاک را به خاک و خون کشانید. ستم بیکران رژیم در مورد افراد فعال و سرزنده کردستان گویای جنایت پیشگی و خودکامی گردانندگان این حکومت است. حمله به رستوران میکونوس در برلین و کشتن صادق شرفکندی دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران و همایون اردلان نماینده حزب دمکرات کردستان و یا ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو روز ۲۲ تیر ۱۳۶۸ در وین مایه ننگ و رسوایی برای حیوانات درنده ای است که از سوی رژیم ضد بشری اسلامی مأموریت داشتند و نام انسان را بر خود گذاشته، و به چنین فاجعه ای دست زدند.
۲۳ سال پیش، دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات که برای یافتن راهی مسالمت آمیز برای حل مسئله کرد در پای میز مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی در وین آمده بود، به وسیله مزدوران جنایتکار رژیم ترور شد.
اعدام شیرین علم هولی، احسان فتاحیان، فرزاد کمانگر، موجب اندوه هر ایرانی و برگ دیگری است بر کتاب جنایات بیشمار رژیم اسلامی. بی تردید مردم ایران از هرگوشه و کنار، با آن که هرکدامشان در بند دژخیمان رژیم گرفتار و در شکنجه و آزارند، با این وجود ستم و بیدادگری نسبت به هم میهنان کرد خود را هرگز فراموش نخواهند نمود. ملت ایران از هرگروه و با هرباور دینی، این جنایت های بیشمار رژیم اسلامی را هرگز فراموش نخواهند کرد و سرگذشت زشت آن در سر برگ تاریخ کشورمان به رنگ سیاه و تار به ثبت خواهد رسید.
شوربختانه در دوران کنونی که رژیم ضد ایرانی کشورمان را به لب پرتگاه و نابودی رسانده، شماری فرصت طلب و مزدور برای خودکامگی خود به دنبال جدایی کردستان و یا بخش های دیگر از پیکر مام میهنند. بی تردید، این گونه خیانت های ملی و میهنی و خنجر به پشت برادران و خواهران خود زدن، راهی به جایی نمی برد، و تیر اینگونه خودکامگان هرگز به هدف نخواهد خورد.
شیرین علم هولی، احسان فتاحیان، فرزاد کمانگر، و پیکر به خون افتاده دکتر عبدالرحمن قاسملو و همکار او، عبدالله قادری پنج تن از هزاران انسان پاک سرشت، و پاکباز میهنمان که در راه بالا بردن فرهنگ و آزادی کشورمان، جانفشانی کردند در این فرتور دیده می شوند. یاد این عزیزان و دیگر فرزانگان کشورمان که جان خود را در برابر رژیم جهل و جنایت سپر بلا قرار داده اند، همیشه گرامی خواهیم داشت.
آنچه بدیهی است، هم میهنان گرامی کرد ما با ما هم عقیده و هم پیمانند و هرگز نمی خواهند تا از خواهران و برادران دیگر ایرانی خود جداشوند. باید هدف و برنامه کلی آن باشد که همه ما باهم و در کنار هم از کرد، لر، ترک، عرب، بلوچ، فارس و دیگر گروههای ایرانی با همبستگی و همدلی بکوشیم تا رژیم ضد ایرانی اسلامی را بر کنار نموده، و با دستیابی به آزادی و دموکراسی، همگی با بهره بردن از امکانات مادی و معنوی کشور، در شادی و غم یکدیگر عملاً شریک و سهیم باشیم.
برای آن که نوشته بالا که از اعتقاد و باور نگارنده بر همبستگی همه ایرانیان است بیش
تر آگاه و نزدیک شده باشیم به مقاله ای که دیروز شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۱ در “پایگاه تحلیلی کردها” به چاپ رسیده و پخش شده است اشاره نموده و خواندن آن را به هم میهنانمان سفارش می کنیم:
”شمار زیادی از فعالان سیاسی فرهنگی،حقوق بشری و مدنی و روزنامه نگاران کُرد با انتشار بیانیه ای ضمن تأکید بر پیوندهای تاریخی،فرهنگی و اجتماعی دیرین مردم کُرد با دیگر ایرانیان ،هر گونه تلاش برای ایجاد اختلاف میان ایرانیان و رودر قرار دادن اقوام ایرانی را محکوم کرده اند.در میان امضا کنندگان بیانیه نام بسیاری از روشنفکران، نویسندگان و فعالان کُرد از طیف های مختلف فرهنگی و سیاسی به چشم می خورد. امضای افرادی چون احسان هوشمند،ایرج قبادی،علی لیمویی،بابک معبدی ، خسروخان سلیمی،ابراهیم عبدالله زاده،حسن گل محمدی ،روح اله باقر آبادی،علی پرندین،علی غفاری،فرهاد نصیریان،لطیف عباس پناه،علی دانشور،نجات بهرامی،اشکان مسیبیان،حاج ابراهیم فتاحی،سامان منبری،سامان عابری،سلمان زندی،شهاب تجری،فرزاد پور مرادی،جمال پاکزاد،عبدالمجید طبیبی ،اصغر آقا میرزایی و محمد رضا عظیمی در پای بیانیه ثبت شده است…”
ما ضمن ستایش و سپاس بیکران از این دلاوران و فرهیختگان کرد، هم میهنان گرانمایه و بزرگوارمان، بر این میهن پرستی و نوعدوستی یکایک امضاء کنندگان درود فرستاده، بدانان افتخار می کنیم، و دست همگان را می فشاریم، به آنان آفرین می گوییم، و سوگند یاد می کنیم تا زنده هستیم در راه آزادی ایرانی سربلند، ایرانی یک پارچه و پویا، برای همه ایرانیان و کردستانی آباد و پرافتخار گام برداریم.
خبر =============== تعداد 4 نفر از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان
خبر
===============
تعداد 4 نفر از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان (آقایان سیاوش حیاتی،سید مهرداد مشعشعی،سید امین عباسی و خیراله حق جویان) به نمایندگی از فعالان مدنی یارسان در پی عدم توجه حکومت در خصوص رسیدگی به مشکلات جامعه یارسان و پیگیری وعده های اجرا نشده ی مسئولین از جمله وعده های دکتر لاریجانی -رییس مجلس شورای اسلامی- روز سه شنبه تاریخ 31 تیرماه 1393به مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده اند و خواهان ملاقات با رییس مجلس شورای اسلامی شده اند.قابل یادآوری است که سال گذشته در ملاقات نمایندگان معترضین یارسان با رییس مجلس شورای اسلامی ،دکتر لاریجانی قول پیگیری و رسیدگی به مشکلات یارسان را داده بود که تاکنون هیچ یک از وعده های وی اجرایی نشده است. ........خبر بروز رسانی می شود.
===============
تعداد 4 نفر از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان (آقایان سیاوش حیاتی،سید مهرداد مشعشعی،سید امین عباسی و خیراله حق جویان) به نمایندگی از فعالان مدنی یارسان در پی عدم توجه حکومت در خصوص رسیدگی به مشکلات جامعه یارسان و پیگیری وعده های اجرا نشده ی مسئولین از جمله وعده های دکتر لاریجانی -رییس مجلس شورای اسلامی- روز سه شنبه تاریخ 31 تیرماه 1393به مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده اند و خواهان ملاقات با رییس مجلس شورای اسلامی شده اند.قابل یادآوری است که سال گذشته در ملاقات نمایندگان معترضین یارسان با رییس مجلس شورای اسلامی ،دکتر لاریجانی قول پیگیری و رسیدگی به مشکلات یارسان را داده بود که تاکنون هیچ یک از وعده های وی اجرایی نشده است. ........خبر بروز رسانی می شود.
Montag, 21. Juli 2014
به قلم جناب آسی فریدون حسینی ..یاد همه ی شهیدان یارسانی مخصوصأ سه پروانه پرسوخته « شمع یاری » که سال گذشته دراعتراض به تضییع حقوق مردم یارسان ، خویشتن خویش را به آتش کشیدند
یاد همه ی شهیدان یارسانی مخصوصأ سه پروانه پرسوخته « شمع یاری »
که سال گذشته دراعتراض به تضییع حقوق مردم یارسان ، خویشتن خویش را به آتش کشیدند،
گرامی باد. درگرامیداشت اولین سالگرد شهید محمد قنبری ، باامید به مشارکت همه
جانبه مردم یارسان این شعر زیبا را ازشاعر معاصر« حمید مصدق» تقدیمتان می کنم .
امیدوارم همه ی ما بتوانیم دوستان ،یاران وبستگان خود را به شرکت در این مراسم
تشویق وترغیب نماییم واین مراسم را تبدیل به نمادی از اتحاد وهمبستگی یارسانی ها بنماییم . فراموش نکنیم که به استناد
همه ی « کلام های یاری» همه ی ما مسئولیم ونمی توانیم در اینباره بی تفاوت باشیم.
آدرس وتاریخ مراسم : پنجشنبه نهم مرداد ماه روستای قره داش از توابع شهر تاکستان استان قزوین.
عنوان شعر: «من اگر برخيزم.تو اگر برخيزي .همه برمي خيزند ...»
عنوان شعر: «من اگر برخيزم.تو اگر برخيزي .همه برمي خيزند ...»
با من اكنون چه نشستنها ، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي مي خواهد
با تو اكنون چه فراموشيهاست
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم ، تنهايم
تو اگر ما نشوي
خويشتني
از كجا كه من و تو
شور يكپارچگي را در شرق
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو
مشت رسوايان را وا نكنيم
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آويزد
دشتها نام تو را مي گويند
كوهها شعر مرا مي خوانند
كوه بايد شد و ماند
رود بايد شد و رفت
دشت بايد شد و خواند
در من اين جلوه ي اندوه ز چيست؟
در تو اين قصه ي پرهيز كه چه؟
در من اين شعله ي عصيان نياز
در تو دمسردي پاييز كه چه؟
حرف را بايد زد
درد را بايد گفت
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخن از تو
متلاشي شدن دوستي است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنايي با شور؟
و جدايي با درد؟
و نشستن در بهت فراموشي
يا غرق غرور؟
سينه ام آينه اي ست
با غباري از غم
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار
آشيان تهي دست مرا
مرغ دستان تو پر مي سازند
آه مگذار ، كه دستان من آن
اعتمادي كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد
آه مگذار كه مرغان سپيد دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهي بگذارد
من چه مي گويم ، آه
با تو اكنون چه فراموشيها
با من اكنون چه نشستنها ، خاموشيهاست
تو مپندار كه خاموشي من
هست برهان فراموشي من
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
« شعر از شاعر معاصر حمید مصدق»
سیدفریدون حسینی 30.04.1393
Samstag, 19. Juli 2014
له اشعار کاک حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم...کوردان یارسانی
له اشعار کاک حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان
دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم
له سرود کا حسین قاسمی گهواره گوران
دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم
قرچه برشته داخ دریونم
خمان ورکندن رنگ نه جمینم
موینم وخواو گوران سرانسر
چنی چن ساله لیش هامام ودر
وینه خواو روژمیو ویادم
وشی خاطره ش مکو دلشادم
یادی بکرم نه دیشت کوش
نه کانی وسراو هم شو هم روش
بلکم ساریژبوزام ناسورم
بیاوو .وفرخانه خاپورم
گوران گل گشت کم دره ودره
کاووکژو کوه دیشتان یکسره
دالهو سیر کم نقطه ونقطه
تاش وتاویران هرتاشی سخته
نه قلای زنجیر تا وه گاواره
سارانسر خاکش هم سنگ وزره
قلای نیره وگ هم کانی وآوی
دارن کهنسال حوض وسراوی
بوی نسیم وش سوز دم صوی
چریکه مل ومور پاچه ورکوی
زمزمه تافاو کانی یخاوی
هونکی دم صو کمرگاوکاوی
شاخه شاخ کو نه پانساری
چونیروشبو نه سر دیاری
سوزی برزانه سای کمردا
چوین ذلف دلذار کفتن ووردا
نه دوره ورین عهد باستان
سازناشای عادل قلای نوشیروان
ایسه گذشتن اوعهد دوران
قلا زنجیرن پایتخت گوران
میردان آزا شیران قلان
نترس ونپرس نه وخت خزان
اولای میر خسرو ملک یاسم خان
خان باش خانان یعنی سلیمان
شیری چوین رشی بوری چوین قمر
شاغل شیره سر نه میدان بر
سالارخزا سردارلشکر
شیر بی وینه منشور وظفر
جهانبخش دور هم بهرام سلطان
نه باخچه وقطار تا وکرماشان
آوازه مردیش برز نه شاران
یاونا وگوش پادشای ایران
مامورش کردن سرحدان تمام
پری دشمنان تازی خیال خام
میرد با ادب با اسم شهرت
دلدار وبی باک جوین اله مروت
نه ملک دشمن وتنیا سوار
شیران بندی گوران دافرار
مرد بی وینه شاپور شیر گیر
ومکرو حیله دشمن بی اسیر
شیر ئه ول مامی نه خیل قری
چابک وچالاک گرد کودیاری
بلی عزیزان فلک پر فنن
بنچینه خاصان جه ریشه کنن
قلا ترک کریم روینه آینه ون
بن وبن سیر کیم تا وبرون
بشایم وطواف خویار دانا
شخص مایه دار سر چلانه
دمبنایم حه ناو خونکی آوی
شکتی بر کیم نه سر سراوی
تیر وریم نی آو زمزم نیشانه
گذرگای یاران چنی بیگانه
او داران برز پرسایه وسیور
نمازو تاوو تیژی لیسک خور
قمری نه قوقو بلبل نه فغان
پی مگران پوس تاموخ سغان
ملیچک چنی رشوله تیژپر
قرار نداران شوان تاسحر
سمور خوشپوشنه برزی داران
چوین باز شاهین مکران طیران
ای دار اودار ای لق اولق
وینه بنبازان میران مولق
هر هر وهوهو جرگه رمیاران
میاوو نه گوش نه سر دیاران
نازک نازاران کنه آو نه دوش
شیران مادن پاچین کردی پوش
شیرین محوشان جوین طویل شمشال
حوری حمینان صاحب ذلف وخال
تریکه وخنه نازک نازاران
هوش بروت نه سر نی ماواومکان
بلی عزیزان گوهر شناسان
صاحب میل وشرط کهنه خواصان
اولعزیز یاد کیم شاعر بی هامتا
دنگ خوش وبزم خوش نه دیشت وچیا
کزه گورانی بزم قلخانی چر
مات مکرد ملان هاز نه بدن بر
سی مرای ودنگ سوز گورانی
خلق خارج مکرد نه پریشانی
دل مبو شیدا عاشق خالص بو
یک شرط ویک بین گوهر شناس بو
تاکه درک کرو گفتار بنده
نک جور نادانان پیم کرو خنده
من شیدای شیوه یار دیرینم
مجنون چول گرد رویسرزمینم
خویاربازیم جا ودله پردرد
بشایم پی ورمام چنی گله زرد
فردوس برین باوریم ویاد
نی ماوا ومکان خمان دیم وباد
بوی وش نرگس یال وقله وکو
پخشن نه مکان باخجه دالهو
شنه بای شمال ملخشنو ولگان
چوین صدای سنتور نی برزه مکان
میاوونگوش گازیر وگابم
میرو نه بای خرمانان خم
چیمن چمش دان واده وهارن
صفای سیاه مال دور دوارن
چطر چونیران لاله وهلالان
شاخه شاخ کوک نه لانساران
ویت وات سوسک نه دور دارن
چریکه مل ومور نه سردیاران
سوسن صف پیکان نه سرکلاوان
شنه بای شمال صبح وایوارن
زردی ونوشه دانه دیاری
موج میونه روی دانه مرواری
نسرین وسوسن شکوفه وشوبو
بوی عطر وعبیر چونیر وشبو
غمام چم وردن نه سر سراوان
پشیوی هرجن نه سای مخاران
کانی وآوزلال چوین چشمه کوثر
مدروشوش ریگان چوین دانه گوهر
چرای میش وبز نه مرغزاران
شیر دوشان شوخ نه سای دواران
سی پایه نه پا مشکه آویزان
وزوربازوی پنجه خال خاصان
هاتوبشوشن وناله صد طرز
نواش منیشو نه افلاک برز
گلیار وهی هی گله ش برد ودر
تفنگ نه سر شان بلواز نه کمر
کتری وکونه آو نانوره پرنان
میو نه شاندا را منی نه ران
تاکه ایواره ای کژ او کو
ای قله واو یال شاخ دالهو
نم نم نسیم شوخیز نه ایوار
خور بین آوانه پرده پیوار
خمزه وتوریسکه صف ستاران
سما سرانسر بین چراخان
مانگ نه کل هل هات داش نه کش
وکو زمین وزمان بین وینه رو
تریفه مانگه شوداش نه سرکاوان
روشن کرد پاجه بند ایلاخان
شوق مانگه شو روی راخانه
وه سیرهانه صفای ایلاخانه وه
توریسکه آگرسیادواران
وش وش مسوزو نی نیمه شوان
اگرفردوسی نه سر زمین
بی شک دالهو چنیش قرینن
دالهو پیچیش نه گردی قار
در کفته م کردی دیار ودیار
دالهوماوای باز سرطیلن
دیوانگای یاران چنی بالویلن
جای شرط واقرار مینگه بالویلن
ماوش هله برز تاش تاویرن
هانام وتون دیوانه عاقل
نه سوز ناله م تو مور خافل
شکرم وقاپیت شیت نی سوار
هم ملجای خویشان هم رجای اغیار
هرکس توش ناسا پشیون حالش
کریان وشنطوط سفته زخالش
کام سنگ تاش تاک نقاش ماهر
گرداننده چرخ باطن وظاهر
نه ای ماوای برز نی تاش بی گرد
ای قله هامتای چرخ لاجورد
کردنش ایجاد ای حجره وحرم
پری سوز دل جم نشین نه جم
نه قله برز شاخ دالهو
دیارن وجخت کوهسار بمو
ذوقم کفت نه سر شوقم هاما سر
ویم بنام نه سر سراو سفر
سراو سفر نه پاچه ورکو
زام گهنه ونوم آوردن وسو
مزه اوکش هامتان وزمزم
نه دورش گردم چوین پروانه وشم
لفه زلال آو کانی کاسفر
هرهانه گوشم تاواده محشر
نازک نازاران شوخ بیقرار
کونه پر مکن منیران نه بار
مشن وه راوه جوین سول سهی
بی باک نه دنیا وخاطر جمی
جوانان مس کله شیر کوف وشان
چوین باز پی مکن کشان وکوان
آوکانی سفر وبی مدارا
مشوت وراوه ورو وارگا
بلی هام فردان عالم حالزان
سرای دالهو بزمگای یاران
فریش هن ویطور جاکه باصفا
مردان پاکباز شیران خزا
وسیخان وسن دله ت خمینن
خم نه حجره دل دیده ت نمینن
پیشکش و وتمامی آنانیکه در دیار غربت روزگار را سپری میکنند تا اگر لایق دانستید در جایی از آن استفاده نماییدبنده حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان حق یارتان بود
دایم خمینم پی ملک گوران دایم خمینم
قرچه برشته داخ دریونم
خمان ورکندن رنگ نه جمینم
موینم وخواو گوران سرانسر
چنی چن ساله لیش هامام ودر
وینه خواو روژمیو ویادم
وشی خاطره ش مکو دلشادم
یادی بکرم نه دیشت کوش
نه کانی وسراو هم شو هم روش
بلکم ساریژبوزام ناسورم
بیاوو .وفرخانه خاپورم
گوران گل گشت کم دره ودره
کاووکژو کوه دیشتان یکسره
دالهو سیر کم نقطه ونقطه
تاش وتاویران هرتاشی سخته
نه قلای زنجیر تا وه گاواره
سارانسر خاکش هم سنگ وزره
قلای نیره وگ هم کانی وآوی
دارن کهنسال حوض وسراوی
بوی نسیم وش سوز دم صوی
چریکه مل ومور پاچه ورکوی
زمزمه تافاو کانی یخاوی
هونکی دم صو کمرگاوکاوی
شاخه شاخ کو نه پانساری
چونیروشبو نه سر دیاری
سوزی برزانه سای کمردا
چوین ذلف دلذار کفتن ووردا
نه دوره ورین عهد باستان
سازناشای عادل قلای نوشیروان
ایسه گذشتن اوعهد دوران
قلا زنجیرن پایتخت گوران
میردان آزا شیران قلان
نترس ونپرس نه وخت خزان
اولای میر خسرو ملک یاسم خان
خان باش خانان یعنی سلیمان
شیری چوین رشی بوری چوین قمر
شاغل شیره سر نه میدان بر
سالارخزا سردارلشکر
شیر بی وینه منشور وظفر
جهانبخش دور هم بهرام سلطان
نه باخچه وقطار تا وکرماشان
آوازه مردیش برز نه شاران
یاونا وگوش پادشای ایران
مامورش کردن سرحدان تمام
پری دشمنان تازی خیال خام
میرد با ادب با اسم شهرت
دلدار وبی باک جوین اله مروت
نه ملک دشمن وتنیا سوار
شیران بندی گوران دافرار
مرد بی وینه شاپور شیر گیر
ومکرو حیله دشمن بی اسیر
شیر ئه ول مامی نه خیل قری
چابک وچالاک گرد کودیاری
بلی عزیزان فلک پر فنن
بنچینه خاصان جه ریشه کنن
قلا ترک کریم روینه آینه ون
بن وبن سیر کیم تا وبرون
بشایم وطواف خویار دانا
شخص مایه دار سر چلانه
دمبنایم حه ناو خونکی آوی
شکتی بر کیم نه سر سراوی
تیر وریم نی آو زمزم نیشانه
گذرگای یاران چنی بیگانه
او داران برز پرسایه وسیور
نمازو تاوو تیژی لیسک خور
قمری نه قوقو بلبل نه فغان
پی مگران پوس تاموخ سغان
ملیچک چنی رشوله تیژپر
قرار نداران شوان تاسحر
سمور خوشپوشنه برزی داران
چوین باز شاهین مکران طیران
ای دار اودار ای لق اولق
وینه بنبازان میران مولق
هر هر وهوهو جرگه رمیاران
میاوو نه گوش نه سر دیاران
نازک نازاران کنه آو نه دوش
شیران مادن پاچین کردی پوش
شیرین محوشان جوین طویل شمشال
حوری حمینان صاحب ذلف وخال
تریکه وخنه نازک نازاران
هوش بروت نه سر نی ماواومکان
بلی عزیزان گوهر شناسان
صاحب میل وشرط کهنه خواصان
اولعزیز یاد کیم شاعر بی هامتا
دنگ خوش وبزم خوش نه دیشت وچیا
کزه گورانی بزم قلخانی چر
مات مکرد ملان هاز نه بدن بر
سی مرای ودنگ سوز گورانی
خلق خارج مکرد نه پریشانی
دل مبو شیدا عاشق خالص بو
یک شرط ویک بین گوهر شناس بو
تاکه درک کرو گفتار بنده
نک جور نادانان پیم کرو خنده
من شیدای شیوه یار دیرینم
مجنون چول گرد رویسرزمینم
خویاربازیم جا ودله پردرد
بشایم پی ورمام چنی گله زرد
فردوس برین باوریم ویاد
نی ماوا ومکان خمان دیم وباد
بوی وش نرگس یال وقله وکو
پخشن نه مکان باخجه دالهو
شنه بای شمال ملخشنو ولگان
چوین صدای سنتور نی برزه مکان
میاوونگوش گازیر وگابم
میرو نه بای خرمانان خم
چیمن چمش دان واده وهارن
صفای سیاه مال دور دوارن
چطر چونیران لاله وهلالان
شاخه شاخ کوک نه لانساران
ویت وات سوسک نه دور دارن
چریکه مل ومور نه سردیاران
سوسن صف پیکان نه سرکلاوان
شنه بای شمال صبح وایوارن
زردی ونوشه دانه دیاری
موج میونه روی دانه مرواری
نسرین وسوسن شکوفه وشوبو
بوی عطر وعبیر چونیر وشبو
غمام چم وردن نه سر سراوان
پشیوی هرجن نه سای مخاران
کانی وآوزلال چوین چشمه کوثر
مدروشوش ریگان چوین دانه گوهر
چرای میش وبز نه مرغزاران
شیر دوشان شوخ نه سای دواران
سی پایه نه پا مشکه آویزان
وزوربازوی پنجه خال خاصان
هاتوبشوشن وناله صد طرز
نواش منیشو نه افلاک برز
گلیار وهی هی گله ش برد ودر
تفنگ نه سر شان بلواز نه کمر
کتری وکونه آو نانوره پرنان
میو نه شاندا را منی نه ران
تاکه ایواره ای کژ او کو
ای قله واو یال شاخ دالهو
نم نم نسیم شوخیز نه ایوار
خور بین آوانه پرده پیوار
خمزه وتوریسکه صف ستاران
سما سرانسر بین چراخان
مانگ نه کل هل هات داش نه کش
وکو زمین وزمان بین وینه رو
تریفه مانگه شوداش نه سرکاوان
روشن کرد پاجه بند ایلاخان
شوق مانگه شو روی راخانه
وه سیرهانه صفای ایلاخانه وه
توریسکه آگرسیادواران
وش وش مسوزو نی نیمه شوان
اگرفردوسی نه سر زمین
بی شک دالهو چنیش قرینن
دالهو پیچیش نه گردی قار
در کفته م کردی دیار ودیار
دالهوماوای باز سرطیلن
دیوانگای یاران چنی بالویلن
جای شرط واقرار مینگه بالویلن
ماوش هله برز تاش تاویرن
هانام وتون دیوانه عاقل
نه سوز ناله م تو مور خافل
شکرم وقاپیت شیت نی سوار
هم ملجای خویشان هم رجای اغیار
هرکس توش ناسا پشیون حالش
کریان وشنطوط سفته زخالش
کام سنگ تاش تاک نقاش ماهر
گرداننده چرخ باطن وظاهر
نه ای ماوای برز نی تاش بی گرد
ای قله هامتای چرخ لاجورد
کردنش ایجاد ای حجره وحرم
پری سوز دل جم نشین نه جم
نه قله برز شاخ دالهو
دیارن وجخت کوهسار بمو
ذوقم کفت نه سر شوقم هاما سر
ویم بنام نه سر سراو سفر
سراو سفر نه پاچه ورکو
زام گهنه ونوم آوردن وسو
مزه اوکش هامتان وزمزم
نه دورش گردم چوین پروانه وشم
لفه زلال آو کانی کاسفر
هرهانه گوشم تاواده محشر
نازک نازاران شوخ بیقرار
کونه پر مکن منیران نه بار
مشن وه راوه جوین سول سهی
بی باک نه دنیا وخاطر جمی
جوانان مس کله شیر کوف وشان
چوین باز پی مکن کشان وکوان
آوکانی سفر وبی مدارا
مشوت وراوه ورو وارگا
بلی هام فردان عالم حالزان
سرای دالهو بزمگای یاران
فریش هن ویطور جاکه باصفا
مردان پاکباز شیران خزا
وسیخان وسن دله ت خمینن
خم نه حجره دل دیده ت نمینن
پیشکش و وتمامی آنانیکه در دیار غربت روزگار را سپری میکنند تا اگر لایق دانستید در جایی از آن استفاده نماییدبنده حسین قاسمی گهواره ای معروف به وسیخان حق یارتان بود
له اشعار شاعر عزیزمان کا وسیخان قاسمی گهواره گوران
![]() |
خالو همه خان قاسمی
باوک شاعر عه زیمان ولاتمان کا وسیخان قاسمی گهواره گوران
|
دای له دس فلک
هی دای هی بیدای له دس فلک
پتیاره پرمکر جور چوچفت وچیل
آَشوی فریبای فتنه فن وفیل
فلک توارا گیات کرد ایجاد
ارا خستیتی له راگه نهات
آخر بیدادگر بی حیای زور دار
گنای او چه بی له ای روزگار
چواشه چپگرد تاکی حیله ومکر
تونیت وخرگ گیای در ودر
گیای بیچاره آواره وخسته
ارا لخمه نان در ودر کفته
کی چرخ ظالم وفکر اوه
خودا خودای او خوچق چوه
دینی ارا چس گیای بی اعتبار
لباس شر و ور وتالی گفتار
خویای اوکیه پخمری کامه
خرگ وسری روزی هاله کو
هامسری بی نویر منال طام زرو
منالی رویدار وینه قاپ تویش
گشت هراسانن له بی نویری رویش
نه دوس نه رفیق نه یار غمخوار
خویش وبیگانه له نویری بیزار
قومل وخویشل له لی کن دویری
حوالپرسی نین مر ومجبوری
نه دوس نه رفیق نه فامیل نه کس
کی پرسن حوال شخص تهیدس
چراخ ناومال ندار وبیکس
له جای روشنایی تاریکیی فرس
خوارکی نوژی یا نوخه صویرس
زیور ژنکی زنگیانه ومویره س
شوالی هاپای جور گونی شره
مویش له ناومالی هوانه دره
مویشیچ بدبخته کمیکیچ موزی
هوانه خالی ودندان گزی
ارا دریتی خودا وپیت وات
یا تویچ جور او بختت ها نهات
اگر روسم بوت یوسف لقای بو
له صوتا ایوار خودا خودای بو
رفتاری سنگین گفتاری خاص بو
هوشی چوین صراف گوهر شناس بو
چوینکه کم دسه جور ژار ماره
سهراب صولت بو دایم هر خاره
کسی خونانی محلی وه لی
هر قیمشری مکن وهاوری
خلاصه له صوتا وایواره
چوین گمال رمی خسته وآواره
له شون لخمه نان ارا منالی
اسپ باربره حاشا له کاری
یا بیل ودسه یا قلنگه وشن
یا جاروکیشه گن وگوی رشن
یا شاگرد آشپز یا پادودکان
هاله تق ودو ارا لخمه نان
قصه سرد وسوک ناپیای وناکس
جور حیوان کیشی اویشی ای قی چس
شاید بتوانم چوار تمن درآرم
ارا خرجی ونان مال ومنالم
چوارتمن در تیری جار جار شکر کی
خویای بی چورویچ هم خاص وپی کی
آخر بیچاره شکری چنی کی
بدبختی جور توی گنی قوی کی
منت بار چی بیچاره کم هوش
ارا اندرزم ناگریته گوش
توگن گوی رشنی دایم شکری کی
روژ و روژ بیشتر گنی قوی کی
گیفانت درنی حقه کت گم بو
سر له لیت شیوی خرگت خس بو
له کویچه وبازار وینه گیج و ور
پریشان حال ودس خالی ودلپر
نازانی چبکی چوی روی نیته مال
چه جور تامل کی رنگ زردی منال
سری خیته خوار هاوار له نهات
تقه دی له در پرشوکیای ومات
ژن تی در واز کیت جور گمال پاس کی
له جی خیرهاتی قصه ناخاص کی
چوته ناومال دانیشیه زمین
اویشی ارا چه نیشتیه خمین
چمان هم فن دی مر چه کردیته
نکنه ژنی تر پیا کردیته
یا درآمد خرج مال ومنالت
دایتسه تلیاق حاشا له کارت
ژن هر چیقنی جور جور سگ هله پاس
هاوار در تی جور انتر نسناس
پیایکه اویش..
با سیکاری چاخ کم تکی آو قویط دم
تفسیلات اوسا بی زیای وکم
ارات تاریف کم چه هاته سرم
کوس له بان کوس کفتیسه ورم
ار قانع نویت اوسا بچیقن
جور روی ژان دار تا صو بویقن
ژن آموشوه بوت له شون قیل وقال
هر خوته خوتیه جور کیوانو تال
ژیروانی گلیم سرین لافه شر
بالشت سفت وسخت جور پاره آجر
پیای نک ناهمی سر بیته ژیر لاف
بوی نفت وبوی گن بی لاف وخلاف
تیته لویتیا دم دم وژم ژم
بی له بی بتر فامی موو کم
ژن هر خوتنی پریشان خاطر
وینه کیوانوی گم کرده مامر
وختی بد بختی روی بکیته کس
علاجی ایسه بمریتنو بس
تف بکن له نویر گیای خیال خام
تا درچوت له ای تله وتور ودام
تا فکری بکی وحال زاری
مر وزور وا بو گری له کاری
حق خوی ثابت کی و لویله تفنگ
ظالم فنا کیت ومبارزه وجنگ
سینه سپر کیت وای حال وحوال
حاشای بت بکیت درو کی بطال
وخودا خودا ولاله والحا
زردی له گونای کی بوت وجدا
بت پرستی توتا کی هادوام
کمی فکر بکه مغزت بار وفام
اگر حاشا کم کار وکردات
دلم سوزیاگه ارا احوالت
وسیخان توخوت گیا وکم دسی...............بی نان وبی آو بی فریای رسی
دوستان باور بفرمایید یه جورهایی احوالات کارگران بیکار وتهیدست ورنجبر در مملکت بازسازی کرده ام .
Abonnieren
Kommentare (Atom)














