Dienstag, 11. November 2014

((( کَند و کاو و کورمالی در فهم فلسفه ی جشن آئینی «خاونکار=خُداوندگار» و پیوند آن با جهانبینی اصیل ایران )))

((( کَند و کاو و کورمالی در فهم فلسفه ی جشن آئینی «خاونکار=خُداوندگار» و پیوند آن با جهانبینی اصیل ایران )))

- خُلاصه روایت آئینی یارسان از «جشن خاونکار=خُداوندگار»:

یری تن(=داوو+پیربنیامین+پیرموسی)، همدل و همپُرس به جستجوی شاه و سُلطان معنوی خود برمی خیزند و پس از تلاش و سختی و جویندگی بسیار او را در بوستان بابارکن الدین در برزنجه ی شهر زوربه صورت شهباز سفیدی می یابند. این شهباز سفید، سپس به هیئت نوری بر وجود دایراک خاتون تابیده شده و از این نور در وجود دایراک خاتون(مادر ظاهری سلطان و همسر شیخ عیسی)، سُلطان سُهاک زائیده می شود. شیخ عیسی دارای سه فرزند از همسری دیگر می باشد. پس از مدتی این سه فرزند بر سلطان سُهاک رشک و حسد ورزیده و بنای ناسازگاری با او را آغاز می کنند و خواستار جُدائی او از خانواده می شوند. بناچار شیخ عیسی از سُلطان می خواهد تا سهم خود را از آن خانه برداشته و خانه را ترک کند. سلطان خواهان سه پاره از اسباب خانه می شود: «قالیچه ی دمشقی و دیگ و سُفره»، و پس از گرفتن آن ها همراه با «یَری تَن» از آن خانه کوچ می کنند. دقایقی پس از کوچیدن آنان، سه برادر سلطان به القاء و وسوسه ی دائی های خود از چنین تقسیم اموالی پشیمان می شوند، چراکه دائی های سه پسران بر این باورند که سُلطان با بُردن آن سه پاره در واقع کان و توان ِزندگی در گیتی را از آن خانه با خود برده است. به همین سبب همراه با دائی های خود قشونی از قوم چیچک فراهم کرده و در پی سُلطان و یَری تَن برای باز پس گیری اسباب خانه لشکرکشی می کنند. سُلطان و یَری تَن به غار «مَرنو» در شندر کوه شاهو پناه می آورند. رنج و آزار جان درتنگناه و محاصره فزون می گیرد تا آنکه داوو به امر سُلطان سُهاک مُشتی از خاک را از زیر قالیچه ی دمشقی بیرون کشیده و بر قشون چیچک می پاشد، که در نتیجه ی آن پس از سه شب تاریک، روشنائی حاصل می شود و قشون چیچک از هم پاشیده و هیچ یک از ستیزه جویان باقی نمی مانند و آنگاه رمزبار به شکل پیرزنی، به دعوت و فراخوان شاه سُهاک، یک خُروس و مقداری برنج برای آنان می آورد که پس از دُعا دادن و نیایش آن را می خورند و جشن پادشاهی خاونکار برپا می شود.
***
و اما تلاش برای کورمالی و ژرف اندیشی و اندکی رمزگشائی از این روایت آئینی و پیوند آن با جهان بینی اصیل ایران:

- در جهانبینی اصیل ایران، بُن آفریننده ی جهان، «سه تا یکتائی» یا «سه پندی» یا «سپنجی» است. «سپنتامینو، انگرامینو، وهومینو» سه ایزدفروز و سه نیروی همزاد هستند که در هماهنگی و همتازی و همآفرینی(=اندازه و میزان)، بُن و سرچشمه ی آفرینندگی جان و جهانند. چنین تصویری بعدها در عرفان ما شکل «وحدت وجود» به خود می گیرد.
درویش نوروز می فرماید:

دانه سه دانه
 دلم منت پامنده سه دانه
بذر دُر نه بَحر گنج خزانه 
هر سه وردشان پری نیشانه
اول مغز ذات نوشا اعلای سر
 دو کس وه مُعجز نیشانه بشر
نگین وسط مزه میان جا 
وردن وه مثقال رمز چنی رضا
گره نَوگرا یک تن و دو دون 
بدن شکاوا چهار شم وست او شون ...

- در داستان سیمُرغ عطار، مرغان(=جان ها) در پی یافتن شاه خود و پس از رنج راه و جویندگی بسیار، شاه را در برآیندی از همجوئی سی مرغ می یابند. اما همچنانکه در زبان پارسی کُهن و نیز در زبان کُردی، «سی» همان سه می باشد، اطلاق سیمُرغ به سی تا مرغ اشتباهی است که به مرور زمان در اذهان جا خوش کرده است و درست تر «سه تا مرغ» است نه «سی تا مرغ» ...
در روایت پردیوری از جشن خاونکار، سُلطان سُهاک نیز برآیند همدلی و همجوئی «یَری تَن» یا «داوو، پیربنیامین و پیرموسی» می باشد.
«سیمرغ» و «یَری تن» در فرهنگ باستانی ما همسان با «اَرتافرورد» یا «فروهر» است. خُدائی که آن ر افسانه کردند.
نام «ایران» نیز در واقع همان «ئیریئوانه» و «ئیریانه» و «یَری یانه» و «یَری تَن» و «سیمرغ» به معنای «سه اصل» و «سه خانه» است.

- در جهانبینی اصیل ایران، خُدا، اصل همیشه نَوشَوی و تازه شونده در گیتی است و هرگز ایستا و کُهنه نمی شود. خُدا، با تغییر در زمان گُسترش و بازآفرینی می یابد«گوران». در روایت پردیوری از جشن خاونکار، «مَرنو» تنها یک غار و یک پناهگاه ساده نیست بلکه «مَر» به معنای خُدا می باشد و جایگاه آفرینندگی است. «مَرنو» یعنی خُدای نو و تازه ... خُدائی که ویژه گی آن تازه شوندگی و سبزی مُداوم در گیتی و جان هاست.

- «شندر کوه» یا «شندر وای» به معنای کوه و خانه ی سیمرغ می باشد.

- «سُهاک» از دو بُن واژه ی «سُهی=راست» و «آک=اصل» ساخته شده است. بنابراین «سُهاک» به معنای «اصل راستی» می باشد. «شاه یا سُلطان» نام عرفانی خُداست و «سُلطان سُهاک» یا «شاه سُهاک» به مفهوم «خُدای راستین» است.

- «خاک» همان «هاگ» و «آگ» و «اِگ»، به معنای تخم و دانه و حق است. تخم و دانه، سبزشونده و روشن کننده است. پاشیدن خاک بر قشون چیچک توسط داوو به امر سلطان سُهاک هرگز به مفهوم کشتن و قتل عام نبوده است، بلکه کاشتن تخم و دانه ی حق و آگاهی در دل ستیزه جویان چیچکی بوده است تا پس از سه شب از دل تاریکی جوانه ی روشنی و آگاهی برآید. خاک پاشیده خاکی است که چشمان نابینای قشون چیچکی را جَلا داده و همین بینائی و صیقلی چشم و دل آن هاست که سبب می شود تا حلقه ی محاصره را رها کنند.
...
...
...
شاد و خُرّم و پیروز باشید
به  قلم  کا فرامرز بابایی 
درود و سپاس  و جناب  بابایی بسیارزیبا پر معنا

Freitag, 31. Oktober 2014

له اشعار شاعر عزیز ولاتمان کا علی بخش مرادی ساکن روستای کنه رشیدعرب

له اشعار شاعر عزیز ولاتمان کا علی بخش مرادی ساکن روستای کنه رشیدعرب اصلیت داره رش محمدسلطان پیشکش وه دوس داریل شعر و ادب با تشکر له کا جهانبخش مرادی عزیز









هانایاکریم کارسازکاران
رونق بخشنده سومای ستاران .
خالق مخلوق بینای کردگار
روزی دهنده مل و مورو مار .
سقام دهنده ی لیل چنی نهار
هانای روزتنگ منعم وهزار .
پیم بیرنجات روشن بو ظینم
بی نورنمانوبینایی عینم .
تاوصفی له خلق ایل قلخانی
دلیردلیران دوران فانی .
بیان کم پری دور روزگار
پری زمانه بوت ویادگار .
اسپرنزادان سرهنگ سرداران
دلیران دورپیلتن واران .
خانان سلطانان ایل قلخانی
وینه دلیران نوه کیانی .
یک یک دلیران قلخانی تمام
چون پالوانان نوه نسل سام .
چون پالوانان دوره کی کیان
چابک سواران المانی وشان .
اگراستادان مولوی واران
عالمان دورگوهر گفتاران .
سخن سرایان شاعران دور
فردوس نمایان میرزاحسین طور .
سعدی وجامی نظامی وخیام
عالم عالمان دوران ایام .
سهرابی چنی ملاولوخان
صرافان دور له ایل گوران .
میرزاالماس خان زاده دینور
شفیع خانایی استاد سرور .
مولوی یانی سیدعبدالرحمان
صراف گوهرروله کوردستان .
تمام بواچان وصف قلخانی
دلیر دلیران وینه کیانی .
پایان ندارو نمبو تمام
شجاعی شیران منشورن له عام .
شجاعی شیران وخلق عیانن
چه حاجت وحرف ذکروبیانن .
یاران قلخانی
کفتنم اویاد ایل قلخانی .
سرهنگ سرداران وینه کیانی
امان ویردن نی دنیای فانی .
قمر واوحسن و او جماله وه
واو قامت وینه کمر لاله وه
واو سکه سفید وینه زاله وه
واو عقل وتدبیرواوکماله وه .
واو دارای لقب سلطانیوه
واو بال وباهو خسروانیوه .
واو بخشای کرم حاتم واره وه
واو لفظ شیرین شکرباره وه .
واو خشم وغضب روز جنگوه
چون خسرو سواروگلرنگوه .
واو بیاوبرو دیوه خانه وه
واو خنده ومزاق لای مهمانه وه .
واو جمال پاک پرله نوره وه
واو تواضع بی قصوره وه .
واو قی وقطار پر له شنگوه
واو بی باکی روز جنگوه .
واو سام وهیبت نادر نماوه
واو سقام سخت چون پادشاوه .
واو عدالت نوشیروانیوه
واو کیف ودماخ ناو قلخانیوه .
واو کیف ونشاط واودماخوه
واو چهره خندان چون گلباخوه .
واو شان وشوکت چون شاهانوه
واو دارای نگین سلیمانوه .
اگراستادان مولوی واران
معناشکاوان گوهرگفتاران .
سخن سرایان شاعران دور
فردوس نمایان میرزاحسین طور .
تمام بواچن له وصف قمر
له وصف سردارشیر نامور .
نمبو تمام وصف خان دور
خسروان صفت دلاوران طور .
دلاور وینه نوه کیانی
سردار سرهنگ ایل قلخانی .
اخرله تقدیر قضای ربانی
چون خور اوابی نی دنیای فانی .
ساهراید خاصن نه دور دنیا
نام نیکنامی لیش منن وجا .
علی بخش ویطور کردنش بیان
نکته نه وصف شای قمرسلطان.
جهانگیرواو سام سکندره وه
واو تیپ وسپاه واو لشکره وه .
واو سینه فراخ روسم نماوه
واو طنطنه وتیپ واو سپاوه .
واو ستارخانی پرله شنگوه
واو دارای لقب سالار جنگوه .
قی واو کمربند شان اویزوه
چون خسرو سواروشودیزوه .
واو قی وقطار پر له شنگوه
واو خشم وغضب روزجنگوه .
واو سام وهیبت روسم نماوه
واو جمال وینه کیخسرو شاوه .
کمرواو خنجر دشمن گازوه
شان والمانی تازه سازوه .
قی واوکمربند ووقطاروه
هی هات وهوهوشون شکاروه .
واو ناله برنو سر دیاروه
واو کزه کواو ور مغاروه .
پنجه واو قبضه قوناخ زردوه
واو جویای شکارهرده وهردوه .
واو غضب وینه دلاوروه
دس ودسه چاخ لای کمروه .
واو سام وهیبت روسم طوروه
واو خشم وغضب هورجوروه .
له سرتاوپا وشک شنگوه
شان وپشتوپی میل وجنگوه .
واو فتح فرصت واو رزنوه
صدای هی بگیر لوسربنوه .
واو تیراندازی وونیشانوه
دس و المانی بی ایمانوه .
واو صدای طبل کوس کس نداروه
واو اواز برز شاسالاروه .
هروقت صدای طپل سالارجنگ خیزا
دشمن نه تاوش لرزاوگریزا .
واو ترنگه طپل پاو جنگوه
دشمن هراسان و دل تنگوه .
مواتن صدای طپل سالارن
جای درنگ نین چاره فرارن .
وینه نسل سام شیر دلاور
قطار له گردن لامه له کمر .
گاه خشم وغضب گاگاه قین قار
گاگاه وینه گل فصل نوبهار .
گاه چریکه ماردم نه سرکلاوان
گاه له ورمغار پیم کل تاوان .
گاه له سرکوان ناله المانی
گاه شادی له شوق ایل قلخانی .
گاه قتل قلار دشمنان یکسر
گاگاه نوازش رایت ونوکر .
نه باک له دولت نه له همجوار
بی خوف واندیش چون شیرشکار .
هرچی بواچم نه وصف سردار
له وصف دلیر سرهنگ سالار .
پایان ندارو وصف دلاور
شیر شجاعت سالار سرور .
وصف سالارجنگ بحر بی پایان
علی بخش قطره لیش کردن بیان .
باریم وخاطر بهرام دلیر
فرزند قمر نوه نره شیر .
شان شوکت خاص پهلوانان طور
وینه پور زال نوه سلم بور .
واو شان وشوکت ووانداموه
واو سام سنگین وینه ساموه .
واو لفظ شیرین شکرباروه ر
رخسار وینه گل نوبهاروه .
واو اخلاق خوش مردم داریوه
واو ایمان پاک دین یاریوه .
واو جمال پاک پرشه نویروه
واو گفت وگفتار بی قصویروه .
واو حسن وجمال خسرو واروه
واو لفظ شیرین گوهرباروه .
واو سام وهیبت دل نلخشوه
چون روسم سوار وکول رخشوه .
وینه فرامرز نوه زال پیر
پالوان دور شیرشیران گیر .
دلیر داوخواز وینه پیله تن
سام سهمناک شیر هنرمن .
صاحب فرو نویر شیر دل نلخش
وینه کیخسروپورسیاوخش .
پی دشمن قهار پی دوس مهربان
وینه شاه خسرونوه کی کیان .
شان وشان اویزستارخانیوه
ووسام سنگین ناو قلخانیوه .
درویشان صفت راگه حق نه ور
شیفته ذات پاک تکیه سیدحیدر .
شیردلاور بور بی اندیش
سرسپرده ذات پاک سیددرویش .
له مومن مومن له دلیردلیر
نترس وبی باک وینه بوروشیر .
حیف نورد وسر دنیای دویرمنزل
بردش وباقی حسرتان دل .
علی بخش وسن نمبو تمام
وصف دلاورنوه نیکنام .
بواچیم وصف شیر لامکان
خان اسپری پور کامران .
بهرام کامران منشورن نه عام
دلیرداوخواز بورسنگین سام .
شیرشجاعت مردروی میدان
چون دلاوران دوره کی کیان .
قی وکمربندوشنگدانوه
دس والمانی بی ایمانوه .
واو ستارخانی شان اویزوه
قی واو قطارنقره ریزوه .
قیافه پرنویر فقیانه له بال
قی وقامت خوش وینه کمرلال .
پنجه واوقبضه سینزه تیروه
واو قال وهی هات هی بگیروه .
واو گفتارخوش گوهرباروه
واو چهره خندان چون وهاروه .
واو قیافه خوش ووجوانیوه
شان وشان اویز ستارخانیوه .
واو دلاوری روز قاله وه
واو قامت وینه کمر لاله وه .
واو سفره رنگین دیوه خانوه
چون گل شکوفیای لای مهمانوه .
شان والمانی لامه له کمر
بی خوف واندیش شیردلاور .
قی وکمربند شان والمانی
سردار سرورایل قلخانی .
دایم خنده روله سوتا ایوار
دهان پر نه در چون غنچه وهار .
مهربان چون گل غضبناک چون شیر
سردار نامی بوردنگ دلیر .
هرچی بواچم له وصف شیران
وصف سرداران داوی دلیران .
تمام نمبو وصف سرداران
ازدران دور پلنگ کرداران .
علی بخش وسن نداری توان
بیان کی وصف پورکامران

Freitag, 17. Oktober 2014

سمينار ترو سامفوندسراسري در استكهلم پايتخت كشور سلطنتي سوئد برگزار گرديد!



سمينار ترو سامفوندسراسري در استكهلم پايتخت كشور سلطنتي سوئد برگزار گرديد!

روز پنجشنبه تاريخ ٢٠١٤/١٠/١٦ سمينار فوق با حضور تمام ارگانها ،وبنيادهاي ذيربط اعم از دولتي، امنيتي، اجتماعي ،دانشگاهي و،متخصصان در حوزه هاي مربوطه تشكيل شد.و آقاي علي اصغر خسروي سخنگو كانون آئيني ياري و يارسان به نمايندگي از طرف يارسانيان خارج از كشور در سوئد در اين سمينار حضور داشتند.

موضوع اصلي بحث بيگانه ستيزي ورشد نژاد پرستي در جامعه سوئد حتي در سطح ادارات نيز هرازگاهي ديده ميشود.حتي در سطح ادارات نيز هراز گاهي ديده ميشود از دانشگاه چلز يوتبوري بودند،بمراتب به شرح اوضاع بعضاً تنش بار سوئد پرداختند كه اقدامات نژاد پرستانه وتخريبات و تهديدات عليه گروهاي و نژادي به وقوع پيوسته براي نمونه ، مراکز و مسيحيان، مسلمانان و يهوديان مورد دستبرد خرابكارانه قرار گرفته اند.اين امر بيگانه ستيزي موجب نگراني و عدم امنيت خارجيان حتي سوئديها شده است .

لازم به ذكر است نماينده سوسيال دپارتمان (سازمان اجتماعي) آقاي الف كارلسون وآقاي دانيل از اداره پليس مركزي در مورد چگونگي پي گيري وتعقيب دستگيري مرتکبین اعمال خرابکارانه و مجرمين توضيحاتي دادند.

در موقع پرسش و پاسخ مشكلات موجود در خارج از كشور بخصو ص در كشور هاي خاورميانه  از جمله عراق و سوريه مطرح گرديد،

نماينده كانون ياري و يارسانيان سوئد آقاي علي اصغر خسروي در نوبت خود و مشكلاتي كه جامعه يارسان در سطو ح مختلف با آن دست به گريبان است از جمله تبعيض و بي عدالتي روز مره و محروميتهاي رايج در جامع ايران بطور عموم و مردم يارسان بطور اخص ظلم مضاعف ديني و نژادي بر آنها ميشود.

نماينده آئيني يارسان اضافه كردند ،من با عرض احترام براي حضار و نماينده گان بنياد هاي اسلامي، به اطلاع شما برسانم قتل عام بيست و پنج هزار مردم بي دفاع و بي گناه و اسارت بيش از هزار. نفر زنان اخير ايزديان به وسيله دولت اسلامي شام و بغداد (داعش) از خواهران و برادران و ديگر گروه هاي نژادي و اقليت ديني زنگ خطري جدي براي جامعه بشريت مي باشد.

لذا بعنوان عضوي از ملت كور
د قرابت تام ديني با مردم ستمديده ايزدي شنگال و كوباني از شما شركت كننده گان كه نماينده گان اديان مختلف وادارات مختلف سوئد هستيد ميخواهم و مراتب مظلوميت جامعه يارسان و نارضايتي مردم ما را به گوش كشورهاي متبوع خويش برسانند.



سمينار ساعت ٩.٣٠ شروع و ساعت ١٦.٠٠ پايان يافت.

كانون آئيني ياري و يارسان

استكهلم - پايتخت كشور سلطنتي سوئد

تاريخ ٢٠١٤/١٠/١٦

Dienstag, 14. Oktober 2014

خه لکی به شه ره فی سه رپیلی زه هاوو

خه لکی به شه ره فی سه رپیلی زه هاوو دوای چه ندین جار هاتو چؤی شوینه ئه منیه تیه کانی ئه وشاره مؤله تی ئه وه یان گرت که ئه وانیش وه کو هه رتاکیکی کوردی رؤژهه لات پشتیوانی خؤیان له کؤبانی بکه ن و تیرؤریستانی واحش (داعش) ریسوا بکه ن بژی بژی شاره که م جیگای هومیدن






خه لکی به شه ره فی سه رپیلی زه هاوو

خه لکی به شه ره فی سه رپیلی زه هاوو دوای چه ندین جار هاتو چؤی شوینه ئه منیه تیه کانی ئه وشاره مؤله تی ئه وه یان گرت که ئه وانیش وه کو هه رتاکیکی کوردی رؤژهه لات پشتیوانی خؤیان له کؤبانی بکه ن و تیرؤریستانی واحش (داعش) ریسوا بکه ن بژی بژی شاره که م جیگای هومیدن












Montag, 13. Oktober 2014

له اشعار شاعر عزیزمان کاک کاوه خسروی له وصف کوبانی

له اشعار شاعر عزیزمان کاک کاوه خسروی له وصف کوبانی
کوبانی
با جەهان کەڕ و کوور


وە قوڵپ خۊن زامەگاند بخەنێ
لە ناو پاخواێگ نەفت سییە
ئی شان ئەو شان خوەێ بگەوزنێ
تا وە شەرمەزاریی
پەستتر لە پەستی
لە ناو خوەێا بگەنێ.
نازانم تاواند چەس؟!
ئیجوور بێکەس‌کوشد کەن
سەراپاێ جەسەد کەنە زام
لە پشت پەردە گەلەکومەس ئەڕاد و
وە ئاشکرا تاق‌تەنیا
گیرودەێ دەس ...
ڕیشدرێژ دەێدامد کەن.
دڵنیا بە
ئی دام و دەێدامانە
ئی خەیانەت و گەزەێ مارانە
لە هۊرمان ناچوو
لەوەر چەومانە.
دنیا دەوراندەورە
تو پرش نۊریدن
دوژمن پەڵەێ هەورە
لە بانان نزیک،
خوەر ئازادی حەکیم زامەگاندە و
ڕوڵەگاند لە جێ تفەنگ
چەپکەگوڵ گرنە دەس
دۊەتەیل وە ناز و جوانی
کوڕەیل وە بەزم و شادی
ئەڕا دنیا چڕن
میلکان عشقە کوبانی.
کاوە خوسرەوی 2014/10/07

له اشعار دکتر سیروس قامیشلو


له اشعار  دکتر سیروس قامیشلو










ویت وات خومانی وه ل خودایا :

هه ی هاوار خودا , خودای ظلم و زور
الله ی لا مه صه و , گوش کر و چه و کور
هی هاوار خودا خودای زور و زه ر
خودای فال شتر له کول نیره خه ر
هی هاوار خودا , باوگه ی بی باوان
خاونکار بی کار بی ماوا و مکان
هی هاوار خودا , یهوه ی گور و گا
واده ده ر بهه شت وه مودای گونا
هاوار هی الله ی فیت و فن بازان
فیلباز پر مکر ئازان بی وازان
هی هاوار هاوار له قار و غین ت
له تاری هژمت کولگای کمین ت
هاوار له سه وو دلیل و پیرت
له وشکی وایه ی مایه ی فطیرت
هاوار له الله و ایواله ی پیران
هاوار له کابه ی بی سجده ی ویران
هی هاوار یاهوی هَو که ر له هه وا
حیش در ئاسمان وه میزان ِگا
هاوار بی هانای ,کی وه تو یاوان؟
دسگیر کی بیده ؟ له کام بیاوان ؟
هاوار هی خودای کیانان که ی
دیجور هه ل آور له دلیای بی په ی
هاوار هی خودای سیه و دیز و که و
خودای سه ره ی خر , خودای گاره ی که و
خودای بی دسلات جمله ی سیا خوان
خودای سفید نویس تعلیقه ی گوران
خودای ده م وه شر علمای خط خوان
خودای هلاله ی دایم چه و گریان
خودای چه مری خودای مور زاخ
خودای مجنونی پپوله و چراخ
خودای گوله ی سویر تشنه ی خوین گرم
خودای هه ور گرم چه و وه ئه سر و شه رم
خودای قیاره ی نادانی نادان
خودای ذوالفقار تشنه ی خوین ریژان
خودای نوقم خه م له چای بی زوان
خودای خه مباری له جامه ی انسان
خودای پپوله خودای شوله ی شه م
خودای هل پرکه ی چل ِ گول وه ده م
خودای دار به لوی سه ر ئاسوی خه یال
خودای شمامه ی ذیل له نویر جه مال
خودای "چوار مصحف سوای جه زبور"
مصای خشت زبور له تریوه ی نور
خودای دیده ی لیل وه ناسان ویش
خودای پیل ذین خوای مجنون کیش
خودای که یکیشان, فلای ئاسمان
میرآو بنه جوی تافآو سراوان
خودای هلاله و چنویر و شه و بو
خودای خورهلات له به ن هر ئاسو
خودای شجره ی طویل سه وز و صاف
خودای نه ونمام دس نیشان له قاف
خودای برّ و بار , له چین تا ماچین
خودای بار و به ر ,شه ونم له ور طین
خودای روژهلات , خودای روژئاوا
خودای بی بنا , خودای بی بنیا
خودای لیفه ی خوه ر له لرپه ی سنگآو
خودای پرشه نویر , له پیاله ی شرآو
خودای زاخ و زویخ ,زویخآو گورگان گاز
خودای سکه ی قلب خودای شیطان ساز
خودای کس نناس , خودای یکه ناس
بینای بلند مال , خودای گه ن و خاس
بسه دی هاوار وه درگات کردن
بسه دی شکرت وه جا آوردن
بسه دی مکر و رنگ نمونی ویت
بسه دی دسلات دان وه ده س شیت
بسه دی نآود هامیته ی خوینآو
بسه دی ذات ت له گه ردین گیژآو
بسه دی دونیا له ی نا دیاره
بسه دی بشر شه ر که ی دواره
بسه دی بسه گه ردین ئی هویچه
ئی بساط ژان له ی سفره ی پویچه
بسه ئی هه ر روژ , شه واره کردن
مینگه ی مانگ و خوه ر ئاواره کردن
بسه دی ماتم له ی نه رد ماته
تیر مصطفات له ی سه ر بساطه
کوَن ب له سر بسم الله ی نآود
کوَن لا اله ی ئه ول کتاود
کوَن وحده لا شریک له
کون سوره ثبت تجلی مایه
نیه زانی مه گر چوی جوق دان لَولاو
صد خودا هیز دا سه ر له شه وه ی خآو
مه گر نیه زانی دانای بی وینه
ناشی سواران تا وه کو چینه
نیه زانی مه گر هه ر که س ک ریش ناس
له نادانی ویش بیه خوداشناس
مه گر نیه زانی هر روژ له یه جا
خلیفه ی سه وز بو تا بوده خودا
هاوار هی خودا , هی خودا هاوار
په ی شه رط و وایه , کردیمن اقرار
تو ئاگا و بینای هر دو جهانی
قبول , ئه رای چه نه یده کوبانی
نیه زانی یانی وه ناود چه که ن
م شرم که م بویشم ... کاریل گه ن وا گه ن
...
....
هه ی خودای گوره ی که هر چید ناوه
وه ذات خوه د قسم دنیات خراوه
درد بی درمان , درمان دردانی
پیاوه تی بکه روی که کوبانی


با تشکر له
س. ق

له اشعار شاعر عه زیزمان کا قووباد جوانمیری ..



له اشعار شاعر عه زیزمان کا قووباد جوانمیری ..

کەێبو بوارێ،واران وەنەزم گەڕیان؟
شاێەد یار وە شەوقێ ،بچوتە سەێران

بشورێ،نماێ کەژو قامەت دار
نمەێ پاک بکەێ،سیماێ کوساران
ماوەێکە نیەتێ،تریقەێ هەور لە هەواران
زەێوتوریاس ، وە بێ بەزەیی فەسڵ بێ واران
گارەێ کەوان،ناتێ لە سەر سەراوو کانی
قەناری بێدەنگە،جور سەنگ مەزاران
لە شاخ هێوچ دارێ،ناتێ چەچەێ بوڵبوڵ
باڵندە خەمینو کەم مەیل لەسەر چڵ
چەوەڕێ مینیەن پەێ ڕەحم واران
وەی وشکەساڵە مەلان ناخوەنن وەدڵ
دار وەنی تینگ،کەسێ ناچو لە هەنێ
بێ بازاڕ بێوەس،کەسێ شیرەێ ناسەنێ
مەڕو ماڵاتیچ بێ شوان وە دیار
شووانی بێ شەرتەو شمشاڵ ناژەنێ
خشەێ پێوش وشک،وشکی کانی
گیانداران ڕەمیان ،وە دەس وێرانی
شێرلە وڵات نەمەن،بازیچ دڵ خەمین
گەردەلێول پوشاس وڵات وە ئاسانی
ئی هەمکە دەردە کامێ شیوەن کەم
ڕەشپوشی بەختم چەنێ وەوەرکەم
هاز وە گیان نەمەن ،بوار ئەێ واران
خوڵ وشکساڵی،چەن ساڵ وەسەر کەم


قۆباد..ج

له اشعار روله ی گوران . شاعر سه ر برزی ولاتمان

له اشعار روله ی گوران . شاعر سه ر برزی ولاتمان






له سنه دژ و لورستان
له ئیلام و له کرماشان
له ئاویه رو له؛ئه فلاکه ن
له باوه یال و تاق وه سان
یه ک ده نگ و ره نگ و مه به ستین
پشت به داگیر که ر ناوه ستین
ئیوه کوردین یه ک ولاتین
ئیوه روله ی روژ هه لاتین
باکور و روژئاوا و باشور
ئامید و کوبانی و مه خموور
چاوه روانی روژ هو لاتن
ئاماده ی جه نگ و خه باتن
به سیه نووستن هه ستن له خه و
له دوژمن دنیا که ن به شه و
میژووی خووتان نیشان بده ن
داگیر که ران رسوا بکه ن
ئیوه کوردین نه ک ئیرانی
نه تورکیکی عوسمانی
نه عه ره بی شه و په ره ستین
ئیوه کوردین و زه ر ده شتین
که لهوور و لور و گورانین
کرمانج و زازا و سورانین
ئیوه ی دیاکوی ده ورانین
شه ره فکه ند و ئوجه لانین
ئیوه ئیسمائیل ئاقای سمکو
ئیوه فواد و قاسملو
ئیوه ماد و ئیوه ساسان
ئیوه ئیبراهیم پاشای بابان
ئیوه هیمن و هه ژارین
ئیوه ئه ی ره قیب دلدارین
ئیوه زیره ک و ناسرین
ئیوه خالقی و تاهیرین(طاهر توفیق
ئیوه شیرکوی نیشتمانین
ئیوه په شیوی خه م خوارین(عبدا..پشیو)
ئیوه نه ته وه ی بن ده ستین
سه ر ناکه وین مه گه ر هه ستین

Samstag, 11. Oktober 2014

شئعر له وه سه ف ڕوی سیەێ عاڵەم . شکڵو شێوە ڕەش وەحشی (داعش)




چەبکەم لە دەس دنیاێ ڕەنگا ڕەنگ

قەڵاڕەش بیەس هەواخواێ فەرهەنگ

هەواخواێ خودا، لە ڕوی جەهانن

خوداێان چوینە؟ ئەر یانە خانن

دێو گردێە وەدەس، بەێاخ گەنێ

شکڵو شێوە ڕەش، چوی مردێە ڕەنگێ

دێوەیل فرە، بێ مڵک و ماوا

بەێاخ ڕەش، ڕوی ڕەش لە خەڵق و خودا

دەیدام وەحشی، ڕاو ڕەوش هەرام

ڕوی سیەێ عاڵەم، شەرمەندە لە عام

ڕیش وێنەێ بزن، ڕویمەتێان دێوە

تەرکیبێان گەنە، وە شکڵ و شێوە

لە هاوزوانەیل دێرم یە خاهش

مەنویسن، مەویشن وەی دێوە داعش

توای بزانی، لایەق چەس نامش

بکەیمەێ مەعروف، وە ئسم واحش

واو یانێ وەحشی، (الف، اسلامی)

عەین یانێ عەنتەر، شێ، شێت شامی

کوڕ کرن بەسکە، حەیفە کە عاڵەم

بیەسە جەوڵانگاێ وەحشی ڕەوانی



با تشکر  له  اشعار  روله ی دالاهو 

له سرود آسیدفریدون حسینی له وه سه ف سراو زمه کان



له سرود آسیدفریدون حسینی له وه سه ف سراو زمه کان

«
زمکان »
وه شه ن پاییزان ، جه لێو زمکان
چه نی هاوڕێان رفیقان دوسان
زمکان ئه ێ سه راو ، ژیان گوران
وه ش ئامای وه خه ێر وه سه رو چه مان
ئاو پاکه که ت حه یفه ن ، بوو لێڵ
جه وه خت کوچ ئێلیاتی وئێڵ
وه ختێ ئاوه که ت ملو نه باخان
گاواره ی گوران، مه وو، چراخان
سا و خۆمساری ، چه نی ساو گۆڵاو
ماچی هه ساره ن ، روشن چوین آفتاو
چناران به رز ، سه رسه وز،سه رمه ست
باێ شه ماڵ شانه ش ، که رو ، هه ر وه ده ست
گه ڵا و له ق داران چوین گیسوی لیلی
تا سه ی توم که ردن فراوان خه یلی
ئاخ وداخ زمکان هه ێ ڕو هه ێ ڕو
نه زانم وه یطور من په نه م مه یو
ڵافاو غریبی هاما ، ویه ک سات
وستش نه گیجاو ، ڕای هات ونه هات
وه گیان وێت زمکان تا سه تم که رده ن
زویخ وزام دنیا که مم نه وه رده ن
ظلم حاکمان جور زمانه
دوبرام ش به رد وبی بهانه
باخ وبوسانمش که رد و بیاوان
زویخش دا، وه ، وه رد، داێه وباومان
داخ په ی نجه که ی ته مویره ی « قروان »
که ڵام سه رته رز سه ی ولی گوران
ده نگ ته رز روسه م لالو به ێه رخان
جه جمخانه و ، وه ر تارمه که مان
فه ڵه ک فه ن باز بێ بنچینه وبه رد
په ێ چێش یارانت جه من جیا که رد؟
ئیستا من غه ریب ولاتان دویر
جه چه مم نه ما ، نه ئه سر و نه نویر
فکرم هه ن جه لاێ ، کۆنه هه واران
به زم ته مویره چوین جار جاران
بوی عه تر نیاز، و نذر خاونکار
ده نگ که ڵام «هه ێ ده ێار ده ێار»
کانی هانی تا، قه سلان وه ش بو
طواف یاگار ذات بی ڕجو
جه م وجه ماعه ت مردم یارسان
سه فه ر، و ه ، ته کیه ی سه ی براکه ی گوران
وه شه ن ته مویره و که ڵام یاران
جه ، سێ ، ته شاوی و کوانگ ذات داران
فریدون خه مین مه نیش وه ماته م
به شت، هه ر مه نن ، نه دڵێ جه م
چوین کعبه یارسان جم یاریه ن
هیچ فه رقش نیه ن ره دا باریه ن
وه ختێ وه دڵ پاک بنیشی وجه م
چه خاک گوران یا ته مام عاڵه م
هه فتن هه فته وان حاضره ن یه کسر
وه فه رموده ی حه ق ،که لام وده فتر
په وسه ، امیدم هه ن ویادگار
وشاه ابراهیم ، شای بوزه سوار
باورو ، وه دی ، ئاوات یارسان
وناز ره وای سی براکه ی گوران
سیدفریدون حسینی . نروژ . نوزدهم مهر نوودوسه .11.10.2014
توضیح بعضی از کلمات درشعر:
« زمکان » نام رودخانه ای زیبادر منطقه ی گوران است که ازدره ها وکوه های روستای « توتشامی» سرچشمه می گیرد وبعد از گذر از روستای « گوراجوب» به گهواره گوران می رسد وسخاوتمندانه باغات ومزارع را آبیاری می کند.
«سا و خۆمساری ، چه نی ساو گۆڵاو»: سیب خوانسار و سیب گلاب دو نوع از معطرترین وبهترین میوه های گهواره هستند که در این شعربه آنها اشاره شده.
« قروان » یا قربان ، نام برادر بزرگم بود که درسال 1361شهیدشد.
عکس ضمیمه : تصویر « زمکان » درمنطقه ی گوراجوب درسال 1387

جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران؛ سلام علیکم.

به نام خدا
جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران؛ سلام علیکم.
احتراماً؛ همچنانکه مستحضرید کردهای سوریه که دهه ها زیر سلطه ی استعمار نزدیک و چسبیده- یعنی حکومتهای مرکزی که پایمال کننده ی حقوق آنها بودند- در زندگی شبه بردگی به سر می بردند و از حقوق انسانی بی بهره بودند. با آغاز روند منجر به وضعیت کنونی، کردها در اقدامی درست، بایسته و دموکراتیک مدیریت مناطق خود را در دست گرفتند و از کردها و مردم دیگر حفاظت نمودند. برای فهم دقیق این تحول بایستی وضعیتی را که می توانست در فقدان این مدیریتهای کردی حاکم باشد تصور کنیم که یقیناً چیزی جز ویرانی و کشتار نمی بود.
متأسفانه گروه هایی وحشی، آلت دست و نادان با کردها با مخالفت برخاستند و در چند سال اخیر با آنها به ستیز پرداختند که داعش را می توان به عنوان مصداق بارزی از این گروه های وحشی ذکر نمود. داعش و گروه های مشابه آن چندین سال است با کردها به منظور تحت سلطه درآوردن آنها و سلب آزادی و حقوق انسانیشان می جنگند که تهاجم وحشیانه ی داعش به کوبانی را می توان یکی از مهمترین مسائل جهانی دانست.




داعش که اکنون با تمام قوا و با حمایت افشاشده ی برخی کشورها بویژه ترکیه به محاصره ی کوبانی پرداخته و به این شهر که نماد مقاومت، آزادیخواهی و نبرد با جهل سازمان یافته و اندیشه ی ضدانسانی و اهریمنی در جهان است تهاجمی گسترده انجام داده است و مردم ار در معرض ژنوساید قرار داده است.
تهاجم وحوش داعش به کوبانی یقیناً یکی از اعمال وحشیانه در تاریخ بشریت به شمار می رود که علیه مردمی مظلوم صورت می گیرد. از آنجا که پلیدی و اهریمنی بودن داعش با اعمال غیرانسانی که با کمال افتخار از سوی خودشان در پیش دیدگان جهانیان نهاده شده آشکار گشته و مردم کوبانی نیز از جمله ی مظلومان و کسانی که حق برخورداری از حکومت حق و عدل را دارند به شمار می روند لذا درخواست می شود حضرتعالی موضوع را با حساسیت و دقت بیشتری پیگیری فرمایید و آنچه را که واقعاً امکانپذیر است دستور فرمایید انجام گیرد. یقیناً این درخواست خواسته ی قلبی میلیونها کرد و انساندوستان دیگر در ایران است. ما کردها به اقتضای انساندوستی و نیز خویشاوندی خونی با مردم کوبانی به خاطر مصائب آنها نگران هستیم البته اگر روح انسانیت وجود داشته باشد تمام انسانها همخون و پیوسته هستند تا جایی که دیدیم چریکهای مبارز شرق آسیا نیز از کردهای سوریه حمایت نمودند و شماری از انسانهای شریف از آمریکا و برخی کشورهای غربی با رفتن به کردستان سوریه و پیوستن به نیروی مبارز عملاً در مبارزه با جهل و ستم شریک شدند. ما امیدواریم که فاجعه ی شنگال در کوبانی تکرار نشود. انساندوستان دیگر نیز با اشراف به موضوع به سائقه ی انسانیت نگران هستنند و مؤید این امر صدور بیانیه ها و ابراز نگرنی ها، تشکیل کمپین ها و درخواست کمک های فراوانی است که از سوی مردم منتشر و اعلام شده است.
یقیناً آنچه در دلها و خاطره ها و در حافظه ی تاریخ می ماند عملکرد مطابق با معیارهای عدالت است و امروزه کمک به کوبانی معیار شناخت انسانها در هر جایگاهی است. کوبانی یک شهر در سوریه نیست کوبانی در دل انسانهای آزادیخواه و مبارز و در دل ملت کرد قرار دارد و نمادی است از مقاومت حق در برابر باطل. کوبانی عصیان، آتشفشان، نور و گرمایی است در شب تاریک و سرد مطلوب داعش و حامیان آن. ملت کرد که حافظه ای درازمدت و قوی دارد امروزه با دقت و حساسیت تمام عملکردها درباره ی کوبانی را می نگرد و بی گمان در آینده معیار قضاوت و ارتباط خود قرار می دهد. راهپیمایی های انجام شده در اکثریت مناطق کردنشین ایران، اقلیم کردستان، کردستان مستعمره ی ترکیه و بسیاری از کشورهای جهان نشانی واضح از اهمیت کوبانی است.
البته با توجه به بند 16 اصل سوم، اصل یکصد و پنجاه و دوم و یکصد و پنجاه و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی دولت ایران و ریاست جمهوری دارای وظایفی هستند که نباید فراموش شود.عملکرد دولت درباره ی کوبانی در این مقطع معیار قضاوت بسیاری از مردم شریف ایران بویژه کردها و بسیاری از مردم جهان خواهد بود به علاوه رئیس جمهور به عنوان وظیفه ی اجرای قانون اساسی نباید موضوع کوبانی را نادیده گیرد. لذا درخواست می کنم:
1-موضوع کوبانی و تهاجم درندگان داعش را مورد توجه ویژه قرار دهید و آنچه را که واقعاً امکانپذیر است برای کمک به مردم کوبانی و جلوگیری از وقوع فاجعه ای انسانی انجام دهید. بویژه با طرح موضوع در سازمان ملل و استفاده از مقررات کارکردی سازمان مذکور به منظور انجام اقدامی فوری، کارآمد، سودمند و ضروری به یاری کوبانی بشتابید.
2-دولت ایران سیاست خارجی خود را مورد بازبینی قرار داده و استراتژی خود را به گونه ای طراحی نماید که با مظلومان واقعی یعنی کردها همراه شود. زیرا به دلایل فراوان ایران در موضوع کردها نباید دیدگاهی همچون ترکیه- که دشمن تمام کردهای جهان و سیستمی نژادپرست که حتی نام آن کشور نیز نژادپرستانه بوده و تروریستی سیستماتیک و دولتی است - داشته باشد.
3-از آنجا که دولت ترکیه از حامیان اصلی گروه درنده ی داعش و پشت جبهه ی جنگ با کردها بویژه در کوبانی است بازنگری در روابط ایران و ترکیه از ضرورتهاست. من به عنوان یکی از شهروندان این کشور خواستار دوری ایران از ترکیه هستم.
4-امکان اعزام افرادی که تمایل به جنگ با داعش بویژه در کوبانی دارند فراهم شود و این نگرانی که ممکن است کسانی که به جنگ داعش بروند و پس از برگشتن به ایران مورد بازخواست قرار گیرند پیشاپیش برطرف شود. یقیناً بسیاری از شیرزنان و شیرمردان خواستار اعزام به جنگ داعش و دفاع از کوبانی هستند که نباید از واکنش بعدی حکومت نگران باشند.

به قلم  سید محمد اکبری 

جناب آقاي رجب اردوغان رئيس جمهور محترم تركيه!



جناب آقاي رجب اردوغان رئيس جمهور محترم تركيه!




از آغاز هجوم نيروهاي دولت اسلامي شام و بغداد(داعش) و اشغال روستاهاي نواحي كوباني بطور عموم و شهركورنشين كوباني بطور اخص زير آتش توپ وخمپاره قرار دارد.

از آغاز قتل عام شهروندان سوريه بدستور رئيس جمهور شريف آن كشور آقاي بشار السد سه سال قبل تا بحال مردمان آن ديار با بي آبي آب و برق در بد ترين شرايط با مرگ و زندگي مواجه هستند.

اما يكماه قبل داعش بادامنه حملهات خويش با استفاده از سلاحهاي كشور هاي پشتيبانش درمنطقه بي اعتناء به شئونات انساني صده ها بلكه بيشتر از ساكنان بي گناه و بي دفاع شهر كوباني را بخاك خون كشانده است.ولي ارتش تركيه تحت فرماندهي شما با صف آرايي تانك. توپ در فاصله كمي مستقر گرديده و نظاره گر وضعيت رغتبار مردم مظلوم كوباني مي باشد كه بشيوه وحشيانه در خاك و خون مي غلطند. اما جناب اردوغان اسلام پناه ! شما در حال معامله سياسي و امتياز گير هستيد. شايد بدانيد مردم كوباني و نواحي تابعه قبل ازمسلمان بودنشان انسان هستند ، براي مثال از گلو له ي هاي بر سر اين مردم مي ريزد حاصل مرگ حاجياني مي شود ، ساليان سال است مالشان در راه صدقات زيارت خانه خدا وقف كرده اند.

جاي تعجب است چكونه مردمان كورد مسلمان در رديف كفار ومجوسين محسوب مي گردند ، و ريختن خون بخشي از ملت پنجاه ميليوني كورد را بوسيله مشتي قاتل و خون ريز شناخته و نشناخته از سراسر دنيا جمع شده اند، حلال مي باشد ، آنگهي جناب ار دوغان خودتان همه روزه تكليفات شرعي و دينيتان را بجاي مي آوريد، آيا اين عبادت شما از روي نيرنگ فيريب نمي باشد.بي شك به وجدان خودتان قاضي كنيد نتيجه معلوم است.

آقاي رئيس جمهور با توجه به مدرنيت امروز نه شما مي توانيد امپراطوري عثمانلري احياكنيد و نه خلافت شام و بغداد سقام گير مي شود ،جناب اردوغان لااقل احترام براي ميليونها كورد در سر زمين ابا و اجداديشان تحت حكومت شما زندگي مي كنندقائل باشيد.


فعال حقوق بشر
علي خسروي
استكهلم 
١١/١٠/٢٠١٤

Freitag, 10. Oktober 2014

نوای تنبور و هاوار مردم کرماشان در حمایت از کوبانی

نوای تنبور و هاوار مردم کرماشان در حمایت از کوبانی

به‌ گزارش سرویس خبری تاق‌وه‌سان: امروز جمعی از مردم کرماشان گردهم آمدند که حمایت خود را از مردم مظلوم کوبانی اعلام بدارند. کوبانیی که توسط نیروهای داعش و رژیم فاشیست ترکیه در محاصره و مورد هجوم قرار گرفته ا‌ند .
این مراسم با نوای حزن انگیز چمری آغاز و با قرائت قطعنامه پایانی به کار خود پایان داد.
مردم کرماشان پیام همبستگی و پشتیبانی در حمایت از خواهران و برادران خود در کوبانی سر داداند. سید مهرداد مشعشعی نیز در میانه مراسم با نوای تنبور و صدای گرمش چند آهنگ حماسی تقدیم حضار نمودند.














Donnerstag, 9. Oktober 2014

اول آخر یار_____ قبل از اینکه به مبحث اصلی یعنی استقلال آئین یاری به عنوان آئینی مجزا بپردازم



اول آخر یار
قبل از اینکه به مبحث اصلی یعنی استقلال آئین یاری به عنوان آئینی مجزا بپردازم
،





 تعریفی اجمالی از این آئین را به عرض می‌رسانم ، تا با توجه به این تعریف و گسترش آن بتوانیم به آئینی مستقل به نام آئین یاری اشراف پیدا نمائیم .
یارسان یا طایفه‌سان ، یک جریان فکری ، فلسفی و آئینی بسیار غنی می باشد ، که خود را مرتبط به پیمان و شرط و شون ازلی میداند و بر این باور است که فلسفه و عرفان دیگر ادیان ، آئین ها و مذاهب کهن ایران باستان بگونه‌ای ریشه در این آئین دارد ، که با فرهنگی دیرینه و غنی آمیخته است ، و در برهه‌ای از زمان با توجه به مبانی اعتقادی « دونای دون » و زیستگاه پیروان این آئین توانسته است ، روابط اجتماعی خود را با پیروان دیگر ادیان و آئین‌ها و مذاهب سازگار نماید ، و نیز تا حدودی عقاید و افکار آن جریانات در این آئین تأثیر گزار بوده است . اما در باطن به شرط و شون یاری که آئینی ازلی و اهورایی است پایبند بوده و به فرامین آن عمل می‌نموده است . این گونه افکار می تواند در بر گیرنده یک مکتب فلسفی شناخته شده به نام « آگوسیسم یا گنوسیسم »1 باشد . باید به عرض برسانم یارسان ضمن اینکه افکاری توحیدی و مترقی مختص به خود را داشته و دارد ، اما می‌توان گفت که همین افکار گنوسیستی مخصوصاًگنوسیسم‌های کرد درغرب کشور نقش بسزایی در بازیابی قدرت توسط ایرانیان در مقابل اعراب را داشته است و اگر بسیاری از مناطق غر بی ایران تا حدودی توانسته‌اند ، تمامیت ارضی ، فرهنگ ، زبان و آداب و رسوم کهن و قبل از اسلام خود را حفظ نمایند شاید به دلیل همین افکار گنوسیسمی بوده است .
زیرا با تسلط اعراب بر ایران وانحلال کامل امپراتوری بزرگ ایران ( ساسانیان ) این کردها و از
1 –گنوس ( معرفت ) واژه یونانی از ریشه هند و اروپایی است ، این اصطلاح از زمان‌های پیش در دین‌شناسی تطبیقی به کار گرفته شده است و نشان دهنده جریان فکری کهنی بود که بر آگاهی از رازهای ایزدی تأکید می‌ورزید که از هنگام برپایی گنگره مسینا در ایتالیا که در سال 1966 میلادی در باره سرچشمه‌های آئین گنوسی برگزار شد ، پژوهندگان میان گنوس و آئین گنوسی (گنوستی‌سیزم ) تمایز قایل شوند ،( نقل از کتاب آئین گنوسی و مانوی ویراسته میرچاد الیاد ترجمه دکتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور )
آن جمله مردم یارسان بودند که در قالب حکومت‌های محلی و منطقه‌ای و نهضت‌های جداگانه علیه اعراب به پا خواستند ، آنها بودند که در راه بازسازی و بازیابی دوباره‌ی قدرت توسط ایرانیان و حکومت بر این سرزمین تلاش کردند . که در این راستا می توان به دوره‌های مختلف یاری از بهلول تا پردیور اشاره نمود .
سلطان سهاک و یارانش در پردیور قوامی دوباره به آئین یاری بخشیدند ، آئینی که حمله اعراب در صدر اسلام شیرازه آنرا از هم گسیخته بود و می رفت تا به دست فراموشی سپرده شود که اشارات بهلول در قرن دوم موید این ادعا می‌باشد .
او وانه یاران ، او وانه یاران
 ایمی دیوانین او وانه یاران
هنی مگیلین یکیک شاران
 تا زنده کَـریم آئین یاران
مفهوم کلام فوق می‌رساند که آئینی به نام آئین یاری یا « آئین یاران » در میان مردم خصوصاً گستره‌ی پهناوری از غرب ایران رایج بوده است و بهلول می فرماید ما آمده‌ایم تا این آئین را دوباره زنده کنیم ، شواهد و قراین زیادی در کلام وجود دارد که حاکی از وجود آئینی به نام آئین یاری قبل از اسلام بوده است .
اما می پردازیم به توضیح و تفسیر مفاهیمی که در تعریف یارسان در مقدمه همین مقوله آمده است .
الف : بارزترین مبانی اعتقادی یارسان « دونای دون » می‌باشد ، و با توجه به همین مبانی مردم یارسان برای تمام ادیان ، مذاهب ، اقلیتها ، قومیتها و بطور کلی عموم انسانها احترام و عزت قائلند و توهین به آنها را طبق قوانین و شرط و شون آئینی خود گناه می‌دانند ، بگونه‌ای که روابط اجتماعی این مردم در هر زیستگاه و در میان هر مذهب و قومیتی ، رابطه ای حسنه و شایسته و محترمانه بوده و می‌باشد ، نمونه‌ای از این رابطه‌ها را می‌توان در غرب و شرق و شمال و جنوب و مرکز کشور پهناور ایران ونیز سایر کشورها به خوبی مشاهده نمود .
ب : همین مبانی اعتقادی یعنی دونای دون موجب شده است که در کلام یاری ، نامی از بزرگان این آئین و ارتباط دونی آنها با پیامبران و بزرگان ادیان و مذاهب دیگر و حتی فلاسفه ، پادشاهان ، ادبا و ......... آورده شود ، و تجلی بزرگان یارسان را در کالبدهای معرفی نماید ، این مسئله بدین معنا نیست که آئین یاری زیر مجموعه ای از ادیان و مذاهبی است که نامی از بزرگانشان در کلام آمده است ، بلکه یک ارتباط دونی است و لاغیر . زیرا هنگامی که مردم یارسان خصوصاً بزرگان این آئین روزگار را بر خود تنگ می ‌دیدند و اختناق آنها را به خود می‌پیچاند ، راهی به ‌جز ترفند ارتباط دونی با مقدسات اکثریت حاکم براختناق نداشتند بگونه‌ای که در پاره‌ای موارد به عبارات و مطالب به ظاهر بی معنای که « شطح»1 و « طامات »2 گفته می‌شد متوسل می شدند ، اما در باطن آنان شوری عظیم وجود داشت که عشق را بر عقل غالب می‌نمود . زیرا مقاومت مردم یارسان در مقابل بیگانگان و دشمنان مملکت مقاومت فکری و غیر مسلحانه بود ، و لیکن در هر حال مقاومت بود ، اسلحه این مردم اسرار آنان بود و در پاره‌ای مواقع افشاء این رازها به بهای جان آنها تمام می‌شد.
«تیمور سرّ فاش کرد سر ویش دانا »
یعنی تیمور اسرار را فاش نمود و در این راه جان خود را از دست داد .
ادبیات کلامی مردم یارسان در رابطه با حفظ تمامیت آئینی خود ، و احترام به کلیه ادیان و مذاهب و قومیتها مایه مباهات و روسفیدی ما می‌باشد . پس آنچه پس از دونای دون در آئین یاری قابل بررسی و حائز اهمیت بوده است ، مسئله اسرار و رمز و راز می باشد . آموزه‌ی رازوری اساساً مسئله‌ای متافیزیکی ، نه به مفهوم فلسفی بلکه به معنای مابعدطبیعی است . تجربه رازورانه
1 ـ شطح در لغت به معنی لب پر آب است که در اثر حرکت غیر ارادی از جام بیرون جهد ، و در اصطلاح سخنانی را گویند بدون آگاهی از زبان عارفان پرشور و بیخود شده بیرون می آید .
2 ـ طامات جمع طامه به معنی حادثه عظیم و بلای سخت . در فارسی به تخفیف میم به معنی اوراد و کرامات سالکان است .
هم به دیرینگی خود انسان بستگی دارد ، شخصی بخواهد با آئین یاری آشنا شود باید آگاهی کامل به دستورات آئینی داشته باشد و با همین آگاهی در میدان یاری گام نهد تا شمه‌ای از رمز و راز این آئین را لمس نماید . در این رابطه شاهدی از یک تک بیت از غزل حافظ را بر می گزینیم :
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیام سروش
پس دو مسئله مهم دونای‌دون و رمزوراز موجب ارتباط تنگاتنگ مردمان این آئین با جوامع خصوصاً با مذاهب دیگر شده است ، یکی از این ارتباطات وجه مشترکی است که مردم یارسان با مسلمانان خصوصاً اهل تشیع و با علی دارند ، مردم یارسان همانگونه که حضرت آدم ، حضرت ابراهیم ، حضرت عیسی ، حضرت موسی ، حضرت نوح ، حضرت زردتشت و دیگر بزرگان را تجلی ذات حق می‌دانند ، حضرت علی را همین طور .
اما بهلول ، شاه خوشین ، باباناوس ، ..... و سلطان سهاک را رهبران آئین یاری می‌دانند ، و اکمل ترین ذات را سلطان سهاک دانسته و بر این باورند که سلطان سهاک و یارانش به احیا و ترویج آئین کهن یاری پرداخته اند ، و ضمن احترام به دیگر ادیان و مذاهب پیروانش را به اجرا فرامین و دستورات یار دعوت نموده است و فرموده است :
من باوام شیخ عیسی1
بُی دورم کرد پرچینا
تا جـــه پردیــور رواج بو ای دینا
یعنی من پدرم شیخ عیسی بود ، ولی دور مسلک و آئین اورا پرچین کشیدم تا دین یاری را رواج دهم ، خوب هنگامی که سلطان سهاک در رابطه با یارسان و مراسم دینی برای نزدیکترین شخص به خودش یعنی پدرش را حدو مرز قائل می‌باشد و پیروانش را به انجام مراسم یاری دعوت می‌نماید و آنرا هم یک دین می‌نامد . چگونه می‌تواند آئین یاری شاخه‌ای از یک دین یا مذهب دیگر باشد،اگر هم چنین بود باید فرامین و فرایض آن دین یا مذهب رابه جای می‌آورد،در صورتی
1 ـ شیخ عیسی پدر ظاهری سلطان سهاک که مسلمان بوده است
که مردم یارسان تنها به اعتقادات و فرامین وفرایض آئینی خود پایبند می‌باشد و همانگونه که عرض شد به هیچ دین ، آئین ، مسلک ، مذهب و قومیتی هم توهین روا نمی‌دارد ، بلکه آنها را محترم می شمارد ، به همین دلیل است که مردم یارسان بر خود می بالند که آئینی مترقی را پیروی می‌نمایند ، آئینی که اساسی‌ترین عنصر عقیدتیش « دونای‌دون» می‌باشد و همین «دونای‌دون» نه تنها توهین به انسانها بلکه توهین و آزار به هر جانداری را منع کرده و گناه محسوب نموده است ، و کلام بزرگان نیز در این راستا موید این مطلب است ، شاه تیمور در این مورد می‌فرمایند :
یاران مـر اوسا تیمــور دلشاد بود
آزادی مخلوق دادرسی داد بود
شاه تیمور این رهبر آئینی ، آزادی و عدالت را برای تمام موجودات و در تمام زمینه‌ها خواستار شده است . دیدگاه مردم یارسان یک دیدگاه فرا دینی می‌باشد .
پس همین « دونای‌دون» است که می توان با بررسی‌های علمی و فلسفی جواب بسیاری از سئوالات را که مذاهب دیگر از آن عاجز هستند به خوبی ارائه دهد . جهت اینکه ثابت نمائیم که یارسان یک آئین مستقل و کهن بوده و ذکر اسامی پیامبران و یا امامان و حتی فلاسفه و ادیبان مشهور دالی بر زیر مجموعه بودن این آئین در ادیان دیگر نمی‌باشد و باز هم برای اینکه این شک برای افرادی که آئین یاری را شاخه‌ای از ادیان دیگر می‌دانند به یقین تبدیل شود که یارسان شاخه‌ای از هیچ دین و مذهبی نیست ، بلکه خود آئینی است مجزا ، که دارای کلیه قوانین فرهنگی ، آئینی ، اجتماعی ، حقوقی و فلسفی مربوط به خود می‌باشد ، به ذکر نمونه‌های از کلام در این رابطه می‌پردازیم ، و در آخر نیز تفاوت‌های آن را با ادیان دیگر خصوصاً دین اسلام و مذهب شیعه که با توجه به عامل زیستگاهی و روابط اجتماعی تأثیرات بیشتری در میان مردم یارسان داشته باشد ذکر نمائیم :
سلطان مرمو :
داوو درســــا ، داوو درســـا
راگــه حقیقــت داوو درســا
حقیقت بَنیــوَن بنیامین بسـا
میردان و قانون بنیام حق ناسا
بنیامین عیسی عیسی بنیامن
قــانونش طیــار طرش تمامن
درکلام فوق که از فرموده‌های خود سلطان سهاک است پیربنیامین را جلوه یا دونی از حضرت عیسی مسیح معرفی نموده است و فرموده است که آئین حقیقت ( یارسان ) آبند یا سدی است محکم مستقل (بَن= سد) که دیوار مستحکم این سد را پیر بنیامین بنا نهاده است ، حالا اگر ما این استدلال را داشته باشیم که چون در این کلام نامی از عیسی آمده است ، پیروان آئین یاری شاخه‌ای از مسیحیت می باشد ، و طبیعتاً می‌بایست مراسم آئینی مسیحیت را هم به جای آورند دچار اشتباه شده‌ایم و چنین چیزی نیست ، البته ممکن است طبق تعریفی که از یارسان شد در یک زیستگاه مسیحی نشین و یا زیستگاهی که تقویم سالی و رسمی آن بر مبنای میلادی است ، تأثیری بر زمان فرارسیدن اعیاد آئینی آنها داشته باشد ، ولی در اصل ایدیولوژی یاری ، هیچ تأثیری نداشته است . بیشتر کاکه‌ای‌های عراق( یارسانی‌های عراق) تاریخ شروع خاوندکار ( روزه خاوندکاری یا مرنو) را برمبنای دوازدهم از ماهای میلادی محاسبه کرده و انجام می‌دهند ولی نذر و نیاز و قربانی را طبق دستورات پردیوری و سلطانی انجام می‌دهند و همچنین یارسانیهای مقیم شهرهایی چون تهران ، تبریز ، همدان ، قزوین ، ارومیه و شیراز و .... چون اطلاعات کمتری از حساب و کتاب سلطانی و پردیوری داشته اند بر مبنای ماههای شمسی اعیاد خاوندکاری و قولطاسی را انجام می‌دهند ، اما شرط و شون اصلی همانی است که سلطان سهاک گفته است .
خوشبختانه در سالهای اخیر با توجه به چاپ و نشر کتابهای یاری ، اطلاع رسانی ، ارتباطات و رسانه‌های پیشرفته ، مردم یارسان در هر نقطه کشوری باشند سعی می‌کنند تاریخ اعیاد خود را بر مبنای پردیور انجام دهند ، اگر چه کار بسیار سختی است اما تلاشهای محققین و نویسندگان یارسانی توانسته است تأثیر بسزایی در انسجام و وحدت میان کلیه یارسانیها در عموم کشورها خصوصاً در گستره ایران داشته باشند ولی باز هم زمان بیشتری لازم است که با آگاهی فرهنگی و کلامی در میان توده‌ها به یک تاریخ واحد و کلامی برسیم .
اما نمونه کلامهای دیگر و ذکر نام بزرگانی از مذاهب و ادیان و اسطوره‌هاکه به صِرف آمدن نام آنها در کلام نمی‌توان یارسان را زیر مجموعه نامیدبلکه رویه « دونای‌دونی» چنین است :
بنیامین مرمو :
مکانم چولن ، مکانم چولن
ویم قیس چول گرد مکانم چولن
لالم نه بالن پوسم نه کولن
لالم خـواجامن یاران چه حـولن

داوو مرمو :
سلیمان پری ، سلیمان پری
سلیمـان نان شای دیو پـری
نگینـم بنیـام یاوام خبــری
مجنونم موسی تاجم حیدری

پیر موسی مرمو :
هر و خور هلات تا و خور آوا
رجـوشن و ذات تای بی همتا
بی همتـا علین ، علین الله
دلش دلــدلن ، الله و ایــوالله

سلطان مرمو :
تا سکه نبو جوز نین قبول
هر له باوا آیم تا آخــر رسول
دون و دون امایم اصول و اصول
راه یاری حقن پی یاران قبول

پیر مکائیل مرمو :
نوذر شای کیان ، نوذر شای کیان
شام بی نودم نوذر شای کیان
شام بنیامین بی چوگا نو زمان
وینه کُرد گرد شی نه میدان
در کلامهای بالا از قیس اسطوره داستان لیلی مجنون ، حضرت سلیمان پیامبر قوم یهود ، حضرت علی امام اول شیعیان ، حضرت آدم و نوذر شاه پادشاه کیانی صحبت شده است . پس با توجه به کلامهای فوق به همان تعریفی می رسیم که در مقدمه این مقال برای تعریف یاری آمده بود یعنی تمام آئینها و مذاهب کهن ایران باستان بگونه‌ای ریشه در آئین یاری دارند و با توجه به مبانی اعتقادی « دونا‌ی‌دون » و زیستگاه پیروان یارسان توانسته‌اند روابط اجتماعی خود را با پیروان دیگر ادیان و آئین‌ها و مذاهب سازگار نمایند .اما به شرط و شون خود پابندی کامل داشته‌اند و فرامین و فرایض آئینی جداگانه و مستقل به جای می‌آورند که در هیچکدام از مذاهب و ادیان دیگر وجود ندارد . از قبیل مرنو ، قولطاس ، انجام نذر و نیاز با مراسمی ویژه ، نامگذاری نوزاد و .... که پارامترهای ویژه آئین یاری می‌باشند .
اما چون موسسه محترم لاند اینفو مارا زیر شاخه‌ای از مذهب تشیع به حساب آورده است ، باید بعرض مسئولین محترم آن موسسه برسانم ضمن اینکه هیچگونه توهین و اهانتی نه تنها به مذهب شیعه بلکه به هیچ مذهبی روا نمی‌داریم حتی یک مورد از قوانین دین یاری با قوانین اسلامی به ویژه شیعه مذهب شباهت و همخوانی ندارد . در اینجا به بعضی از تفاوتهای عمده می پردازم :

1 ـ در ادیان دیگر اعتقاد بر این است که پیامبران از طرف خداوند به پیامبری مبعوث شده‌اند و تمام مطالب کتابهایشان که مجموعه قوانین مربوط به آنها را بیان میکند توسط جبرئیل دریافت و بسمع مردم رسانده است .
اما ما پیروان دین یاری براین باوریم که ذات حق در جامه بشری در دورهای مختلف که آخرین آن سلطان سهاک است به میان ما آمده است ، و تمام قوانین یاری در جم‌های مختلفی که در پردیور توسط شخص ایشان تشکیل می‌شد ، به تصویب اعضاء رسیده است ، در اصل سلطان سهاک اولین کسی بود که مجلس قانونگذاری را تأسیس نمود .

2 ـ کتاب مقدس هر کدام از ادیان به زبان آن پیامبر آمده است ، قرآن عربی ، تورات عبری و .... .
در صورتیکه کتاب مقدس و دینی مردم یارسان هم دیوان‌گوره بوده و به زبان کردی می‌باشد در اینمورد سلطان سهاک می‌فرماید : « دیوان گوره‌م نام دفترا بیزار چا آ کسه بی جوز و سرا »

3 ـ مردم یارسانی معتقدند چهار ملکه در ازل وجود داشته و در هر دوره‌ی ذاتی در جامه انسانی جلوه نموده اند که در آخرین دوره‌ی ذاتی یعنی زمان ظهور سلطان سهاک در 733 سال پیش در پردیور در غالب بشر به اسمهای ( پیربنیامین، داود کوسوار ، پیرموسی ومصطفی داوان ) آمده‌اند .

4 ـ اصول دین در آئین یاری شامل راستی و پاکی و نیستی ردایی میباشد ، که مانند چهار ستون 72 شرط(قانون) را در بر گرفته است « یاری چوار چیون باوری وجا راستی ، پاکی ، نیستی و رداء) .

5 ـ همانگونه که همه ادیان و آئین‌ها ،عبادات و نماز خود را به صورهای متفاوت بجا می‌آورند در دین یاری پیروانش را ازخواندن نماز به شکلی که دیگر ادیان بجا می‌آورند معاف نموده است و مارا به انجام دادن نذر و نیاز که عبادت ویژه یارسانی است موظف نموده است در این مورد بابا ناوس می‌فرماید :

ناوز مرمو :
صوفیان بدساز ، صوفیان بدساز
هیها بو هشتای صوفیان بدساز
یارم نکـــرو ای ذکــر نمـاز
شــــرطم هــانه رای جمو نیاز
پی خــار نیانم تفتی پوس پیاز
یاران وش بوان وی شادی و شاباز
دوستــم چا وشیم بکــرو پرواز
چپ دس بکــردی باچدی و آواز

6 ـ روزه در دین یاری در دو نوبت در آبانماه ( نوامبر ) و دیماه (ژانویه ) برگزار می‌گردد که در هر نوبت مردم یارسان 3 روز در روزه هستند . و با مراسمی ویژه که فقط خاص آئینی است انجام می‌گیرد در صورتی که ادیان دیگر چنین نیست .

7 ـ مردمان پیرو دین یاری بنا به آموزه دینی مبانی اعتقادی (دونای‌دونی ) را قبول دارند و بر این عقیده هستند که روح انسان هزار ویکبار به دنیای فانی برای صیقل و جلا دادن رجعت میکند تا در هزار ویکمین به ذات حق ملحق شود در اصل خود روح جزئی از ذات حق شود ( انسان خدائی) و به همان لقایی که حافظ اشاره نموده است «ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بردار نقاب که محتاج لقاییم »

پیربنیامین مرمو :
چه هزار و یک دون بونیش نجاتی
قلــم زر روحش بزیــو پی ذاتی
نشان یاری بون چه حضــوری
هم پری قاپی جم بدان دستوری
خـواجـام بدروش خــلات نوری

8 ـ کلام یاری در رابطه با جهان بینی یاری ایچنین می‌فرماید ،
سید باویسی مرمو :
پادشاه موجود ، پادشاه موجود
صاحب کار و دین پادشاه موجود
چه امـر ویتـن ای بود و نبـود
دودش چه شمعا شمعشا چه دود
خـارت نه گُلن گُلت نه خـارن
فصـلی خــزانن فصـلی وهـارن
قــدرت کامــل پیشان نمانای
هـرکس و نـوعی اسمشان وانای
پی چیش نتاوای یکرنگ بکری
دنگ دنگ داران بی دنگ بکری
آمانن آمان سّـــرپـوش ستــار
هــر چـه صــلاتن نداریم انکار
در این کلام جهانبینی آئین یاری را برای ما مشخص می نماید ، و مردم یارسان خلقت جهان را به این صورت با تنوع نژادی ، دینی ، فرهنگی ، قومی ..... بنا به مصلحت آفریدگار می‌دانند ، و به حقوق تمام موجودات عالم به دیده احترام می‌نگرند .

9 ـ محل عبادت مسلمانان مسجد ، یهودیان کنیسه ، مسیحیان کلیسا ،و به همین ترتیب هر دینی محلی جداگانه برای عبادت دارد .
محل عبادت مردم یارسان جمخانه است ، که روش عبادت هیچگونه شباهتی با دیگر ادیان ندارد ، «مِردان» مردمان یارسان درجم(جمع) با کلاه و کمربسته به صورت دایره‌وار می‌نشنینند ، با خواندن کلام و دعاهای کردی و چپ دست ، به شکرگزاری می‌پردازند . که هیچگونه شباهتی با عبادت دیگر ادیان ندارد .

10 ـ قبله مردم یارسان پردیور ( محلی در شهرستان پاوه استان کرمانشاه ) و همچنین جم می‌باشد ، اما ادیان دیگر قبله‌های مربوط به خود دارند.
پیر منصور شوشتری از هفتاد و دو پیر می فرماید :

کابه‌م پردیور سلطان سرجــم
یاران نه جمدا دل باران و هم
یکرنگ بنیشان هیچ نکران ذم
مامور سلطان حاضرن نه جم

11 ـ دین یاری براین عقیده اند که یار بودن یک موهبت است که خداوند نصیب هر کسی نخواهد کرد ، و پیمودن این راه عشق بالای می‌خواهد ، که با زور و اجبارنمیشود قدم در این راه گذاشت .
پیر احمد بره‌شاهی از هفتاد و دو پیر :

یاران نکران یاری و زوری
خاصه غلامان رژیان جه نوری
میردیگم گرگن ویل نبو سرسام
چنی گمراهان نپیچو نه دام
یاری بویژو و کوچ و کلام
کلام اکثیرن پری جسه خام
یاری مکرو و طلای زرفام

12 ـ مردم یارسان با پیروی از پیام کلامهای دین یاری طرفدار صلح و آرامش و دوستی در بین تمام مردم جهان هستند .

سلطان مرمو :
بو راست له صلح به ، دور به له آشو
میردانه دارت هل وشن نه کو

پیرالی مرمو :
هی یار گیانی ، هی یار گیانی
از و فدات بام هی دوس گیانی
یاری و مــروتا و مهــــربانی
و صیقه و قروان و گیانای گیانی

13 ـ در آئین یاری مرد و زن از لحاظ شعور اجتماعی و عقلی با مرد برابر است ، ودر کلامهای یاری هردو جنس را برابر و با اسم میرد نام برده است . امادر بعضی ادیان دیگر چنین نیست .

14 ـ ولی در آئین یاری بنا به سند کلامی زن و مرد از لحاظ حقوق اجتماعی ، ارث و.... برابر می‌باشند .
سلطان مرمو :
کناچه و کُری ، کناچه و کُری
توفیــرشان نین کنـاچه و کُـری
بـــش باطنـــن ازل هــــوِری
خـــاتون دایراک اِی بشش خری
بیا و دایان پوران حُری
هــرکسی باچو کنـــاچه و کُـــری
مَوزِیش و دَم مودای کی بِری

15 ـ پیروان آئین یارسان از داشتن دو همسر همزمان منع شده اند ، و طبق کلام مردان و زنان یارسانی همزمان مجاز به داشتن بیشتر از یک همسر نیستند ، در بیشتر ادیان چنین نیست .
سلطان مرمو :
نِمَــــو دو هامسر کـرو نکـــایی
هــر یار دو هامسر چه یانه یایی
ار روژی صد جار چه آ یانه
جمشان نریایی آ کــردارانه
قَویل نیه چه اِی درگــاهی
سلطان مرمو :
بهره هر دو سر نِمو پی هیچ کس
نِمَو دو هنی گیری و یک دس
دو هوو او یک نِمَبو پیوَس
سازگاریشان نمبو به بس

سلطان مرمو :
خطاب به پیر بنیامین
پیــره و تــوه ، پیــره و تــوه
پیــره وَو ذات َ و شانی توَه
باچــدی و میردان و بام و کوَه
یک بش زیادتـــر یاد نکن بوه

16 ـ در کلام سلطان سهاک ما را از طلاق و ازدواج مجدد منع نموده است مگر در سه مورد زیر که در کلام به آن اشاره شده است : 1 ـ انحرافات اخلاقی 2 ـ غرور و تکبر ویا موت یکی از طرفین 3 ـ وقتی اولادی نداشته باشند .که در مورد سوم رضایت طرفین لازم است و قابل ذکر است که در هرسه مورد زنان یارسانی نیز میتوانند برای طلاق اقدام کنند .
سلطان مرمو :
نِیَنِــم صَـلایی ، نِیَنِــم صَـلایی
طلاق پی یاران نِیَنِم صَلایی
هر کس چه یاران اَر سرِش دایی
اَر بطال کَــرو عقـد و نکایی
مصطفاش مامورن پــری جزایی
مَدروش نه وَر تیــر و بلایی
مگــر وی سه شـرط لازم نیایی
بوانو طــلاق نه جــای نکایی
اول چه هامسر بوینــو خطــایی
و چاو ویش بوینو دُزی و زنایی
دویم همســرش بَودی فنایی
سویم چه هامسرش نبوش اولایی
آدیش پا یقین هامسر نبو زایی
نبو بطال کریش عقد و نکایی
و شرطی هامسرش ار بَودی رضایی

17 ـ در آئین یاری حیواناتی که از نظر کلامی حلال گوشت محسوب می شوند پس از دعا خواندن بر چاقو سر می برند و پس از دور ریختن بعضی از اعضاء ، مانند روده بزرگ و .... بقیه ر کاملاً می‌شویند و با شیوه خاص بدون چشیدن می‌پزند و در جم یاری دعا میدهند و به صورت مساوی بین افراد جم نشین تقسیم می‌کنند .
دیگر مراسمهای این آئین از قبیل سر سپردگی شستن مردگان ، دعای خاکسپاری ، دعای خیر برای مردگان ، دعای استحمام جهت رفتن به جمخانه ، دعای نامگذاری بچه ، دعای برادری ، دعای ازدواج و ..... به زبان کردی هورامی بوده و هیچ شباهتی با ادیان دیگر خصوصاً دین اسلام ندارد ، جای تعجب است مسئولین محترم موسسه‌ی لاند اینفو تنها یک کلمه مشترک « علی » بین دین اسلام و دین یاری را پیدا نموده و این آئین را که قدمت هزارها سال دارد را زیر مجموعه‌ای از دین اسلام میداند ، اگر واقعاً این یک کلمه چنین مدرک معتبری است ، توصیه می‌شود که دین اسلام را نیز زیر مجموعای از دین مسیحیت و یهودیت و مسلمانان را نیز یهودی و مسیحی بنامید زیرا در اکثر سورهای قرآنی مخصوصاً سوره بقره ، سوره مائده ، سوره مریم ، سوره یونس ، سوره یوسف و سوره ابراهیم تماماً از موسی و عیسی و مریم و پیامبران یهود و نصارا صحبت شده است . و برای آگاهی بیشتر به‌ مسئولین محترم لاند اینفو توصیه می‌شود ، کتاب دینی یارسان و بقیه ادیان را مطالعه بنمایند ، قوانین و ارکان را مورد بررسی قراردهند نه اسم کسانی که کتابها آمده است، در آنموقع متوجه خواهند شد که ارکان و عبادات آئین یاری فقط مختص به این آئین است و تشابهی با ارکان دیگر ادیان ندارد .
در پایان باید به عرض برسانم ، نیت از انشاء این مقول تنها بابت استقلال آئین یاری از دیگر آئین‌ها می‌باشد و شواهد و مثالها فقط به دلیل تفهیم مسئله بوده و خدای ناخواسته قصد و قرض خاصی در بین نبوده زیرا همانگونه که در متن هم آمده است آئین یاری توهین و اهانت به ادیان و مذاهب دیگر را گناه محسوب می‌نماید.

 با تشکر فراوان  از جناب   آسید حشمت میره بیگی( آژنگ)